پادشاه خوبان (طنز)

برای تکرار نشدن اسم ها به جای اسم در هر سطر برای هر اسم یک حرف گذاشتم که میتونین از روی علامت ها تشخیص بدین که چه کسی داره صحبت میکنه
(س) سامان
‏(ح) حمید
‏,
(س)بوووو سرده کاپشنم کو؟
(ح)خفه شو بابا مرغامون از تخم افتادن
(س)کونده توی این گرونی شما مرغم دارین؟
(ح)آره داریم پرورش میدیم بزرگ بشن وقتی فروختیم پولدار بشیم بابام برام یک جنسیس بخره باهاش برم یه دختر سوار کنم ببرم بگیرم بکنم
(س)کسخولی دیگه همه فکر و ذکرت کردن یک کسه
(ح)کسخول تویی که هر شب توی حموم کف دستی میزنی
(س)به نظر من بکنی تو سوراخ دیوار بهتر از اینه که بری دختر مردم رو بیچاره کنی
(ح)کس نگو گالیور نقشه رو رد کن بیاد
(س)حمید؟
(ح)جونم؟
(س)کیرم تو کونت
(ح)چرا؟
(س)همینجوری
(ح)سامان؟
(س)بله؟
(ح)کیرم به حلقت با اون دوست دخترت
(س)کونی هر چی باشه از اون کس مغز دماغ دراز تو که بهتره
(ح)حداقلش مال من خوشگله
(س)کس نگو بابا باید همه جاشو عمل کنه تا قابل تحمل بشه سوراخ دماغش از سوراخ کسش گشادتره تو که عقده کس کردن داری کیرتو بکن تو سوراخ دماغش
(ح)سامان کس شعر نگو
(س)کس شعر میشنوی پسر جان نیام نصفت کنم هاا
(ح) یعنی چی؟
(س)هیچی بابا اینو از مهندس یاد گرفتم
(ح)مهندس کیه؟
(س)به توچه تو بخواب پولتو بگیر راستی حمید جون مهندس گی خیلی دوس داره هااا حواست جمع باشه
(ح)گم شو بابا چس خور
(س)بی ادب
(ح)سامان؟
(س)جونم؟
(ح)دوست داری غیر از مهدیس با کس دیگه ای هم دوست بشی؟
(س)راستشو بگم؟
(ح)اره خر نشو دارم جدی صحبت میکنم
(س)نه چون دوسش دارم و نمیخوام از دست بدمش
(ح)تو گوه خوردی کونی ادم شدی واسه من الان میام نصفت میکنم اقای وفادار
(س)کونده این تیکه مال منه چرا ازش استفاده میکنی وقتی ازش استفاده میکنی باید زیرش منبع رو هم اعلام کنی
(ح)باشه بابا منبع : مهندس
(س)تو مهندسو از جا میشناسی؟
(ح)به تو چه
(س)حمید بچه باز نیستم ولی بچه ها رو دوست دارم هاااا حواست باشه
(ح)اوه اوه خطرناک شدی بابا میگم
(س)چی رو میگی ؟
(ح)که مهندسو از کجا میشناسم
(س)اسگول اینو که خودم بهت گفتم
(ح)ااااا نو گفتی اصلا حواسم نبود
(س)حمید گاییدن تو بر من واجب شد از الان تا ۴۸ ساعت دیگه فرصت داری خودتو معرفی کنی من زود ارضا میشم یک ساعت بیشتر باهات کار ندارم
(ح)ترش نکنی یه وقت
(س)عزیزم من مفیدشو حساب کردم هااا
(ح)باشه شب میام پیشت فقط وازلین و مواد چرب کننده یادت نره‎
(س)ای جان چیز دیگه ای نمیخوای؟
(ح)قربون دستت اگه یک کاندوم با طعم دوسیب البالو هم بگیری عالی میشه
(س)خفه بابا میخوام خشکه بزارم در کونت
(ح)نه دیگه خشک درد میگیره
(س)من کارمو بلدم عزیزم یواش یواش میزارم دردت نگیره
(ح)سامان یه شعر میخوندی چی بود؟
(س)بخونم واست؟
(ح)اره
(س)باشه … پیرمردم , اهل دردم , دنبه درمان است, اب لیمو , کون بی مو قوت جان من است
(ح)کیرم تو دهنت با این شعرت
(س)کونده کونت بسوزه
(ح)میشه بپرسم منظور از دنبه در این شعر چیه؟
(س)اره بپرس
(ح)منظور از دنبه در این شعر چیه؟
(س)منظور کون شماست عزیزم
(ح)خیلی عذر میخوام ولی میتونم یه فحش بدم؟
(س)چه نوع فحشی؟
(ح)فحش با ادبی
(س)اشکال نداره بده
(ح)چی بدم؟
(س)فحشو دیگه
(ح)تمام الت تناسلیم توی باسنت سامان
(س)مرسی عزیزم
(ح)قربونت قابل نداشت
(س)حمید جون شب منتظرتم داداش
(ح)باشه ۱۲ به بعد میام ولی مال هر کی کلفت تر و بزرگ تر بود همون بکنه قبول؟
(س)قبول داداش
(ح)سامان مال من ۴۰ سانته هااا کلفتیش هم ۲۰ سانته
(س)مال منم اندازه طول دیوار چینه کلفتیش هم اندازه دور بازوی جان کلوده
(ح)حرفی برای گفتن ندارم فقط میدونم کونم پارسسسسس
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
این طنز رو به عشق یک نفر ارسال کردم و امیدوارم خودش بفهمه،
کسی که باعث شد پای من به این سایت و نظر دادن باز بشه… ‎:)‎
منتظر نظرات و امتیازهاتون هستم

سامی شهوتی ‏‎ ‎

بازدید 8,814

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

101 پاسخ به “پادشاه خوبان (طنز)”

  1. جونور در این مورد یک فکری کرد و تنها چیزی که به ذهنش رسید این بود:برای تکرار نشدن اسامی نظر دهندگان از حرف اول اسمشون استفاده شده(ال)میگم این یعنی ما رو کسخل گیر آورده(الف)یه جورای آره خواهر خاک به گور شده منم اغفال کرد خوندم(آ)این بابا دهن مهن برای من نزاشته تازه داره واسه {م. گ. پ }میمالایشندی(پ1)این بابا چیکارست که داستانش زود آپ میشه؟(جی)کیر شدیم ها ، یه الف بچه سر کیرمون گذاشت. خواستیم شعر در کنیم(پ2)منکه شناسنامم گواه همه چیزه(ر)کنایه ادبی تراوش کردند(ق . م)مرتیکه تو باید ملاحظه مارم بکنی و گرنه (آ) رو سیر میکنیم پاچه تو بگیره(جی)شیطونه میگه بزنی کج و ماوجش کنی(پ1)داستان نویسی هم شده بچه بازی . پسرم قاقاللی بگیرم برات با {م . گ . پ} با هم بخورید؟(ر) در سکوت به سر میبرد چون به پند لقمان حکیم پایبند است(ال)الهی جز جیگر بگیری ،الهی رو سنگ مردشور خونه بخوابی بچه(الف)خواهر بچهست ،نفهمی کرده نفرینش نکن تو رو خدا ،خاله جان برو واسه خودت با اسباب بازی هات بازی کن(پ2)این بابا باید رد صلاحیت میشد حالا که هست باید براش یه موج نقل قول راه بندازیم(جی)بچه ها الان میزنم تو برجکش(ال و الف و آ و پ1 و خود جی و پ2 و >ر<و ق. م ) داداش fuck out the here(جی) حال کردی سامی جان(دوباره جی) جنبه داشته باشی نری گزارش بدی اخراجمون کنن 😀

  2. سلام سامی جانمیشه یک کم توضیح بدی دوساعته دارم به مغزم فشار میارم که بفهمم چیه …مغزم هنگ کرده …لطفا موضوع و متنو واسمون روشن کن بفهمیم چی به چیه این تلپاتی ها !!! 😀 :/ :S

  3. چی بگم والاقرار نبوده این اپ بشهمن داستان دیگه ای برای ادمین فرستادم و گفتم اپ بشه ولی ادمین این رو اپ کردههرچی دوست دارین فحش بدینمن هیچ مشکلی ندارمولی مقصر من نیستمشرمنده همتون

  4. جوونور دمت گرمامیرزا وارد شو داداشخواجه رو صدا کن بیادبازم از همه معذرت میخوام

  5. من خایه مال نیستم ولی خایه مال ها رو دوست دارم:B :O) :-C :/ :’’( :’’( 8> :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :))

  6. سامیییییییییی =))بقیه رو نمیدونم ولی من مثه خرس خندیدم؛ طوری که کرک و پر همه ی مرغای محلمون(استعاره از پرندگان 😀 ) ریخت :Dسگ تو روحت! :))آهای آمیزا !از نازنین من ایراد گرفتی نگرفتیا :Dدرضمن:به سامانمی از گل کمتر بگفتندی خاجه هاتو(!) نصف کردمی :Dگفته باشمی :Dپرنده جان(پروازک) تحویل گرفتم :D..دوستان عزیز بنده شاهدم که قرار نبود این داستان آپ بشه و یه داستان دیگه در دست چاپ بودولی ادمینه دیگه چیکارش میشه کرد :)فک کنم چون اسم من توش بوده دلش نیومده داستانو آپ نکنه 😀 😀 :Dادمین عزیزم :X :X :X

  7. مهندسم سلاماین چونوور اذیتم کرده عشقمبده ادمین جوون بلاکش کنه!!! :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :))تا عشقتو دیگه اذیت نکنه :X :X :X :X :X :X :X

  8. سلام عزيزم :-Dآي جونور!چرا مزاحم همسر مردم ميشي :-Dنازنين آقا، خودت بده ادمين بلاكش كنهبا خودت كه خيلي جوره ;-)شنيدم روابط مخفي باهم دارين؛ أي شيطون 😉 😀

  9. تو داستان قبلی گفتم بیخیال بچه است یاد میگیره ولی الانفهمیدم بزرگ شدی و داری میرینی تو هرچی طنز و داستانتازگیا فحاشی شده طنز کون کردن شده واجب!آخه سیب زمینی پشندی من به تو چی بگم ، خجالت بکشآدمین از تو انتظار بهتر داریم!

  10. به به!میبینم داش میرزا زبان “تیکی تاکا” ی منو یاد گرفته!داداش قدر مدرک اون زبان رو بدوناارزشش از دکترای فنی دانشگاه سوربن بیشتره :Dپس واسه تفهیم بیشتر منم به زبان “ئیندی ئیندی” تو حرف میزنم :Dداداشیندی راس گفتیندی، بنده دقت نکردندی :Dهمانا بنده نیز ازت تشکر همی کردندی :Dمخلصتیمندی و خواجه هایت درون حلقمندی :D..مرغابی جان(استعاره از پروازک) همانا اذیت کردن بنده با اذیت کردن ادمین برابره ها :Dاین دفعه میبخشمت ولی دفه بعد اذیتم کنی ادمینمو میارم سرت :’’( :’’( :’’(:D

  11. ای بابا !!!مهندس جون حالا چیه قاطی کردی؟ …می خوای ادمین جونو بیاری …حالا آمیرزا یه چیزی گفت …زود جوش نیار …شکایت کشی نکن … 😉

  12. آناهیتو جان:کی جوش آوردم؟ :Dدارم بخاطر این سرنوشت شوم ضجه میزنم؛ اینجوری :’’(:Dعاخه چرا یه آدم بی ذوق(مثه پروازی 😀 ) میاد اسم به این قشنگی رو(مهندس گل پسر 😀 ) خراب میکنه؟خداییش تو بودی نمیرفتی پیش ادمین؟اصن خودت:خوشت میاد بهت بگم “آنا طلا فروشه” ؟– یا “آنی”؟– یا “آن” ؟– یا “آ” ؟– یا “” ؟– یا :Dهمه ی مشکلم این مرغابی اس(همون پروازی) :Dبالاخره یه روز بلاکش میکنم :D..میرزا داداذوق شعریت تو اثنا عشرم :Dهمی بسیار شرمنده کردیندی!از خواندن اشعار پر بارت بسی بسیار مشعوف و مسرور گردیدم :Dدس مریزاد دادا 😉

  13. این روزها همه طبع شعرشان گل کرده شما چه طور؟ :Dنمی دونستم کامنت های بکن تو تااین حد در بروز استعداد های درخشان موثر بودهاز میرزا و امام زاده بیژن و جونور باید تشکر کنیم که باعث این پدیده عجیب شده اند و شعرای بکن تو تحویل این بلاد بکن تو دادندولی حیف من شاگرد خوبی نیستم یک ذره طبع شعر هم ندارم :’’(

  14. کل کل شعر به دستور آمیرزا از این لحظه شروع شداول خودم یعنی جونور:به کل بکن تو ندیدم همچو خود شاعریرو کوری نخوان که استادی که ماهریبه صلابه شوی در وزن شعرمتو چون طفلی منم لبریز مهرمبرم درست بخوان ،جیشت بکن ،آنوقت لالاشوشول خود بشور ،آفرین باباخلاصه هر که هست آید که ریزش کنمکسی هست که کارد سلاخی را تیزش کنم؟

  15. الا یا ایها الخواجه کجاییگرش بر من نبودی طبع شعریبدانم مشکلت بود از کجاییلواشک خورده ای بسیار دیشبکنون بودت تورا دلپیچه همدممواظب باش در مهمانی امشبکه ناریزد آبروی تو امشب

  16. شاعر جونور میفرماید :منم شاعر تو خواجه را کلا بیخیالعزیزم شعرت چسی بود یه شعر بهتر بیارمنو اگر تونستی بندازی از رورو خبررسانی تویترز و آنجا بزن جاردلم میسوزد این بچه پوشکش خیس استladyseducer بی زحمت ا زآنجا یک پوشک بیاوربچه را قنداغ میکنم تا بخوابدآنوقت میگیرم تمرکزم روی کار

  17. شاعر جونور میفرماید:ای تو قلبی که مس گشته ایخواجه از اعتبار بی نصیب استوگرنه من دانم خشم خواجهبه سان رعد و برق عجیب استمگر من یارایش کنم در شعربه کوه راهی شود بس که نحیف استدلم میخواهد اندر دشت شهموانیبدانم که برایم رقیب است؟

  18. ای قلب مسین سینه ی بکن توشعری بسرا که حال او را گیریشعری بسرا که جونور بردارددست از سر کچل بکن تواین جونوری که نام او فرهاد استکله اش پر باد و چنته اش پر بار است

  19. شاعر جونور میفرماید:MerOaa وقت خوابت گذشت از ساعتی پیشوزن شعرییت چیست؟هی می شود کم و بیشگو که ما هم در جریان باشیممن فرهاد نی ام اسمم شده جونور درویشکوله ام 100 گیگ شعر دارداینان چرک نویسند وای به حال ورژن اصلیش

  20. شاعر جونور میفرماید:ای قلب برنزی زنگ زدهحیف که وضع نِتَم بدهوگرنه بدونه ایست میزدم به صورتت برگه شعرعزیزم برو گندتو بیار تنهایی به غول گیر نده

  21. شاعر جونور میفرماید:مشتی طفل برای من شعر سرایند امشبعیبی ندارد بگذار خوش باشنددر این وهم خیالکار من شده شعر سرایی نی نی جانالبته اگر به شعرم افزون کنم کمی پر وبالمن ریز نیستم ،یک چشم پزشک مهمان منیعینک پلیس برایت میخرم با قاب فلزی و گلس رویال

  22. شاعر جونورمیفرماید:من به خایه ات حساب مکن دوست منبرو برای او موز پوست بکنموز که گویم نیست آن موز طلاییدسمال به دست بگیر ،قلوه چقدر بلاییمن تو را کلا نمیبینم ،میکرسکوپ هم ندارمولی همین که هستی به عنصری حسابت آرم

  23. اگر در شعر من وزنی نباشدبگو از قالب شعرت تو بامنکه من در چشم تو طفلم ولی توبگو تا از محضرت باشم پندآموز

  24. آقا ایول ایول دوستانشاهکار کردین چقدر شعرای قشنگ چقدر طبع بلندآفرین باید بگم که تو این چند سالی من میام اینجا هیچوقت مثل این چند روز بکن تو شعر قشنگ نداشته واقعا از همه دوستان شاعر تشکر و تقدیر میکنمآمیرزا ایول داری داداش

  25. نخواب ای خواجه خوش ذوف اکنونبگو شعری و باشم سحر و افسونکه ما شاگرد و تو استاد هستیبیاموزم مرا تو بیشتر از این

  26. بچه ها میشه خواهش کنم به داستان امتیاز بالا بدین تا بتونم داستان اصلیم رو فردا آپ کنم؟به خدا قرار نبود این داستان اپ بشهکمکم کنیدهر کس امتیاز اد توی نظرات بگه!

  27. برو ای سامی نکن گدایی امتیازکه امتیاز لیاقت داستان تو نبادهمین که بساط شاعری پهن استبرای تو ای نازنین بس است

  28. شاعر جونور برگشت:بدیدم مشتی جوجه در شعر غوغا کرده انداین طفلان شیر خواره چها گردو خاک به پا کرده اندروید زود به اذن من جیش بوس لالااینان دیگر کی اند به من هم که صاحب شعر بکن تو ام بی حرمتی کرده اند

  29. سامی پنج تا قلب دادم فقط و فقط واسه اینکه داستان بعدیتو اینجا ببینم،نمکشو بیشتر کن 😉

  30. مرسیامتیاز بالا بدینقول میدم از داستان بعدیم لذت ببرینواقعا باحالهخواهش میکنم‎;)‎‏(کمیته گدایی امتیاز سامی شهوتی)

  31. غلط کردم نشو خواجه پریشاننباش از دست من اکنون تو خسمانببوسم روی ماهت خواجه حالاتو باشی سرور و سالار مروآ

  32. میبینم همه جفت کردن تا من اومدمیادم باشه دیگه به بچه ها رو ندمشما شاعر نیستید جمع کنید خیلی سریعیهو دیدی زدم کل برجکتو ترکوندماینی که میبینی مروا تو استیل گنگ رپهفقط با یه شعر اومدم بگم من هنوزم موندم

  33. سامی جانم ریدی به حالمو مجبورم کردی که آن را بنگارممن نیستم اهل یاوه گوییداستان فردایت را به اشعار میسپارم

  34. (شکلک عادمی که شلوارشو خیس کرده)البته از خنده نه از ترس (شکلک عادمی در حال زبون درازی)

  35. شاعر جونور میفرماید برای لیدی خودش:ladyseducer شما نبودیدو اینجا کدکان ولوماهم که فقط آرامشان کردیم با شعر ملوبانو کم کاریتان در تربیت محسوس استمروآ و قلب مسی نخوابیده اند ،بخوابانشان بدو

  36. جونوور به مهندسم میسپارمت!از کسایی که امتیاز دادن ممنونماگه فردا داستانم اپ شد و بد بود هر چی دوست دارین فحش بدینقول میدم دیگه ننویسم

  37. شاعر برای آمیرزا میگوید:کل میرزا فقط به جا ماند که اوهم کاری نداردبساطش گلیم است و حکایت از شعر او باری نداردبیا خواجه طفلان همه گریختندشب شعرست ، بیا تا ابر اشعارم امشب ببارد

  38. بیاور پوشکم را لیدی اکنونکه خشتک را بخیساندم بنده اکنوننبد از ترس خیسی تنبونبمردم از خنده من از دست این جون

  39. شاعر جونور میفرماید:برو مروا دگر زیر شعر زاییدیبا عرض پوزش مغز خود گاییدیچقدر فکر کردی و این شعر آمدالبت که نیست شعر ،عزیزم کلا امشب کلا ریدی(مروآ عزیز ببخشید واسه جورشدن قافیه مجبور شدم منظر بدی نداشتم)آمیرزا یه سر به صفحه قبل آخرین کامنت بزن

  40. شاعر جونور برای سامی شهوتی:سامی جان گویا دلگیری از منداداش من فقط طنز مینگارمبی جنبه ای باید که فهمیدفردا حکم اجراجم را دارمنمیدانستم با طنز فاخر تو بیگانه ایوگرنه من به داستانت چه کاری دارم

  41. همت رفيق ما و بزرگي نديم مامردي مرام ما و شهامت شعار ماستمردن به نام، خوبتر از زندگي به ننگكان عزت و غنا بود اين ذلت و فناست(ديوان گل پسر نامه 😀 )

  42. به تخم چپ خواجه ای جونورنباشد مرا غم از بر این جفنگنشو خواجه دلگیر که اینبباشد ز بحر تلافی همین

  43. گويند روي سرخ تو،پارسا، كه زرد كرد؟اكسير عشق بر مسم افتاد و زر شدم(غزل پارسا 😀 )

  44. شاعر جونور میفرماید:مروا دگر الفاظ بد نگومن به حضلیات دستی دارمنگذلر قلم بچرخانمبا شعر فکتو پایین بارمآمیرزا نِتَش قطع گشته من به جای او نیز مینگارم

  45. ساقيا لطف نمودي، قدحت پر مي بادكه به تدبير تو تشويش خمار آخر شددر شمار ارچه نياورد كسي پارسا راشكر كان بلبكانه كله خر مفجر شد(گلستان پارسا 😀 )

  46. آميرزا تويي چون گل منم آن شاخ بلبلتويي آن سرو رعنا منم آن خرس خل خلگرچه داري تو رقباي بسيار هولولي همه بتركند چون تخم بلبل(تخم منظور همون تخم پرندگان هست و هيچ ربطي به خايه نداره!)(رباعي هاي گل پارسا 😀 )

  47. شاعر جونور میفرماید:همه بزنن بغل دستشون رو بوقچون جونور اومد با یه حال خیلی خوبسیگار کشیدم زدم تو فاز دوپینگکی بود شاخ بود بگید تا بشکنمش زودخطاب به همه =))

  48. مهندسکی دزدکی اشعار رودکی را دزدیکیگر بگیرد او را رودکی کند ارشاد او را یواشکیگر شود عشق سامی شهوتیاو را نخواهد دید رودکی‏‎ :p‎مهندسم جونوور منو اذیت کرده!حسابش رو برس!‎:):D:)‎

  49. شاعر جونور میفرماید:همتون یه ور حافظم خبر کنیدشاید تو شعر فشار اومد و یه بادی در کنیدبرید کتاب ادبیات بخوداشعار منم برای خودتون از بر کنید

  50. اي ميرزاي من…من تورا برتر از وهم و گمان و خواب صبح دوست ميدارم…هر روز به آن اميد از خواب برميخيزم…كه زلف زيباي تو را در باد ببينم…..آه…اي قلب مسين من…گر يك آهو باشد در جهان…كه من با ديدن چشمانشاز خود بي خود گشته و مست گردم…آن آهو تويي!..آي نازنينه من…دزدي را برتر از خواب و مي ناب ميبينم :-Dنامرد!درضمن اون مال سعدي بود :-Dمنو لو ميدي؟كه اينطور!جونور اذيتت ميكنه؟به درك!اصن خودمم هواشو دارم!جونور جان تو اين نازنين خانوم رو منفجر كني، خودم واست از ادمين وي آي پي ميگيرم 😀

  51. شاعر جونور برای آمیرزا نفس کشی میکند:شنیدستم عربده ها کشیدیبرو دایی توهم دیدیماست بخور حالت شود خوبدر ضمن شادی جان با اون شعرت ریدی =))

  52. چه باشد تورا اى خواجه؟ بدارى جنون؟برو تا به نزد شادى نگشتى ساندويج دونون 😀

  53. شاعر جونور برای قبلی:قلب زنگ زده با چوب خودم میزنی امتو آرزوی پیزا داری ،من عاشق فلافل و سیب زمینی امگر بار دیگر شعرت زایه باشدحسابت نمی آورم در حد بچه نی نی ام

  54. شبت خوش ليدي جانمنم برم اندكي استراحت كنمدزدي شعر واقعا كار سخت و طاقت فرساييه :-Dشب همگي عزيزان بخير 😡

  55. جونور برای گل پسر:سامی در کل داستانش افتضاح بودتو رو داستان خوان تا بفهمی حس من رامن هم که در کار طنز تشویق شدمنوشتم ولی خب همه بود تقصیر آمیرزادوستان من روم دیگر بخوابممخلص درگاه شما ،از طرف یکی از شعرامن میروم پشت من حرف نگوییدخوابم آید وگرنه میکوبیدم همه راسامی جان اسم داستان چیست که فردا آمدیکهو نرویم بپاشیم رنگ قهوای رارای هم دادم ای گدای مسکینرو نظر کن در آمار آراولی دوستان خیلی خوب شده جدیدا تو کامنت داستانها دیگه خبری از فحش و فحش کشی نیست و این مشاعره هم خیلی باحاله من مخلص همه هستم دربستو اتفاقا امروز با آمیرزا در این مورد حرف زدیملطفا به نوبه خودتون رعایت کنید و دیگه داستانهای بد هم فحش ندید ممنوناز طرف بنده حقیر سرا پا تقصیر جونور(فرهاد)

  56. ای پسر گوش بکن نصیحت بنده رانکن دوستی با این جونور بلاکه نباشد اندر بکن تو مهندسیکه بود نام او پارسا بجز شماکه اگر زبانم لال گرفتار شدی اندر بلانباشد تو را یاوری جز این سامی نازنین ما

  57. چه گفتى تو قلب مسى؟ اى بى خبركه يك شادى است و شاعرى و هست و شيرديگر باره حرفى نزن با كلامسخن آن باشد كه گفتم والسلام 😀

  58. رفتند بخسبند همه ای خواجهما ماندیم و تو ماندی دوبارهگر خواهی که به اخراج نیفتد سرو کارتبرو بگیر بکپ که چشمم به تو نیفتد

  59. فرهاد داداش به اندازه يك سالت شعر گفتي اونم از نوع چيز شعرش :-Dقربون دستت كه تركوندي اين پسره دختر نمارو!يه امتياز مثبت پيش ادمين داري :-Dداداش پاي هر داستاني همچين نميشهبعضي نويسنده لياقتي جز فحش ندارنكه البته دست خودشون نيستا، فحش خونشون اومده پايينماهام زحمتشو ميكشيم ;-)..مِرُآ جان توم ذوق شعري داشتي و رو نميكردي؟بنده در حضور همه سر تسليم فرود مياورم :-Dولي ديوان پارسا يه چيز ديگسا :-Dشب خوش 🙂

  60. خودت میای به منو پارسا جون گیر میدی بعد میگی من نمیذارم بخوابیمیرزا یادت باشه که کرم از خود درخته :))

  61. ميزايندي واسه شاعره من شمشير كشيدندي منفجرت ميكنميديا :-Dگفته باشمي 😀

  62. بزن منفجر کن تو این خواجه راکه شمشیر کشیدست بر مروآکه کرم از خود خواجه بودی همیبیانداخت تقصیر ها به گردنما

  63. به به!عجب استعداد وافريبنده هرچقدرم كه تلاش كنم به گرد پاي شما نميرسم :-Dتوم به گرد ديوان من نميرسي :-Dدرنتيجه هردو به گرد هم نميرسيم 😀

  64. شبیه قوانین فیزیک شد :Dبه هر حال منکه چیزی از فیزیک حالیم نیست و شما مهندسی خبولی اهل هنر استم و شعر سرودن هم که به خاطر همین میرزا امشب یادگرفتم

  65. سامي دچار اسپم گرفتگي شد :)اينو از طرف ايشون ميزنم“دوست عزیز من نخواستم سر پارتی بازی و رفاقت به من امتیاز بدینقرار نبود این داستان اپ بشه مهندس هم این موضوع رو میدونهولی آپ شد!ادمین در صورتی داستان بعدی رو میزاره که داستان قبلیت امتیاز خوبی گرفته باشه در غیر این صورت باید توی نوبت چاپ باشه که حدود دو تا سه ماه طول میکشهدو ماه زمان زیادیه واسه من و من فرصتش رو دیگه ندارمحالا مهم نیست که با خودتون بگین این کس شعر میگه ولی به قران اگر اومدم و توی این سایت عضو شدم و داستان ارسال کردم به عشق تک تک کسایی بوده که زیر داستان ها کامنت میزاشتن با خودم گفتم بزار چند ماه آخرم رو با این دوستان سرم رو گرم کنمهیچ وقت و هیچ کجا توی این سایت من اینو نگفته بودم و قصد هم نداشتم بگم ولی مطمئن باش به زودی دیگه اسم منو زیر داستان ها نمیبینی و خیلی زود فراموش میشممهم نیست چون عشق من همین داستان ها و دور هم جمع شدناسمنم مثل خیلی از بچه های دیگه که فراموش شدن!داداش من فکر نکن همینطور که اینجا میگم و میخندم زندگیم هم همینطوریه !زندگیم زهرهوقتی میدونم قراره تا چند وقت دیگه چه بلایی سرم بیاد و نمیتونم کاری بکنم دیوونه میشممن میام توی این سایت تا اروم بشمتا همه چیز رو فراموش کنمبازم من ازت عذر میخوام…مطمئن باش من نمیخوام ,محبوب بشم، خاک تو سر من کنن که بخوام …بیخیالشب خوش”

  66. صبحي دگر شد و حالم دگر بشدسامي، حكايت تو، جزز جگر بشداز دور ميشناسمت اما ز گفته اتدلگير گشتم و شام اين سحر بشداحوال بد ز تو دور و چشم بخيل كورمريم ز حال بد تو پكر بشد

  67. دوستان عزیز اون حرفارو خود سامان زد؛ نه من!..مرغابی غیبتش غیر موجه بودهاولیاشو کاری نداریمولی باید فلک شه :Dمیرزا جان بساط فلک رو پهن کن 😀

  68. دوستای عزیزم اگر من حرفی زدم نشونه این نبوده که بخوام خودکشی کنم!یک چیزایی هست که نمیخوام به اینجا منتقلشون کنمچون میخوام حداقل اینجا ذهنم ازاد باشه و کنار دوستام خوش باشمامیرزای عزیز من از اینکه دوستای مثل شما دارم به خودم افتخار میکنماره من یه چیزایی گفتم که اینجا جاش نبودفدای سر تو و همه دوستان که داستانام آپ نشهبلاخره یه روزی چاپ میشهاگر بودم که کنار همدیگه میخندیم اگر هم نبودم به تخم مهندس!شماها هستینمنم مهم نیستم

  69. مسی جون پس خودت دست بکار شواین مرغابی رو باید تنبیه کنیم :D..سامان جان داداش تمام لذت این کل کل کردنا بخاطر دوستی ها و با هم بودناشهتخم منم واسه داداشم کاربردی ندارهواسه همه ماها مهمی؛ چون همه باهم رفیقیم 😉

  70. ای بابا میرزا هنوز زنده ای فکر کردم مهندس منفجرت کردهاوی مهندس مرغابیتو ول کن و ماموریتتو انجام بدهچوب و فلک هم واسه دوره زمونه میرزاست به فکر تنبیه مدرن تری باش

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید