وسوسه نخستین (۱)

سلام
دانیال هستم
چندین ساله این سایت رو دنبال میکنم و بعد از مدتها تصمیم گرفتم داستان ها و خاطراتم رو با بقیه بچها به اشتراک بذارم
بهتره بدونین اهل تعارف.چاخان.بزرگ نمایی و تخیلات نیستم
و هر چیزی که اتفاق افتاده رو بازگو میکنم
امیدوارم که دوست داشته باشید

بیشتر از این اضافه گویی نمیکنم
بریم برا اولین داستان…

ممکنه این قسمت صحنه های جنسی زیاد نداشته باشه
ولی باید امادگی قسمت بعدی رو بهتون بده

زمستون سال ۹۴ بود

بعد از اتمام صحبت های خانوادگی و خصوصی من و الناز، قرار بر این شد که صیغه محرمیتی. بینمون خونده بشه تا بیشتر همدیگرو بشناسیم.
درسته شناختمون در حد اقوام بودن دور بود، اما بازم لازم بود بیشتر از اخلاقیات و زندگی شخصی همدیگه اطلاعات کسب کنیم.
الناز به همراه المیرا و مادرشون تو یک خانواده کاملا سالم، مذهبی و بدون حضور مرد دیگه ای جز پدرشون زندگی میکرد تا من وارد این خانواده شدم.

روزهای اول با خجالت و تعارفات همیشگی نامزد بازی پشت سر همدیگه می گذشتن و من بیشتر از هرروز مشتاق دیدن اندام الناز بودم، چون اکثرا بیرون از خونه با چادر و تو‌خونه هم با لباس آزاد و گشاد می گشت.
یروز که برای خالی کردن عکس های مراسم نامزدیمون پای سیستم الناز بودم، ناخودآگاه دستای الناز که کنارم نشسته بود رو‌گرفتم و به سمت خودم کشوندم تا روی پاهام بنشونمش و اینکار من برای النازی که دست هیچ پسری بهش نخورده بود کاملا غیر طبیعی و غیر منتظره بود…
یهو انگار کسی که برق گرفته باشدش از روی پاهام بلند شد و خیره به من با بدنی لرزون، دستاشو جلو دهنش گرفته بود و…
جلوش ایستادم و با لبخندی گفتم عزیز دلم چیزی که نشده ما محرم همدیگه هستیم، اما اون تمام بدنش میلرزید و‌ با همون حال گفت چرا قبلش نگفتی بهم … چرا اینکارو کردی…
من باز با خنده ای شدیدتر گفتم، مزه اینکار به همین بیخبر بودنشه، که همون لحظه با یه پنجیر محکم الناز به خودم اومدم و دیدم اونم داره میخنده و پشت سر هم مشت نثار بدن من میکنه.
روزها میگذشت و یواش یواش داشت یخ الناز باز میشد و منم برا دیدن اندامش له له میزدم و دنبال راهی بودم برا انجامش ولی نمیخواستم جوری رفتار کنم که اونم اذیت بشه.
بالاخره روز موعود فرا رسید و یروز الناز داشت لباساشو عوض میکرد اما نمیدونست که من پشت در وایسادم و از جرز در دارم اندامشو میبینم، دختری با پوست سبزه بانمک، موهای کمی موج دار خرمایی و سینه های تقریبا ۷۰ نوک قهوه ای درشت و باسن جمع و جوری که در عین حال کوچیکیش گرد و خوش فرم بودن
منو میگی!!! تو همون مدت زمان کوتاه جناب کیرخان از خواب غفلت بیدار شد و افسار ذهنم رو در دست گرفت که …

اااااایییییی پسر چه نشسته ای که فرصتی بهتر از این دیگه گیرت نمیاد، تا تنور داغه بچسبون…

با یه حرکت ژانگولری پش‍ت سر الناز ظاهر شدمو با دست اندازی دور بدنش اونو به آغوش خودم هدایت کردم، یهو نیمچه جیغی از الناز بلند شد…
منم گفتم هیییییییییسسسسسس
سرمو بردم کنار سرش و گفتم
این اندام ناز رو از جرز در دیدم و نتونستم خودم کنترل کنم و با همه وجود پریدم که بغلت کنم…
الناز که با گفتن کلمه هیس من شوک شده بود گفت، دیونههههه نمیگی غش کنم؟؟؟ نمیگی جیغ بلند میزنم؟؟؟

تو همین نمیگی نمیگی گفتن ها بود که فهمید ای داد بیداد لخت مادر زاد تو دستای من قرار گرفته و خودشو هرجوری بود از دستام میخواست فراری بده، اما من با گذاشتن دستم روی سینه هاش و رسوندن لبهام به گوشش مهر لمس شدن بدنش رو به اون اندام و ذهن الناز زدم…
دختری که تا به اون لحظه هیچ لمسی نشده بود بدنش
الان دو تا دست سینه هاشو اروم نوازش میداد نوک سینه هاشو فشار ریز میداد و لبهای گرم و نرمی هم لاله گوشش رو میمکید و نفس های گرم و زیر گوشش می نواخت…

لحظه ای طول نکشید که دیدم نفس های الناز داره به شماره میفته و زیر لب میگه دانیال دانیال دانیال…
بدنش میلرزید و ناله های ریزش منو بیشتر تحریک میکرد که به کارم ادامه بدم
زبونمو به کار انداختمو باهاش گردن الناز رو لیس میزدم حرکت مار گونه ای که تو بدن و کردن الناز افتاده بود زیبایی قشنگی داشت…
دستامم فشارشون رو روی سینها بیشتر کرده بود و به حالت چنگ زدن اهسته ای ادامه میدادن به کارشون…
مشخص بود بدن الناز کاملا شل شده چون سنگینیش داشت بیشتر میشد، همونجور که به نقشه خودم ادامه میدادم اهسته کشوندمش روی تخت، به شکم خوابوندمش و خودم افتادم روش…
صدای ناله های ریز و آه کشیدن و لرزش بدن الناز یکطرف
سیخ بودن و پاره کردن شورت و درد داشتن کیرخان ماهم یکطرف…
با هر زحمتی بود کمر بندو باز کردم و از زندان بلا رهاییش دادم و با همون عطشی که داشت گذاشتمش بین پاهای النازو …

ادامه تا چند روز آینده بارگذاری میشه

نوشته: Danijuun

بازدید 15,262

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید