سلام دوستان خاطره ای که نوشتم واستون حقیقت داره که برخلاف داستان های زیاد. داستان من از اینجا شروع میشه که من یک هم کلاسی داشتم که با هم مثل یه داداش بودیم همیشه خونه همدیگه میرفتیم و بعضی شبا هم میموندیم. یه روز که نمیدونستم چه شبی پیشه رو دارم قرار شد برم خونه اونا.باهم کامپیوتر بازی میکردیم که زنگ در به صدا در اومد مامانش رفت در رو باز کرد دیدیم دختر خاله بیوش اومد تقریبا 2 سالی بود که طلاق گرفته بود خودشم این تن بمیره یک کونی داش که جنیفر گوه میخوره پیشش. اومد گفت خاله مشتلق دائی داره از دانمارک میاد بعد مامان دوست با آبجیش رفتن فرودگاه قرار بود ساعت 12 برسه منم و دوستمو دختر خالش موندیم خونه منم یه آدم شوخ طبعی هستم که همه دختر خاله هام عاشق اخلاقمم. دوست منم یه جی اف داشت که تا مامانشو میپیچوند میرفت خونشونو میکردتش. یهو دیدم دوستم اومدو گف … دارم میرم خونه جیگرم میخوام بازم بکنمش منم از خدام بود که با دختر خالش تنها باشم گفتم باشه برو ولی… عیبی نداره بخاطره تو میمونم خونتون. ساعت 11 بود که دوستم رفت منم رفتم زود پیش دختر خالشو دیدم داره موهاشو شونه میکونه گفتم جیگر میخوای من شونه بکنم اونم گف نه… کیرم به سنگ خورد و الکی رفتم رو مبل نشستم از الکی گوشیمو دستم گرفتمو مثلا خودمو به اون راه زدم که نمیبینتم دستمو میکشیدم رو کیرم دیدم از آینه نگا میکنه منم لامذهب کیرم یه جوریه که شخ نشدشم از زیر شلواری تابلو میشه چه برسه… خلاصه دیدم گف چشاتو ببند میخام بولیزمو عوض کنم فهمیدم داغ کرده چون اگه نمی خواست ببینمش میرف اون یکی اتاق منم گفتم باشه بعد تا 5 ثانیه گذشت گفتم وای چشام و زود چشامو باز کردم چشامو باز کردم و خندیدم اونم گف به درک دیدم رو خط یه سوتین قرمز تنش بود گفتم واااااااای منم عاشق لباس زیر قرمزم رفتم جلو کیرمم شخ شده گفتم تورو خدا برگرد گف دیوونه این قسم خوردن نداره وای تا برگشت به خدا آب دهنمو همچین قورت دادم که از خنده داش قش میکرد رفتم جلو دستشو گرفتم تو خوشگلترین دختر دنیایی(داشتم کون مالی میکردم) ولی خدایی خوشگل بود. گفتم میشه بوست کنم؟ با ابروهاش گف نه. منم هی اسرار کردم تا اینکه گف باشه پریدمو لبشو بوسیدم گفتم یکی دیگه خندید این دفه لبامو گذاشتو رو لباشو بر نداشتم لب پایینشو کشیدم لای لبام دیدم یواش یواش داره دستشو به گردنم حلقه میکنه همچین لباشو میک میزدم که خودشم داش قش میکرد. هی داشتم کیرمو میمالوندم به پاهاش اونم داش زبونشو میداد تو دهنم آروم دستمو بردم از پشت تا سوتینشو باز کنم هرکاری کردم باز نشد تا اینکه خودش برگشت و گف جون بکن باز کن… منم کیرمو چسبوندم بو کون گندش واااااااااااااای خیلی تپل و نرم بود سوتینشو باز کردم آروم سینه هاشو تو دستم گرفتم و بازی میکردم راستی تا یادم نرفته اینم بگم که دلیل طلاقشم این بود که بچه دار نشده بودن خلاسه گفتم بریم اتاق خواب… رفتیم رو تخت و داشتم سینه هاشو میک میزدم وای خیلی تپل بودن گفتم میشه شلوارتو درارم اونم گف نه … میاد گفتم نه رفته جی افشو بکنه خندید بلن شد یه شلواره تنگ جین تنش بود وای به خدا شلوارش در نمی اومد تا کشیدم پائین دیدم یه شرت لامبادا پوشیده دیگه داشتم وحشی میشدم گفتم پشت به بالا دراز بکش تا خوابید منم لخت شدم تا کیرمو دید گف این چیه منم کیرم 16 سانتی میشه نگو کیر شوهرش کوچیک بوده و واسه همین بچه دار نشدن منم خوابیدو روش کیرمو گذاشتم لایه پاش گفتم این کیر واسه تو هستش کون گنده ی من… هی کیرمو لایه پاش بالا پائین میکردم تا داغ شه رو رونش نشستمو شورتشو دادم پایین وای چه کونی دستمو میکشیدم روشو حال میکردم رفتم کرم رو از جلو آینه ورداشتمو زدم رو کونش دیگه چاره ای نبود دوستا کونشو باز کردمو تا سوراخ تنگ کوچولوشو دیدم گفتم جاااااااااااااان چه سوراخی با کله رفتم تو که سوراخشو لیس بزنم دیدم نمیشه گفتم کونتو یکم بده بالا گلم تا کونشو داد بالا لیس زدم داش اه میکشید گفتم ور گرد تا برگشت به جونه خودم یه کسه تپل و صاف دیدم که حتی تو فیلم هم ندیده بودم گففتم پاتو باز کن با کله رفتم تو کسش تا چوچولشو پیدا کردو گف جووووووون دستشو گذاش رو سرمو فشارم میداد تو میگف من کیرتو میخوام…میخوام واسه اولین بار باذ یه کیر بزرگ حال کنم دیدم کسش داره تر میشه بعد برگشتمو برعکس روش دراز کشیدمو زلنوهامو تکیه دادم زمینو کیرمو کردم دهنش… همچین میخورد که کیرم داش میشکست. منم کسشو لیس میزدمو انگشتمو که کرو مالیده بودم ویکردم تو کونش. بعد از چند دقیقه گفت … دارم میمیرم زودباش کیرتو بکن تو کسم منم برگشتمو کیرمو گذاشتم لایه کسش آرو کردم تو داش آه آه میکرد وای تا کیرم رفت تو رحم دیدم همچین تنگه که وقتی کیرم یه ذرش میره تو انگار کیرمو قورت میده آروم تلمبه میزدم داش ناله میکرد میگفت جر خوردم آه ه ه ه ه ه ه منم خوابیدم روشو رفت رو گلوش منو همچین بغل کرده بود که داشتم خفه میشدم. چون کیر تا حالا نرفته بود تو رحمش خیلی تنگ بود منم آروم میکردمش تا اذیت نشه اونم خوشش می اومد میگفت فدات بشم محکم بکن نترس تا تندش میکردم ناله میکرد میگفت محکم بکن میخوام ببرنم بیمارستان میخوام پاره شم منم داشتم میمردم دیگه دیدم دستاش شل شد نگو ارضا شده منم کیرمو در آوردم و گفتم تا داغه کونشو بکنم گفتم برگرد میخوام کونتو بکنم گف اینو یواشا منم گفتم باشه برگشت دراز کشید گفتم پاهتو جم کن تا سوراخت بیاد بیرون اونم خودشو جم کرد وااااااااای چه کونی نوک انگشتم کرو زدمو مالیدم رو سوراخش یه ذره ام کشیدم رو کیره خودم چون میدونستم تنگه با دستام کونشو میکشیدم بعد کیرمو تو دستم گرفتم تا سرشو کردم گفت یواش بعد آروم همشو بردم تو وای به خدا از کس هم با حال بود 2تا دستمو بردم زیر شکمشو گفتم حالا 4 دست و پا شو کیرمم تو کونش بود میخواستم خودشو ول کنه دستمو میکشیدم رو کسشو آروم عقب جلو میکردم یواش یواش محکمترش کردم داش آ ه ه ه ه میکشید و جیگرمو به حال مییاورد دیدم آبم مییاد دیگه وقت نکردم بگم ریختم تو کونش و افتادم روش. بعد لباسامونو پوشیدیم و همدیگرو میخوردیم ساعت 2 بود که مامان دوست ز زد و گفت داییت الان رسید داریم برمیگردیم منم ز زدم به دوستم تا بر گرده اونم اومد و گف جات خالی یک حالی کردم منم گفتم خوش به حالت از وقتی رفتی داشتم فیلم سکسی نگاه میکردم بعد از اون 4بار کردمش که میگفت خوش به حال کسی که میخواد زنت شه. 6ماه بعد از آخرین سکسمون با یه مرد ازدواج کرد و رفت به یه شهر دیگه. امیدوارم شما هم یه سکس جانانه داشته باشین و داستانای الکی نگین. باااااااااااااااااااای
نوشته: آیوان
27 پاسخ به “مشتلق”
شرت لامبادا، عدم بار وری به دلیل کوتاهی آلت.D:
من راجع به داستانت نظر نميدم فقط ي خواهش دارم، لطفا بگرد ي چند تا كس و كون پيدا كن و ترتيب بده بعد بيا اينجا داستانتو بخون خودتم راجع بهش نظر بده. آماشالا ببم جان
فریجاب کجایییییییییییییییییییییییییییییییی؟؟؟؟؟/
ببینم چند سالته جوجو سربازی رفتی ؟ اخه پوز ملوک از کی تا حالا الت کوچیک نشونه عدم باروریه؟بعدش هم که یه قیلم کامل سکسی رو ، رو زنی که بار اول دیدیش پیاده کردی واو هم چقدر بی ادب شد مثل خودت.فقط یه چیزیرو جا انداختی نگفتی تاتش همشو زهر مار کرد.ببین شب زیادی پیش این گربه نرها میخوابی مردک مگه داری کلاغ پر بازی میکنی:مامان پر رفیق پر این پر اون پر خدا رسوند جان …خدا به دادت برسه الانه سروکله شون پیدامیشه وسرتو خط ریشتو باهم میزنن تا تو جونور از این خوابها دیگه نبینی فیلم 1ساعته رو 4 ساعت تعریف کنی.
دوست منم یه جی اف داشت که تا مامانشو میپیچوند میرفت خونشونو میکردتش. یهو دیدم دوستم اومدو گف … دارم میرم خونه جیگرم میخوام بازم بکنمش منم از خدام بود که با دختر خالش تنها باشم گفتم باشه برو ولی… عیبی نداره بخاطره تو میمونم خونتون.hahahahahaدوستم رفت منم رفتم زود پیش دختر خالشو دیدم داره موهاشو شونه میکونه گفتم جیگر میخوای من شونه بکنم اونم گف نه… کیرم به سنگ خورد و الکی رفتم رو مبل نشستم hahahahahaگف چشاتو ببند میخام بولیزمو عوض کنم hahahahahabaghiyasho nakhoondam
دوستان! نويسنده داستان از اونجايي كه خيلي عجله داشت كه بره دختر عمه اون يكي دوستشو بكنه كه اتفاقاً اونم بيوهست و شوهر مامان دوستشم قراره با هواپيما بياد و دوستشم قراره يهويي بهش زنگ بزنن كه بره تو مسابقات روبوكاپ شركت كنه؛ اين داستان رو شتابزده نوشت و گذاشت رو سايت اما بعد به من گفت داستانم كلي غلط املايي داره؛ اين تن بميره يه دستي به سر و روش بكش و بده بچهها دوباره بخوننش. منم خراب رفيق! گفتم بروي چشام. اينم ويراست دوم داستان «مشتلق»:
فریجاب خیلی میخوامت هههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه =))=))وای خدا مردم از خنده =))
فریجابداری منو کشته خودت میکنی پسر. به خدا از روزی که شناختمت زندگیم عوض شده. خیلی با حالی به خدا. دربست نوکرتم داداش.کلی خندیدم به خدا
ما که جدیدا هر داستانی رو به امید نظر فریجاب زیرش می خونیم شما چطور
آااایییییییی ای ملت بیدارآی ای ملت همیشه در صحنه…آییییییییییییییییییییییییییی…ای ملت شهید و غیور پرور!.. بشتابید… بشتابید…ای ملت ایران بشتابید که جانشین احمدی نژاد پیدا شد.!!!بدینوسیله فدراسیون جهانی کس شعر گویان به اطلاع میزساند که پس از برسی های فراوان ورایزنیهای بیشمار با دوول خارجی… (آییییییییییییییی) این فدراسیون با افتخار اعلام میکند که ایوان (ملقب به ایوان کون طلا) به عنوان جانشین ا.ن پیدا شد…(آیییییییییییییی)این فدراسیون دلایل زیر را برای این منظور اعلام کرد:
بابا دمتون گرم پس سیفون هم من میکشم ایوان ایوان ای دون ژوان قلابی ایوان…
دم همتون گرم دوستان فریجاب عزیز وiceman ممنون که این سایتو اینقدر شادش میکنیددوست عزیز تو هم اگه روت کم شد دیگه داستان ننویس
:))یعنی دلم و گرفتم و خندیدم هااااااااااااااااااااااااااااااخدایی دمت گرم فریجاب جانخیلی باحالی :d
man ke kheyli vaghte in site miam faghat nazara ro mikhunam,alanam va3 in omadam ke be farijab begam vaghean ende tanzi. 10met garm dada
avalin barie nazar midam bara hich dastani nadadam ama in yeki goftam heyfe … akhe madar jende in dastane ke neveshti kos maghze jaghi … age ham takhayol bashe bazam takhayoletam mese khodet kirie khate 4 dastanet ke shod omadam nazar dadam baghishao nakhondam … kose bibit hamin 2 daghighe az vaghtamo gereft
فریجاب میبینم که طرف دار زیاد پیدا کردی :d حالا که مشهور شدی منو فراموش نکنی … :d
فریجاب لطف کردی عزیزمدیشب که خوندم خیلی چیزها امد تو ذهنم بعد دیدم نگارش و قدرت خلاقیت تورو ندارم با خودم گفتم فریجاب باید این داستانو نقد کنه حالا که خوندم دیدم عالی نوشتی. در ضمن اخر داستان من رو شرمنده کردی،ازت ممنونم
آیوان نسبتي با saman39 نداريardimanesh هر چي فحش به saeed داده همرو دايورت كردم رو ايدي تو و ناموست::Dاصلا حال ندارم نظر بدم
ایول mehdibikas mr جات خالی بود کجا بودی ؟ :d
کس ننه ات با داستان تخمیت اخه کس کش ما خریم یا بابات کس خل؟گاییدمت لاشی
مسافرتيعني دارم تلف ميشم از بي خوابي
برو بخواب فدات شم من و دوستان جاتو نگه میداریم :d
آخه کس ننه اولا 16 سانت هم شد کیر؟! بعدم فرق کس با رحم رو نمیدونی گه میخوری داستان مینویسی! بچه کونی برو کونتو بده…
همچنين تقديم به باران نفس و همه اونايي كه اون متنو خوندن و پسنديدن
hnmesayeshab-spammeranna-hastamma2raehi_esfاز همهتون ممنونم و روي ماهتونو ميبوسم غير از آناي عزيزم كه دست نازنينشو ميبوسم :-*
دادا فریجاباین نظر رو هم خوندمخندیدم از ته دل.روز آخره امروز واسه منوقت رفتنمه میخوام با لب خندون برم.
داش فريخاطرات كامنتهاي قديمي رو ورق زدياميدوارم اين رفتن، بازگشتي هم داشته باشهلبت هميشه خندون باشه 🙂