سلام امیدوارم حالتون خوب باشه
من خیلی وقته با سایت بکن تو آشنام ولی تازه چند وقته که عضو سایت شدم و این اولین باره که میخوام داستانی از خودم منتشر کنم پس اگر غلط و مشکلی داشتم عذر میخوام
.
.
.
خب بریم سراغ داستان
اسم من آرشه ، ۱۸ سالمه ، قد ام ۱۹۳ هست و از ظاهر خودم بخوام بگم ، کمی شکم دارم ، پوستم سفیده ، بدنم کم مو عه ، موهام تقریبا بلنده (نه خیلی که دور صورتم رو پر کنه)و رنگش قهوه ای تیره است که اغلب تو آفتاب رنگش معلوم میشه
خب جزئیات بسه بریم سراغ خودت داستانی که برای من افتاده
من قبل کرونا که تقریبا ۱۴ سالم بود کلاس زبان میرفتم ، یه دوستی داشتم از دوران ابتدایی که زیاد صمیمی نبودیم و صرفا در حد آشنایی بود و تو یه محل زندگی میکردیم .
از یه ترمی به بعد من با این دوست عزیزمون ک اسمش رو میزارم سینا افتادیم تو یه کلاس و چون هم محله ای بودیم با هم میرفتیم و بر میگشتیم و اینجا بود که دوستی ما یکمی صمیمی تر شد
اول ها خیلی عادی بود و چون راه زیادی نداشتیم تا خونه فقط یکم حرف از روزمرگی های خودمون میزدیم
ولی وقتی یکم صمیمی شدیم بحث کشید به جق زدن و فیلم پورن دیدن و از این چیزا ، اون زمان من خیلی فیلم پورن نمیدیدم ولی این پسر خیلی حشری و هورنی بود
از یه تایمی به بعد فقط بحث هامون درباره ی فیلم های پورنی بود ک اون می دید و برام تعریف میکرد و همش بهم میگفت بیا برای همدیگه رو بخوریم ولی خب من اوایل راضی نمیشدم ، اما بعد از یه مدتی کون منم یکمی خارش پیدا کرد و بهش اوکی دادم ، ولی خب یه مشکل داشتیم اونم این بود که ما مکانی نداشتیم که همچین کاری رو انجام بدیم پس تقریبا کنسل بود
اما بعد چند روز یه فکری به سر سینا زد اونم این بود که بریم تو پارکینگ خونه اونا ؛ من اولش می ترسیدم ولی خب سینا تونست قانع ام کنه ، حالا چرا تونست ، چون کلاس زبان ما دقیقا سر ظهر بود و اون زمان هیچ کسی رفت و آمد نداشت و همینطور پارکینگ شون نه دوربین داشت نه زاویه دید که کسی بتونه ما رو ببینه پس تقریبا همه چی حل بود .
خلاصه هفته بعد قرار گذاشتیم که بعد کلاس زبان بریم و یکمی شیطونی کنیم ، هفته بعد رسید و ما شنبه کلاس داشتیم ساعت ۱ ظهر بود که من با کلی استرس راه افتادم سمت کلاس زبان وقتی رسیدم دیدم سینا نیست اولش ناراحت شدم که نیست ولی بعد چند دقیقه سینا هم اومد و نشست کنار من ؛ کلاسمون بعد ۱ ساعت و ربع تموم شد و ما راهی خونه شدیم
تو راه انقدر ک استرس داشتیم هیچ کدوم حرفی نزدیم و فقط سریع راه میرفتیم تا زود تر برسیم پارکینگ اونا ، بالاخره رسیدیم و ساعت دو و نیم بود و من همیشه ساعت ۳ میرسیدم خونه پس یه نیم ساعتی وقت داشتیم ، سینا گفت که بریم پشت ماشین اونا که ته پارکینگ بود و تقریبا هیچ کس از کوچه یا پنجره های خانه های دیگ نمیدید ما رو ، رفتیم اونجا و سینا گفت اول تو بخور ولی خب من قبول نکردم و گفتم من بلد نیستم ، تو این همه پرون دیدی ؛ اول تو بخور تا منم یاد بگیرم.
خلاصه قبول کرد و من شلوار اسلشم رو تا زانو کشیدم پایین ، سینا یکم از رو شورت کیرم (اون زمان دودول بود 🤥) رو مالید و بعدشم زانو زد جلوم ، بعد شورتم رو هم کشیدم پایین و سینا صورتش رو آورد جلو شروع کرد بو کردن کیرم ، یکم بعد با دستش شروع کرد مالیدن و کیر من کم کم شروع کرد سیخ شدن و بعد یکم که کیرم مثل سنگ شده بود سینا شروع کرد زبون زدن به کیرم و لیس زدنش ، واقعا عالی بود و داشتم لذت میبردم ولی خب خیلی زود ادا درآورد گفت من حالم داره بد میشه و الان بالا میارم ، خلاصه دیگه نخورد (در واقع فقط برام لیس زد عین بستنی)
دیگه نوبت من شده بود ، منم نشستم رو به روش گفت خودت شلوارم رو در بیار منم همین کار رو کردم و سعی میکردم دقیقا کار هایی که اون برای من انجام داده بود رو تقلید کنم ؛
اول شلوارش رو در آوردم بعد که چشمم به چشمش افتاد دیدم چقدر کیرش کوچولو تره از منه و خوب یه حس غرور کردم ، بعدشم شورتش رو در آوردم و کیرش رو گرفتم تو دستم ، یکمی براش مالیدم و بعد شروع کردم به لیس زدن و بو کردنش ، اول برام عجیب بود و مزه خاصی نمیداد ولی بعد یکی دو دقیقه خوشم اومده بود
تو همین حین سینا همش میگفت کامل بکن تو دهنت و مثل آبنبات بخورش ، منم میگفتم تو اینکار رو انجام ندادی پس منم نمیکنم و سینا هم میگفت من اینبار حالم بد شد دفعه بعدی بخدا منم میکنم ،
خلاصه از اون اصرار و از من انکار تا اینکه تونست من و رو راضی کنه و من شروع کردم به خوردن کامل کیرش و واقعا از این کار خوشم اومده بود که یهو گوشیم زنگ خورد و مامانم بود ساعت رو دیدم که شده ۳ و ده دقیقه ، جواب دادم و گفتم کلاس یکم طول کشید و دارم میام
خلاصه سریع خودمون رو جمع و جور کردیم و من تندی رفتم سمت خونه.
از اون به بعد کارمون شده بود خوردن برای همدیگه تو هرجایی که بتونیم و خلوت باشه ، ولی با این تفاوت که هر دفعه من برای اون کامل میخوردم و هر بار بیشتر خوشم میومد ولی سینا هر دفعه بیشتر بهونه میآورد و فقط چند تا لیس کوچک میزد ؛ بعد از کرونا رابطه ما تموم شد و دیگه خبری از هم نداشتیم تا اینکه بعد چند سال ، یک بار تو یکی از پارک ها دیدمش و دوباره تونستیم با هم ارتباط بگیریم که اگه دوست داشتید داستان سکس کامل مون بعد سالها دوری رو هم براتون تعریف میکنم
.
.
.
بازم ببخشید اگه متنم روون نبود و غلط داشتم ، خوشحال میشم نظراتتون رو بخونم
من خیلی وقته با سایت بکن تو آشنام ولی تازه چند وقته که عضو سایت شدم و این اولین باره که میخوام داستانی از خودم منتشر کنم پس اگر غلط و مشکلی داشتم عذر میخوام
.
.
.
خب بریم سراغ داستان
اسم من آرشه ، ۱۸ سالمه ، قد ام ۱۹۳ هست و از ظاهر خودم بخوام بگم ، کمی شکم دارم ، پوستم سفیده ، بدنم کم مو عه ، موهام تقریبا بلنده (نه خیلی که دور صورتم رو پر کنه)و رنگش قهوه ای تیره است که اغلب تو آفتاب رنگش معلوم میشه
خب جزئیات بسه بریم سراغ خودت داستانی که برای من افتاده
من قبل کرونا که تقریبا ۱۴ سالم بود کلاس زبان میرفتم ، یه دوستی داشتم از دوران ابتدایی که زیاد صمیمی نبودیم و صرفا در حد آشنایی بود و تو یه محل زندگی میکردیم .
از یه ترمی به بعد من با این دوست عزیزمون ک اسمش رو میزارم سینا افتادیم تو یه کلاس و چون هم محله ای بودیم با هم میرفتیم و بر میگشتیم و اینجا بود که دوستی ما یکمی صمیمی تر شد
اول ها خیلی عادی بود و چون راه زیادی نداشتیم تا خونه فقط یکم حرف از روزمرگی های خودمون میزدیم
ولی وقتی یکم صمیمی شدیم بحث کشید به جق زدن و فیلم پورن دیدن و از این چیزا ، اون زمان من خیلی فیلم پورن نمیدیدم ولی این پسر خیلی حشری و هورنی بود
از یه تایمی به بعد فقط بحث هامون درباره ی فیلم های پورنی بود ک اون می دید و برام تعریف میکرد و همش بهم میگفت بیا برای همدیگه رو بخوریم ولی خب من اوایل راضی نمیشدم ، اما بعد از یه مدتی کون منم یکمی خارش پیدا کرد و بهش اوکی دادم ، ولی خب یه مشکل داشتیم اونم این بود که ما مکانی نداشتیم که همچین کاری رو انجام بدیم پس تقریبا کنسل بود
اما بعد چند روز یه فکری به سر سینا زد اونم این بود که بریم تو پارکینگ خونه اونا ؛ من اولش می ترسیدم ولی خب سینا تونست قانع ام کنه ، حالا چرا تونست ، چون کلاس زبان ما دقیقا سر ظهر بود و اون زمان هیچ کسی رفت و آمد نداشت و همینطور پارکینگ شون نه دوربین داشت نه زاویه دید که کسی بتونه ما رو ببینه پس تقریبا همه چی حل بود .
خلاصه هفته بعد قرار گذاشتیم که بعد کلاس زبان بریم و یکمی شیطونی کنیم ، هفته بعد رسید و ما شنبه کلاس داشتیم ساعت ۱ ظهر بود که من با کلی استرس راه افتادم سمت کلاس زبان وقتی رسیدم دیدم سینا نیست اولش ناراحت شدم که نیست ولی بعد چند دقیقه سینا هم اومد و نشست کنار من ؛ کلاسمون بعد ۱ ساعت و ربع تموم شد و ما راهی خونه شدیم
تو راه انقدر ک استرس داشتیم هیچ کدوم حرفی نزدیم و فقط سریع راه میرفتیم تا زود تر برسیم پارکینگ اونا ، بالاخره رسیدیم و ساعت دو و نیم بود و من همیشه ساعت ۳ میرسیدم خونه پس یه نیم ساعتی وقت داشتیم ، سینا گفت که بریم پشت ماشین اونا که ته پارکینگ بود و تقریبا هیچ کس از کوچه یا پنجره های خانه های دیگ نمیدید ما رو ، رفتیم اونجا و سینا گفت اول تو بخور ولی خب من قبول نکردم و گفتم من بلد نیستم ، تو این همه پرون دیدی ؛ اول تو بخور تا منم یاد بگیرم.
خلاصه قبول کرد و من شلوار اسلشم رو تا زانو کشیدم پایین ، سینا یکم از رو شورت کیرم (اون زمان دودول بود 🤥) رو مالید و بعدشم زانو زد جلوم ، بعد شورتم رو هم کشیدم پایین و سینا صورتش رو آورد جلو شروع کرد بو کردن کیرم ، یکم بعد با دستش شروع کرد مالیدن و کیر من کم کم شروع کرد سیخ شدن و بعد یکم که کیرم مثل سنگ شده بود سینا شروع کرد زبون زدن به کیرم و لیس زدنش ، واقعا عالی بود و داشتم لذت میبردم ولی خب خیلی زود ادا درآورد گفت من حالم داره بد میشه و الان بالا میارم ، خلاصه دیگه نخورد (در واقع فقط برام لیس زد عین بستنی)
دیگه نوبت من شده بود ، منم نشستم رو به روش گفت خودت شلوارم رو در بیار منم همین کار رو کردم و سعی میکردم دقیقا کار هایی که اون برای من انجام داده بود رو تقلید کنم ؛
اول شلوارش رو در آوردم بعد که چشمم به چشمش افتاد دیدم چقدر کیرش کوچولو تره از منه و خوب یه حس غرور کردم ، بعدشم شورتش رو در آوردم و کیرش رو گرفتم تو دستم ، یکمی براش مالیدم و بعد شروع کردم به لیس زدن و بو کردنش ، اول برام عجیب بود و مزه خاصی نمیداد ولی بعد یکی دو دقیقه خوشم اومده بود
تو همین حین سینا همش میگفت کامل بکن تو دهنت و مثل آبنبات بخورش ، منم میگفتم تو اینکار رو انجام ندادی پس منم نمیکنم و سینا هم میگفت من اینبار حالم بد شد دفعه بعدی بخدا منم میکنم ،
خلاصه از اون اصرار و از من انکار تا اینکه تونست من و رو راضی کنه و من شروع کردم به خوردن کامل کیرش و واقعا از این کار خوشم اومده بود که یهو گوشیم زنگ خورد و مامانم بود ساعت رو دیدم که شده ۳ و ده دقیقه ، جواب دادم و گفتم کلاس یکم طول کشید و دارم میام
خلاصه سریع خودمون رو جمع و جور کردیم و من تندی رفتم سمت خونه.
از اون به بعد کارمون شده بود خوردن برای همدیگه تو هرجایی که بتونیم و خلوت باشه ، ولی با این تفاوت که هر دفعه من برای اون کامل میخوردم و هر بار بیشتر خوشم میومد ولی سینا هر دفعه بیشتر بهونه میآورد و فقط چند تا لیس کوچک میزد ؛ بعد از کرونا رابطه ما تموم شد و دیگه خبری از هم نداشتیم تا اینکه بعد چند سال ، یک بار تو یکی از پارک ها دیدمش و دوباره تونستیم با هم ارتباط بگیریم که اگه دوست داشتید داستان سکس کامل مون بعد سالها دوری رو هم براتون تعریف میکنم
.
.
.
بازم ببخشید اگه متنم روون نبود و غلط داشتم ، خوشحال میشم نظراتتون رو بخونم
نوشته: Arash(0_o)
7 پاسخ به “چه جوری عاشق کیر شدم ؟”
آخه کوصکش تو متن داشتی غلطم داشته باشهاس ام اس زدی؟تلگرافهچیه این
آره حتما بنویس
نه ننویس دیگهکونکونک بازیم نوشتن داره فدای تو؟
اره بنویس خوب بود
مکان دایمی من دارم. بیا
عالیه بچه ها واس هم بخورید و به هم بدید بهترین لذته
منم تو صف نون از پست چسبیده بود بهم بوه بودم و اون بزرگتر و شلوار جذب جین خوشم اومد با اینکه خجالتی بودم