پسر خالم امیر

سلام من اسمم سینا هستش الان ۲۱ سالمه بی بی فیسم بورم بدنم کم مو قدم نسبتا بلند و لاغرم پوستم سفیده…
داستان گی هست اگه دوس ندارین نخونین
یادمه سه سال پیش که شروع داستان ما بود رفته بودیم شهرستان خونه خالم اینا پسر خالم که اسمش امیره دو سال ازم کوچیکتره تازه با سکس آشنا شده بود یکی دوباری تو روزای قبل پیشنهاد داده بود حال کنیم که قبول نکرده بودم نمیدونستم منظورش از حال چی بود…
یه شب که یه تایی توی اتاقش خواب بودیم امیر وسط منو پسر خاله دیگم رضا خوابیده بود…
هی اومد خودشو چسبوند از پشت بهم دروغ چرا خوشم اومده بود هی میمالید منو دستشو تو کونم میکرد ولی هی میگفتم نکن رضا بیدار میشه…
گفت قبلا با رضا حال میکردیم ولی الان نمیخواد…
هی چسبونده بود از پشت بهم کیر داغ و سفتشو پشت کونم حس میکردم پر رو تر شد دستشو تو شورتم کرد یهو جا خوردم برگشتم روشنایی برق ایوان باعث شده بود اتاق روشن باشه سرمو چرخوندم دیدم رضا داره میخنده بهمون…امیر بهش گفت رضا بیا گفت نه نمیخام‌‌…
رو به بالا خوابیده بودم امیر دستشو کرد زیر کونم منم کمرمو میدادم بالا تا راحت تر کارشو بکنه به خودم اومدم دیدم شلوارو شورتمو داده پایین تا زیر زانو البته زیر پتو بودیم…
حال میداد یهو دستمو گرفت کرد توی شورتش. گفت بمال یکم مالیدم کیرشو خیس و لزج بود از پیش آبش…
اومد بغلم کرد لپمو بوسید هلش دادم عقب گفتم گمشو:)
رضا میخندید گفت خیلی حشریه تخم سگ:)
گفت یکم میخوری؟گفتم چیو…
گفت کیرمو دیگه گفتم گمشو بابا…
گفت باشه پس بچرخ اونور گفتم چرا(دوسال ازم کوچیکتر بود ولی من نمیدونستم داره چیکار میکنه)
انقد اسکل بودم…
خلاصه به هر زوری منو چرخوند اونوری اومد پشتم زیر پتوی من اومد بغلم کرد شهوتیم کرده بود داشت لذت میداد بهم…
اومد چسبوند گرمای کیرش روی کمرم حس کرده بودم کیرشو لای کونم میکشید خیلی خوب بود:)
اومد کیرشو گذاشت لای پاهام گفت پاهاتو بچسبون چسبوندم عین میله داغ بود کیرش لای پاهام…
کیرشو لای رونام عقب جلو میکرد کیرش میخورد به زیر خایه هام قشنگ پیش ابش لای پاهامو خیس کرده بود نمیدونم شایدم تف زده بود عوضی:)
یه دفعه چند تا آه کشید و لای پاهام خیس شد بعد اومد بوسم کرد:)
گفت دمت گرم بعد کونکش دیدم داره با شورتم یه کارایی میکنه فهمیدم داره کیرشو با شورتم خشک میکنه:)
بعد رفت عقب گفتم من الان چه گوهی بخورم خیسم کردی دیدم دارن دوتایی بهم میخندن:)
خلاصه پاشدم و شورت و شلوارمو مجبوری پوشیدم خوابیدم…صبح رفتم حموم
بعد از ظهر بزرگترا میخواستن برن سر خاک ما سه تایی موندیم خونه و نرفتیم…
بچها گفتن بریم پلی استیشن بزنیم…
کسی حرفی از اتفاقای دیشب نمیزد…
منو رضا مشغول بازی شدیم این اومد پیشم فهمیدم چیکار داره…یه نگاه بد بهش کردم خندید(دوست داشتم کاراشو بیشتر از رضا خجالت میکشیدم)
نشسته بودیم زمین و تکیه داده بودم دیوار پاهام رو جمع کرده بودم تو سینم این هی دست مینداخت تو کونم میمالیدم مقاومت نمیکردم و میخندیدم رضا هم خندید گفت ای لاشی…
به خودم اومدم دیدم شلوار و شورتمو از زیرم کشیده بیرون داره سوراخمو میماله یه بالش گذاشت زمین گفت دراز بکش گفتم چجوری بازی کنم اخه گفت آرنجتو بذار زمین بازی کن دیگه…خلاصه همونجوری کون لخت خوابیدم اینم اومد پشتم قشنگ شورت و شلوارمو تا زیر زانو داد پایین دیدم داره صورتشو میبره سمت کونم یهو کونمو بوسید جا خوردم گفتم چیکار میکنی…رضا گفت حالتو بکن بازیتم بکن دیگه…
امیر گفت جون چقدر سفیدی رضا میخندید دیدم داره زبونشو میکشه لای کونم اصن نمی فهمیدم چیکار میکنه اینقدر برام لذت بخش بود جوری میخورد انگار داره غذا میخوره لاشی 🙂
یه ملچ ملوچی راه انداخت بود که نگو
چند دقیقه ای خورد دیدم اومد جلوم بازیو نمی دیدم گفتم برو اونور گفت بزنید استپ الان میان…
رضا استپ زد دیدم کیرشو در اورد قشنگ کیرشو اورد جلوی صورتم خوابید زمین کیرش کوچیک بود ولی یکم پشم داشت(من همونم نداشتم)
گفتم چیکار میکنی گفت یکم بخور گفتم گمشو بابا یهو به رضا گفت تو کاری نمیکنی این خجالت میکشه ها رضا گفت نه من نیستم گفت پس چن دیقه برو بیرون گفت اه نمیخوام دارم میبینما گفت تورو خدا برو بیرون رضا با اکراه رفت…
درو بست گفت حالا بخور گفتم خوشم نمیاد گفت تو رو خدا یکم لیس بزن…
اومد جلو کیرشو مالید به لبام گفت زودباش دهنتو باز کن دهنمو باز کردم یکم سر کیرشو زبون زدم لزج بود و کمی شور دهنمو باز کردم بلند شد نشست تکیه داد دیوار منو کشوند رو کیرش شروع کردم خوردن یکم لیس میزدم گفت سعی کن دندون نزنی گفتم خفه شو بابا گفت باشه یکم خایمو لیس بزن یکم لیسیدم عین پاستیل بود باحال بود ولی کمی مو داشت…یکی دو دقیقه ای خوردم گفتم بسه دیگه…گفت باشه بخواب بالشو داد گذاشتم زیر شکمم اومد پشتم کیرشو گذاشت لای پام خوابید روم یکم کیرشو بالا پایین کرد هم به سوراخم می خورد هم مثل دیشب خایمو نوازش میکرد حال میداد عین آهن داغ بود…
دو سه دقیقه ای کرد گفت میشه بلند شی بلند شدم سرپا اومد پشتم گذاشت لای پام اولش کیرش خیس بود فک کنم باز تف زده بود گفت دستتو بذار روی دیوار…گذاشتم گفت کامل شلوارتو در بیار خیس نشه…درش آوردم از پنجره اتاق دیدم رضا داره از تو ایوان نگاه میکنه…
جفتمون خندیدیم دستمو گذاشتم روی دیوار اومد پشتم کیرشو گذاشت لای پام تی شرتمو داد بالا مال خودشم داده بود بالا بدن هامون میخورد بهم گرمای تنش عالی بود گرمای کیرشم کونمو حال میاورد با دستاشم شکممو مالش میداد چند تا دیگه تلمبه زد و ارضا شد
لای کونم روی سوراخم رونام لزج شده بود از آبش گفت اووووف
رضا داشت دید میزد گفتم دستمال بده دستمال برداشتم خودمو خشک کردم
بعدم لباس پوشیدم…
بازم سکسمون ادامه داشت ببخشید اگه بد نوشتم بار اولم بود…
دوس داشتین ادامه میدم

نوشته: سینا

بازدید 13,657

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

4 پاسخ به “پسر خالم امیر”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید