چطور از دست پسر کیرتیز خلاص شدم

سلام من ۲۱ سالمه
از ۱۶ سالگی خیلی سکس داشتم ولی خب نه با دوست پسرام چند وقتی بود با دوست پسرم سرد شده بودیم منم با یه پسره تو اینستا حرف میزدم از نظر ظاهری خوب بود ولی بابت سکس باهاش فکر نمیکردم کلا یبار اونم در حد چند دقیقه دیدمش تا که شد پنجشنبه همین هفته من یه عروسی دعوت شد تو محل اینا
بهش گفتم گفت که بیا دو دیقه جلو در ببینمت تو ماشین من گفتم نه و فلان تا آخر قبول کردم رفتم
سوار شدم یکم رفت جلوتر از تالار و استاد
من نشستم سلام علیک کردیم شروع کرد به بوسیدن من لب گرفت
یهو صندلیو داد عقب افتاد روم!! اولین بار بود همچین چیزی می دیدم ترسیده بودم عجیب بهش میگفتم چته روانی میگفت میخوام تورو مال خودم بکنم (بهش گفته بود پرده دارم) شانس منم اون شب گن شورتی پوشیده بودم نتونست پاره کنه که کیرشو بکنه توم منم نامردی نکردم خایه هاشو فشار میدادم که ولم کنه آخر دیگه در ماشینو باز کردم اونم از ترس کونش گفت گمشو برو دیگه منم فحشش دادم دویدم سمت تالار
بدترین اتفاقی بود که میتونست بیوفته🤣دیگه یاد گرفتم به هر کسی زود اعتماد نکنم به حسمم اعتماد کنم که کی خوبه کی بد

نوشته: زری

بازدید 3,398

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

15 پاسخ به “چطور از دست پسر کیرتیز خلاص شدم”

  1. زریکسی بهت گفته بنویسی؟در خودت احساس تعهد کردی؟چی شد که این فخر نامه را نوشتی؟یه ورکشاپ برگزار کن شفیعی کدکنی و سعدی و … بیان چیز یاد بگیرن از شما؟آنقدر جای ضمیر و فاعل ،صفت و گذاره را جابجا کردی که سبک جدیدی را خلق کردیخیلی هم بلند نوشته بودی خلاصه میکردی بهتر نبود

  2. راوی به نظرم تقصیر نداره…ادمین نباید برای انتشار اینجور داستان‌ها تاس بندازه که هر کدوم اتفاقی از کیسه درومد همونو منتشر کنه…

  3. درسته که انتشار مطالب در این قسمت برای همه آزاده چه نویسنده‌ی حرفه‌ای و چه فردی که فقط می‌خواد خاطراتش رو با دیگران به اشتراک بذاره؛ ولی نوشته‌ای که به عنوان داستان اروتیک یا خاطره در بخش” داستان‌ها” آپلود میشه باید یه چارچوب داشته باشه. موضوع، مقدمه، شخصیت‌پردازی، محتوای داستانی و بخش اروتیک و در نهایت پایان‌بندی و نتیجه گیری. این چندتا پاراگرافی که اخیراً به عنوان داستان توی سایت منتشر میشه هیچ کدوم از موارد بالا رو شامل نمیشه.برای بالا بردن سطح این بخش از سایت و بالا رفتن دوباره‌ی تعداد مخاطبان این بخش، نیاز هست که نظارت و سختگیری بیشتری صورت بگیره؛ همونطور که قبلاً صورت می‌گرفت.

  4. فقط خوبیش این بود که واقعی بود، ولی اینو میتونستی وسط یه داستان کامل هم بیاریو اونجا پیامتو بدی…

  5. سلام زری کص طلا تویی ، خوبی چه خبر هنوز پرده رو حفظ کردی ، ولی خدایی دمت گرم کون تاقچه ایت خوب جور کص اکبندت رو میکشه ،تنها عبب یا شاید حسنت اینه که با یکی دو بار کون دادن به هر پسری دلت رو میزنه میری سراغ یکی دیگهبه قول خودت تنوع طلبیراستی رضام یادته دیگه پاتیل کردیم بعدش تا صبح رسم رو کشیدی

  6. بماند که ریدم تو داستان نوشتنت فقط خواستم بهت بگم تو از همونا هستی که طرف می‌شه بعد ۶ ماه دیگه خیانت می‌کنی مهریتو می‌ذاری اجرا کلی مال طرفو می‌کشی بالا عد میری با دوست پسرات عشق و حال می‌کنی معلومه از الان چه جنده‌ای قراره بشی

  7. فک کنم این اسکولا از ادمینای سایت آتو دارن و مجبورشون میکنن چرت و پرتاشونو آپلود کنن، خو این آخه چیه گذاشتین تو سایت

  8. من از طرف اونایی ک داستان واقعی دوس ندارن و ب دروغ عادت کردن عذر میخام

  9. اومدی داستان بنویسییا خبر بدی کوسی هستی و زود بری به دادن هات برسی.عجله نکن یهو میبینی سر میخوری توی راه هرچی ک…یره می‌ره توت بعد می‌ندازی گردن دمپاییت🤣😆👣💩💩

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید