باسلام.اقا همین اول بگم نه تیپ خوبی دارم نه قدواندامه آرنولدی.پس فحشاتونو نگه دارین واسه خودتون لازمتون میشه قضیه ازاونجا شروع شد که تو اپارتمانمون واحد بغلی یه خانوم بیوه وتک وتنها اومد خونه گرفت اسمش کلثوم بود در حدود سی الی سی وپنج ساله با وزن بسیار زیاد حدود صدوچهل پنجاه کیلو روزای اول توجهی بهش نداشتم چون ازنظر قیافه معمولی وحتی بی ریخت بود .روزها گذشت و منم بی توجه به کلثوم خانوم تا اینکه یه روز وسایل خونه خریده بود و تو راهرو ازسنگینی وسایل مونده بود منم دیدم تنهاس ازدستش گرفتم تاخونه بردم . کلثوم خانوم یه چادرپوشیده بود بالباس خونگی زیرش یه لحظه چادرو برداشت خداوکیلی ازچیزی که میدیدم داشتن سکته میکردم!!یه کون داشت از کون نیسان وانت!! انقد کونش گنده بود منم که عاشق و کشته مرده کون گنده درعرض جیک ثانیه کیرم به حداکثر اندازش رسید!!داشت شلوارمو جر میدادلامصب.کلثوم خانومم که دیدوضع اینطوریه گفت مرسی پسرم زحمت کشیدی و راهیم کرد رفتم. باورکنین مثه ادمای مسخ شده به سرم اومده بود و رفتم خونه دوسه بارم جق زدم ولی کیرم نمیخابید که نمیخابید!!سرتونو درد نیارم دیگه هرروز کارم شده بود توراهرو وایسم ومنتظر عشقم بشم که بیاد وبه بهانه ای کمکش کنم تااینکه خودشم یواش یواش یقین!! کرده بود که میمیرم واسه کونش.سرتونو با جزییات درنیارم وبرم سراصل مطلب(دراین داستان جزییات سکسو نمیخام بگم فقط بیشتر قصدم اشنایی و نحوه گوزیدن خانوم بود)
روزها گذشت و اماربازیه منوکلثوم جون هم به اوج خودش رسید و ماجراهای زیادی بینمون ردوبدل شد و رومون بهم باز شد وفهمیدم وقتشه که خودی نشون بدم تااینکه یه روز ظهرکه کسی خونمون نبود کلثوم خانومم فهمیده بود کسی نیس اومد درمونو زد که اقامهرداد بیا کمکم بالا وسیله جابجاکنیم منم باکله رفتم.وقتی رسیدم دیدم فقط یه تاپ وشلوارک پاشه شلوارک داشت توپاش جرمیخورد میخاست بگه بیا وسیله کمک کن که دیگه دیونه شدم از پشت گرفتم چسبوندم به کونش واااای خدایه من توبهشت بودم…هیچی نگفت وبعدچندثانیه گفت مهرداد بیا اطاق.دیگه نمیخاستم انتظاربکشم شلوارکو دادم پایین با کله رفتم توکونش و زبونمو رسوندم به سوراخش ویه دل سیر لیسیدم بوی گه و عرق میداد ولی تواوج شهوت بدتر شهوتیم میکرد.درهمین حین که داشتم میلیسیدم ناغافل گوزید تو دهنم!!!اولش چندشم شد ولی شهوتم چندبرابر کرد …دیگه نه گذاشتم نه برداشتم همونجا اژدر خانو دراوردم کردم تو کسش و چندتاتلمبه بیشترنزده بودم که ابم اومد… بیهوش دراز کشیده بودم که با کون صدوپنجاه کیلوییش اومد بالا سرم چندتا دیگه گوزید تو دهنم گفت منو ارضا نکردی اینم جریمه ت ازاین ببعد ارضا نکنی میگوزم تودهنت!! بعدازاین ماجرا و پررویی کلثوم در سکس منم روم حسابی باز شد … اگه خاستین سکسهای بعدی رو با جزییات مینویسم.
نوشته: مهرداد
19 پاسخ به “من بیچاره و زن همسایه ی گوزو”
یعنی لیاقتت بیشتر از یه گوز نیست اونم از کونه یه گراز دریایی 150کیلویی
دمت گرم خیلییی خندیدممممlol
بهت تبریک میگم این صحنه هر هزار سال یکبار اتفاق میفته از شانس خوبت قرعه بنامت افتاده.هاهاهاواقعا بعضی از شماها تاسف برانگیزید!درسته فکاهی گفتی و این یکی از فانتزیها و رویاهاته؟ حدس میزنم تو هم از اصحاب جلقی. ولی تو این داستان دهن تو نقش کاسه دسشویی را بازی میکرد و تنها چیزی که کم داشتی سیفون بود که اگه یکی یه چوب میکرد تو کونت اون مشکلم حل میشد؟! من از همه بچه میخام به روحت بگوزند ابن جلقی
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخbiggrin
عجب خاطره گوزناکی بود… از این خاطرات باز هم تعریف کن تا باعث شادی روح عمت بشه
داستان اندازه اسمس بود/ کار نداریم/اما این نظر که اندازه داستان بود/ یه کم مشکل نداشت؟!
خوب بوده اسهال نبوده!!!خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخbiggrin
کونیbad
ROFLlolترکیدم ازخنده…دمت گرمتوکه بوی عرق و عنشوتحمل کردی چیزیت نشدشپس گوزش برات راحت الحلقومهخخخخخخبزن بربدن تابشی همچوکرگدن قوی بنیه
کونی.خاک بر سرت
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ کون میدم
دمت گرم از بس خندیدم به یادت100 بار گوزیدمجدیدا ملت با گوز شهوتی و با دیدن ان طرف ابشون میادdash1اون کون چون گنده بوده دسش به کونش نمیرسیده 100 درصد در کونش انی بودهتو هم به جمع ان خورها رفتی ولی چون قیافت مافوق کیری بوده اون کون با انو گوزش هم برات زیادی بوده
biggrinpardon
گه تو بخور،کونکش.دیگه لازم نکرده بنویسی.
دمت گرم کلی خندیدمbiggrinنوش جونت
کسکش حقت این بود انشو بخوری
کسکش حالمو بهم زدیwacko
واااااااای از خنده سلسله گوز گرفتم 🙄
اگه میرید خیلی حشری تر میشدی