من نسرینم۲۱ سالمه میخوام خاطره سکسم با برادرم رو تعریف کنم که برای ۱۴ سالگیمه و داداشمم اون موقع ۱۷ سالش بود
منو داداشم اون موقع زیاد بهم نزدیک نبودیم و کلا از هم بدمون میومد در حدی که هر روز حداقل یک بار باهم دعوا میکردیم تا اینکه بعد از یه مدت احساس کردم باهام مهربون تر شده دیگه کمتر دعوامون میشد و از یه جا به بعد کلا دعوامون نمیشد
دیگه باهام راحت شد بودیم و خیلی باهم بودیم . باهم بازی میکردیم فیلم میدیم ، میرفتیم بیرون و…
تا اینکه یه روز که داشتیم فیلم می دیدم . احساس کردم داره رونه پام رو نوازش میکنه(اون موقع شلوارک پام بود) بهش توجهی نکردم و گذاشتنم به کارش ادامه بده تا اینکه فیلم تموم شد . گذشته تا اینکه رفتیم سفر بخاطره این که هوا خوب بود داداشم خواست تو بالکن بخوابه من دیدم هوا خوبه گفتم منم تو بالکن بخوابم . داداشم رخت خوابمون رو کنار هم انداخت بدونه هیچ فاصله ای . من که خوابم میومد بعد از چند دقیقه خوابم برد .نصف شب بود که حس کردم یکی داره شلوارم رو در میاره اومدم جلوش رو بگیرم اما بخاطر اینکه ببینم چیکار میکنه کاری نکردم و خودم رو زدم بخواب زدم .
شلوارم رو تا زانو کشید پایین بعد از اون شرتم بعد کیرش رو که شق بود از شلوارش در آورد و اول یکم به کونم مالید بعد از چند دقیقه با دست لایه کونم رو باز کرد و یه دست به سوراخام زد بعد کیرش رو گذاشت رو کصم یکم که فشار داد توم یه صدا از تو خونه اومد و اونم ترسید و شلوارم رو کشید بالا (یادش رفت شرتم رو بکشه بالا) و خوابید.
صبح که بیدار شدم دیدم داداشم داره میره بیرون ازش پرسیدم کجا میری
گفت میرم جنگل
گفتم وایسا منم بیام
گفت باشه فقط سریع آماده شو بریم ، یه کفشه درستم بپوش
از خونه پیاده تا جنگ رفتیم حدوده ۴۰ دقیقه تو راه بودیم وقتی یکم استراحت کردیم و دوباره شروع به حرکت کردیم دیگه جایی از جنگل بودیم که معمولا هیچ کس نمی رفت
که دیگه دلم رو زدم به دریا از داداشم پرسیدم دیشب داشتی چیکار میکردی؟
اول خودش رو زد به اون راه ولی بعد از این که گفتم من بیدار بودم و توی پلشت یادت رفت شرتم رو بکشی بالا قبول کرد کلی ازم معذرت خواهی کرد و به غلط کردن افتاد . منم که دلم به حالش سوخت چون خودم برام جالب بود کارش گفتم
گفتم اشکال نداره برای خودمم جالب بود
گفت واقعا دوست داشتی
گفتم آره ولی این کارا رو مگه فقط زن و شوهرا نمیکنن
گفت نه همه میتونن باهم انجام بدن، دوست داری دوباره از اون کارا بکنیم ؟
با یکم فکر گفتم آره دوست دارم ولی کسی نبینتمون اینجا
گفت هیشکی اینجای جنگل نمیاد دور تا دورمونم درخته هیچی معلوم نیست
گفتم باشه
گفت بلدی ساک بزنی ؟
گفتم فقط دیدم تو چند تا ویدیو با دوستام
گفت همونی که دیدی رو اجرا کن فقط مواظب باشه دندونت نخوره به کیرم
یکم رفتیم جلوتر که زمینش صاف باشه
داداشم اول شلوارش بعد شورتش رو تا زانو کشید پایین
پرسیدم چرا برای تو انقدر کوچیکه و شله؟
گفت باید برام بخوریش تا بزرگ و سفت بشه
زانو زدم و کیرش رو کردم تو دهنم و آروم شروع کردم به عقب جلو کردن سرم بعد از چند ثانیه کیرش کامل شق شده بود و اندازش ۱۵ بود ولی خیلی کلفت همینطوری داشتم براش میخوردم برای چند دقیقه یهو دستش رو گذاشت پشت سرم و فشارش داد سمت خودش و یه احساس خفگی بهم دست داد و تو همون آبش اومد و کلش رو ریخت تو حلقم .
یکم از دست ناراحت شدم ولی چیزی نگفتم
شلوارش رو کشید بالا اومد بوسم کرد و ازم تشکر کرد و کمکم کرد که بلند شم
داداشم گفت قراره امشب زنم بشی
گذشت تا شب که ساعت حدود ۹ بود که دیدم داداشم خوابیده من رفتم تو اتاقم چون از جنگلی که رفته بودیم خسته شده بودم خوابم برد
اواسط شب بود که داداشم اومد بالا سرم و
گفت مهتاب مهتاب بیداری
گفتم الان دیگه آره چیه
گفت مگه یادت رفته میخوایم تو رو زنم بکنم
گفتم بزار یکم دیگه بخوابم
که داداشم رفت درو قفل کرد و پتو رو از رو کشید کنار و شلوار و شرتم رو کشید پایین و شروع کرد به خوردن
کصم خیلی حال میداد در حدی که یه بار ارضا شدم و یه لرزه تو جونم افتاد
گفتم باشه بیدار شدم
گفت یکم آروم تر. مامان رو بیدار می کنی با این صدات
شلوارش رو کشید پایین کیرش سیخ بود و رگاش زده بود بیرون
گفت بیا برام یکم ساک بزن
شروع کردم به ساک زدن براش اما این بار چون قبلش پورن دیده بود یکم حرفه ای تر شده بود همون طور که با دهن میخوردم با دستم همراهیش میکردم بعد از چند دقیقه که داشت آبش میومد گفت بسه داگی شو
به کیرش روان کننده زد و ازم پرسید ۱یا۲
گفتم ۲
گفت بلشت رو گاز بگیر اولش درد داره
که یهو کیرش رو تا آخر کرد تو کصم من که کلی درد داشتم باشت رو گاز گرفته بودم و داداشم بدون توجه به خون همین طوری تلمبه میزد که یهو خودشو محکم زد بهم و کیرش تا ته رفت تو کصم و آبش رو ریخت تو کصم
گفتم چرا ریختی توم احمق
گفت دسته خودم نبود
کیرش رو در آورد اومد اومدم که بلند شم
گفت وایسا هنوز باهات کار دارم
گفتم بسه دیگه پاره شدم
که منو به کمر خوابوند و دوباره شروع کرد به خوردن کصم و یکم روان کننده به انگشتش زد و همزمان با خوردنش کونم رو انگشت میکرد . انگار رو ابرا بودم بعد از چند دقیقه دوباره ارضا شدم و دوباره منو داگی کرد و روان کننده به کیرش زد کیرش رو آروم کرد تو کون وقتی سر کیرش رو کرد تو یه ناله یه کوتاهی کردم و اومدم خودم رو ازش جدا کنم که منو محکم به سمت خودش کشید و کل کیرش رفت توم محکم بالشت رو گاز گرفتم و چشمام سیاه رفت
گفتم بسه دیگه ، دیگه نمیتونم
گفت دیگه تا اینجاش اومدیم بیاد کونت رو باز کنم دیگه از این به بعد جنده ی منی تو
بعد از چند ثانیه شروع کرد به تلمبه زدن جوری که صدای تلمبه هاش اتاق رو برداشته بود
سریع پاش رو نیشگون گرفت گفتم احمق مامان رو بیدار می کنی بیچاره میشیم الان
گفت باشه بیا بشین رو کیرم
رو صندلی اتاق نشست و منم نشستم رو کیرش و آروم بالا پایین میشدم تو همون حالتم داداشم کصم رو میمالوند بعد از چند دقیقه منو گرفت و کیرش رو تا ته کرد تو کونم کل آبش رو ریخت توم
گفت برو خودت رو بشور
خودشم شلوارش رو کشید بالا و رفت بخوابه
منو داداشم اون موقع زیاد بهم نزدیک نبودیم و کلا از هم بدمون میومد در حدی که هر روز حداقل یک بار باهم دعوا میکردیم تا اینکه بعد از یه مدت احساس کردم باهام مهربون تر شده دیگه کمتر دعوامون میشد و از یه جا به بعد کلا دعوامون نمیشد
دیگه باهام راحت شد بودیم و خیلی باهم بودیم . باهم بازی میکردیم فیلم میدیم ، میرفتیم بیرون و…
تا اینکه یه روز که داشتیم فیلم می دیدم . احساس کردم داره رونه پام رو نوازش میکنه(اون موقع شلوارک پام بود) بهش توجهی نکردم و گذاشتنم به کارش ادامه بده تا اینکه فیلم تموم شد . گذشته تا اینکه رفتیم سفر بخاطره این که هوا خوب بود داداشم خواست تو بالکن بخوابه من دیدم هوا خوبه گفتم منم تو بالکن بخوابم . داداشم رخت خوابمون رو کنار هم انداخت بدونه هیچ فاصله ای . من که خوابم میومد بعد از چند دقیقه خوابم برد .نصف شب بود که حس کردم یکی داره شلوارم رو در میاره اومدم جلوش رو بگیرم اما بخاطر اینکه ببینم چیکار میکنه کاری نکردم و خودم رو زدم بخواب زدم .
شلوارم رو تا زانو کشید پایین بعد از اون شرتم بعد کیرش رو که شق بود از شلوارش در آورد و اول یکم به کونم مالید بعد از چند دقیقه با دست لایه کونم رو باز کرد و یه دست به سوراخام زد بعد کیرش رو گذاشت رو کصم یکم که فشار داد توم یه صدا از تو خونه اومد و اونم ترسید و شلوارم رو کشید بالا (یادش رفت شرتم رو بکشه بالا) و خوابید.
صبح که بیدار شدم دیدم داداشم داره میره بیرون ازش پرسیدم کجا میری
گفت میرم جنگل
گفتم وایسا منم بیام
گفت باشه فقط سریع آماده شو بریم ، یه کفشه درستم بپوش
از خونه پیاده تا جنگ رفتیم حدوده ۴۰ دقیقه تو راه بودیم وقتی یکم استراحت کردیم و دوباره شروع به حرکت کردیم دیگه جایی از جنگل بودیم که معمولا هیچ کس نمی رفت
که دیگه دلم رو زدم به دریا از داداشم پرسیدم دیشب داشتی چیکار میکردی؟
اول خودش رو زد به اون راه ولی بعد از این که گفتم من بیدار بودم و توی پلشت یادت رفت شرتم رو بکشی بالا قبول کرد کلی ازم معذرت خواهی کرد و به غلط کردن افتاد . منم که دلم به حالش سوخت چون خودم برام جالب بود کارش گفتم
گفتم اشکال نداره برای خودمم جالب بود
گفت واقعا دوست داشتی
گفتم آره ولی این کارا رو مگه فقط زن و شوهرا نمیکنن
گفت نه همه میتونن باهم انجام بدن، دوست داری دوباره از اون کارا بکنیم ؟
با یکم فکر گفتم آره دوست دارم ولی کسی نبینتمون اینجا
گفت هیشکی اینجای جنگل نمیاد دور تا دورمونم درخته هیچی معلوم نیست
گفتم باشه
گفت بلدی ساک بزنی ؟
گفتم فقط دیدم تو چند تا ویدیو با دوستام
گفت همونی که دیدی رو اجرا کن فقط مواظب باشه دندونت نخوره به کیرم
یکم رفتیم جلوتر که زمینش صاف باشه
داداشم اول شلوارش بعد شورتش رو تا زانو کشید پایین
پرسیدم چرا برای تو انقدر کوچیکه و شله؟
گفت باید برام بخوریش تا بزرگ و سفت بشه
زانو زدم و کیرش رو کردم تو دهنم و آروم شروع کردم به عقب جلو کردن سرم بعد از چند ثانیه کیرش کامل شق شده بود و اندازش ۱۵ بود ولی خیلی کلفت همینطوری داشتم براش میخوردم برای چند دقیقه یهو دستش رو گذاشت پشت سرم و فشارش داد سمت خودش و یه احساس خفگی بهم دست داد و تو همون آبش اومد و کلش رو ریخت تو حلقم .
یکم از دست ناراحت شدم ولی چیزی نگفتم
شلوارش رو کشید بالا اومد بوسم کرد و ازم تشکر کرد و کمکم کرد که بلند شم
داداشم گفت قراره امشب زنم بشی
گذشت تا شب که ساعت حدود ۹ بود که دیدم داداشم خوابیده من رفتم تو اتاقم چون از جنگلی که رفته بودیم خسته شده بودم خوابم برد
اواسط شب بود که داداشم اومد بالا سرم و
گفت مهتاب مهتاب بیداری
گفتم الان دیگه آره چیه
گفت مگه یادت رفته میخوایم تو رو زنم بکنم
گفتم بزار یکم دیگه بخوابم
که داداشم رفت درو قفل کرد و پتو رو از رو کشید کنار و شلوار و شرتم رو کشید پایین و شروع کرد به خوردن
کصم خیلی حال میداد در حدی که یه بار ارضا شدم و یه لرزه تو جونم افتاد
گفتم باشه بیدار شدم
گفت یکم آروم تر. مامان رو بیدار می کنی با این صدات
شلوارش رو کشید پایین کیرش سیخ بود و رگاش زده بود بیرون
گفت بیا برام یکم ساک بزن
شروع کردم به ساک زدن براش اما این بار چون قبلش پورن دیده بود یکم حرفه ای تر شده بود همون طور که با دهن میخوردم با دستم همراهیش میکردم بعد از چند دقیقه که داشت آبش میومد گفت بسه داگی شو
به کیرش روان کننده زد و ازم پرسید ۱یا۲
گفتم ۲
گفت بلشت رو گاز بگیر اولش درد داره
که یهو کیرش رو تا آخر کرد تو کصم من که کلی درد داشتم باشت رو گاز گرفته بودم و داداشم بدون توجه به خون همین طوری تلمبه میزد که یهو خودشو محکم زد بهم و کیرش تا ته رفت تو کصم و آبش رو ریخت تو کصم
گفتم چرا ریختی توم احمق
گفت دسته خودم نبود
کیرش رو در آورد اومد اومدم که بلند شم
گفت وایسا هنوز باهات کار دارم
گفتم بسه دیگه پاره شدم
که منو به کمر خوابوند و دوباره شروع کرد به خوردن کصم و یکم روان کننده به انگشتش زد و همزمان با خوردنش کونم رو انگشت میکرد . انگار رو ابرا بودم بعد از چند دقیقه دوباره ارضا شدم و دوباره منو داگی کرد و روان کننده به کیرش زد کیرش رو آروم کرد تو کون وقتی سر کیرش رو کرد تو یه ناله یه کوتاهی کردم و اومدم خودم رو ازش جدا کنم که منو محکم به سمت خودش کشید و کل کیرش رفت توم محکم بالشت رو گاز گرفتم و چشمام سیاه رفت
گفتم بسه دیگه ، دیگه نمیتونم
گفت دیگه تا اینجاش اومدیم بیاد کونت رو باز کنم دیگه از این به بعد جنده ی منی تو
بعد از چند ثانیه شروع کرد به تلمبه زدن جوری که صدای تلمبه هاش اتاق رو برداشته بود
سریع پاش رو نیشگون گرفت گفتم احمق مامان رو بیدار می کنی بیچاره میشیم الان
گفت باشه بیا بشین رو کیرم
رو صندلی اتاق نشست و منم نشستم رو کیرش و آروم بالا پایین میشدم تو همون حالتم داداشم کصم رو میمالوند بعد از چند دقیقه منو گرفت و کیرش رو تا ته کرد تو کونم کل آبش رو ریخت توم
گفت برو خودت رو بشور
خودشم شلوارش رو کشید بالا و رفت بخوابه
نوشته: L…l
26 پاسخ به “من و داداشم”
خون از کس اومده بود اونوقت خوردش؟روان کننده رو از کجا آورده بودید جسارتا ؟خط کش هم همراهتون بود که اندازه زدید ۱۵ ؟
اسمت نسرینه بعد داداشت مهتاب صدات میکنه ؟عژیبه
چندتا نکتهجنده چجوری توی یه شب جفت سوراخاتو کرد جیکت در نیومد؟جنده ها میترسن آب بریزن توی کسشون بعد تو هم پردتو تقدیم داداشت کردی هم آبشو ریخت خیلیم طبیعی بود؟؟؟ازت پرسید ۱ یا ۲؟؟؟مگه میخواستی برینی یا بشاشی کسکش؟؟بعد چجوریه تموم جنده هایی ک توی خواب میمالنشون اول میخواستن جلوی طرفو بگیرن بعد میگن نه واستا ببینیم چیکار میکنه!چیکار میکنه کسخل میخواد بکنه صبر کردن داره.!بگو جندم خیالمونو راحت کن
گفتی ۲ پ چرا کرد تو ۱
چند سال پیش داستان سکسی میخوندی تا یک هفته تحریک میشدی الان از بس چرندیات حست کور میشه
چند سال پیش داستان سکسی میخوندی تا یک هفته تحریک میشدی الان از بس چرندیات حست کور میشه
ما هم اصلا نفهمیدیم این کستان و یه پسر بچه کونی ریدمان کرده.
کسسسسشر
یه پسر بچه کونی نهایت ده دوازده بیشتر نیستی که تا حالا کس به چشمت ندیدی
خیالی بودن داستان بیداد می کنه به کص روان کننده زده، راحت گذاشت پردش رو بزنه ،کصی که خون اومده بود رو خورده،تو ۱۴سالگی کیرش خیلی کلفت بوده،نویسنده داستان پسری که بعد از تعطیلی مدارس برای گذراندن اوقات اومده بکن تو کص شعر تلاوت کنه
کوس وشعر همش
ننویس لطفا
کیرم تو کوس اون مادری که به هر بقال و چغالی رسیدی داده تا امثال شما حرومزاده ها را تولید کنهحیف از اکسیژنی که شما مصرف میکنید
بچه کونی چرا تمرین انشاء مدرستو میاری این جا مینویسی. راحت برو توی دفترچرک نویست بنویس تا بعد بتونی دروغایی رو که گفتی بتونی حذفش کنی 😁راستی نپرسیدم کلاس چندمی؟هنوز با خودکار مینویسد یا مداد؟🙂🤣🤣🤣🤣🤣🤣مداد تراش بزار توی کیفت…
چه راحت کرد تو کست حامله ت کرد و گونتم برا بار اول ۱۵ سانت یهو رفت تو خخخخ کون زن ۱۲ سال ازدواج هم نصفش تو نمیره به زور حالا دختر
داداشت خون آشامه که کس خونی رو خورد و کونت رو انگشت کرد
زمینه داستان خوب بود اما راوی داستان متاسفانه پسره. عناصر داستان رو هم که میشد خیلی باهاشون کار کرد رو جوری ریده توش که رمان نویس ها هم نمی تونن جمعش کنن
اول داستان نسرین ۲۱ ساله بودی بعد وسط داستان شدی مهتاب؟؟!🤔بعد تو ۱۴ سالگی با ی ضرب پردتو زد آبشم ریخت توت بعدم رفتین راند دوم از کون؟؟!🤔لطفاً در حین جق زدن از تایپ تصورات ذهن جغیتون جددددددددددا خودداری فرماییدکیر خورده ننه
ذهن داغون یه جقی
خوب بود .فوقش به همون سرعتی که کص و کونتو کرد ، بچه رو هم شیفت دیلیت میکنه .
یه ضرب المثل چینی هست که میگه ؛
نسرین یا مهتاب
عالیه
کوسشعر محضگفت بیا برام یکم ساک بزنشروع کردم به ساک زدن براش اما این بار چون قبلش پورن دیده بود یکم حرفه ای تر شده بود.بالاخره تو داری تعریف میکنی یا داداش کونیت .پردت زد بعد کوس خونی رو لیس زد این کار تو فیتیش کثیف هم قفله
با این کوسشعرا بجای اینکه تحریک بشیم و معامله بلند بشه بدتر کوچیک و گم و گور میشه!
کصتان