داستان من از اون جایی شروع شد که من با خواهر برادرم تنها بودم داشتم تلوزیون نگاه می کردم که دیدم پارمیدا پیام صداشون در نمیاد چون پارمیدا تو درس های پیام کمکش می کنه بلند شدم رفتم سر بهشون بزنم ببینم چه خبره چیزی لازم ندارن تا نزدیک در شدم دیدم صدای نفس نفس می اد منم یه دفعه در باز پیام در حال خوردن کس پارمیداست بعد من سریع رفتم بیرون پارمیدا بدو بدو اومد گفت به مامان نگو به تو هم می دم بلند شدم پارمیدا هل دادم گفتم برو به کارت برس چون دیگه زنده نمی مونید که بخواین یه بار دیگه این کار رو بکنید شب شد مامانم با مامان بزرگم اومدن خونه من رفتم بگم که یه دفعه مامانم به مادر بزرگم گفت یه کم به من شک کرده من با خودم گفتم با این حرفی که زد اگه برم بگم واسه خودم شر می شه رفتم گفتم دستت درد نکه مامان که این همه لطف داری به من یه دعوای اساسی راه انداختم با ماشین رفتم بیرون به 20 دقیقه نشد مادر بزرگم به موبایلم زنگ زد گفت بیا خونه کارت دارم من رفتم دیدم مامانم تا از در اومدم سرم بوسید گفت به خاطر شرایط سنیت گفتم ناراحت نشو من فهمیدم که شر بزرگی می شه اگه بگم پس بی خیال شدم فردا صبح برای مهمونی همه دعوت شدیم پارمیدا پاش پیچ خورد نیومد منم باید بانک می رفتم صبح بیدار شدم بانک رفتم اس ام اس اومد که پارمیدا پاش پیچ خوده برو وقتی خوب شد باهم بیاین منم کارم تموم شد رفتم خونه یه استراحتی کنم رسیدم خونه نشستم رو مبل چشام رو بستم هنوز گرم نشده بود که احساس کردم که یکی داره نگاهم می کنه چشام رو باز کردم دیدم پارمیداست با یه لباس خواب مشکی کفش پاشنه بلند و یه جوراب توری با موهای بلوند چشمای قهوه ای روشن داره نگاهم می کنه گفت سلام منم جواب سلامشو ندادم گفت می خوام باهات حرف بزنم گفتم زود کوتاه بگو برو گفت من خواب بودم دیدم اومدی اومدم باهات حرف بزنم من گفتم با این کفش ها می خوابی هیچی نگفت من گفتم بگو برو گفت دستت درد نکنه که نگفتی به مامان گفتم من به خاطر خودم نگفتم چون برا خودم شر می شد و گرنه می گفتم گفت راستش من دیگه با پیام ارضا نمی شم نمی دونم چرا این طوری شدم من به تو قول دادم که به تو هم بدم سر قولم هستم این لباس ها هم واسه تو پوشیدم می خوام جبران کنم منم مثل جنازه بودم تا اومدم فرار کنم پاشنه پاش رو گذاشت رو گردنم منو چسپیدم به مبل از زور درد وقتی پاش رو اور بالا کسش معلوم بود یه پای صـــــــــــــاف بدونه مو داشت کسش حتی یه مو هم نداشت بعد سفید با خودم گفتم پیام عجب چیزی می خورده سریع نشست رو پام دستام رو گرفت لبشو گذاشت رو لبم داشت لب می داد من دستم رو ازاد کردم صورتشو انداختم اون ور گفتم چی کار می کنی گفت من کیر می خوام بلندش کردم تلفنم رو برداشتم زنگ بزم مامانم اینا دیدم یه چاقو برداشته می خواد رگشو بزنه چون اصلا نمی ترسید من گفتم باشه گوشی رو گذاشتم زمین رفتم چاقو از دستش گرفتم انداختم اون ور دیدم داره گریه می کنه گفتم چرا اخه این کار رو می کنی گفت نمی تونم خودم رو کنترل کنم رفتم دکتر مگه تنها راهش سیر کردن الت جنسیته با یه پسر من گفتم داره دروغ می گه گفتم برو برگه شو بیار دیدم راست می گه تو برگش نوشته بود منم از روی ناچاری از این که خواهرم داره اشک می ریزه و دکتر بهش گفته منم طاقت گریه کسی رو ندارم قبول کردم بغلش کردم بردمش رو تختم خوابوندمش گفتم این من این تو هر کاری می خوای بکن اما من راضی نیستم گفت همین یه بار گفتم باشه شروع کرد به ساک زدن منم از همون اولی که با او لباس های سکسی دیدمش سیخ کرده بودم کلی ساک زد فکر کنم یا یه ساعتی ساک زد بعد بلند شد یه اسپری تاخیری اورد گفت اینو واسه پیام گرفتم می خواستم اون منو بکنه اما من مال تو شدم اسپری کرد یه دره مالوند تا جذب بشه کیرم داشت می ترکید دوباره ساک زد من من تو عمرم با 6 تا دوست دختری که داشتم این قدر به اوج نرسیده بودم حشری شده بودم پارمیدا هم یه گالن رو کیرم اسپری خالی کرده بود دیگه نمی تونستم نگه دارم خودم رو خوابوندمش رو تخت حسابی کسش رو خوردم با حد مرگ دیگه وحشی شده بودم بلند شدم کیرم رو کردم تو کونش سریع گفت حلقویه کسم پردم حلقویه منم از خدا خواسته در اوردم کردم تو کسش اهی کشید انگار به موبایل شارژ وصل کرده باشی خیلی سریع تلنبه می زدم اونم هی می گفت تند تر خیلی یواشه من همین طور سرعتم رو بالا بردم به حدی که احساس گرما می کردم سر گیرم پارمیدا هم کسش تنگ بود بعد از یه ساعت تلنبه زدم دیگه حس کردم داره ابم می اد سریع در اوردم کردم تو کونش کونش خیلی گرد سفید ژله ای بود کردم اون تو دوباره با سرعت بالا تلنبه زدم دیدم که داره حال می کنه منم ادامه دادم یه دفعه ابم اومد ریختم تو کونش بعد در اوردم شروع کرد به ساک زدن یه بار دیگه ابم اومد همه ابم رو قورت داد یه قطرش هم نریخت زمین سریع بلند شد رفت یه دوش گرفت لباس پوشید رفتیم مهمونی مرسی که داستانم رو خوندین اگه اشتباه قلط توش داشت یا زیاد طولانی شد ببخشید
یاشار
2.7K
201
34 پاسخ به “من و پارمیدا خواهر ناتنی ام”
ریــــــــــــــــــــــــدم تو این داستان کسشِرِت 😐
بدش به من تا برات جوری ارضاش کنم که هوس کیر از سرش بپرهbiggrin
خیلی تخمی و دیگرهیچ…
ریدی با دوستانت کدوم دکتر کس کشی برگه میدی که طرف برا رفع نیاز جنسی کس بده لاشی کیر هر چی مرد تو کس خوار و مادرت
غلط نه قلطدوما برو پای گوشیت با عکسات جق بزن عمو اینقد به قوه تخیلاتت فشار وارد نکن پریود میشی
کسکش کوووووووووونی ننویسیک ساعت واست ساک زد آبت نیومد تازه یه گالنم اسپری زد به کیرت؟تو خیلی گوه زیادی خوردی خروس موفنگوشماها هیچ گوهی نیستینفقط بلدین مثل گوزی که تو آب قل قل میزنه میاد بالا حرف مفت بزنینانقده جق زدی که از دماغت اسپرم خونی داره میزنه بیرونننویس مرتیکه ی جقیکیر گوساله تو کون گشادت برهسگ بواسیر گرفته برینه تو دهنتگوز سگو گربه تو مجاری تنفسیت
یعنی آدم جقی به این میگنکس کش،کیرم دهنت ننویس
عجبا دکترو معرفی کن برم پیشش بگم این کوسارو برا من بفرسته اسمو ادرسشوبگو- کس کش خب چرا تو کردیش ها مگه من مرده باشم خواهرت کیر بخواد و نباشه بجان خواهرت ی جوری بکنمش تا دوهفته نتونه بره دستشویی وتا اخر عمر یادش بمونه بهش بگو اگه خواست خبرم کن
موقه خیال بافی احتمالا سگ دنبالت کرده بود؟!خودمونیم چی میزنی؟دیدی گریه میکنه دلت سوخت جمعا”3ساعت میکردیش نه؟!کاربرای سایت روچی فرض کردی خداییش؟
ننویس کسکش 😐
((کیرم 20 سانته قد 180))»»» به فلان خر مش حسن!!!((پارمیدا پاش پیچ خوده برو وقتی خوب شد باهم بیاین))!!ننت بهت شک کرده بود بعد فردای همون روز باهاش تنهات گذاشت!!!((منم از روی ناچاری از این که خواهرم داره اشک می ریزه و دکتر بهش گفته منم طاقت گریه کسی رو ندارم قبول کردم بغلش کردم بردمش رو تختم))»»»تف به قبر پدر پدرسگت مردتیکه ی حرومزاده ی عوضیه لاشخور!!!((تاخیری اورد گفت اینو واسه پیام گرفتم می خواستم اون منو بکنه اما من مال تو شدم))»»» کدوم خواهری با برادراش اینکارارو میکنه اشغال ولد زنا!!!؟؟؟ چی رو میخوای به خورد ملت بدی دیوث بی پدر!!؟؟ کثافت اسم خواهر و برادر مقدسه با دهن نجست کثیفش نکن!!! حیف اسم حیوون رو شماها گذاشت جقیه نکبت!!((بعد از یه ساعت تلنبه زدم ))»»» قبلشم یه ساعت خورده بود!!!؟؟؟ میخوای بگی دیر ارضا میشی مردتیکه ی خروس بی پدر مادر؟؟!!!هررررررررررررررررررررییی ننویس حالمون به هم خورد اه اه اه
دیو30 تا چه حد!!!اونکه خواهرت کسیه توش شکی نیستولی داستانت سراسر کسشعر وزایده ذهن مجلوقتهکمتر جق بزن راسکش
انقددروغ گفتي که حوصله تايپ دروغهاتوندارم.ولي ازحرفهات مشخصه يک جقی به تمام عياري که درتوهماتت به خواهرت هم رحم نميکني.کيرم تواون مخ معيوبت
میخاستی مثل یوسف پیامبر از معرکه گناه در بری . بی غیرتی هم عالمی دارد
حدیث (7) پيامبر صلى الله عليه و آله:
خدا تو رو هم شفای عاجل عنایت کنه…امروز باید برای همه کسمغزهای بکن تو دعا کنم انگار…:-D
اگه داداشت هم یه برگه از دکتر میاورد که باید کون پسر بزاره بهش میدادی؟کس مغز جغی
چرت نوشتي دادا
حواست باشه خواهرت جندس مرض هرزگی داره اگه کمک خواستی من هستم1!!!
واقعا انتظار دارین این کسشعرا رو کسی بخونه.من که فقط اولشو خوندم.تخمی بود
نسخه ی اصلی و قدیمی داستان : از ابوجلاق بن جالق عراقی چنین روایت کنند که روزی ابومجلوق را دیدم که دست بر دبر پشام(بر وزن فعال یعنی خیلی پشماگین) خویش(دبر بر وزن شتر بمعنی کون و پشت و مخالف قبل بر وزن شتر بمعنی جلو)گذاشته و بسیار مضطرب و رنگ پریده راه بیابان در پیش گرفته و فرار را بر قرار مرجح دانسته،از او پرسیدم تورا چه میشود ؟ ! عرضه داشت که آلت راست کرده بودم و جلاقیت میکردم(جق را به کار گرفته بودمی) و نام همشیره را که از والد جدا و ازوالده سوا میباشیمی! (ناتنی)بر لسان میراندمی و آخ و اوخی پراحساس از خود صادر میکردمی،که ناگاه پدرپادشاه را بالای سر خود یافتم، و هم زمان آب شهوت راه خروج را پیش گرفته و مقداری به اوشان اصابت نموده و چشمتان روز بد نبیند ،چشمان پدر از فرط خشم شعله ور شدستی و از دهانش چون اژدرهانعره به بیرون پرتاب شدی وشرار آتش جهیده و مرا کون دریده خطاب کردی،و نام مقعدم راپی در پی به ناپاکی یاد کردی ودر زبان نوامیسم را مورد آزار قرار میدادی،لذا از جا جهیده و فرار را بر قرار ترجیح دادمی” جلاق بن جقووو”
2 خط اولو خوندم دیدم کیرو غزله
کلی کس وشعر شلغم شوربا که از مغز یک ادم گاگول گوز پیچ تراووش کرده بود دوستان ریدن به هیکلت ایشالا مستفیض شده باشی
گوزی ننه
کیر برو بکس بکن تو تو کس مادر آدم دروغ گوآخه لاشی رذل هیشکی دیگه نبود رفتی با یاد خواهرت جلق زدی بی غیرتراستی عجب دکتری بوده اسمش و آدرس مطبشو بده میخوام منم برم ب کسایی ک کیر لازمن کیر بدم تا یدفه از بی کیری به گا نرنجلقوی کس ندیده
سلام میخواستم بگم تو خیلی خری اگه من همچین خواهر سفیدی داشتم هر روز باهاش حال میکردم
khosh be halet., che kosi kardi. MAN too kafe kosam
همه گفتن کیر تو دهنت با داستانت . فکر نکنم برا کیر من جا بمونه.ایشالله داستان بعدیت خودم دهنتو میگامdiablo
انقدر جق زدی مخت پریود شده کیکش خالی بند
با این کسشعرها که گفتی واجب شد بتپونم تو اون کون لاشیت اخه اشغال برو بمیر
پس بیا ایدی منو بده به خواهرت تا تااخر عمر سیرش کنم که دیگه هوس کیر نکنه.همچین جرش بدم که دیگه کسی همچین داستانای مضخرفی توی سرش نیافته.
کس کش کیر توی دهنت بشه با اون دکتری که همچین تجویزی کرده.بیا کیر 22 سانتی منو بگیر بخور و باهاش جلق بزن ولی کس و شعر تف نده مادر سگ
خیلی باحال وجقیانه بود داستانت مخصوصا آخرش انگاری ابت اومدو دیگه نفهمیدی چی شد فقط میخاستی همه چیو جمع کنی و بگی خدافظکیرم تو ریه هات
ریدی با دوستانت کدوم دکتر کس کشی برگه میدی که طرف برا رفع نیاز جنسی کس بده لاشی کیر هر چی مرد تو کس خوار و مادرت 🤮 🤮 🤮