من راجع به خودم توزیع نمی دم چون دلیلی نداره یکراست می رم سر اصل مطلب.یه روز با دوستم داشتیم جلوی دانشگاه کس چرخ مزدیم 2 تا دختر و سوار کردیم قیافشون خوب بود ولی نه عالی من سعی کردم پیش دستی کنم بهتر رو برداشتم شماره دادم بعد چون همه کلاس داشتیم از هم جدا شدیم.چند ساعت بعد شروع کرد اس دادن من هم گفتم من که زیاد باهاش حال نکردم بزار زود بحث سکسی باز کنم بهش گفتم پس فردا می یای خونم اونم خیلی راحت قبول کرد.خلاصه وقت موعود فرا رسید و من هم با کیر راست منتظر دختره بودم چون اول صبح بود بعضی ها چون صبحونه نمی خورن دهنشون بو می ده پا شدم یه صبونه ی توپ ردیف کردم که زنگ خورد و دختر از راه رسید.تا وارد شد مانتوشو در اورد و از زیر مانتو یه تاپ تنگ تنش بود و سینه هاش کامل ازش زده بود بیرون منم خوش حال که خودش کلید دستشه و می دونه که باید بده خلاصه صبحونرو خوردیم و من نشستم کنارش یه زره که حرف زدیم گفتم تو نمی خوای با من کاری کنی گفت چی گفتم بوسم کنی گفت باشه و چسبید به لبم که یه دفعه دیدم برادر دهنش بو می ده اونم چه بویییییییییییی انگار لثش مشکل داشت منم که دیدم هوا پسه لبمو کشیدم رفتم رو گردنش هی با خودم گفتم بیخیال شم دیدم کیره داره پاره میشه گفتم یه چند دقیقه تحمل می کنم بعد که کردم حله داشتم باهاش ور می رفتم که یهو صورتمو از رو سینه هاش بر داشت گفت من عاشق لب گرفتنم حالا از اون اصرار از من انکار که دیگه مجبور شدم و بعد یه دقیقه دیدم دارم تو دهنش بالا میارم دیگه هر توری بود ازش جدا شدم و گفتم بکش پایین گفت اخه نمیشه گفتم چرا گفت اخه من به این زودی نمی دم می خواست یه ذره ادای تنگارو در بیاره و بعد بده که من از روش بلند شدم و گفتم بیخیال کیر جلق می زنم اینو نمی کنم گفتم پس پاشو گم شو از خونم برو بیرون انم تو کف یه دفعه جا خورد گفت این چه شوخیه گفتم خیلیم جدیه باز امد حرف بزنه که گفتم مثل این که نشنیدی اونم بغض گلوشو گرفت و پا شد لباساشو پوشید رفت منم برادر تا پنج شش ساعت حالته تهو داشتم اخه نمدونید که جنده تا تو نسته بود زبونشو کرده بود تو دهنم.خلاصه این شد تجربه که تا دختر بوی گل نده دست بهش نزنم.راستی از بس حالم بد شد جقم یادم رفت.
نوشته: dada12
9 پاسخ به “نکردن بهتر از کردن”
من برات یه کادو دارم که دهنتو خوش بو میکنه
تا حالا کسي بهت گفته کيرم تو اين داستانه تخميت؟؟؟؟؟
راجع به خودت “توزیع” نمیدی؟ “سلام به همه عن دماق هستم از جادوغ آباد بالا،من اولین بارمه داستان مینویسم فوش ندین”
خواجه حال به هم خوردستی و ان فیه مافیه
شاعر جونور برای نویسنده:عزیزم کی فحش میده به یک گوهی مثل تودیگه داستان ننویسی ،مغزت شده پر از گوهبرو حجامت بکن،از مغزت کوپه بگیرنمیخواد توزیع بدی،من دیدمت شکل کیر(معذرت مجبور شدم)یه کسچرخی زود زدید ،دوتا رو بلند کردیدایول داش رضازاده،یهو بگو هتریک کردیدفرداش زود اومد خونه،تو مهره مار داری؟خودت صبحونه خوردی به اون هیچی ندادی؟ایول بابا زن ستیز،گوش نظری فرمااحتمالن تو شیخی ،بکش دستی تو بر ماخدایی چی فک کردی،که ما یه مشت کسخلیم؟مشکل لثه رو گفتی که بگی م دکتریم؟داستان نبود مسیج بود،جلقت زود تموم شدهاز اینکه جونور گفت ، حیفه کلمه حروم کنهفقط این بیت آخر ،دیگه سایت هم نیاآدمین 400 هزاریم ولی ببین با کیا
وقتی داستان رو می خوندم همین جوری دهنم وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا موندچب بگم که سزاوارت باشه؟ هان؟؟؟؟ چی بگم؟؟؟؟ ارزش فحش دادن هم نداری…پس نمیگم تا تو خماری بمونی(قانجوق)حیف از وقت نازنینم،حیفراستی بچه ها این ساینا جون 4 کجا رفته؟؟؟ کسی می دونه؟
خیلی خوش کس و کون ، جلوی باد هم میشیننشرمنده این دفعه اوله و در رفت دیگه
حقتهپریود بوده
کلی خندیدیم!باحال بود!حتما بازم طنز بنویس روانمون کمی شاد بشه.