این داستان گیه و اگر خوشتون نمیاد نخونین.
وقتی که ۱۵ سالم بود، تو مدرسه و اینجور جاها زیاد انگشت میشدم چون کونم بزرگ بود و سفید بودم.
از ۲سال قبلش همسایم منو کونی و بیغیرت کرده بود ولی هنوزم دلم نمیخواست جلوی بقیه انگشت بشم.
یک روز تو مدرسه قلدر کلاس بعد زنگ تفریح جلومو گرفت و گفت من میدونم تو کون میدی!
من یهو قلبم ریخت و خواستم عادی رفتار کنم ولی فکر کنم از قیافم معلوم بود که ترسیدم از حرفش.
گفتم این چرت و پرتا چیه؟ برو کنار میخوام برم.
گفت بکنت عکساتو برام فرستاده. میخوای پخششون کنم؟
من با صدای ترسیده گفتم من چیزی ندارم که بخوای پخش کنی.
بعد در گوشم گفت مطمئنی؟
من دیگه وا دادم گفتم توروخدا پخش نکن. هرکار بخوای میکنم.
خندید و گفت بعد مدرسه با من بیا خونم.
منم قبول کردم و رفتم خونش.
تو راه هیچی نمیگفت و من فقط دنبالش میکردم.
رسیدیم و من رفتم توی خونش گفتم خب الان اومدم چیکارم داری؟
گفت زود لخت شو کونتو ببینم وقت ندارم. اول مخالفت کردم گفتم عمرا. اگر یکی بیاد چی؟
گفت هرچی زودتر لخت بشی امکان اینکه یکی بیاد کمتره.
گفتم لخت بشم میزاری بعدش برم؟
گفت اره.
من نمیخواستم لخت بشم چون هم دولم خیلی کوچیکه و هم چون روزای قبل کون داده بودم و سوراخم گشاد شده یکم.
وقتی لخت شدم منو نگاه کرد شروع کرد به خندیدن. گفت تو که کیر نداری چجوری میخوای بعدا دختر بکنی کونی؟ تو فقط به درد کون دادن میخوری.
منم نزدیک بود اشکم دربیاد ولی چیزی نخواستم ببینه چقدر احساس تحقیر شدن میکنم.
چرخیدم و کونمو هم نشونش دادم. بعد گفتم الان کافیه؟
گفت اره.
منم سریع لباسامو پوشیدم رفتم خونه.
رفتم خونه گوشیمو چک کردم دیدم از کیر کوچولوم و کونم عکس گرفته برام فرستاده.
بعد بهم پیام داد که من اصلا خبر نداشتم کون میدی بدبخت. خیلی زود باوری و احمقی. فقط چون کونت گندست حدس زدم کونم میدی.
من میخواستم گریه کنم از شدت حماقت خودم.
بعد پیام داد یا میای زیر کیرم یا برای بقیه و فلانی(یک دختره که ازش خوشم میومد) میفرستم.
منم دیگه اشک تو چشام جمع شده بود گفتم باشه هرچی تو بگی. ولی به جون مادرت قسم بخور دیگه بعدش کاریم نداری.
اونم گفت باشه تو بیا.
گفتم کی؟
گفت فردا صبح که مدرسه نداریم بیا.
منم رفتم حموم گریه کردم و بعد کونمو آماده کردم براش.
صبح که پاشدم کونمو باز تمیز کردم و رفتم خونش.
زنگ در رو زدم و رفتم بالا دیدم جلو در وایساده و داره کیرشو میماله.
از استرس می لرزیدم ولی به خودم گفتم اینم مثل بقیهی کساییه که بهشون کون دادم.
رفتم تو درجا کونمو گرفت و در خونه رو قفل کرد.
گفت امروز تو زن منی. حالیته؟ منم سرمو تکون دادم گفتم اره.
لختم کرد و منو نشوند رو زانو منم با استرس نگاهش کردم و آروم سرمو آوردم جلو شروع کردم به لیسیدن کیرش.
کم کم شروع کردم به ساک زدن و اونم انگار رو ابرا بود.
کیرشو از دهنم درآورد و گفت تخمامو بخور و منم همین کارو کردم. بعد گفت کونتو تمیز کردی؟ گفتم اره.
بعد منو بلند کرد و زد در کونم گفت برو تو اون اتاق سمت چپی.
رفتم داخل و دیدم اون اتاق انگار مال پدر مادرش بود.
خم شدم رو تخت و چسبید بهم.
سر کیرشو آروم فرو کرد تو کونم. یه سوزش ریز گرفت ولی چون قبلا یکی دیگه گشادم کرده بود اونقدرا اذیت نشدم.
آروم آه کشیدم و اون انگار حشری تر شد و سرعت تلمبه رو زیاد کرد منم دیدم که خوشش اومده بیشتر آه ناله کردم که زودتر آبش بیاد و ولم بکنه.
منو کامل انداخت رو تخت و اومد روم و کیرشو تا اخر فرو کرد با یه فشار!
جیغ زدم خواستم فرار کنم از زیر کیرش ولی وزنشو کامل انداخته بود روم و جای فرار نداشتم.
شروع کرد محکم تلمبه زدن و من دیگه دردم رفته بود و فقط داشتم حال میکردم ولی نمیخواستم بفهمه خوشم اومده.
از روم بلند شد و منو برگردوند و آورد لبهی تخت و بعد پاهامو گذاشت رو شونه هاش.
کیرش با یه فشار راحت رفت تو کونم و شروع کرد تلمبه زدن.
من دیگه نتونستم مقاومت کنم و بدون دست زدن به دولم آبم اومد و ریخت رو شکمم.
اونم تقریبا همزمان آبشو تو کونم خالی کرد.
از قیافش معلوم بود که خیلی از خودش راضیه که آبم با کون دادن بهش اومد.
دستمال داد بهم که شکممو تمیز کنم و چندتا فرو کرد تو کونم و بهم گفت زود باش برو.
منم با سرعت لباس پوشیدم و لنگان لنگان با کون جر خورده رفتم خونه.
شبش دیدم برام عکس فرستاده فهمیدم بازم یواشکی ازم عکس گرفت وقتی داشتم کون میدادم ولی کمتر ناراحت شدم چون از کون دادن بهش خوشم اومده بود.
وقتی که ۱۵ سالم بود، تو مدرسه و اینجور جاها زیاد انگشت میشدم چون کونم بزرگ بود و سفید بودم.
از ۲سال قبلش همسایم منو کونی و بیغیرت کرده بود ولی هنوزم دلم نمیخواست جلوی بقیه انگشت بشم.
یک روز تو مدرسه قلدر کلاس بعد زنگ تفریح جلومو گرفت و گفت من میدونم تو کون میدی!
من یهو قلبم ریخت و خواستم عادی رفتار کنم ولی فکر کنم از قیافم معلوم بود که ترسیدم از حرفش.
گفتم این چرت و پرتا چیه؟ برو کنار میخوام برم.
گفت بکنت عکساتو برام فرستاده. میخوای پخششون کنم؟
من با صدای ترسیده گفتم من چیزی ندارم که بخوای پخش کنی.
بعد در گوشم گفت مطمئنی؟
من دیگه وا دادم گفتم توروخدا پخش نکن. هرکار بخوای میکنم.
خندید و گفت بعد مدرسه با من بیا خونم.
منم قبول کردم و رفتم خونش.
تو راه هیچی نمیگفت و من فقط دنبالش میکردم.
رسیدیم و من رفتم توی خونش گفتم خب الان اومدم چیکارم داری؟
گفت زود لخت شو کونتو ببینم وقت ندارم. اول مخالفت کردم گفتم عمرا. اگر یکی بیاد چی؟
گفت هرچی زودتر لخت بشی امکان اینکه یکی بیاد کمتره.
گفتم لخت بشم میزاری بعدش برم؟
گفت اره.
من نمیخواستم لخت بشم چون هم دولم خیلی کوچیکه و هم چون روزای قبل کون داده بودم و سوراخم گشاد شده یکم.
وقتی لخت شدم منو نگاه کرد شروع کرد به خندیدن. گفت تو که کیر نداری چجوری میخوای بعدا دختر بکنی کونی؟ تو فقط به درد کون دادن میخوری.
منم نزدیک بود اشکم دربیاد ولی چیزی نخواستم ببینه چقدر احساس تحقیر شدن میکنم.
چرخیدم و کونمو هم نشونش دادم. بعد گفتم الان کافیه؟
گفت اره.
منم سریع لباسامو پوشیدم رفتم خونه.
رفتم خونه گوشیمو چک کردم دیدم از کیر کوچولوم و کونم عکس گرفته برام فرستاده.
بعد بهم پیام داد که من اصلا خبر نداشتم کون میدی بدبخت. خیلی زود باوری و احمقی. فقط چون کونت گندست حدس زدم کونم میدی.
من میخواستم گریه کنم از شدت حماقت خودم.
بعد پیام داد یا میای زیر کیرم یا برای بقیه و فلانی(یک دختره که ازش خوشم میومد) میفرستم.
منم دیگه اشک تو چشام جمع شده بود گفتم باشه هرچی تو بگی. ولی به جون مادرت قسم بخور دیگه بعدش کاریم نداری.
اونم گفت باشه تو بیا.
گفتم کی؟
گفت فردا صبح که مدرسه نداریم بیا.
منم رفتم حموم گریه کردم و بعد کونمو آماده کردم براش.
صبح که پاشدم کونمو باز تمیز کردم و رفتم خونش.
زنگ در رو زدم و رفتم بالا دیدم جلو در وایساده و داره کیرشو میماله.
از استرس می لرزیدم ولی به خودم گفتم اینم مثل بقیهی کساییه که بهشون کون دادم.
رفتم تو درجا کونمو گرفت و در خونه رو قفل کرد.
گفت امروز تو زن منی. حالیته؟ منم سرمو تکون دادم گفتم اره.
لختم کرد و منو نشوند رو زانو منم با استرس نگاهش کردم و آروم سرمو آوردم جلو شروع کردم به لیسیدن کیرش.
کم کم شروع کردم به ساک زدن و اونم انگار رو ابرا بود.
کیرشو از دهنم درآورد و گفت تخمامو بخور و منم همین کارو کردم. بعد گفت کونتو تمیز کردی؟ گفتم اره.
بعد منو بلند کرد و زد در کونم گفت برو تو اون اتاق سمت چپی.
رفتم داخل و دیدم اون اتاق انگار مال پدر مادرش بود.
خم شدم رو تخت و چسبید بهم.
سر کیرشو آروم فرو کرد تو کونم. یه سوزش ریز گرفت ولی چون قبلا یکی دیگه گشادم کرده بود اونقدرا اذیت نشدم.
آروم آه کشیدم و اون انگار حشری تر شد و سرعت تلمبه رو زیاد کرد منم دیدم که خوشش اومده بیشتر آه ناله کردم که زودتر آبش بیاد و ولم بکنه.
منو کامل انداخت رو تخت و اومد روم و کیرشو تا اخر فرو کرد با یه فشار!
جیغ زدم خواستم فرار کنم از زیر کیرش ولی وزنشو کامل انداخته بود روم و جای فرار نداشتم.
شروع کرد محکم تلمبه زدن و من دیگه دردم رفته بود و فقط داشتم حال میکردم ولی نمیخواستم بفهمه خوشم اومده.
از روم بلند شد و منو برگردوند و آورد لبهی تخت و بعد پاهامو گذاشت رو شونه هاش.
کیرش با یه فشار راحت رفت تو کونم و شروع کرد تلمبه زدن.
من دیگه نتونستم مقاومت کنم و بدون دست زدن به دولم آبم اومد و ریخت رو شکمم.
اونم تقریبا همزمان آبشو تو کونم خالی کرد.
از قیافش معلوم بود که خیلی از خودش راضیه که آبم با کون دادن بهش اومد.
دستمال داد بهم که شکممو تمیز کنم و چندتا فرو کرد تو کونم و بهم گفت زود باش برو.
منم با سرعت لباس پوشیدم و لنگان لنگان با کون جر خورده رفتم خونه.
شبش دیدم برام عکس فرستاده فهمیدم بازم یواشکی ازم عکس گرفت وقتی داشتم کون میدادم ولی کمتر ناراحت شدم چون از کون دادن بهش خوشم اومده بود.
مرسی خوندین. اگر خوشتون اومد دفعه های بعدی که کون دادمو هم مینویسم.
نوشته: یک کونی
6 پاسخ به “چوب سادگیمو کرد تو کونم”
الان که چوبی نرفت تو کونتکیر رفت وتو هم که لذت بردی از کون دادن 😂👉
همه که نباید بکن باشن یکیم کونیه نوش جونش که کردتت و توهم نوش جونت کیری که رفت تو کونت
بگو دلم میخواست دادم ،،، دیگه این تیتر چوب سادگی چه چرتیه
اگر الان 15 سالت بود دعوتت میکردم شیراز و چندتا عکس یادگاری میگرفتیم
حتما بنویس
خیلی نوشتی🌹