اسم این پسره یاشار بود یک پسره خو شگل بدون مو با ادب البته در سخون . یه برادر4 ساله هم داشت .یاشار 16 ساله بود که ین سکس به یاد ماندنی اتفاق افتاد.
یه روز خونه بود م دیدم باباش اومد دم خونمون گفت که می خوام کامپیوتر یاشار رو عوض کنیم اگه می شه با ما بیا و راهنمایی مون کن منم رفتم تو ماشین نشسته بود یم ساعت هم 7 بعد از ظهر بود هوا یه کم تاریک شده بود من دستم رو بردم رو پاچه های نرم یاشار.یکم نوازش کردم دستش رو گذاشت رو دستم یه نگاه به من مرد منم دستم رو برداشتم رسیدم به مرکز خرید ووسایل های مورد نظر رو خرید باباش وسایل کامپیوتر رو به ما داد گفت شما بیایین پایین منم ماشین رو بیارم خلاصه من موندم یاشار .یاشار داشت از پله های میرفت که من گفتم اینا سنگین بیا از آسانسور استفاده
کنیم اونم قبول کرد اومد 2تایی تنها بودیم ومن تو آسانسور یکم کونش رو مالوندم گفتم که دیگه انجا که کسی نیست ما تنهاییم وبه طور معجزه آسایی راضی شد منم زیاد سوءاستفاده نکردم بعد چند لحظه ولش کردم رفتم خونشون من هم کامپیوتر رو راه انداختم رفتم خونمون.
بعد چند رو از یاشار خبری نبود تا که فهمیدم مریض شده و همین باعث شده که از کلاس زبان بمونه واسمش خط بخوره این حادثه ای بود که موجب شد من و یاشار خیلی صمیمی بشیم اون اومد تو مرکز ما واسه زبان ثبت نام کرد هر وقت که می رفتیم زبان من حسابی اون نوازش می کردمو دست اون بعد یه مدت به کیر من باز شده بود .فوتبال یاشارخوب بود
واسه همینم وقتی که سالن می رفتیم حسابی از رو شلوار می مالوندمش .یه روز که رفته بودم خونشون بهش گفتم که می خوام بکنمت اون هم گفت از رو شلوار منم قبول کردم ورفت به بهانه ی این که برادرش نمی زاره ما درس بخونیم در رو قفل کرد ومنم معتلش نکردمو خوابیدم روش دست زدم به کیر کوچولوش بعدازپشت بوسش کردمو شرتش رو کشیدم پایین وگفت که قرار مون این نبود گفتم تو که داری حال می کنی پس چی میگی اونم چیزی نگفت منم نوک کیرم رو کردم تو کونش و یه آه گفت وآروم شد. بعد به منم گفت که بین خودمون بمونه منم گفتم که این گاییدنم ادامه داشته واونم قبول کرد بعد کیرم رو در آوردم بیرون. کونش رو لیس زدم بعد رفتم سراغ سینه سفیدش یه کم نوازش کردم یه لب
گرفتمو باز رفتم سراف کون خوشگلش یه کم گذشت و بعد به ساعت نگاه کردم دیدم 20 دقیقه است که دارم بی چاره رو میکنم اونم چشماش رو بسته وداره حال می کنه.بعد ابم ریخت تو کونشو یک لحظه چشماش رو باز کرد یه لبخند زد بلند
شدم کیرم رو دادم به دهنش او نم یه بوس زده شورتش رو کشید تا من آروم بشم نشست رو من.بعد ان موقع چندباری کر دمش بعد که همه چی تموم شد دیدم یاشار به حالت 8 راه میره چون خیلی ضایع بود یه کم کونش رو مالوندم وآروم تر که شد رفتیم بیرون الانم دارم اوضاع رو بررسی می کنم تا برای چارمین بار بکنمش.
آبتون زیاد خداحافظ
11 پاسخ به “پله پله تا ملاقات یاشار”
تصمیم گرفتم خونمون رو عوض کنیم! بعد از ۲ ماه خونهای پیدا کردیمیه پسر خو شگل بدون مویاشار ۱۶ ساله بود که ین سکس بیاد موندنی اتفاق افتادیه نگاه به من مرداینا غلط هاه املایی بودیه روز گفتم میخوام بکنمت گفت از رو شلوار ههههههبعد ببخشید حالت ۸ چی هستش؟ بیشتر راهنمایی کن ههههههههههههه
روی این داستان تخمیت مشتق اثر زرینکوب قراردادی ریدم به اون خلاقیتت
کلا پسرا اهل دادن شدن؟ یا اینجور بودن ؟ یا اینا قصه است؟ که این خب خیلی دید بدی میده هر پسریو که می بینم ناخوداگاه خندم میگیره یاد این داستانا می افتم ولی خدا کنه فقط داستان باشه
sara sweet
famildurامیدوارم همینی که می گی باشه و تعدادشون کم باشه شما نگران جای ما نباشید قربان 😀
بیا اینم اتیش زد به مالش:-D
انم کبریت رو کشید به اموالش
بهتر بذار بسوزه خاکسترشو باد ببرهبزرگوارید قربان
Marjan jende boro gomsho geda to bia mashinamo beshur bet 500 hezar midam faheshe
nastaran jaw gerefteta :d alan khasi begi mashin dari ya puldari? :d ama man jdi 500t midam dg pm ee azat nabinam :d darzemn dastanam kiri bud:d
To hala ki hasti bekhay be man dastur bedi avazi