سلام محمد هستم الان ۱۷ سالمه این داستان برای ۱۴ سالگیه منه من نسبت به هم سن هام خیلی بلند قد بزرگتر نشون میدم اعتماد به نفسم کمه و حس میکنم دختر بهم پا نمیده و فکر میکنم حتمی با پیرزن سکس کنم و فتیش دارم
تو مدرسه وقتی زنگ ورزش میشد توپ مدرسه بد بود من توپی که خریده بودم رو میبردم در حین بازی یکی از بچه ها توپ رو انداخت تو خونه همسایه بغلی خیلی بد جا رفت
من رفتم توپ رو بیارم زنگ خونه رو زدم یه زن مسن جواب داد گفتم خاله توپم افتاده گفت بیا ببر رفتم بردارم دیدم با چادر اومده گفت برو بالای پشت بوم رفتم خیلی بد جا بود مدیر هم تاکید کرد زود بیا رفتم پایین که بعدا بیام دیدم که چادر رو انداخته تو خونه با یک لباس که بدن نما بود آب میوه آورد بود تعارف کرد من ترسیدم نکنه بیهوشم کنه سریع رفتم گفتم بعد مدرسه میام میبرم
در حین درس تو فکرش بودم من خیلی فانتزی جنسی دارم و دوست دارم کس بخورم برده باشم یا چیز دیگه بعد مدرسه رفتم زنگ ر رو زدم با ۳ دقیقه معطلی درو باز کرد رفتم بالا که برم پشتم البته بگم خونشون دو طبقه بود
دیدم یه جوراب شلواری بدون دامن و سوتین خالی تنشه اول ترسیدم گفت بیا بالا رفتم گفت میدونی اجازه نداری بری بالا بدون این که من بگم گفتم آره گفت پس بیا تو یکم صحبت کنیم من بچه هام شهرستان هستن با ترس گفتم باشه رفت آبمیوه با تنقلات آورد گفت که چند سالته گفتم ۱۴ تعجب کرد و کمی حشری شد مثل اینکه با پسر بچه دوست داشت سکس کنه منم دوست داشتم گفت من خیلی تنهام همینطور داشت نزدیک می شد به روی مبل دست میکشید روی رونم دست خودم نبود ۷ یا ۸ بود با جق آشنا شده بود کیرم راست شد چون لباس گرمکن بود از زنگ ورزش دست خودم نبود دست گزاشتم روی رونش بهد کصش اون کنار اومد کم کم رفتم خوردم براش آبش اومد خیلی حشری بود شروع کرد کیرمو خوردن کیرمو کردم تو کصش خیلی اه ناله کرد واقعا خوش گذشت خیلی لذت بخش بود بعد سکس اومد گفت هر وقت که بیای بهت پول میدم تا چند وقت این ماجرا گذشت ما خونه و مدرسه مون جا به جا شد
تو مدرسه وقتی زنگ ورزش میشد توپ مدرسه بد بود من توپی که خریده بودم رو میبردم در حین بازی یکی از بچه ها توپ رو انداخت تو خونه همسایه بغلی خیلی بد جا رفت
من رفتم توپ رو بیارم زنگ خونه رو زدم یه زن مسن جواب داد گفتم خاله توپم افتاده گفت بیا ببر رفتم بردارم دیدم با چادر اومده گفت برو بالای پشت بوم رفتم خیلی بد جا بود مدیر هم تاکید کرد زود بیا رفتم پایین که بعدا بیام دیدم که چادر رو انداخته تو خونه با یک لباس که بدن نما بود آب میوه آورد بود تعارف کرد من ترسیدم نکنه بیهوشم کنه سریع رفتم گفتم بعد مدرسه میام میبرم
در حین درس تو فکرش بودم من خیلی فانتزی جنسی دارم و دوست دارم کس بخورم برده باشم یا چیز دیگه بعد مدرسه رفتم زنگ ر رو زدم با ۳ دقیقه معطلی درو باز کرد رفتم بالا که برم پشتم البته بگم خونشون دو طبقه بود
دیدم یه جوراب شلواری بدون دامن و سوتین خالی تنشه اول ترسیدم گفت بیا بالا رفتم گفت میدونی اجازه نداری بری بالا بدون این که من بگم گفتم آره گفت پس بیا تو یکم صحبت کنیم من بچه هام شهرستان هستن با ترس گفتم باشه رفت آبمیوه با تنقلات آورد گفت که چند سالته گفتم ۱۴ تعجب کرد و کمی حشری شد مثل اینکه با پسر بچه دوست داشت سکس کنه منم دوست داشتم گفت من خیلی تنهام همینطور داشت نزدیک می شد به روی مبل دست میکشید روی رونم دست خودم نبود ۷ یا ۸ بود با جق آشنا شده بود کیرم راست شد چون لباس گرمکن بود از زنگ ورزش دست خودم نبود دست گزاشتم روی رونش بهد کصش اون کنار اومد کم کم رفتم خوردم براش آبش اومد خیلی حشری بود شروع کرد کیرمو خوردن کیرمو کردم تو کصش خیلی اه ناله کرد واقعا خوش گذشت خیلی لذت بخش بود بعد سکس اومد گفت هر وقت که بیای بهت پول میدم تا چند وقت این ماجرا گذشت ما خونه و مدرسه مون جا به جا شد
نوشته: محمد
10 پاسخ به “پیرزن جوراب شلواری”
تلگراف سکسی
همون درست بخون حالا کی گفت بیای انشا سکسی بنویسی😂😂😂
راستش بگو گوزیددهنت؟عن توله جقی
خودت فهمیدی چی نوشتی؟
وطنم پاره تنم
توصیح کامل ندادیولی پیرزن خیلی حال میدهجووون
ای ننه باباهای جدیدا خیلی بیفکرن، کودکاشونو ول میکنن تو این سایتا، آخرشم کونی میشن.
کونی موقع توهوم نوشتن جق نزن ببینیم جه گوهی میخوای بخوری،
کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی مردک کوس دستاصغر ترقه شوهر پیرزنه کونت گذاشته
الانم مدیرتون گفته زود کص شعراتو بنویس و بیا که سریع سر و تهشو هم آوردی ؟؟؟ چپ چص و کون مغز