مهدی و میلاد و دبیر ادبیات (۲)

سلام مجدد به دوستان بکن تو که خاطره ی قبلی من در مورد شروع دوستی و رابطه ی سکسی ام با دوستم میلاد رو خوندید و حالا منتظر ادامه ی خواندن خاطراتم با میلاد هستید …
در قسمت قبل براتون نوشتم که بار اول رابطه ی سکسی ام با میلاد چطور شروع شد و اون تازه شروع رابطه ی طولانی مدت ام با میلاد شد … الان از اون روز حدود ۱۵ سال میگذره و هنوز با میلاد هم دوستم هم رابطه دارم هم برای ادامه ی دوستی و رابطه مون مشتاقیم … این مدت هم من هم میلاد جز با همدیگه با کیس های دیگه رابطه داشتیم .‌… هم رابطه های گروهی که من و میلاد با نفر سوم داشتیم هم رابطه های جداگانه هر کدوممون با کیس های دیگه که هیچ وقت باعث نشده رابطه ی من و میلاد خراب بشه … البته گاهی مدت زمان طولانی از هم دور بودیم ولی اون دوره با فضای مجازی در ارتباط بودیم و هرچقدر طول می‌کشید بعد از اینکه بهم می رسیدیم سکس مون خیلی جذاب تر و لذت بخش تر میشد
اولین کسی که وارد رابطه ی سکسی من و میلاد شد مورد خیلی عجیبی بود … دبیر ادبیات دبیرستان
روزهای ابتدایی رابطه ی سکسی من و میلاد فوق العاده بود با اینکه دوران امتحانات و نزدیک کنکور بود و هر دو خیلی درگیر درس خوندن بودیم ولی از هر فرصتی برای سکس استفاده می کردیم بخصوص میلاد که از نظر درسی ضعیف بود و خیلی بیشتر باید درس میخوند برای همین مجبور بودم هم تو درس خوندن هم سر جلسه امتحان با تقلب به میلاد کمک کنم و خدا رو شکر هر دو امتحانات رو با نمرات خوبی قبول شدیم و کنکور هم هر دو قبول شدیم البته رتبه کنکور من خیلی بهتر بود ولی به خاطر میلاد باهم هماهنگ کردیم و یه دانشگاه دولتی در همین شهر خودمون قبول شدیم … بعد از خلاص شدن از امتحانات و کنکور و درس خوندن و شروع تابستون رابطه ی سکسی من و میلاد شیرین تر شده … هم با خیال راحت بیشتر طول می‌کشید هم با ذهن آزادتر سکس هامون متنوع تر و با ایده های جدید و لذت بخش تر شده بود … کم کم تو سکس هامون فانتزی های همدیگه رو اجرا می کردیم… یه ماه از تابستون می‌گذشت که تو یکی از سکس هامون بعد از اینکه کارمون تموم شده بود و می خواستیم برای بار دوم آماده بشیم میلاد از من خواست کنار خوردن کیر و خایه اش سوراخش هم بلیسم … اول کمی بدم اومد ولی وقتی شروع کردم سوراخ میلاد رو بلیسم و دیدم میلاد خیلی حشری تر میشه با لذت ادامه دادم و همون جوری که سوراخ میلاد رو می لیسیدم کیرش رو هم می مالیدم که دیگه صدای آه و ناله میلاد هم بلند شده بود و ازم خواست با انگشتم هم سوراخش رو بمالم و کم کم انگشتم رو داخل سوراخش بکنم … منم بهش گوش میدادم و انگشتم رو تو سوراخش میچرخوندم که میلاد ازم خواست دو انگشتی سوراخش رو بکنم و منم قبول کردم و انگشتام رو خوب چرب کردم و داخل سوراخ میلاد تلمبه میزدم که میلاد همینجوری ازم خواست من هم بکنمش … منم با همون کیر کوچیک ام که کامل راست شده بود تلاش کردم میلاد رو بکنم و شروع کردم میلاد رو بکنم ولی با اینکه حس میکردم سوراخ میلاد برا کیر من خیلی گشاده آبم خیلی زود اومد و چند لحظه بعد جابجا شدیم و میلاد شروع کرد به حالت خشنی منو بکنه که خیلی بهم چسبیده بود و بعد از ده دقیقه همزمان با ارضا میلاد تو کونم منم دوباره ارضا شدم … از شروع اولین رابطه ی من با میلاد تا اون روز میلاد برام فاعل مطلق بود ولی الان متوجه شدم میلاد هم سابقه مفعول شدن داره و این نه تنها برام ضدحال نبود بلکه برام خیلی باحال بود… تصور مفعول شدن میلاد برای خودم و حتی کس دیگه ای خیلی حشری کننده بود ولی متوجه شدم میلاد در این مورد باهام راحت نیست و حرفی نمیزنه ‌‌… برای همین بعد از اون روز بهش پیام دادم و ازش پرسیدم میلاد تو دوست داری باهم دوطرفه حال کنیم درسته ؟
که میلاد با تاخیر جواب داد آره تو دوست نداری … از اینکه راستش رو گفت خوشحال شدم و جواب دادم آره منم خوشم اومد ولی شرمنده ام من نمی تونم برات فاعل خوبی باشم هم از نظر توانایی بدنی هم از نظر حسی و فکری
و چند لحظه بعد براش پیام دادم کاش نفر سوم مطمئنی بود این کمبود منو جبران می‌کرد تا تو هم تو سکس جوری که دوست داری لذت ببری هم من از دیدن سکس تون حشری تر میشدم و آماده ی گاییده شدن زیر کیرت میشدم مثل دفعه قبلی خشن و وحشیانه …
خیلی زود میلاد حواب داد مهدی واقعا این چیزی که گفتی رو دوست داری و مشکلی نداری …
گفتم نه عزیزم گفتم که خودم هم دوست دارم …
میلاد دوباره سریع پیام داد مشکلی نداری کسی جلوی تو منو بکنه؟ اگه خواست اون هم باهات حال کنه چی جواب میدی؟
جواب دادم اگه قول بدی بعدش خشن منو بکنی نه ناراحت نمیشم اگه اون هم خواست منو بکنه بستگی داره تو اجازه بدی یا نه … هرچی باشه شوهر منی … ولی حیف که اینا همه اش در حد حرفه و کسی برای اجراش نیست …
چند دقیقه بعد میلاد پیام داد اگه تو موافقی یکی هست فردا صبح بیا خونه مون و هرچی اصرار کردم نگفت کیه …
فردا صبح حسابی به خودم رسیدم و با یه لباس زیر سکسی رفتم خونه میلاد … مثل همیشه پدر و مادرش نبودن و خونه تنها بود … باهم صبحونه خوردیم و مدام از میلاد می پرسیدم نفر سوم کیه که جواب نمی‌داد و می‌گفت صبر کن خودت می بینی …
نیم ساعت بعد زنگ خونه به صدا در اومد و میلاد رفت در رو باز کرد و با کسی وارد شد که باورم نمیشد … میلاد همراه دبیر ادبیات دبیرستان مون وارد خونه شد
آقای نساجی ، دبیر ادبیات دبیرستان مون حدودا ۵۰ ساله یه مرد هیکلی با قدی بلند و شکمی چاق و بدنی پشمالو با ظاهر مذهبی… ریش و سبیل بلند جوگندمی و کت و شلوار و پیراهن مردونه … اگه بخوام مشابه اش معرفی کنم یه مرد شبیه محمدرضا شریفی نیا تو اخراجی ها ولی بلندقدتر با یه تسبیح درشت ولی جای ذکرهای مذهبی از مولانا شعر میخوند… اصلا باورم نمیشد و نه تنها تحریک نشده بودم بیشتر ترسیده بودم آخه این ؟
البته می دونستم آشنای خانوادگی میلاده و حتی با کمک و پادرمیانی اون میلاد تو دبیرستان ما اومده و از زمان جنگ با پدر میلاد دوسته و رفت و آمد دارن ولی باورم نمیشد اهل این کارا باشه … زبونم بند اومده بود و نه می تونستم حرفی بزنم نه کاری بکنم برای همین میلاد و آقای نساجی جلوی من شروع کردن … دقیقا مثل رابطه ی خودم با میلاد با عشق بازی شروع کردن … بغل و بوسه و لب گرفتن و مالیدن بدن همدیگر و کم کم همدیگه رو لخت کردن و میلاد بعد از چند دقیقه شروع کرد برای آقای نساجی ساک بزنه
منم با تماشای عشق بازی شون یخم آب شده بود و حشری شده بودم که میلاد ازم خواست جلو بیام همزمان که برا آقای نساجی ساک میزنه منم برای اون ساک بزنم که منم جلو رفتم و شروع کردم براش ساک بزنم چند لحظه بعد آقاي نساجی گفت مهدی جان، میلاد که بلد نیست خوب بخوره ولی معلومه تو براش داری خوب میخوری برا منم میخوری یه نگاه به میلاد کردم و با تایید چشمی میلاد سراغ کیر آقاي نساجی رفتم کیر آقای نساجی نسبت به کیر میلاد هم سایز بود ولی کلفتی اش بیشتر بود و با ساک زدن من بیشتر حشری شده بود و کیرش کامل آماده شده بود یه کیر حدودا ۱۸ تا ۲۰ سانتی و کلفت با رگ های باد کرده… چند لحظه بعد میلاد جلوی آقای نساجی پاهاشو بالا کرد و گفت مهدی جان کمی هم سوراخ منو بلیس که بتونم این کیر رو تحمل کنم و منم بی هیچ حرفی قبول کردم و همون جوری که با دستم کیر آقا نساجی رو می‌مالیدم سوراخ میلاد رو هم میلیسیدم و با انگشتم سوراخش رو هم با وازلین چرب کردم که خیلی زود آقای نساجی گفت کافیه و کیرش رو دم سوراخ میلاد تنظیم کرد و با چند فشار کوچیک همه کیرش رو تا ته داخل سوراخ میلاد فرستاد و تلمبه زدن رو شروع کرد… تلمبه هایی که هرچی ادامه پیدا میکرد سریع تر و محکم تر میشد … تا جایی که آقای نساجی دیگه رعایت میلاد رو نمی‌کرد و با تموم وجود تلمبه میزد که صدای برخورد خایه هاش با کون میلاد کل خونه رو پر کرده بود… چند لحظه بعد من که اون موقع داشتم با عشق بازی با میلاد سعی می‌کردم دردش کم تر بشه با اشاره آقای نساجی سمتش رفتم و منو بغل کرد و شروع کرد ازم لب بگیره و همون جوری هم به تلمبه زدنش ادامه میداد که با صدای بلند داد و چیزی شبیه نعره تو کون میلاد ارضا شد و کم کم آروم شد و کنار من و میلاد بی حال افتاد … حالا نوبت من شده بود خواستم برای میلاد ساک بزنم ولی همین که چند ثانیه براش خوردم خیلی زود اجازه نداد براش بیشتر بخورم و پاهامو بالا گرفت و خیلی بی رحمانه با یکی دوتا فشار کیرش رو داخل سوراخم فرستاد و خیلی زود تلمبه هاش رو شروع کرد با اینکه سوراخم برای سایز میلاد تقریبا مناسب شده بود ولی بخاطر فشار یهویی میلاد و خشونت خیلی زود هنگام میلاد کمی درد داشتم ولی از بس حشری بودم زود دردم رو فراموش کردم و غرق لذت بردن شده بودم … یه ربع میلاد بی وقفه تو سوراخم تلمبه میزد و دیگه اون هم مثل آقای نساجی نمیتونست شهوتش رو کنترل کنه و با قدرت و سرعت جوری تلمبه میزد که با هر تلمبه به جلو پرتاب میشدم و اگه پشتم دیوار نبود چند متر جابجا میشدم … بالاخره میلاد با چند تا نعره آماده ارضا شدن شد ولی قبل از اینکه تو سوراخم ارضا بشه با اشاره آقای نساجی کیرش رو از توی سوراخم بیرون آورد و تو دهنم کمی جق زد و با فشار زیاد آبش داخل دهنم می پاشید … این بار حس میکردم آبش خیلی بیشتر هم شده بود هرچی تلاش میکردم براش بخورم از دهنم لبریز میشد … هنوز میلاد کاملا ارضا نشده بود که حس کردم آقای نساجی داره کیرش رو دم سوراخم تنظیم میکنه و بعد از مالیدن کیرش رو سوراخم به من گفت جوری که میلاد باهات حال کرد منم هوس کردم اجازه میدی منم تجربه کنم؟
و من با اینکه خیلی دلم میخواست به آقای نساجی هم بدم ولی به میلاد نگاه کردم که این بار به من جواب نداد و به آقای نساجی نگاه کرد و گفت بفرمایید آقا اکبر… نوش جونت… و بعد به من نگاه کرد و گفت به آقا اکبر نشون بده چه کونی داری و چه حالی میدی و بعد با یه بوس ازمون دور شد و من موندم و آقای نساجی که دیگه منم آقا اکبر صداش میکردم و یه سکس دیگه …
ده دقیقه بعد از اینکه کلفتی بیشتر کیر آقا اکبر برام عادی شده بود و آقا اکبر هم با من راحت تر برخورد می‌کرد… گاییده شدن وحشیانه دوباره شروع شد
آقا اکبر همون جوری که میلاد رو می گایید سوراخ منو هم زیر تلمبه هاش به رگبار بسته بود … چون بار دومش بود آبش دیر تر می اومد و منم قبلش زیر میلاد گاییده شده بودم دیگه تحملم داشت تموم میشد و با خواهش و یه ناله ی گرفته ای از آقا اکبر خواهش میکردم تمومش کنه که نه تنها موثر بود برعکس آقا اکبر رو بیشتر حشری می‌کرد و تلمبه هاش رو محکم تر کرد … دیگه اشکم میخواست دربیاد که میلاد به کمکم اومد و شروع کرد با آقا اکبر عشق بازی بکنه و حتی پشت سرش رفت و شروع کرد اون هم آقا اکبر رو بکنه … البته نمی دیدم سوراخی میکنه یا نه ولی از درد نکشیدن آقا اکبر حس میکردم در حد مالیدن روی سوراخش و لاپایی میکنه … اول حس میکردم این حرکت میلاد بی فایده است ولی زود متوجه شدم خیلی هم مؤثره و دو سه دقیقه بعد با چند تا تلمبه محکم آقا اکبر کیرش رو تو کونم با فشار تا ته نگه داشت و با فشار زیاد داخل سوراخم ارضا میشد … نبض زدن کیرش و داغی آب کیرش بدجور منم حشری کرده بود که باعث شد منم آبم با فشار روی شکم و سینه ام بپاشه…از اون همه مدت گاییده شدن با اون حالت و ارضای خودم بی حال شده بودم و کنار بدن بی حال آقا اکبر افتاده بودم که میلاد کنارم خوابید و شروع کرد تو سوراخم تلمبه بزنه ولی من حسی نداشتم و میلاد به کمک آقا اکبر که همزمان سوراخش رو با انگشت می‌گایید تو سوراخم ارضا شد و بین من و آقا اکبر خوابید … نفهمیدم کی خوابم رفت ولی با صدای میلاد بیدار شدم که ناهار گرفته بود و با آقا اکبر سر سفره منتظر من بودن … عصر هم سه تایی باهم بیرون رفتیم و با ماشین آقای نساجی تو شهر می چرخیدیم و از خاطرات همدیگه تعریف میکردیم … از شروع اولین رابطه میلاد و آقای نساجی… از رابطه های قبلی آقای نساجی و کسانی که باهاشون رابطه داشته و … من فقط گوش می دادم و کم کم تحریک میشدم تا بالاخره شب شد و سه تایی رفتیم بیرون شهر یه جای خلوت و تاریک و یه زیر انداز و چند لحظه بعد صدای در هم آه و ناله و شلپ شلوپ برخورد بدن های خیس عرق سه تایی مون و …‌
و این بود اولین رابطه ی من با میلاد در کنار نفر سوم
ببخشید خیلی طولانی شد
این مدت رابطه ی جذاب دیگه با میلاد یا حتی کیس جدید کم نداشتم اگه دوست داشتید تعریف کنم
مثلا رابطه ام با دبیر ادبیات و پدر میلاد و دوست سوم شون از استخر تا ویلای شمال

نوشته: متی

بازدید 10,013

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

5 پاسخ به “مهدی و میلاد و دبیر ادبیات (۲)”

  1. حتما تعریف کن که لذت ببریم واقعاً زیبا نوشتی ولی کاش سکست با آقای نساجی رو بیشتر توضیح و تشریح می‌دادی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید