من احمدم مخلص همه خوانندگان محترم.
من رفتم پیش پوران خانم . این پوران خانم نه کون چنان گنده ای داشت نه سینه های شق ورقی داشت معمولی بود ولی قدش بلند بود معمولا یه آرایش کمی غلیظ داشت . منم آدم معمولی هستم نه بازوهام فلانه نه سینم مثل رستم دستانه
دوتا چایی خوردیم و یکم از دردو دلاش گفت و منم خوب گوش میدادم انصافا این پوران خانم بیشتر بنظرم دنبال یکی بود که قشنگ به درد و. دلش گوش بده و تاییدش کنه تا دنبال زیر خوابی هرکسی باشه رفت تو اتاق و اومد دیدم یه مایو زنونه واسه استخر پوشیده به رنگ صورتی من یکم مثلا معذب شدم گفت احمد آقا چطوره تازه خریدم راستم می گفت اتیکت روش بود منم گفتم خیلی به اندامت میاد توی تنت خوب نشسته گفت اره میخوام با دوستم برم استخر یکم ازش تعریف کردم و گفتم چرا همش فقط خودتو نمایش میدی هی میری آشپزخونه میری اتاق خواب دوباره آشپزخونه سرویس بهداشتی چه خبر . گفت من نمیتونم زیاد یجا بند شم از بچگی اینطور بودم خلاصه من تازه فهمیدم انقدر میومد مغازه هی تیکه تیکه خرید میکرد اینم انگار یه مدل مرضه . نشست جلو پای من که روی مبل راحتی نشسته بودم دوتا دستشو گذاشت روی رون پام و زل زد تو چشم منم دو تا دستم چسبوندم به دو طرف صورتش و با نوک انگشتم لاله گوش هاشو نوازش میکردم جوری که نشسته بود رون پاش تپل شده بود و منم که آشکارا شق کرده بودم گفتم پوران جان من مردم از شق درد گفت دارم میبینم دسته بیل شده خودش دراز کشیدو منم کشوند طرفش دراز کشیدیم به پهلو چسبیدم بهش و لب و زبونمون قفل شد نمیدونم چرا مال حروم خوشمزه میشه این لبو دهنش مزه عسل میداد یکم باهم عشق بازی کردیم گفتم پورانم میخوای توی پذیرایی دسته بیلمو بخوابونی گفت بابا تا غروب وقت هست همه جای خونه باید حال کنیم . خودم لباسموکندم گذاشتم بغل مبل و اونم مایو رو درآورد الان فقط شورت پامون بود اتفاقی رنگ هردو مشکی بود گفت احمد جان باید منو امروز قشنگ سیرم کنی میتونی گفتم ای چی بگم تعریف کردن خوب نیست همونجوری دست تو بغل رفتیم سمت آشپزخونه گفتم چرا اینجا گفت تا حالا روی اوپن آشپزخونه سکس کردی گفتم اره خندید گفت احمد من یکی از فانتزی هام اینه که یا بشینم لبه اوپن یادراز بکشم و یکی منو بکنه گفتم حله ولی ای کاش اول روی تخت کمی ور میرفتیم تو خوب لای پاهات خیس بشه گفت دیگه کار خودته بهش کمک کردم نشست لبه سنگ پاهاشو اروم انداختم روی دوشم اونم دستاشو تکیه گاه کردو کلمو کردم لای پاش پدر سگ چه کس سفید و براق و تمیزی داشت یه زره گوشت اضافه بیرون نزده بود رنگ پوست اطراف کسش یکدست بارنگ پوست بدنش بود زبون انداختم تو چاکش اه اه میکشیدو حال میکرد هی میگفت احمد فدات شم چه قدرتو خوب لیس میزنی و قربون صدقه هم میرفتم و اسرار داشت توی چشش نگاه کنم لبو لوچه کسشو لیس میزدم اروم یه گاز ریز میزدم چوچولوشو میک میزدم که باد کرده بود میگفت احمد کیرتو میخوام دیگه مردم جون احمد کیر کیرو میخوام فقط گوش میکردم و خبری از کیر نبود انگشتمو اروم میبردم کمی تو کسش و میکشیدم روی زبون خودم انگشتم شد دوتا توی کسش با زبونم همراهی میکردم اونم با یه دستش سرمو فشار میداد به کسش کمی ادامه دادم گفت احمد دارم ارضا میشم خواهش میکنم دسته بیلتو بکن تو کسم تورو خدا گفتم مهم نیست وقت زیاده التماس میکرد میخواستم یبار با خوردن کسش ابش بیاد که کیرم براش تازگی داشته باشه چند تا لیس مشتی زدم توچاک کسش که چنان سرمو فشار داد به کسشو پاهاشو فشار داد به کلم میخواستم خفه شم خالی شد بیحال دراز کشید روی سنگ اوپن گفت خیلی مزه داد احمد خوب کس میخوری گفت باور کن من عاشق این کارم ولی شوهرم بدون عشق بازی و مقدمه منو دراز میکنه قسم میخورد میگفت اصلا لخت کامل نمیشیم فقط پاین تنه لخت میشیم یه تف میندازه سر کیرش و میکنه تو کسم چهار الی پنج حرکت آبش میاد با دستمال خودشو پاک میکنه برمیگرده کونشو بطرفم میکنه با جمله خیلی دیر شد خدا کنه فردا صبح از سرویس جانمونم میخوابه قسم میخود میگفت توی این چند سالی که من زنشم شاید ده بار من آبم اومده اونم وقتی که شوهرم ابش اومده من خودم انقدر با کیر پلاسیدش ور رفتم تا ارضا شدم گفت اصلا سینه هامو نمیخوره . راستم میگفت . نهارو خوردیم یکم باهم تخته بازی کردیم و رفتیم اتاق خواب . گفت احمد مردونخ هرچی میگم انجام بده بزار من تخلیه زهنیم بشم دلم سوخت گفتم باشه چشم عزیز دلم یدفعه بغًض کرد و گفت شوهر عوضیم حتی با زبونش منو تحریک نمیکنه اصلا حرف عاشقونه نمیزنه . هرچی میگفت من انجام میدادم الا یکی از خواسته هاشو چند مدل سکس کردیم دوبار من ارضا شدم دو سه باری اون . گفت احمد اگه بگم من کونم فابریکه قبول میکنی تو دلم گفتم لامصب کیلومتر که نداره گفتم اره ولی من روی حرفم هستم چون بهش گفته بودم امروز از کون نمیکنم باشه برای دفعات بعدی که تازگی داشته باشه ولی اون میگفت وقتی بری توی حس به کونم رحم نمیکنی . شروع کرد به نازو ادا کردن که لعنتی این کون آکبنده بزار توش حالشو ببریم ولی من ضمن تعریف از کونش میگفتم یه روز دیگه افتتاحش میکنم عزیزم .
من رفتم پیش پوران خانم . این پوران خانم نه کون چنان گنده ای داشت نه سینه های شق ورقی داشت معمولی بود ولی قدش بلند بود معمولا یه آرایش کمی غلیظ داشت . منم آدم معمولی هستم نه بازوهام فلانه نه سینم مثل رستم دستانه
دوتا چایی خوردیم و یکم از دردو دلاش گفت و منم خوب گوش میدادم انصافا این پوران خانم بیشتر بنظرم دنبال یکی بود که قشنگ به درد و. دلش گوش بده و تاییدش کنه تا دنبال زیر خوابی هرکسی باشه رفت تو اتاق و اومد دیدم یه مایو زنونه واسه استخر پوشیده به رنگ صورتی من یکم مثلا معذب شدم گفت احمد آقا چطوره تازه خریدم راستم می گفت اتیکت روش بود منم گفتم خیلی به اندامت میاد توی تنت خوب نشسته گفت اره میخوام با دوستم برم استخر یکم ازش تعریف کردم و گفتم چرا همش فقط خودتو نمایش میدی هی میری آشپزخونه میری اتاق خواب دوباره آشپزخونه سرویس بهداشتی چه خبر . گفت من نمیتونم زیاد یجا بند شم از بچگی اینطور بودم خلاصه من تازه فهمیدم انقدر میومد مغازه هی تیکه تیکه خرید میکرد اینم انگار یه مدل مرضه . نشست جلو پای من که روی مبل راحتی نشسته بودم دوتا دستشو گذاشت روی رون پام و زل زد تو چشم منم دو تا دستم چسبوندم به دو طرف صورتش و با نوک انگشتم لاله گوش هاشو نوازش میکردم جوری که نشسته بود رون پاش تپل شده بود و منم که آشکارا شق کرده بودم گفتم پوران جان من مردم از شق درد گفت دارم میبینم دسته بیل شده خودش دراز کشیدو منم کشوند طرفش دراز کشیدیم به پهلو چسبیدم بهش و لب و زبونمون قفل شد نمیدونم چرا مال حروم خوشمزه میشه این لبو دهنش مزه عسل میداد یکم باهم عشق بازی کردیم گفتم پورانم میخوای توی پذیرایی دسته بیلمو بخوابونی گفت بابا تا غروب وقت هست همه جای خونه باید حال کنیم . خودم لباسموکندم گذاشتم بغل مبل و اونم مایو رو درآورد الان فقط شورت پامون بود اتفاقی رنگ هردو مشکی بود گفت احمد جان باید منو امروز قشنگ سیرم کنی میتونی گفتم ای چی بگم تعریف کردن خوب نیست همونجوری دست تو بغل رفتیم سمت آشپزخونه گفتم چرا اینجا گفت تا حالا روی اوپن آشپزخونه سکس کردی گفتم اره خندید گفت احمد من یکی از فانتزی هام اینه که یا بشینم لبه اوپن یادراز بکشم و یکی منو بکنه گفتم حله ولی ای کاش اول روی تخت کمی ور میرفتیم تو خوب لای پاهات خیس بشه گفت دیگه کار خودته بهش کمک کردم نشست لبه سنگ پاهاشو اروم انداختم روی دوشم اونم دستاشو تکیه گاه کردو کلمو کردم لای پاش پدر سگ چه کس سفید و براق و تمیزی داشت یه زره گوشت اضافه بیرون نزده بود رنگ پوست اطراف کسش یکدست بارنگ پوست بدنش بود زبون انداختم تو چاکش اه اه میکشیدو حال میکرد هی میگفت احمد فدات شم چه قدرتو خوب لیس میزنی و قربون صدقه هم میرفتم و اسرار داشت توی چشش نگاه کنم لبو لوچه کسشو لیس میزدم اروم یه گاز ریز میزدم چوچولوشو میک میزدم که باد کرده بود میگفت احمد کیرتو میخوام دیگه مردم جون احمد کیر کیرو میخوام فقط گوش میکردم و خبری از کیر نبود انگشتمو اروم میبردم کمی تو کسش و میکشیدم روی زبون خودم انگشتم شد دوتا توی کسش با زبونم همراهی میکردم اونم با یه دستش سرمو فشار میداد به کسش کمی ادامه دادم گفت احمد دارم ارضا میشم خواهش میکنم دسته بیلتو بکن تو کسم تورو خدا گفتم مهم نیست وقت زیاده التماس میکرد میخواستم یبار با خوردن کسش ابش بیاد که کیرم براش تازگی داشته باشه چند تا لیس مشتی زدم توچاک کسش که چنان سرمو فشار داد به کسشو پاهاشو فشار داد به کلم میخواستم خفه شم خالی شد بیحال دراز کشید روی سنگ اوپن گفت خیلی مزه داد احمد خوب کس میخوری گفت باور کن من عاشق این کارم ولی شوهرم بدون عشق بازی و مقدمه منو دراز میکنه قسم میخورد میگفت اصلا لخت کامل نمیشیم فقط پاین تنه لخت میشیم یه تف میندازه سر کیرش و میکنه تو کسم چهار الی پنج حرکت آبش میاد با دستمال خودشو پاک میکنه برمیگرده کونشو بطرفم میکنه با جمله خیلی دیر شد خدا کنه فردا صبح از سرویس جانمونم میخوابه قسم میخود میگفت توی این چند سالی که من زنشم شاید ده بار من آبم اومده اونم وقتی که شوهرم ابش اومده من خودم انقدر با کیر پلاسیدش ور رفتم تا ارضا شدم گفت اصلا سینه هامو نمیخوره . راستم میگفت . نهارو خوردیم یکم باهم تخته بازی کردیم و رفتیم اتاق خواب . گفت احمد مردونخ هرچی میگم انجام بده بزار من تخلیه زهنیم بشم دلم سوخت گفتم باشه چشم عزیز دلم یدفعه بغًض کرد و گفت شوهر عوضیم حتی با زبونش منو تحریک نمیکنه اصلا حرف عاشقونه نمیزنه . هرچی میگفت من انجام میدادم الا یکی از خواسته هاشو چند مدل سکس کردیم دوبار من ارضا شدم دو سه باری اون . گفت احمد اگه بگم من کونم فابریکه قبول میکنی تو دلم گفتم لامصب کیلومتر که نداره گفتم اره ولی من روی حرفم هستم چون بهش گفته بودم امروز از کون نمیکنم باشه برای دفعات بعدی که تازگی داشته باشه ولی اون میگفت وقتی بری توی حس به کونم رحم نمیکنی . شروع کرد به نازو ادا کردن که لعنتی این کون آکبنده بزار توش حالشو ببریم ولی من ضمن تعریف از کونش میگفتم یه روز دیگه افتتاحش میکنم عزیزم .
نوشته: احمد۶۸
7 پاسخ به “پوران خانم، زن همسایه”
من نفهمیدم
من که دوست نداشتم و در ضمن به دوستان بگم این داستان همون ادامه داستان من و مستاجرم هست که این کصخل با اسم دیگه ای نوشته
آهای جقیپوران خانم بهت گفت خیلی خوب لیس میزنی،این کیر ما رو هم خوب لیس میزنی؟
مایو صورتی با رنگ شورت مشکی تو یکجور بود مشنگ؟ 👎 بیشتر ارزش خوندن نداشت متوهم
با این داستان تخمی اسم احمد هم خراب کردی
داستان سکسی آشناییش قشنگهتو مستقیم رفتی گاییدی
کیر پوران تو کونت با این نوشتنت