“به سبک کسشع…ببخشید!داستان های رایج بکن تو”
یروز ممد داشت با عکس های شخصی به نام آیناز بیستو خورده ای ساله در بکن تو جق میزد که ناگهان مادرش وارد اتاقش شد و این صحنه ی کسشعر را دید و همزمان پسر ارضا شد و روی مادرش پاشید!مادر که اعصابش بسیار کیری شده بود آلت پسر را گرفت و او را به مسجد برد.
-حاج آقا!نمیدونم من چه گناهی کردم که پسرم خودارضایی میکنه
حاجاقا دستش را به زیر عبایش برد
-شاید چون شما خیلی جذاب هستید
طلاب دست خود را به زیر عبایشان بردند و در همین حین رابطه ای چشمی بین حاجاقا و مامان ممد برقرار شد و مامان ممد نعره ای کشید و لباسش را با یک حرکت خفن پاره کرد و سینه هایش را نمایان کرد.طلاب،حاجاقا و ممد نعره ای زدند و با پوزیشن “یکی برای همه”(گنگ بنگ) مادر ممد را حدود هفت دقیقه گاییدند.
-آه!آبت را روی چهره ام بپاش(cum on my face)
و حاجاقا پاشید
و درپایان حاجاقا گفت:اگر خواستی باهم رابطه داشته باشیم بیا بکن تو آیدی ام احسان_سکسی است
مادر ممد گفت:اوا!شما همونی هستین که کیرش بیستو سه سانته
حاجاقا گفت:بلی
طلاب از کادر خارج شدند
مادر ممد گفت: منم آیدیم “آیناز-حشری عه!
ممد کیر بدست و نعره کشان از کادر خارج شد
و حاجاقا و مامان ممد به خوبی و خوشی چند روز در کنار هم زندگی کردند
این بود کسشع…ببخشید!داستان من!
یروز ممد داشت با عکس های شخصی به نام آیناز بیستو خورده ای ساله در بکن تو جق میزد که ناگهان مادرش وارد اتاقش شد و این صحنه ی کسشعر را دید و همزمان پسر ارضا شد و روی مادرش پاشید!مادر که اعصابش بسیار کیری شده بود آلت پسر را گرفت و او را به مسجد برد.
-حاج آقا!نمیدونم من چه گناهی کردم که پسرم خودارضایی میکنه
حاجاقا دستش را به زیر عبایش برد
-شاید چون شما خیلی جذاب هستید
طلاب دست خود را به زیر عبایشان بردند و در همین حین رابطه ای چشمی بین حاجاقا و مامان ممد برقرار شد و مامان ممد نعره ای کشید و لباسش را با یک حرکت خفن پاره کرد و سینه هایش را نمایان کرد.طلاب،حاجاقا و ممد نعره ای زدند و با پوزیشن “یکی برای همه”(گنگ بنگ) مادر ممد را حدود هفت دقیقه گاییدند.
-آه!آبت را روی چهره ام بپاش(cum on my face)
و حاجاقا پاشید
و درپایان حاجاقا گفت:اگر خواستی باهم رابطه داشته باشیم بیا بکن تو آیدی ام احسان_سکسی است
مادر ممد گفت:اوا!شما همونی هستین که کیرش بیستو سه سانته
حاجاقا گفت:بلی
طلاب از کادر خارج شدند
مادر ممد گفت: منم آیدیم “آیناز-حشری عه!
ممد کیر بدست و نعره کشان از کادر خارج شد
و حاجاقا و مامان ممد به خوبی و خوشی چند روز در کنار هم زندگی کردند
این بود کسشع…ببخشید!داستان من!
نوشته: کاندوم_فروش
5 پاسخ به “ممد،مامان ممد،حاجاقا و چند داستان دیگر..”
چرت وپرت بود.وجدانی فازت چی بود.چت کردی.مست بودی.یا …
ﺑﺒﻴﻨﻢ ﭘﺴﺮﻡ ﺗﻮ ﺍﺏ ﻧﻤﻚ ﺧﻮﺍﺑﻴﺪﻱ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺑﺎ ﻧﻤﻜﻲ ﻳﺎ ﺗﻮ ﺍﺏ ﻛﻤﺮ ﻟﻄﻔﺎ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﺑﺪﻩ ﺑﺎ ﺍﻳﺪﻱ ﺍﺣﺴﺎﻥ ﻛﻴﻮﻧﻴﺖ ﺑﮕﻮ
خوب کُص میبافی ?
کس گفتیو کس گفتی مثل ی کسخل گفتی
از ادمین محترم خواهشمندم برای جلوگیری از مورد عنایت قرار دادن کاربران فحمیده و با شعور بکن تو داستان های در پیت اینچنینی را منتشر نکنند.