نوشین دوست قدیمی

سلام‌ دوستان
مهدی هستم.۳۱ سالمه.۴ ساله ازدواج کردم.‌تو دوران دانشجویی با یه دختر دوست بودم به اسم نوشین.رابطمون خوب بود و هر وقت جور میشد با هم سکس داشتیم.البته لاپایی و از کون.دانشگاه تموم شد و من‌ رفتم خدمت. ارتباطمون در حد پیامک و تلفن زدن بود و کم کم کمرنگ شد.من از خدمت برگشتم و مشغول به کار شدم و ازدواج کردم. پسر عمه ام از دوستایی صمیمی‌منه و از بچگی با هم بزرگ شدیم اونم داشت ازدواج میکرد.خوشحال بود و منم تو مراسم عقدش کمکش میکردم.تو مراسم که رفتیم برای کادو دادن از تعجب داشتم شاخ در میاوردم. بله.عروس خانوم همون نوشین بود.نمیدونستم باید خوشحال باشم که دوست قدیمیم رو دیدم یا نه؟ اونم چند لحظه به من خیره شد ولی هیچ کدوم به روی خودمون نیاوردیم.

اونشب گذشت و فرداش دیدم‌پیام داده بهم که باورش نمیشده که من پسرعمه ی شوهرش هستم. چند تا پیامک احوالپرسی دادیم و تموم. چند روز بعد پیام داد که میخوام ببینمت.قرار گذاشتیم و شروع کردیم به صحبت کار و زندگی و …البته مشخص بود که چیز دیگه یی میخواد بگه.با کلی مِن و مِن کردن گفت که میترسه شوهرش از رابطه گذشتمون خبردار بشه.بهش اطمینان دادم که از جانب من مطمعن باشه.پیام دادن ها مون ادامه داشت و دوباره اون صمیپیت سابق برگشت.رفت و امد خانوادگی هم که داشتیم با هم.یه چیزی مثل خوره افتاده بود به جونم.هی میخواستم خودم رو گول بزنم ولی نمیشد.بله.دوباره فکر گاییدن نوشین افتاده بود تو مغزم.از یه طرف زنم،از به طرف پسر عمم و از یه طرف کلی خاطرات با نوشین.اینا ادامه داشت تا وقتی که خانومم چند روزی رفت خونه خواهرش تو شهر دیگه.دیگه به تنها چیزی که فکر میکردم گاییدن نوشین بود.فقط‌از اون مطمعن نبودم.دعوتش کردم که بیاد خونمون.راحت تر از اونی بودیم که قبول نکنه.فقط از این که اونم سکس بخواد‌مطمعن نبودم.اومد.نشستیم به صحبت.نگاه هامون به هم دیگه بود.سکس دوران دانشجویی موضوعی نبود که من و نوشین فراموشش کنیم. رفتم چایی بریزم.دیدم اومد که کمک کنه.کنارم واییستاده بود.نگاهم به نگاهش گره خورد.چند لحظه تو چشمای هم‌خیره شدیم.بی اختیار گفتم دوسِت دارم نوشین.اون فقط نگاه میکرد.دستاش رو گرفتم و اوردم بالا.دستاش رو بوسیدم.جالب بود که فقط نگاه میکرد.لبام رو بردم‌جلو که ببوسمش.گفت مهدی چیکار میکنی؟گفتم یاد گذشته.گفت ولی…گفتم به خاطر من
گفت… نمیدونم.بغلش کردم.به سینم فشارش دادم.تو گوشش گفتم دوست دارم ولی اون سکوت رو ترجیح میداد.روی مبل نشستیم.لب تو لب.دو دل بود.هم میخواست بده و هم فکر شوهرش بود.خوابیدم روش.لب تو لب.لاله گوشش رو میخوردم.گردنش رو لیس میزدم.دیدم چشماش رو بست.خودش رو داده بود دست تقدیر و البته قطعاً داشت لذت میبرد.باید فضا رو سکسی تر میکردم.تو گوشش گفتم یادته میکردمت؟یادته زیرم میخوابیدی؟ خیلی اروم گفت اره.گفتم دلم واسه گاییدنت تنگ شده.دیگه چیزی نگفت.فقط تند تند نفس میکشید.بلوزش رو درآوردم.سوتینش رو باز کردم و شروع کردم به خوردن سینه هاش‌.دکمه شلوار لی آبی که پوشیده بود رو باز کردم.برش گردوندم.شلوارش رو تا زانو کشیدم پایین.یه شرت نارنجی پاش بود.شرتش رو هم کشیدم پایین و دوباره کون قشنگ نوشین جلو چشمام بود.شروع کردم به بوسیدن و لیس زدن کونش.کامل لختش کردم و خودم هم لخت شدم.هم من میدونستم چی میخواد و هم اون من رو تو سکس میشناخت.چهار دست و پا شد و با یه دست لای کونش رو باز کرد.درست مثل قدیم.زبونم رو گذاشتم لای کونش.عاشق لیس زدن کون دخترا بودم و هستم.نوشین هم دوست داشت.گفتم نوشین زبونم کجاست؟گفت لای کونمه.گفتم دارم چیکار میکنم؟گفت داری کونم رو لیس میزنی.همزمان با دستم کسش رو هم میمالوندم.برش گردونوم.نوبت خوردن کسش بود.زبونم روی چاک کسش و لیس زدن و خوردن.دوباره برش گردوندم.کونش رو لیس زدم و یه خورده انگشت کردم.یه تف سر کیرم زدم و گذاشتم دم سوراخ کونش.گفتم نوشین‌میخوای چیکار کنی؟گفت میخوام کون بدم.همون حرفای قدیم رو میزدیم.مثل همیشه کونش تنگ بود و به زحمت کیرم رفت توش.تلمبه و خالی شدن آب کیرم تو کونش.
الان دو سال از دیدار مجددمون میگذره و هنوز سکس داریم.هم من زنم رو دوست دارم و هم اون شوهرش رو.شاید رابطمون اخلاقی هم نباشه ولی هردومون لذت میبریم.

نوشته: مهدی

بازدید 9,390

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

17 پاسخ به “نوشین دوست قدیمی”

  1. مطمئن باش پسرعمتم همون موقع روزنت بوده کوس کش خودت شعور نداری خواهر مادرت جندن که شکی نیست ولی هیچ زنی اینقدر شل نسیت که تو ذهنه کثیفت داری قرار نیست همه خانوم ها مث طایفه تو جنده باشن

  2. خدایش ملت چه راحت میکنن و پا میدن تازه همدیگه رم توسکس میشناسن خخخخخخزحمت فحش با شما بچه ها

  3. والله خوبه راحت میدن و میرن .فقط نمیدونم چرا یه خانم خوشگل حتی جواب پیامم رو هم نمیده.

  4. ديسلايك 4 فقط نميدونمچجوري دونفر پسر عمه هم هستند؟؟؟!!!اگركسي ميدونست بهم بگه

  5. کیریشاشیدم توی تخیلات زندگیت. احتمالا هنوز شاشت کف نکرده و به جز جق زدن کار مثبت دیگری در زندگانی انجام ندادی.

  6. همون اولشو خوندم فهمیدم کصشره داستانتکصمخ اخرش تو پسر عمه اونی یا اون پسر عمه توئه؟؟؟

  7. نظر شما چیه؟نمیخوام قضاوت کنم ولی خیانت کار درستی نیستحالا اگه زنت یا شوهرش خبر داشته باشه باز قابل قبوله

  8. شرم بر تو و ذهن بیمارت…اگر هم میخوای فانتزیت رو بنویسی،یک مطلب قشنگ بنویس. این چه آرزوهای کثیفیه که توی احمق و امثال تو دارید آخه؟ سان آو د بیچ!

  9. خب دوستان حرفای که باید میگفت رو گفتن عمو کاندومی که حرفاشو زد فقط میمونه کامنت شاه ایکس که اونم میاد مورد عنایتت قرارمیده و صدالبته کیر مستر خرچنگ تو تک تک سلولهای خاکستری مغزت

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید