من یه دوست داشتم به اسم مریم
6سال بااین رفیق بودم…هرهفته یه جا کوسشو زیرورو میکردم.
باورکنید بخدا راس میگم.یه روز بردمش پل کردان اطراف کرج…جمعه بود.کنار رودخانه همه جا پرادم بود(خانواده)نمیدونستم مریمو چجوری بکنمش…بالاخره قبل نهار یه جوی اب بود خیلی کم عمق.اطرافمون هم پر خانواده بود که اومده بودن برای تفریح.
همینجوری که نشسته بودیم کیرمو میدادم دستش که هی میگفت دارن میبینن.میگفتم یه جوری باکیرم بازی کن که فکربد نکنن…اینم به هوای دراز کشیدن میخوابید کیرمو حسابی میخورد.دخترا میاومد از کنارمون رد میشدن نگاه میکردن میگفتن وای چجور میخوره…مریمم از دهنش درمیاورد با نوک زبونش بازیش میداد اونا میخندیدن.دیدم اینجوری نمیشه .خوابوندمش داخل جوی اب شلوارشو کشیدم پایین…اخه کیرم خیلی حشری شده بود…سرخ سرخ بود.خوابوندمش…کیرمو دراوردم…اروم اروم کردم تو کوسش…خواست جیغ بزنه دهنشو میگرفتم…یه دونه دختر اومده بود بافاصله نشسته بود به ما زوم کرده بود.تا به مریم فشار میاوردم کیرم کامل میرفت تو کوسش به من اشاره میکرد میگفت…خیلی عالیه…فشار بده…اشاره کردم امد پیشمون که منم کیرم تو کوس مریم بود تا ابم اومد در اوردم ریختم دهنش…تن تند میخورد
نوشته: هوشنگ
6سال بااین رفیق بودم…هرهفته یه جا کوسشو زیرورو میکردم.
باورکنید بخدا راس میگم.یه روز بردمش پل کردان اطراف کرج…جمعه بود.کنار رودخانه همه جا پرادم بود(خانواده)نمیدونستم مریمو چجوری بکنمش…بالاخره قبل نهار یه جوی اب بود خیلی کم عمق.اطرافمون هم پر خانواده بود که اومده بودن برای تفریح.
همینجوری که نشسته بودیم کیرمو میدادم دستش که هی میگفت دارن میبینن.میگفتم یه جوری باکیرم بازی کن که فکربد نکنن…اینم به هوای دراز کشیدن میخوابید کیرمو حسابی میخورد.دخترا میاومد از کنارمون رد میشدن نگاه میکردن میگفتن وای چجور میخوره…مریمم از دهنش درمیاورد با نوک زبونش بازیش میداد اونا میخندیدن.دیدم اینجوری نمیشه .خوابوندمش داخل جوی اب شلوارشو کشیدم پایین…اخه کیرم خیلی حشری شده بود…سرخ سرخ بود.خوابوندمش…کیرمو دراوردم…اروم اروم کردم تو کوسش…خواست جیغ بزنه دهنشو میگرفتم…یه دونه دختر اومده بود بافاصله نشسته بود به ما زوم کرده بود.تا به مریم فشار میاوردم کیرم کامل میرفت تو کوسش به من اشاره میکرد میگفت…خیلی عالیه…فشار بده…اشاره کردم امد پیشمون که منم کیرم تو کوس مریم بود تا ابم اومد در اوردم ریختم دهنش…تن تند میخورد
نوشته: هوشنگ
30 پاسخ به “هرهفته مریم خانمو میبردم کوه ..میکردمش”
فانتزی جقی ? 🙄
ﻭﺍﻱ ﻛﻠﻲ ﺧﻨﺪﻳﺪﻡ (dash)ﺩﻩ ﺍﺧﻪ ﺑﻲ ﻣﺰﻩ ﻛﻠﻪ ﺧﺮ ﺍﺻﻼ ﻛﻲ ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﺑﻴﺎﻱ ﻛﺼﻨﻮﺷﺘﻪ ﺳﺮ ﻫﻢ ﻛﻨﻲ ﻣﺮﺗﻴﻜﻪ ﭘﻔﻴﻮﺯ ﺷﻠﻤﻐﺰ ﺟﻘﻲ
البته این ک.س شعرهایی که گفتی بیشتر شبیه تراوشات یک ذهن مجلوقه تا واقعیت.واقعا که مغزت گوزیده.تخمات هم واشر سوزونده.کمتر بزن کور میشیا از ما گفتن بود
خخخ کیرت سرخ سرخ بود از شهوت؟؟؟ (hypnotized)چطوری دول قرمزی !!!موقع کردن تماشاچی هم دورتون جمع شده بوده؟؟؟همه باهم یکصدا میگفتن:هوشنگ بکن هی هی هوشنگ بکن هی هی…هوشنگ کیر طلایی همینه همینه 🙄
کوهنوردی مگه سوژه است؟زمان ما مترو بود؟ 🙁
هوشی …از بس زدی بی هوشی…اخه کونی تو ایران وسط خانواده ها …تو کردی هر کس هم اومد گفت ایول. گشت مشتم نبود کونتو پاره کنه…دماغ اسحاق جهانگیری تو کونت
نه از این ضابع ترش رو هم دیدم.با دوست دخترم پارک ساعی بودم اونجا یه دختره رو نیمکت داشت میخورد واسه یه کسی رو.ادم هم بود اونجا
خخخخخخ باید یه سر به این جایی که گفتی بزنم.بیشتر شبیه جزیره لختی بود.
هوشنگی گربه میگه قشنگی…اینقدر جق زدی دیگه مغزی برات نموندهکیر بالا لنگ دراز تو کون هفت جدآبادت
کسخل خیلی پیدا میشه تو دنیا_اما یکیش هوشنگ ما نمیشهکوسکش کلی خندیدیم ?
جالبه اول نوشته تو کوه سکس کرده بعد یارو رو برده تو آب من کاری ندارم راسته یا دروغ ک همه میدونن دروغه آخه اسکول جقی کس مخ میگی همه اونجا واسه تفریح اومده بودن شلوغ بود بعد یکی داد میزد میگفت فشار بده بعد تو آبتو ریختی دهنش . شما داشتی با گلنار تو جوب جق میزدی خیالاتتو اوردی برای ما گمشو .
ریدی عمو جان ریدیییییمگه خر کونت گذاشته که حتما داستان بنویسیمن اصلا با راست و دروغ کار ندارم. چون اسمش داستانهانا آخه کس خللللل بلد نیستی ننویس خوب
معمولا وقتی کسی میبینه دو نفر دارن با هم حال میکنن سرشو میندازه پایین و فوری دور میشه یا کلا عصبانی میشه و تذکر میده…هر چیه نمیاد جیغ دست هورا بکشه…انگار مسابقات کشتیه که مربی میاد دم تشک تشویق میکنه…صابونتو عوض کن…
توی جوب جق نمیشه زداونوقت تو کردی ؟؟؟ 🙄 🙄
ببخشید اگر میشه اطلاع رسانی کنید من بدونم این داستان خیالیه یا واقعا در کوه از این خبر ها هست. آخه چند ساله همسر من اهل کوه نوردی شده و هرچه میگذره اخلاقش بیشتر عوض میشه و دیگه اصلا به من کمتر محل میزاره. من شکم برده بود که با مدیر کوهنوردیشون وارد روابطی شده باشه. چند بار هم از دور تو اساب هاش چیزهایی شبیه به کاندوم تشخیص دادم. اما حالا که شما اینجوری نوشتین واقعا به شک افتادم.
تو ک کص گفتی ولی باور کن ما باور کردیم (dash)
جق زیاد خار سلولای بنیادیتو گاییده،د آخه کصکش مجبوری این حجم کصخری از خزعبلات میکنی داستان برو جقتو بزن تا بمیری
کوس خل کمک (dash)
یعنی کیر چنگیز مغول با همه نوادگانش از پشت توی حلقت با این خالی بستنت. ای گون گشاد عالم 🙄 🙄
کیرت حشری شده بود؟؟؟پهلوون کیرت جمهوری خودمختاره و جدا از تو حشری میشه؟؟؟تخیلی ترین داستانی بود که تا الان خونده بودم.100 رحمت به داستان های شربت دار.
فکر کنم نویسنده فقط میخواد فوهش های جدیدیاد بگیره…
خبلاصه و مفيد گفتي كرديش:))
شما چقدر ساده اید! همتون رو گذاشته سر کار داره به ریشتون میخنده. الان هم کامنت ها رو میخونه و با کرمای توی کونش لامبادا میرقصه.
خخخخخخخخ بهت اشاره میکرد خیلی خوبه بیشتر فشار بده ؟منم از اینجا میگم مامانت خیلی خوبه خواهشا شمارشو بده
داداش من کل کارو زندگیم سمت کردانو شهرکای دورشه اینجا بخوای حرکت بزنی ی جای تو چشم خودتو با زیدت میکنن گوه چرا میخوری
این الان چی بود؟ کسشعر؟ داستان؟ جوک؟ فانتزی؟ می سپارمت به بعدیاولی خر خودتی جقوووول
اس ام اسِ یک جقی
نمیگی کاش انگشتام تو چرخ گوشت قیمه میشد.خاک تو سرت مردک کوسخول برو بمیر
سوپر جقی
هوشنگ کس مشنگ چقدر خندیدم. کیر رستم دستان تو کونت ??