پستونک دیدی آرومم کرد

من و ددی چند ماهه با همیم. ددی برام شورت های صورتی فانتزی خریده با سوتینای توری عروسکی. هر وقت زنگ میزنه بریم بیرون باید یکی از این ست های فانتزی رو بپوشم با دامن و کراپ تاپ. موهامم براش دم گوشی می بندم که خیلی دوست داره. ددی با ماشین بی ام و دودی نگه می داره سر کوچمون چون اگه جلو خونه ماشینشو ببینن تو دردسر می افتم. من از سال اول دبیرستان خیلی جنده بازی در میاوردم و هر دفعه داداشم یا بابام میفهمیدن با کمربند می افتادن به جونم. منم صدامو بچگونه و لوس میکردم هی میگفتم آی آی درد میگیره لطفا منو نزنننن خیلی دردم میااااد 🥺🐭 بابا و داداشم هم از این اداهای جندگونم بدتر عصبانی میشدن و بدتر می زدن، تا وقتی مامانم میومد جداشون می کرد دست منم می کشید پرت می کرد تو اتاق. اینجا دیگه خیلی دلم می شکست و گریه می کردم 🥺 ولی کسی نبود نوازشم کنه و کتکا و شلاق هایی که خورده بودمو از دلم دربیاره. واسه همین من هی بیشتر و بیشتر تشنه ی توجه و محبت شدم و یاد گرفتم نیازامو از طریق جنده بازی برطرف کنم.
با ددی تو یه کافه آشنا شدم. صاحب کافه ای بود که با دوستام جمع میشیم. قدش متوسط بود و ریش جوگندمی داشت. هر وقت کارمون تو کافه تموم میشد می افتادم جلو برم حساب کنم که به این بهونه با ددی آشنا شم. سرمو یکم کج می کردم و با صدای بچگونه میگفتم حساب ما چقدر میشه؟ بعد وقتی قیمتو‌ میگفت صدامو لوستر و کشدار تر میکردم و میگفتم این که خییلی زیاادهه. به مشتری های خاصتون جایزه نمیدین؟ 💅🏼 و پشت سر هم چند تا پلک می زدم. یه بار ددی هم شیطونیش گل کرد. با همون نگاه به ظاهر جدی و خنده ی شوخ نگام کرد گفت چرا می خوام به دخترای خوب جایزه بدم! از تو کشو یه اب نبات چوبی دراورد، با حوصله پوستشو باز کرد، دستشو آروم و مطمئن آورد نزدیک صورتم و آبنباتو چند دور مالید دور لبام. ناخوداگاه لبام از هم باز شد، آب نباتو هل داد تو دهنم. منم که از این کارش خر کیف شدم و شروع کردم با ملچ ملوچ آب نباتو مکیدن. از اون شب شماره ددی رو گرفتم و پی ام بازی شروع شد.
امشب ددی گفته میخواد ببردم جای جدید که همبازی دارم. بهم دستور داده یکی از اون شورت فانتزی هایی که رو چاک کسشون بازه رو بپوشم، با بالاتنه کرست توری صورتی. با موهای بلند دم گوشیم عین عروسکای تو باکس شدم. سوار ماشین ددی که میشم خودمو‌ لوس میکنم و سریع سرمو میزارم رو پاش و صورتمو میمالم به رونش. بعد شروع میکنم نق نق کردن که انگار میخوام گریه کنم. ددی با صبوری سرمو ناز می کنه. ششش…شششش بیبی من. بیبیم پستونک می خواااد؟ قربون گرلم برم. همونجوری که سرمو ناز می کنه و ماشینو را میندازه زیپ شلوارشو میکشه پایین پستونک رو در میاره برام. آب دهنم راه میفته. پستانم هنوز چروکیده و سیاهه. میدونم تو دهنم باد میکنه و آبدار میشه. می افتم روش و می بلعمش. ملچ ملوچ می کنم و ددی آخ و آخ می کنه. میگه بیبی من شیرشو می مکی؟ سرمو با ولع تکون میدم. کرم خوشمزه خامه ایش میریزه تو دهنم. می رسیم کافه. منشی کافه ازم می پرسه ملینا جون دور دهنت خامه ایه؟ ددی میگه آره قربونش برم. واسه دخترم شیرینی خامه ای خریده بودم. من سرخ میشم و سرمو میندازم پایین. مطمئنم منشی میدونه چه بلایی سرم اومده. کلا باهام با تحقیر و تمسخر رفتار می کنه. ولی من فقط برام رفتار ددیم مهمه. ددی می بردم دفتر پشت کافه. اونجا دستور میده تاپ و دامنمو در بیارم. چشم رئیس 🥺🐭 بهم میگه بشینم رو میز، پاهامو از هم باز بگیرم تو هوا، مث دختر بچه های تخس. پاهام‌باید کامل کامل از هم باز و تو هوا باشه. بعد میگه با دستام لبه های کسمو بگیرم از هم باز کنم. خیلی خجالت می کشیم ددی اینجوری کسمو ببینه. می ترسم لبای کسم خیلی گنده و آویزون باشه. ددی ترسمو می دونه. دستور میده دو تا لابیای آویزونمو‌هر کدوم با یه دست بگیرم، تا جایی که میشه بکشم، از هم بازشون کنم. میخواد کسمو تو این حالت تماشا کنه. یکم که میگذره و حسابی تو این پوزیشن خجالت میکشم، ددی میره بیرون و با یه سگ سفید پاکوتاه خیلی کیوت برمیگرده. میگه: میبینی چقدر با لباست سته؟ اوردمش باهاش بازی کنی! خوشحالی دختر کوچولوی من؟ من که یه لحظه نمی فهمم منظورش چیه واقعا ذوق می کنم و میگم مرسی ددی!! مرسی ازین هدیه!! و می خوام بپرم از رو میز پایین با سگه بازی کنم. ددی تو یه حرکت دستشو میذاره رو سینم مانعم میشه. بیبی گرل من اجازه گرفت؟ لب ورمی چینم سرمو میندازم عقب که یعنی نه. میگه پس وایسا تو پوزیشن. ددی از پشت میزش یه شیشه نوتلا میاره با یه برس نرم تحریک کننده میمالیدش به تمام کسم، از زیر شکم تا لای لابیام و حتی رو سوراخ کونم. با قلمو نوتلا رو یک دست پخش میکنه، راضی که شد میره عقب و برفی، سگ پاکوتاهی که قرار بود همبازیم باشه میاره نزدیک کسم، ول میده روم. اول یکم می ترسم ولی واسه اینکه ددی ناراحت نشه تکون نمی خورم. برفی حمله می بره رو کسم و سر تا تهشو لیس می زنه و کاز کاز میکنه. خوب که سیر شد میاد کنار. ددی با افتخار نگام می کنه. میاد جلو، سه تا اسپنک رو کس نوتلایی و خیس و تف سگیم میزده و میگه گود گرل!همینجوری که خودمو جمع و جور می کنم ددی از اون ور اتاق با یه شیشه شیر برمیگرده. خیلی وقتا افترکیر بعد از سکسمونو اینطوری برگذار میکنه که یه پتو میپیچن دورم، منو تو بغلش میخوابونه و بعم شیشه شیر میده. اینبارم فکر می کنم برنامش همینهولی ددی همیشه یه سورپرایز داره. می بردم سمت تخت عروسکی ای که مخصوص افتر کیرمه، ولی این بار بهم میگه رو تخت سر و ته بخوابم. جوری که کونم رو بالش سرم قرار بگیره، پاها باز تکیه به دیوار، و سرم زیر پتو جایی که کونم باید باشه. دراز که میکشم ددی با ملایمت و مهربونی پتوی عروسکی رو‌می کشه روم، از سرم میره زیر پتو و میاد بالا درست تا زیر کسم. همونجا خم میشه دو تا بوسه ی ملایم میذاره رو کلیت و لبام. جووون چه لبای غنچه ای. می خوام به بیبیم شیشه شیرشو بدم بمکه تا خوابش ببره. همونجا سر شیشه رو می کنه تو سوراخ کسم. منم که حسابی تمرینات کگل رو انجام دادم که واسه ددی جنده ی خوبی باشم، یه جوری عضله های کسمو باز و بسته می کنم که کسم مث دهن یه نوزاد پستونکو بمکه و عقب جلو کنه. جالبیش اینه که شیشه شیرم به کسم بیشتر از دهنم ارامش میده. سرم گرم میشه و تو تختی که ددی برام اماده کرده خواب میرم.

نوشته: رامونا

بازدید 7,901

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

9 پاسخ به “پستونک دیدی آرومم کرد”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید