2 هفته بود که رفته بود ماموریت جوشکاری تو یکی از شهرهای جنوب و نیومده بود حشرم زده بود بالا بهش تو واتس اپ پیام دادم عکس کسم بود با یه بادمجون سیاه و کلفت توش جواب داد اووووف اون چرا کیر پیدا کن دیگه حیف اون کس قشنگ نیس؟ نوشتم نه این کافیه سکس چت کردیم و ارضا شدم و شورتم رو شستم و بردم پهن کردم پشت بوم چون بالکن نداشتیم و برای اینکه نور آفتاب بخوره به شرتم اونجا خوب بود ولی چند بار شده بود که باد ببرتشون خلاصه پهن کردم و از راه پله برگشتم و دیدم طبقه پایین مون پسرش که کلاس دهم بود اومد بالا بره تسمه کولر رو که صدا میداد صابون بزنه معمولا هر چند وقت یه بار میرفت و میومد شبش رفتم شرتم رو بردارم دیدم شرت ام نیس باز باد برده بود اما یهو شک کردم به سعید که شاید اون برداشته اما چیزی نمیتونستم بگم یه کوچولو با تصور اینکه داره با شورتم چیکار میکنه کس ام رو مالیدم و ارضا شدم اما یه نقشه کشیدم که اصل ماجرا رو بفهمم دوبار شرت ام رو خیس کردم با اب کس ام اما نشستم خیسی کسم رو مالیدم روش و بردم انداختم رو بند تو پشت بوم گوشیم رو گذاشتم کنار بهارخواب پشت بوم از بیرون پشت پنجره دیده نمیشد اومد خونه از پایین در دیدم بلافاصله سعید آروم آروم رفت بالا و بعد 5 دقیقه برگشت رفتم بالا گوشی رو برداشتم و ضبط رو قطع کردم و فیلم رو پخش کردم دیدم سعید با شورتم که دستشه میاد تو اول بوش کردن بعدش وسطش رو لیس زد شلوارشو کشید پایین کیر کوچیکش رو گرفت دستش بعد انقدر وسط شورتم رو مالید به کیرش که آبشو خالی کرد تو شورتم بعدش شلوارشو کشید بالا شورتم رو پشت بخاری که تو بهار خواب بود قایم کرد و رفت رفتم پشت بخاری دیدم تموم شورت هام اونجاس و شورت تازه ام که پر آب کیره اونجاس بی اختیار زبون زدم بهش شهوتی شده بودم رفتم پایین لخت شدم بدن سفیدم رو تو آینه نگاه میکردم و سینه های سفیدم و کس تپل ام خودمم شهوتی تر میکرد دراز کشیدم رو تخت پامو دادم بالا وسط شورتی که آب سعید توش بود رو مالیدم به کسم با انگشتم آب های سعید رو کردم تو کسم قرص میخوردم راحت بودم با فکر اینکه اون کیر کوچیک سعید جای انگشتم باشه ارضا شدم یهو یه فکری زد به سرم مجید همیشه میگفت کس بده و بهم تعریف کن اما من فقط یه شیطونی کوچیک برام کافی بود احتیاجی هم نبود کسی بفهمه
رفتم دم در و در زدم پروانه خانوم گفت بله عروس خانوم و در رو باز کرد خوش و بش کردیم و گفتم اگه زحمتی نیس سعید بیاد بالا یه چند تا زحمت دارم براش گفت این چه حرفیه حمومه برو بالا میگم بیاد…
رفتم بالا آرایش کردم یه ساپورت خیلی نازک بدون شورت پوشیدم با یه تاپ بلند سفید که تا روی رون هام بودم یهو در زد و سعید اومد بهم گفت سلام خاله مهسا بهش گفتم سلام آقا سعید این کار خوبی نیست لباس زیر منو ور میداری و باهاش خودتو ارضا میکنی و تازه بهم پسشون نمیدی عین گچ سفید شد گفت نه من نبودم فیلم رو باز کردم و نشونش دادم زد زیر گریه بهش گفتم به کسی نشون نمیدم و نمیگم به یه شرط گفت به چه شرطی گفتم کاری که کردی رو یه بارم پیش من بکنی گفت آخه خجالت میکشم خاله که راه افتادم طرف در گفت باشه خاله قبول… گفتم از این به بعد هر وقت دلت خواست بیا من راحتت کنم چشماش برق زد و گفت واقعا؟ گفتم آره خاله جون بردمش اتاق خواب بهش گفتم از بمال اش بهم از رو ساپورت با چه سرعتی گوش داد شلوارشو تا زانو کشید پایین به کمرم دراز کشیدم رو تخت و پامو دادم بالا و جمع کردم تو شکمم کیرشو آورد جلو از قبل خیس شده بودم وسط شورتم خیس بود شروع کرد به مالیدن کس ام با کیرش یهو دیدم سر کیرشو فشار داد به دم سوراخم کلاهک کیرش همراه با ساپورت یکم رفت تو و لرزید و دیدم کس ام خیس و داغ شد بهش گفتم برو خونتون شلوارشو کشید بالا رفت زود از وسط پام عکس گرفتم با داستان قضیه فرستادم برا مجید و خودم ساپورتم رو در آوردم و با آب کیرش خودمو ارضا کردم و رفتم حموم برگشتم دیدم مجید پیام داده جوووون و آب کیرش رو فرستاده اونم جق زده بود …
فرداش از مدرسه دیدم رسید از بالا صداش کردم اومد کیف اش رو گذاشت زمین شلوار پام بود بهش گفتم کشید پایین منم رو به روش سرپا وایسادم شلوار و شورتم رو یکم کشیدم پایین با دستم نگه داشتم هم قد ام بود بهش گفتم بماله به کسم کیر کوچیک اش رو میمالید به کسم و زانو هاشو پایین میاورد تا بتونه وارد کنه به کسم احساس خطر کردم و رفتم عقب پر رو نشه اما تو دلم میخواستم بکنه تو گفت چشم ببخشید و باز شروع کرد به مالیدن و کیرش میرفت لای پام و خودم یکم کسم رو دادم جلو کلاهک کیرش وارد کسم شد و بهم گفت خاله مهسا وای داغه کسم آب انداخته بود چند تا زد آبش اومد با فشار داخل شیار کس و داخل واژنم کشیدم شلوارم رو بالا بهش گفتم بره شلوارم رو کیشدم یکم پایین و از وسط شورتم عکس گرفتم و فرستادم برا مجید اونم با این داستان ها جق میزد رابطه منو این بچه 2 ماه همینطوری رفت تا اینکه یه بار که داشت مالید از روش بهم گفت بذار بکنم توش بهش گفتم نه التماس میکرد که بکنه بهش گفتم فقط سرش چون مجید بهم گفته بود داخل نره بهش گفتم به پشت دراز بکشه براش خوردم تا ابش بیاد و برا بار دوم آبش دیر بیاد و با کیرش خودمو ارضا کنم بعد خودم اومدم روش گفتم تو تکون نمیخوری و فقط سرش اونم عین بچه ها گفت چشم اروم سرش رو میکردم تو خیسی کس ام و پیشاب کیرش باعث میشد بعضی وقتا بیشتر از سرش بره تو وضعیت بدی بود تو قلبم گفتم بذار تا نصفش بکنم ارضا شم بره نه بیشتر از نصف اش یکم بیشتر نشستم روش سعید گفت اووووف خاله داغی وای نا خداگاه کمرشو داد بالا تا ته کیرش جا شد داخل واژنم افتادم روش لبشو خوردم و خودم براش تلمبه میزدم که از کونم گرفت و داخل و ته کسم ارضا شدو منم باهاش ارضا شدم بعدش بلند شدیم و بوسش کردم و فرستادمش خونه و تا الان 2 ساله دارم باهاش سکس میکنم و کیرش داره بزرگ تر میشه و شوهرمم کنارمون لذت میبره.
نوشته: مهسا
15 پاسخ به “همسایه ی کلاس دهمی”
بیغیرت چقدر زیاد شده…
اینجور که تو پیش میری ، شیره جون بچه رو کشیدی ،خیلی تو و خدا بهش رحم کنین تابستون سال بعد رو شاید ببینه
کاش منم میکردمت
دیوونه تو که کوسو میدی بده یه سایز بالا بگاد که حد اقل کوست صفا کنه قربون کوست برم
دوستان خطرات فانتزی رو بی نهایت جدی بگیرین،این حکومت کیری داره برای رواج این افکار کلی پول خرج میکنه
منم سنم همین حدودا بود خیلی از خانمها به من پا دادن شبها بغلم میکردن دور اتاق تابم میدادن کیرم هم توی کوصشون میکردن چقدر به من حال دادن یادش بخیر الان یاد اون زمان افتادم مهسا جون میشه منم یکبار به یاد اونزمانها بکنمت
یعنی یه همسایه این شکلی هم نصیبم نشد کیر تو شانسم
عالی بود حالشو ببر لذت ببر دیگه بگذره برنمیگرده
تبریز نفر سومم
ادام بده
چه همسایه خوبی هستی
رفتم بالا آرایش کردم یه ساپورت خیلی نازک بدون شورت پوشیدم با یه تاپ بلند سفید…وسط شورتم خیس بود.مانفهمیدیم تو شورت پوشیده بودی یانه ؟
خداییش این داستان بی سر و ته تخمی چرا انقد لایک گرفته؟احتمالا یه عده جقی به امید کردن کوس مهسای خیالی لایک کردن😂😂😂
ساپورت بدون شرت پوشیده بودی بعد شرتت خیس شد کوسخلی، چیزی هستی احیانآ؟!😕
عالی بود این داستان خیلی ساده و بدونه حرف اضافه ممنون باز ادامه بده عزیز❤️❤️❤️👍👍👍