مربی محبوب

سلام
من سوین هستم ۱۹ سالمه و تهران زندگی میکنم
این داستان مربوط به ماه پیش و اولین تجربه منه
من ژیمناست هستم با قد ۱۶۲ و هیکل ژیمناستیک و رو فرم
باسن و سینه هامم کاملا معمولین
ولی باسن خوش فرمی دارم
قضیه از این قراره که من به حرکات سطح بالایی رسیدم و نیاز به کاور کردن مرد داشتم
که مربیم یکی از مربی های مردو به سالن آورد و گفت هرچند وقت یه بار میاد تا کمکمون کنه
مربی جدید قد بلندی نسبت به من داشت و حدودا شاید تا گردنش میرسیدم و چون ورزشکار بود هیکل رو فرمی داشت
همه دوسش داشتن و یه جور مورد علاقه همه بود
دروغ نگم منم از سیس و استایلش خوشم اومد
چند جلسه ای که میومد برای تمرین انعطاف و بدنسازی وقتی دستش به رونم میخورد یه حس عجیبی همراه با ترس میگرفتم و با خودم فکر میکردم نکنه اون نظری در موردم پیدا کنه
همینطوری می‌گذشت و توی باشگاه صمیمی شده بودیم
مربی اصلیم که خانوم بود هم تو سالن حضور داشت همیشه
هرچند صمیمی بود اما تا یکم تمرینو شل میکردم سخت تنبیه می‌کرد و من ناخوداگاه ذهنم می رفت سمت اینکه نکنه توی سکسم اینقدر عصبی باشه و بی دی اس ام دوست داشته باشه
بعضی وقتا بدنسازی ها و انعطافی هارو اینقدر سخت میکرد که بغض میکردم ولی اون انگار بدش نمیومد
بعد چند ماه که همه چی صمیمی تر و گرم تر شده بود مربیم منو مربی مرد با چند تا از شاگردان دیگه رو توی سانس تنها گذاشت و گفت میره و میاد
سانس تموم شد ولی هنوز نیومده بود همه بچه ها رفتن و با خودم میگفتم چرا این مربی نمیره
+شما برید من خودم منتظر میمونم تا مربی بیاد
-نه هوا داره تاریک میشه نمیشه توی سالن تنها بمونید
یه لبخند ملیح زدم و سر تکون دادم و گفت تا وقت داریم میتونی باز ریوتینتو انجام بدی
منم شروع کردم به انجام دادن که گوشیش زنگ خورد و مربیم گفت که تصادف کرده و ماشینو باید ببره تعمیر شما برید سوین توی سالن میمونه تا من بیام
مربی هم گفت باشه من میرم و وقتی تلفنش تموم شد منتظر بودم که بره رفت سمت در باهاش خداحافظی کردم ولی دیدم در رو با قفلی که از داخل بود بست
با تعجب نگاهش کردم و انگار آب سرد ریختن رو کل بدنم
منتظر بودم ببینم چی میشه که دیدم خیلی بیخیال رفت سر صندلی نشست و انگار من اشتباه فکر کرده بودم
گفت امروز انعطافی زیاد کار نکردی بیا بشین باید پا باز کار کنیم
منم گفتم روزای دیگه با مربی خودم کار میکنم
اونم گفت قرار شد به حرف من گوش بدی نه؟
منم رفتم پایین پاش نشستم و گفت دراز بکش
دراز که کشیدم پاهامو کامل باز کرد ولی چون انعطاف خوبی داشتم زیاد درد نگرفت حدود یک دقیقه نگه داشته بود و نگاهش با یه حالت خماری به چشمام بود
دیگه لگنم درد گرفته بود خواستم پاهامو ببندم که یهو محکم تر پاهامو نگه داشت
سرشو آورد نزدیک و بین پام گذاشت و نفس عمیق کشید
من که خیلی ترسیدم با دست محکم سرشو زدم کنار و یه جیغ کوتاه زدم
همون موقع دوتا دستامو با یه دستش بالا قفل کرد و با اون یکی دستش جلوی دهنمو گرفت
من که تاحالا تو این شرایط نبودم خیلی آروم شروع کردم به گریه کردن
اومد لپمو بوس کرد و گفت اگه اذیت نکنی اذیت نمیشی
دستمو کشید سمت نردبون ورزشی و با کمربندش دستامو بالا بهش بست و شروع کرد به بوسیدن لبام
طعم آدامس رو توی دهنم کامل حس کردم از استرس نفس نفس میزدم
همونطور که بوسم می‌کرد دستشو دور کمرم تاب میداد و منم با حس عجیبی خودمو توی خودم تکون میدادم
دستشو از زیر تیشرتم برد به سینه هام رسوند و محکم می‌مالوند و من حس لذت و ترس قاطی داشتم و فقط گریه میکردم و نفس نفس میزدم
نشست پایین پام شلوارمو داد پایین و از روی شرت انگشت کشید روی کصم از چشاش معلوم بود که دیگه هیچی متوجه نمیشه
شرتمو کشید پایین و شروع کرد به زبون زدن به کصم من بی اختیار می لرزیدم و خودمو تکون میدادم
دوباره بلند شد و لب گرفت و دستامو باز کرد
تا دستامو باز کرد دویدم سمت در که با دست محکم کمرمو گرفت و گفت نصف نیمه که نمیشه از پشت شروع کردن به مکیدن گردنم و مالوندن سینه هام انداختم روی تشک باشگاه و شلوارشو کند و اون موقع دیدم که کیرش با قدش تناسب داره و واقعا ترسیدم موهامو گرفت و گفت بوسش کن
منم از ترس به حرفش گوش دادم و شروع کردم به بوسیدن کیرشو برای اولین بار ساک زدم و خیلی زود عوق میزدم
کلی قربون صدقه میرفت و می‌گفت من چقدر منتظر این روز بودم
موهامو پیچوند انداختم رو شکم و باسنمو آورد بالا که شروع کردم به قسم دادن که لطفا نکن و این حرفا رو حرفم تموم نشده یه دردی حس کردم و جیغ زدم
جلوی دهنمو گرفت شروع کرد به تلمبه زدن
منم داشتم از خودم بیخود میشدم و داشت خوشم میومد پس دیگه مقاومت نکردم بعد کلی درد کشیدن و لذت بردن توی همون پوزیشن شروع کرد به بوسیدن کصم و مالوندن سر و موهاش به کصم
منم صدام سالنو برداشته بود ولی هی جلوی دهنمو می‌گرفت و می‌گفت ممکنه کسی بشنوه
خیس خیس بودم و تشک از من خیس تر
یکم دیگه که با زبونش باهام بازی کرد لرزش شدیدی داشتم و از حال رفتم
بیدارم کرد و گفت من واقعا دوست دارم و پردتم مال منه فقط میخوام با رضایت خودت باشه و لبامو بوسید پاشد و لباساشو پوشید و مرتب کرد
گفت برو من توی سالن میمونم تا تکلیف مشخص شه
منم به سرعت برق و باد لباس پوشیدم و رفتم خونه
خیلی علاقم نسبت بهش بیشتر شده بود با اینکه خیلی ترسیدم اما میترسیدم که بهش بگم منم بهش علاقمندم و همه چیز بدتر شه
از اون روز هروقت میاد بدنسازی سخت گیری میکنه یاد اون روز میفتم و نگاه های خاصی میکنه ولی موقعیت دیگه ای براش پیش نیومد و حس میکنم این خیلی اذیتش میکنه ولی احساس آرامش میکنم
و این بود اولین تجربه من که از نظر خودم تجربه جالبی بود

نوشته: سوین

بازدید 13,676

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

6 پاسخ به “مربی محبوب”

  1. تخیلات یه کس مغز، یکم خلاقیت داشتی حداقل باورمون میشد یهو کرد توشو جیغ زدی و تمام و خوشت اومد. اره تو راست میگی اونم دوبار

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید