نون زیر کباب در جاجرود (۲)

محکم درو می کوبید بعد چند دقیقه بالاخره ی پسره جوان درو باز کرد بدون سوال جواب یقیشو گرفتم گفتم کجاست
مهلت حرف زدن بهش نمیدادم گلوشو فشار میدادم و داد میزدم کجاست
با سر صدای ما یهو تارا دوید تو حیاط سمتم
*حسین اومدی
چشماش پر از اشک شده بود محکم بغلم کرد؛اومدی عزیزم
+تارا،تارا
سفت چسبیده بود منو
+تارا با تو ام
با صدای لرزون گفت حسین بیا بریم
+اینجا چیکار میکنی این مردا کین؟
جوابی نمیداد از دستم گرفت گفت حسین بیا بریم
سرش داد زدم گفتم چی شده اینا کین؟
دو سه تا دختر پسر اومدن تو حیاط گفتن چیزی نشده مسته الکی فاز ترس گرفته .
دوباره نگاهش کردم با عصبانیت بیشتر داد زدم؛ بگو چی شده
*تو رو خدا بریم خونه فقط
یکی از پسرا اومد گفت مسته فاز گرفته وگرنه چیزی نشده .
اینقدر عصبانی بودم تو ی آن داد زدم؛ زن من اینجا چیکار میکرده؟
یهو اون آقای آتش نشان اومد جلو؛ داداش بخدا ما نمیدونستیم شوهر داره بهمون گفته بود جدا شده
پچ پچ دخترا شروع شد؛ این مگه شوهر داشته؟
رفتم از یقه آتش نشانه گرفتم؛ حروم زاده با زن من چیکار کردی؟
ترسیده بود؛ بخدا به قرآن کاریش نکردم به من گفت جدا شده امشبم هممون مشروب خوردیم زیاده روی کرد دیدم حالش بده بردم بخوابونمش یهو فاز گرفت و خودشو تو اتاق حبس کرده بود.
نگاه تارا کردم؛ این حروم زاده بهت دست زد یا ن؟
با گریه جواب داد بخدا ن فقط بیا بریم.
رفتم کوله پشتیش رو از داخل آوردم سوار ماشین شدیم
چهار تا تهدید الکی هم کردمشون و گفتم الان زنگ میزنم نیرو انتظامی بیاد.
تو راه بودیم سکوتو شکستم
+نمیخوای بگی تو اون ویلا چ غلطی میکردی
سرشو به شیشه ماشین تکیه داده بود بیرونو نگاه میکردو جوابی نمیداد
از بازوش گرفتم تکونش دادم ؛ نمیخوای حرف بزنی ن؟
*بسه حالم خوب نیست اذیتم نکن
+میگم برا چی با اون حروم زاده اومدی باغ؟
با حالت مستی جواب داد؛ می خواست با دوستش دو تایی …
+حروم زاده بی همه چیز، چرا اونجا نگفتی دهنشو سرویس کنم ها؟
دوباره سکوت کرد
سرش داد زدم با تو ام جواب بده
*برا چی الکی گفتی شوهرمی الان میدونی دوستام چه فکری راجبم میکنن ها؟
+کس خار دوستات اونا چ خرین مگه، نکنه ناراحتی آقای آتش نشان دلخور بشه ازت
یهو آمپرش پرید
جیغ زد؛ ریدم تو همه کس اون لاشی بسه دیگ ولم کن
خیلی مست بود تا حالا تو این حالت ندیده بودمش رسیدیم خونه از دستش گرفتم تلو تلو از پله ها بالا میومد
مانتوش رو در آوردم بردمش رو تخت خوابوندمش
اومدم ی سیگار روشن کردم رو مبل لش کردم
بعد یه ربع دیدم تلو تلو میخوره داره میاد سمتم
+چی میخوای؟ برو بخواب حالت خوب نیست.
*تو رو میخوام
هوففف؛ برو بخواب ساعت ۱ و نیم شبه
*مگه نمیگم تو رو میخوام، زود باش
+ای بابا گفتم برو بخواب حالت بهتر میشه
زد زیر گریه؛ تو رو میخوام میفهمی یا ن؟
بغلش کردم بردمش رو تخت گذاشتمش
از دستم گرفت؛ حسین پیشم بخواب
+ولم کن حوصله ندارم الان
*تو رو خدا پیشم بمون
+چقدر زیاده روی کردی، بخوابی درست میشی
عین بچه ها شروع کرد خودشو زدن؛ منو بغل کن فهمیدی؟
+باشه دیونه بازی در نیار صدا میره بیرون همسایه ها خوابن
کنارش دراز کشیدم
پتو رو کشیدم روش
*بغلم کن
تو بغلم گرفتمش
*حسین چقدر منو دوست داری؟
سوالی بود که واقعا منو تو شوک فرو برد
خودمم باورم نمیشد تا این حد عاشقش هستم
سکوت کردم و محکم تر تو بغلم گرفتمش
دوباره عین بچه ها نق زد؛ بگو دیگه چقدر دوسم داری؟نکنه اصلا دوسم نداری؟
اشک تو چشمام جمع شد؛ تارا منو ببخش بخدا اون شب نمیخواستم اذیتت کنم من بدجور وابسته تو شدم بخدا اون شب نمیخواستم تو رو آزار بدم اشتباه کردم ببخشید
آروم گفت؛حسین با شلوار لی نمیتونم بخوابم گرمم میشه، در بیارش خب؟
+باشه عزیزم
شلوارشو در آوردم
خودشو کامل تو بغلم جا کرد
+نمیگی ی بلایی سرت میاد پا میشی با اون حروم زاده میری باغ؟
جوابی نمیدهد
صورتشو گرفتم تو چشمای نیمه بسته شده خمارش نگاه کردم؛ میفهمی چی میگم؟
*الان تو بغلتم مهم اینه
+تارا با من اینکارو نکن من آدم عشق عاشقی نیستم دهنم گاییده میشه تو عشق تو رو خدا منو وابسته خودت نکن
*خوابم میاد
سرشو گذاشت رو سینم خودشو تو بغلم چسبوند
بوس های ریزی به سرش می زدم و زیر لب زمزمه می کردم قربونت بشم من تارای من
یهو آروم آروم به حرف افتاد
*شب یلدا یادته؟ قایمکی بغلت میکردم؟ وای چقدر دلم میخواست زیرت گاییده شم.
دوباره ادامه داد
*اون شب چقدر حال داد، چ حسی داشتم باورم نمیشد بالاخره بهت دادم
+هی دیوونه،مستی حالیت نیست چی میگی
*حسین نمیگی چقدر دوسم داری؟
سرشو نزدیک لبام کردم تو چشماش نگاه کردمو گفتم
تارا من دوست ندارم،، دیوونتم
لباشو میک زدمو شروع کردم به لب بازی
*حسین خیلی دوست دارم خیلی زیاد، چرا جای فریبا با من ازدواج نکردی؟
خندم گرفته بود؛ دیونه وقتی خواهرت زنم شد تو ۴ سالت بود
*باید منو انتخاب میکردی فهمیدی؟

+قربونت بشم من قربون مستیتم بشم من از این به بعد مال خودمی
لباشو آورد جلو و شروع کرد به خوردن لبام
دستمو بردم زیر شرتش
با حالت مظلومانه گفت؛ حسین تو رو خدا منو نکن امشب
+دیونه قرار نیست باهات کاری کنم
*فقط بغلم کن خیلی خوابم میاد
تو بغلم خوابش گرفت
نیم ساعتی سرگرم نگاه کردنش بودم یهو صدای انفجار اومد
همسایه ها بعد چند دقیقه شروع کردن به خارج شدن از ساختمون
تلویزیون رو روشن کردم؛ خبرها حاکی از حمله به ایران بود
صدای تارا اومد؛ حسین
+جانم عزیزم
*چی شده حسین صدای چی میاد
تلویزیونو خاموش کردم رفتم تو اتاق بغلش کردم
+هیچی نیست عزیزم خواب بد میدیدی
*حسین صدای چی بود
+هیچی احتمالا یه جایی ترکیده
*از پیشم نرو خب؟
+باشه عزیزم چشم
دوباره تو بغلم خوابش گرفت
نیم ساعتی تو اینترنت چرخیدمو اخبارو زیرو کردم
نفهمیدم کی خوابم برد
دم ظهر پاشدیم
*حسین دیشب چی شد صدای چی بود؟
+مثل اینکه جنگ شده
*شوخی نکن باهام
تلویزیون روشن بود و اخبار یکسره درباره جنگ و حمله به ايران حرف میزد
تارا با مادرش تماس گرفت و حرف میزد کلی استرس داشت
موقع خوردن ناهار نگاهش کردم؛ چرا با غذات بازی میکنی؟
*بدنم درد میکنه مشروب دیشب بهم نساخته الانم ک داره جنگ میشه
+آره خیلی مست بودی زیادی هذیون میگفتی
پاشد گفت مرسی سیر شدم
+غذاتو بخور
*میل ندارم واقعا
+احيانا امشب ک قرار نیست دورهمی دوستانه دخترونه بری؟

  • تو رو نمیدونم ولی من هذیون نگفتم همش واقعی بود
    غذا تو دهنم موند از چیزی که شنیدم هنگ کردم
    تو اتاق دراز کشیده بود
    رفتم نشستم رو تخت پشتم بهش بود
    +واقعا منو دوست داری؟ ن به عنوان پدر و شوهر خواهر
    *من تو رو دوس ندارم دیونتم
    +پرت پلا نگو لطفا
    *اگ باور نداری خب نداشته باش
    +پس چرا ازم دوری میکردی؟چرا با اون مرده اینقدر خوب بودی ولی وقتی بهت ابراز علاقه میکردم سعی نمیکردی بهم نشون بدی این علاقه دوطرفس؟
    *چون تو میوه ممنوعه بودی
    میدونی که تاوان خوردن میوه ممنوعه چیه؟
    +داستان سرایی نکن درست جواب بده
    *جوابتو دادم فقط دوس نداری باورش کنی
    رومو سمتش برگردوندم ؛ چرا اون شب انقدر مقاومت کردی؟چرا بهم عذاب وجدان دادی ؟
    *چون میدونستم چقدر دوست دارم و از آخر عاقبتش میترسیدم
    +تو ک از شوهرت جدا شدی؟ منم ک دو ساله از فریبا جدا شدم، دردت چی بود پس؟
    دستمو گرفت تو چشمام نگاه کرد؛ بعضی آدما رو فقط باید تو قلبت داشته باشیشون نمیتونی تو زندگیشون باشی چون خط قرمز هستن و عاقبت عبور از خط قرمز ها رسوایی به بار میاره میفهمی حسین؟
    +بیخیال با کلمات بازی نکن، کسی قرار نبود بفهمه ی راز بین جفتمون بود
    *نمیخواستم عشق بینمون باعث رسوایی بشه از همه مهمتر نمیخواستم فریبا ازم دلخور بشه میدونم تو ازش متنفری حقم داری ولی خواهرمه چیکار کنم دوسش دارم
    +قرار نبود کسی بفهمه ولی بدجور اذیت شدم من متوجه هستی؟
    *فعلا ک دنیا داره به پایان میرسه باید به فکر اون باشیم
    +هنوز هیچی معلوم نیست یه درصد جدی هم باشه بقیه دنیا مگ جنگ نیست؟ باهاش زندگی میکنیم
    *حسین ممنونم ازت بابت دیشب
    +خیلی بهم مدیونی دیشبم روش
    *مسخره، جدی گفتم
    +منم جدی گفتم خیلی بهم بدهکاری دیشبم روش
    *حسین دارم جدی باهات حرف میزنم چرا اینجوری میگی؟
    +سعی کن از این به بعد دختر خوبی باشی و بابایی رو به دردسر نندازی و کمتر اذیتش کنی
    *همه چیو به شوخی نگیر خب دارم ازت تشکر میکنم دیشب اگ نبودی معلوم نبود چ بلایی سرم میومد
    +اشکال نداره حالا بیشتر قربون صدقه بدنش میری
    *بهم تیکه ننداز بلاکش کردم تموم شد رفت
    +ن تو رو خدا میخوای بلاکش نکن
    *حسادتت الکیه گفتم برام تموم شده
    +حسادت چی آخه من دلم برات میسوزه وگرنه اون در حدی نیست ک بخوام بهش حسادت کنم.
    گوشیم زنگ خورد
    با مادرم و داداشم اینا حرف زدیم
    موقع خوردن شام شد
    *کی میان دنبالت؟
    +کیا؟
    *مامانت اینا، شنیدم پشت تلفن قرار برید شمال ویلا داداشت
    +بهشون گفتم خبر میدم نگفتم ک میام
    *منم میرم خونه مامانم اینا تو برو نگران من نباش
    +نگرانتم و قرار باهم بریم شمال
    *دیوونه شدی کافیه خواهرت اینا منو ببینن میدونی کل ایل طایفه من پر میشه از حرف
    +بهشون میگم چیزی نگن به بقیه
    *شرمنده ترجیح میدم زیر آوار بمیرم ولی همچین رسوایی رو تجربه نکنم
    +پس منم میمونم تهران
    *برو لطفا بخاطر من نمون
    +حوصله ندارم برم اگ قرار جنگ بشه چ تهران و شمال فرقی نداره همش یکیه
    *برو، تا الانم کلی بخاطرم اذیت شدی نمیخوام خدایی نکرده تو تهران بمونی برات اتفاقی بیفته
    +اگ میای باهم بریم اگ هم نمیای پس جفتمون باهم تهران میمونیم
    *لازم نکرده از خانوادت دور باشی اونم بخاطر من .
    +من بخاطرت حاضرم بمیرم فهمیدی؟
    لبخند رو لبش اومد از خجالت سرشو پایین انداخت؛ دیوونه اینجوری نگو من یه جوری میشم
    +چجوری میشی؟ من تنهات نمیزارم چ بخوای چ نخوای لازمم نکرده بری خونه مامانت اینا همینجا تو خونه خودت بمون یا باهام بیا شمال.
    گوشیم زنگ خورد دوباره با مامانم اینا صحبت کردم

*ظرفارو شستم کی قرار بری منم اماده شم برم خونه مامانم اینا زنگ زدن
+میخوای تنهام بزاری؟این چیزی که میخوای
*ن میخوام پیش خانوادت باشی از اینکه سربارت باشم خسته شدم خودمم
دستشو گرفتم تو دستم تو چشماش نگاه کردم
+من قرار نیست جایی برم بهشون گفتم نمیام و باید سر ساختمون بالاسر کارگرا باشم
*دیوونه الان چ ساختمونی همه دارن فرار میکنن
+هنوز هیچی نشده مردم الکی ترسیدن بهت قول میدم همش جوسازی رسانه ای هستش
*لطفا با مامانت اینا برو دیگه نمیخوام درد سرام با تو باشه
+دوس داری نازتو بکشم آره؟
*ن چ نازی، حرف دلمو گفتم
صورتشو ناز کردم؛ دوس داری خودتو لوس کنی برام؟
*ن فقط نمیخوام دیگ اذیتت کنم
دستمو انداختم دور کمرشو چسبوندمش به خودم
لبامو بردم جلو از رو لبش بوسیدم
خودشو عقب کشید
*دیونه الان چجوری میتونی تو این وضعیت
دستشو گرفتم گذاشتم رو کیرم
+با این حرف بزن هیچی حالیش نیست تورو می‌بینه بیدار میشه فقط با لالایی تو میخوابه
*حسین الان وقت مناسبی نیست اصلا.
+باشه حواسم نبود شوهر خواهرتم، اومدم ازش جدا شم
بغلم کرد و سرشو گذاشت رو سینم؛ قول بده تنهام نزاری خب؟
+دیوونه ای گفتم ک بدون تو جایی نمیرم
*ن الان ن هیچوقت دیگه منو ولم نکنی خب؟
محکم تو بغلم گرفتمش؛ قربونت بشم مگه باباها دخترشون ول میکنن؟
بغض کرد؛ دیونه، بخدا اگ تنهام بزاری هیچوقت نمیبخشمت .
به چشمای هم خیره شدیم
لبامون بهم گره خورد
دست به ته ریشم میکشید؛قربونت بشم من
لباشو میک میزدم؛ خدا نکنه عزیزم
دستش رفت رو کیرمو از رو شلوارک میمالدتش؛ قربونش برم وای من چقدر دیوونه این کیرم
+همش مال خودته عزیزم خوشگل من.
لباشو تا جایی که میشد تو دهنم میکردم جوری ک نفس کم میاورد خیلی عمیق لبای همو میخوردیمو
سینشو میمالیدم و اونم با کیرم ور میرفت
تاپشو از تنش در آوردم
سینه های کوچولوش رو کردم تو دهنم
میک میزدمشون
*وای حسین نکن دیوونه میشم اینجوری
زبونمو رو نوک سینش بازی می داد و میکردمشون تو دهنم
انقدر خوردم تا به التماس افتاد
*بسه میخوام برات بخورم دلم کیرتو میخواد
نشست رو زمین جلوم زانو زد شلوارکمو کشید پایین
کیرمو کرد تو دهنش
سرشو کرده بود داخل دهنشو عقب جلو میکرد
نگاهش کردم، نگاهش به من بود
+ای جونم دوسش داری؟
سرشو تکون میداد؛ اوممم
دستشو دور کیرم حلقه کرده بود و تا نصفه کیرمو تو دهنش میکرد
دهن داغش خیلی حشریم میکرد
+عزیزم دستاتو بردار تا ته کیرمو بکن تو دهنت،میتونی؟
با سر اشاره داد ک آره.
تو ی لحظه کل کیرمو تو دهنش جا کرد
همچنان نگاهش بالا بود و کیرمو ته حلقش میکرد
تو چشمای خوشگلش نگاه کردم؛دست کشیدم رو سرش؛ الهی من قربونت بشم فوق العاده میخوری.
دهنشو عقب جلو میکرد و کیرمو تا ته حلقش می‌برد و عوق میزد اما بازم ادامه میداد
دستمو بردم لای موهاش
سرشو نگه داشتم
آروم آروم خودم تلمبه زدم تو دهنش
دهنشو ثابت نگه داشته بود و با چشماش بهم زل زده بود
+اینجوری نگام نکن دیوونه میشم پدر سوخته
از دهنش بیرون کشیدم؛ پاشو وایسا
بغلش کردم
دست به موهای سینم میکشید لباشو آورد جلو
لباشو کردم دهنم دستم رفت زیر شلوار حوله ایش
کوسشو انگشت میکرمو لب همو میخوردیم
+زبونتو بده بهم
*انگشتتو بیشتر بکن داخل.
با دو تا انگشت کوسشو میمالیدم زبونشون میک میزدم داخل دهنم
شلوارشو از پاش در آوردم
تف انداختم رو کیرمو حسابی خیسش کردم
با دستم کیرمو بازی میدادم
با موهای سینم بازی میکرد و به بازوم هام دست میکشید
*قربون رگهای دستت بشم خیلی دوسشون دارم.
لباشو میخوردمو با انگشتمو چوچولشو بازی میدادم
کاملا خیس کرده بود.
دستشو گذاشت رو میز ناهار خوری باسنشو داد عقب نگام کرد با لبخند گفت بکن
+با تف بکنم؟
*آره
+می‌ترسم درد بکشی
*پس یه جوری بکن درد نکشم.
جون قربونت بشم
کیرمو گرفتم تو دستم فشارش دادم رو کوسش دستمو انداختم دور کمرش
کیرمو فشار میدادم آروم آروم رفت داخل
*جون قربون کیرت بشم من
دستمو انداختم دور کمرش و شروع کردم به تلمبه زدن
سرشو برگردونده بود عقب لباشو گاز میگرفت؛ جون بکن تند تر بکن
+قربون کوست بشم من ک دیونش شدم
موهای لختشو تو دستم گرفتمو بو میکردم
به گاییدن کوسش ادامه دادم
خودشو خم کرد و باسنشو عقب تر داد
تف انداختم دوباره کیرمو خیس کردم
در حین تلمبه زدن همزمان سینشه هاشو تو دستم فشار میدادم
+همینجوری سرپا بگامت یا ببرمت رو تخت؟
*ن همینجا دوس دارم بکنی منو
+تارا من از گاییدن کوست سیر نمیشم تازه مزش رفته زیر زبونم
*همش مال خودته از این به بعد هر شب میکنمش
+ای جونم قرار هر شب کیرمو مزه کنی
*تند تر بکن حسین
موهاشو تو دستم جمع کردم
تند تند تلمبه میزدم جوری که صداش تو کل حال پیچیده بود
*اخ دردم گرفت آروم تر
+دیوونه منی نه؟قربونت بشم چشم آروم میکنمت
*حسین میشه یه چیزی بگم؟
+بگو خوشگلم
*روم نمیشه ولش کن
+گفتم بگو
با چشمای خمارش نگاهم کرد آروم گفت؛ روم نميشه بگم آخه
دیگه تلمبه نزدم از چونش گرفتم

خوشگل من عزیزم بگو
*آخه خجالت میکشم
لباشو تو دهنم کردم؛ قربونت بشم خجالت نکش دورت بگردم من شوهرتما
آروم گفت؛حسین میشه بریزی دهنم؟
+جون همه آبمو میخوری؟
*آره همشو میخورم
+اون احمد لاشی چجوری قدر تو رو ندونسته تو فقط باید برای من میشدی من قدر تو رو میدونم فقط.
شدت ضربه هامو تند تر کرده بودمو حسابی کوسشو میگاییدم
*حسین آروم تر بکن تو رو خدا
+جون کوست درد میگیره؟
*آره دردم میگیره.
تف انداختم رو کیرم باز خیسش کردم
ی فشار دادم دوباره هلش دادم داخل
+خودتو بده عقب تر میخوام بکنمت آبم بیاد
باسن گرد سفیدشو عقب تر آورد از کمر باریکش گرفتم
شروع کردم به تلمبه زدن
سر صداش رفته بود بالا؛ وای جون بکن
آخ جرم دادی جون
+کوستو کی باید بگاد؟
*تو باید بکنی
+من کیم ها؟
*جون بکن منو آخ
از گلوش گرفتم؛ من کیم؟
نفس نفس میزد با صدای حشریش گفت؛تو بابایی منی باید منو بکنی
+اخ جونم دختر قشنگم
تند تر کیرمو تو کوسش میکردم
کوسشو میمالیدو میگفت جون بکن جون کوسمو بگا
+داره میاد بشین جلوم دهنتو وا کن
از دهنش کشیدم بیرون نشست جلوم دهنشو وا کرد
با کیرم ور میرفتم
اونم با کوسش بازی میکردو با چشمای مست کیرش نگاهم میکرد
تو چشماش نگاه کردم؛ چی میخوای؟
*آب کیرتو
+آب کیر کیو؟
*آب کیر تورو بابایی.
کیرم داغ شده بود ناله کشیدم
دهنتو وا کن
کیرمو دم دهنش گذاشتم
شروع کرد به خوردن کیرم
تند تند کیرمو تو دهنش عقب جلو میکرد
آبم با فشار پاشید تو حلقش
ناله ای کشیدم؛ وای دیوونم کردی تارا.
دهنشو وا کرد آب کیرمو رو بدنش و دور دهنش ریخت
*خیلی زیاد بود انگار آبش شیرو وا کردی.
خندم گرفت؛ دیونه من، پاشو بریم دوش بگیریم
*بهم دستمال بده فکر کنم ارضا ک شدم یکم ترشح کرد رو زمین
+فدا سرت بریم حموم بعدش میایم تمیزش میکنم
تو حموم دوباره ازش لب گرفتمو خودمون شستیم.
+مامانت چی شد؟ چی گفتی بهش؟
*با فریبا و داداشم و بابام میرن گرگان پیش بابا بزرگم
+دوست داری باهاشون بری؟
چشماش از تعجب گرد شد؛ این چ حرفیه؟یعنی چی؟نکنه پشیمون شدی از اینکه پیشت بمونم.
+تو دیوونه ای؟ فقط میخوام بدونم واقعا از اینکه پیشمی ناراحت نیستی
پاشد قهر کرد رفت تو اتاق
رفتم رو تخت کنارش دراز کشیدم، موهاشو از رو صورتش کنار زدم اونور؛ بیا بغلم عزیزم.
*برو اونور حسین واقعا ناراحتم ازت
+عشقم بخدا من چیزی نگفتم الکی داری اوقات تلخی میکنی
*تو نمیدونی حرفت چقدر زشت بود
+بخدا میخواستم بدونم تو از کنار من بودن لذت میبری یا دوس داری پیش خانوادت باشی فقط همین
*اشکالی نداره من میرم نمیخواد مجبوری تحملم کنی.
تو بغلم گرفتش و شورتشو بوس کردم؛ آخه قربونت بشم تو چرا اینقدر لوسی ها؟
دستمو پس میزد سعی میکرد از بغلم بياد بیرون
+هر چی بیشتر تلاش کنی من بیشتر فشارت میدم پس خودت اذیت میشی
*بسه حسین خیلی بد دلم ازت شکست.
دستمو انداختم دور سرش فشارش دادم رو سینم؛ لحظه ای به عشقم نسبت به خودت شک نکن، تو جون منی.
اینقدر اذیتم نکن لطفا عزیزم.
*خیلی حرفت زشت بود خیلی
+دورت بگردم ببخشيد قربونت برم من.
ساعت ۲ شب شد
صدای پدافند ها بلند شدن تارا ترسیده بود سعی میکردم آرومش کنم
*حسین خیلی میترسم اگ بمب بخوره تو خونه چی
+نترس هیچی نمیشه
محکم منو بغل کرده بود؛ چرا اینجوری شد آخه وسط این همه بدبختی جنگ چرا.
سرشو نوازش میکردم و بوسش میکردم؛ سعی کن صداشون رو نشنیده بگیری اگه بترسی صدای پدافند ها بیشتر شنیده میشه برات
*دوست ندارم به این زودی بمیرم
+قول میدم همش تموم میشه فقط نترس
*حسین دوس دارم زنده باشم میخوام زندگی کنم
+اگ خیلی میترسی کلید خونه داداشم دستمه تو انزلی هستش خودشون میرن بابلسر، میخوای بریم اونجا؟
*ن خیابون ها شلوغه بعدش اگ قرار بمیرم بزار تو تهران بمیرم
+از مرگ حرف نزن تو قرار زنده باشی و قرار کلی باهم بریم سفر و خوش بگذرونیم ما تازه بهم رسیدیم.
محکم تر بغلم کرد سرشو گذاشته بود رو سینم؛ حسین من عاشقتم اینو بدون‌.
+منم عاشقتم عزیزم.
با هزار بدبختی ساعت چهار صبح خوابش برد عین بچه ها براش داستان خوندم تا خوابش ببره.
جنگ توفیق اجباری شد تا تو اون ۱۲ روز منو و تارا هر روز کنار هم باشیم و علاقه شدیدی به همدیگه پیدا کرده بودیم هر شب تو بغلم میخوابید کاملا بهم وابسته شده بودو دیگ با مردی ارتباط نداشت
برام آشپزی میکردو وجودش تو خونم باعث میشد تموم غم هام یادم بره.
با اتمام جنگ زندگی ما هم به حالت عادی برگشت عین زن و شوهر ها زندگی می کردیم از سرکار میومدم غذام آماده بود شب تنها نخوابیدم باهم سریال میدیدیم و بیرون میرفتیم
هفته ای یکبار هم به مادرش سر میزد
ی شب ک قرار بود شامو بیرون بخوریم از حموم که اومدم بیرون تا آماده شم بریم بیرون
دیدم با حالت ناراحت وایساده جلو در اتاق گوشیم دستشه
*اون زنه کیه؟
+کدوم زنه؟
*همونی ک باهاش چت کردی و حرفای سکسی زدید
+مال چندماه پیشه حتما
*ن پریشب چت کردید
+الکی حساس نشو
*تو بهم خیانت کردی متوجه هستی؟

+فقط چت کردیم همین
*چت خیانت نیست؟
+عزیزم لطفا الکی گیر نده
رفتم بغلش کنم
*دست بهم نزن نمیخوام دستت بهم بخوره
+ببین فقط چت بوده
*تو خجالت نمیکشی قربون صدقه من میری از اینور چشمت دنبال اینو اونه؟ روت میشه تو چشمام نگاه کنی اصلا
+عزیزم بزرگش نکن فقط لاس زدیم همین
*تو چطور میتونی اینقدر گستاخ باشی چجوری واقعا روت میشه بهم خیانت کنی
+من ازت معذرت میخوام قول میدم تکرار نشه
*خوبه زنه ۴۰ سالشه با زنی که دو برابر سن منو داره بهم خیانت میکنی؟
+چ خیانتی چرا گندش میکنی ی چت بود ک اونم دیگ تکرار نمیشه .
اومدم بغلش کنم
جیغ زد؛ گفتم بهم دست نزن آشغال خائن
+هی تارا لطفا آروم باش ازت خواهش میکنم
رفت سمت اتاق وسایلشو جمع کنه بره
سعی میکردم جلوش رو بگیرم
اما لجبازی میکرد دستمو پس میزد و سرم داد میکشید
*حالا میفهمم چرا خواهرم بهت خیانت کرد چون تو خودت ی خائنی
+چرتو پرت نگو بسه من به خواهرت خیانت نکردم
*چرا مطمئنم کردی اما فقط اون نتونسته ثابت بکنه
+بس کن از خر شیطون بیا پایین
*بهم دست نزن خائن عوضی
+باشه لطفا تمومش کن نمیخواد جایی بری.
با دستش محکم زد به سینم و هولم داد؛ راستش میخوام برم پیش ی مرد دیگ دلم میخواد ی مرد جدیدو امتحان کنم‌ وقتی تو هرزه هستی منم میخوام با مردای مختلفی باشم.
نفس عمیقی کشیدم؛ تارا لطفا چرتو پرت نگو عصبیم نکن.
ادامه داد
*وای اون آتش نشانه چه بازوهایی داشت کاش اون شب تو باغ بهش راه میدادم برم شمارشو پیدا کنم برم پیشش.
اومد از کنارم رد شه دستشو گرفتم گفتم کم چرتو پرت بگو تو جایی نمیری.
تو چشمام نگاه کرد چرا میرم و توی خائن عوضی هیچ غلطی نمیتونی بکنی هوس بغل یه مرد دیگه ای رو کردم.
کنترلمو از دست دادم سرش داد کشیدم؛ خفه شو یه سیلی محکم زدم تو صورتش یه لگد زدم به پاش.
خورد زمین
یهو بغضش ترکید؛ کثافت عوضی.
زد زیر گریه
+مگه بهت نمیگم خفه شو هی زر میزنی
*آشغال ازت متنفرم گمشو میخوام برم
+همینو میخواستی، برینی به اعصابم ها.
پاشد گریه کنان چمدونشو بست
هر کاری میکردم بیخیال نمیشد هی جیغ میزد ولم کن میخوام برم.
از ترس آبرو جلو درو همسایه مجبور شدم بزارم بره
اسنپو گرفتو رفت خونه مادرش.

ادامه دارد

نوشته: حسین

بازدید 17,419

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

10 پاسخ به “نون زیر کباب در جاجرود (۲)”

  1. ««««+نمیگی ی بلایی سرت میاد پا میشی با اون حروم زاده میری باغ؟جوابی نمیدهدصورتشو گرفتم تو چشمای نیمه بسته شده خمارش نگاه کردم؛ میفهمی چی میگم؟ »»»»»جوابی نمیدهد؟ جاکش مگه فیلمنامه مینویسی ؟

  2. جالبه اول هر قسمت از داستان میاریش خونه قشنگ میکنیش آخر داستان میفرستیش بره.خوشم اومد بابا با اون یکی چت میکردی که شق بشه بعد با این یکی میخوابوندی بعد میگی خیانت نکردی؟؟عجب گردن نگیری هستی تو!!!

  3. لاشی یه دختر نصف خودت داری هر شب میگایی بعد میری با یه زن ۴۰ ساله چت میکنی سیرمونی نداری

  4. همون قسمت قبل فهمیدم چه لجنی هستینیاز نبود از شیرین کاریهات بگیمردک شیرین عقل

  5. تو هم که فقط میکنی و آخرش به دعوا ختم میشه. اگه واقعا اون بیست و خرده ای سنشه و بدنش همینیه که تعریف کردی خیلی باید خر باشی که با چت کردن و لاسیدن با یه زن ۴۰ ساله برینی به عشق و حال خودت.در مجموع ظاهرا هول بی لیاقتی بیش نباشی!آدم کوس ۲۰ ساله کم کارکرد رو ول میکنه میره به کوس ۴۰ ساله کلنگی!

  6. نسبت به بقیه داستان های خیلی تخیلی نبود دو قسمتش رو هم خوندم بنظرم خوب بود ولی قسمت اول خیلی حرفه ای تر نوشته بودید

  7. داستان قبلی تعریف ت رو کردم چون بو خیانت نداشتولی الان دیگه ریدی و این داستان افتضاح محض بود و دیگه ادامه شو ننویس چون داری چرت می نویسی می تونستی این رو با یه پایان زیبا تموم کنی نه این که مثل سریال های ترکی کش بدیدر ضمن خیلی جاها چرت و پرت نوشتی و فعل و قید و صفت و ارایه و ضمیر ها همه در هم بود

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید