وقتی خجالت میکشی

اینم یه نمونه اش

رسیدیم کلبه ، یه تخت گوشه ی کلبه با پوست حیوانات و کلی پتو ی اضافه و کوسن روش بود.
یه میز مطالعه یه طرف ، و یه بخاری چوبی با دو تا کنده توش احتمالا تا ساعت ۴ صبح دووم میاورد.
سارا پرید رو تخت و گفت ، من بغل دیوار می‌خوابم.
گفتم ، من اصلا رو تخت نمی‌خوابم تو راحت باش تخت یه نفرست.
شراب و سیگار و در آوردم از ماشین
آروم لباساشو در آورد و رفت زیر پتو شروع کردم به پرت کردن حواسم و شراب خوردن. خوبیه شراب اینه همیشه کار درست و انجام میدی اگه درست خورده باشی ولی کی درست میخوره وقتی یه خانم محترم یهو ازت میخواد باهاش یه هفته سفر بری که ازش محافظت کنی تو این فکرا بودم که یهو دیدم لخت با یه شال قواره دار دورش وایساد جلوم و گفت من ام می‌خوام
گفتم بشینید تا براتون بریزم نشست روی پام نذاشت بلند شم براش لیوان بیارم
کونش آنقدر نرم بود انگار یه مشما رو پره آب داااااااغ گذاشتن رو پام شالشو ول کرد و دیگه فقط حکم گرمارو داشت .
از دستم لیوان شراب و گرفت شروع کرد خوردن
سه لیوان با هم تو همون وضع خوردیم مست نه ولی از گرما دیگه نگران کنده های داخل بخاری چوبی نبودم
رفت تو تخت خواب و گفت مهم نیست چند نفرست تو تخت سردمه لباسم و شروع کرد به در آوردن و فقط شرتم موند
چراغا رو خاموش کردم و زیر پتو شرتمم در آوردم تا خوابیدم بغلش از پشت بغلم کرد و گفت خیلی سردمه شروع کرد به نوازش کردن
ناخوناشو لای موهای سینه ام میکشید و من شل کرده بودم و یهو گفتم کیرم توش بیل به کمرم نخورده که برگشتم پای چپمو بردم لایو پاهاش دیدم خیسه خیسه لای پاش
شروع کردم گردنشو خوردن و مالیدنِ کسش بعد گوشش و بوسه ها ریز زدم و گفتم خودت خواستی جرت میدم ، خندید و یه اهه ریز کشید و گفت باید درست به ارگاسم برسم وگرنه میبندمت به این تخت تا صبح
هنوز کیرم و ندیده بود دست کشید و شروع
کرد به خوردن کیرم برش گردوندم یه بالش گذاشتم زیر سرم و شروع کردیم
عاشق انقباظ و انبساط بدنش شدم وقتی کسش و می‌خوردم
کیرم و گذاشته بود لای سینه هاشو می‌مالید و سرشو لیس میزد
خوب که کیرم سیخ شد بلند شدیم
دیوونه شده بودیم طاقباز خوابوندمش و خوابیدم روش شروع کردم پاهاشو باز کردم کیرم و مالیدم به کسشو فروکردم تا سرش و خم شدم در گوشش و شروع کردم زم زمره کردن و حرفای نامفهوم به فشار دادن تلمبه های یواش و شمرده می گفت
سیناااااا وااااااای سینااااااااااااا گفتم جووووون گفت سینه هآمو بخوووووووور دارم میمیییرمممم
فشار و بیشتر کردم و تا آخر کیرم میکردم توش و درمیاوردم ولی با سرعت پایین
همین جوری که سینه هاشو می‌خوردم و نفس نفس میزد صورتم و بردم طرف دنده هاشو و میک و لیس میزدم تا زیر بغلش که رسیدم
گفت
دارم میام ددداااارررررممم میاااااااممممممم
عاا-اااااااااااااااااااااااا
دارم میام اول سرعت و زیاد کردم وقتی گفت عااااا-ااااااااا کسش منقبض شد و سفت کیرم گرفته بود احساس کردم دیگه نمیتونم خودمو نگه دارم محکم دستاشو دور گردنم سفت کرد و اه و ناله های ممتد و طولانی و ارگاسم با لرزش و من سرعت و فشارمو بیشتر کردم تا آروم گرفت کیرم و در آوردم لبامو گاز گرفت و داگی نشست انتظار داشت بکنم تو کونش ولی باور کن خیلی تنگ بود کسش کردم تو کسش و تلمبه زدن
دست چپمو از جلو بردم سمت کسش و کمک کردم آروم آروم تا ارگاسم بعدی برسه
دست راستم از بین سینه هاش گردنش و گرفته بودم و می‌کشیدم سمت خودم و کیرم و میکردم توش و درمیاوردم
ناله میکرد یهو بلند می‌گفت بککککککن
دیگه وقتی یه پسر ۲۵ ساله رو با یه خانم ۳۷ ساله بندازی همین میشه
در گوشش میگفتم جنده ی من کیه می‌گفت مننننننم فشار و بیشتر کردم گفتم به پسرای دیگه ام آمار میدی گفت جنده ام جنده ها آمار میدم دیگه پسسسسسسر یهو دوباره ارضا شد و روشکم افتاد کیرم و درآوردم با خیسیه کسشو با سر کیرم از کسش کشیدم بالا در کونش واااااااااای کونش
گفت بذار بخورمش بعد 69 خوابیدیم اون خوابید روم و می خورد کیرم و منم با انگشتم بالای کسشو میمالیدم و با اون یکی دستم سوراخ کونشو میمالیدم و ناله ای میکرد
حشری شدم یهو بلندش کردم یه بالش زیر شیکمش کردم و گذاشتم درش جیغ زد سینااااااااااااا وازلین کیرم چرب کرد و کردم یواش یواش توش اولین کونی بود که میکردم وااااااای انگار سوراخش یه پرتال به بهشت بود چند ثانیه نگه داشتم و فرو کردم توش گفت درش نیاریا اااااااااه سرعت و و که زیاد کردم دیگه نمیشنیدم چی میگه فقط میکردم احساس کردم دارم میام سرعتو کم کردم و کشیدم بیرون و کردم تو کس داغش میکردم و میگفت سینا آبتو می‌خوام همشو بریز تو کسم و ۱ ۲ ۳ دوباره این دفعه با هم ارضا شدیم وااااااااااااااااااه سارااااااااااااا خالی کردم توش و بیهوش شدیم
سردم بود بیدار شدم و ساعت ۳ و نیم بود یه کنده انداختم تو بخاری گر که گرفت رفتم و از پشت بغلش کردم رومون و کشیدم نمی‌دونم چرا ولی ۱ ساعت گریه کردم تا خوابم برد شاید میدونستم دیگه این حس و به هیچ کس پیدا نمیکنم.

نوشته: Saeed

بازدید 10,516

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

4 پاسخ به “وقتی خجالت میکشی”

  1. الان متوجه نشدم، کجاش خجالت کشیدی؟تا رسیدین اون لخت شد و بعدشم شما،بدون معطلی هم که کردین و …نمیدونم شاید من متوجه نشدم.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید