مبینا زن شوهردار

سلام خدمت همگی
این دومین داستانمه ک مینویسم
اسم من مهرداد ۲۷ سالمه متاهلم و از یکی شهرهای شمال کشورم
خب یه روز بیکار بودم تو دیوار داشتم میگشتم اونایی ک لباس زنانه گزاشتن و یه اگهی بود لباس مجلسی تن خور گذاشته بود تو همون شهری که من بودم.شمارشم مخفی بود فقط میشد تو دیوار پیام داد. منم پیام دادم و گفتم خوب نیست عکس تنخور بزاری اینجور جاها و عکس لباس رو فقط بذار و گف آره خیلیا مزاحم میشن و یکم پیام دادیم بعد گفتم تلگرام داری اخه اینجا چت کنی دیوار مسدود میکنه.ایدی داد و رفتیم تل و حرفیدیم از خودش گف ۲۴ سالشه و یه پسر ۵ ساله داره و شوهرش هم نظامی البته همون دوربرا نه مثل بقیه داستان ها که میرن ماموریت و یه ماهی نیستن و زناشون میرن میدن. خلاصه گذشت و با هم میحرفیدیم ی روز قرار شد برم ببینمش و بچش رو گذاشت مهد و نیم ساعتی اومد تو ماشین حرف زدیم و بعدشم رفت.خب از مبینا بگم ی زن ۲۴ ساله خوشگل و سفید باربی و خیلی ناز یعنی اگر لخت ببینیش آبت میاد سینه هاشم ۷۵ که خودش بعد گفت.
یه مدت گذشت و این میگفت من همین که اومدم دیدمت و این خودش خیانت و این حرفا من گفتم ما که کاری نکردیم بگی خیانته و یکم مخش رو زدم حدودا از این جریان دو ماهی گذشت و تا همین چند وقت پیش یعنی خرداد ۱۴۰۲ که یه روز گف غروب پسرم رو میزارم خونه مامانم شوهرمم رفته سرکار فردا صبح میاد.ساعتای ۶ شد ک این اومد و یه مانتو جلو باز و یه نیم تنه سبز سکسی پوشیده و تو ماشین بودیم و گفتم کجا بریم گف بریم کافه.رفتیم کافه و تو کافه یکم قلیون کشید اینو گرفت قلیون و گف حالم خوب نیست گفتم دراز بکش سرتو بزار رو پاهام و دراز کشید.منم مانتوش رو از رو شونه هاش زدم کنار و بدن سفیدش و سکسیش جلوم بود دستمو گذاشتم رو بازوهاش و میمالیدمش سینه هاش رو از رو لباس اخه نمیخواستم یهو ناراحت بشه و دیگه بپره.اونم دستشو گذاشت رو کیرم گفت این واس من راس شده گفتم مگه میشه کسی تورو ببینه و سیخ نکنه.بعد گفتم خب بریم اینجا ضایس و رفتیم ماشین سوار شدیم و توراه گفت بستنی میخوام منم رفتم یه بستنی سالار گرفتم و دادم بهش یکم که خورد لباشو اورد جلو بستنی که تو دهنش گذاشته بود لباشو اورد جلو داد بهم.بعد گف میخوای یه کاری کنیم گفتم چیکار؟؟گفت میخوای اونو بستنی بمالم و بخورمش گفتم دوست داری گفت آره منم همونجور که پشت فرمون بودم کشیدم پایین اینم بستنی رو مالید به کیرم همه جاشو بعد کرد تو دهنش ساک میزد کس کش یه جوری میخورد که اگه قبل رفتن قرص نخورده بودم سریع ابم میومد.اینم همونجوری زبون میزد و تا ته میکرد تو دهنش کیرمو داشت میخورد منم یه جا وایسادم کنار جاده.شیشه ها هم همه دودی بود ساعت هم حدودا ۷ونیم شب بود.هرچی میخورد میگف این چرا نمیاد گفتم اینجوری که نمیاد گفتم شلوارتو تا زانو بکش پاین اونم کشید پاین و همونجور که میخورد من دست بردم تو شلوارش و کون نرمش رو فشار میدادم چند بار خواستم انگشت کنم تو کونش و کسش رو بمالم ولی نزاشت.اینم همونجور که کیرمو میخورد حشری شده بود میگفت جنده کی ام من میگفتم جنده ی خودمی چه خوب میخوری کیرمو تا ته بکن تو دهنت کیرمو لیسش بزن جنده ی من.همونجور که داشت میخورد حس کردم نزدیکه بیاد گفتم همشو بخوری گف نه منم بدم میاد گفتم بخاطر من بخور دیگه عزیزم.اونم تند تند داشت ساک میزد وقتی میخواست بیاد کیرمو محکم تو دهنش نگه داشتم و تا قطره ابم رو ریختم تو دهنش و همشو خورد.بعدشم دست و صورتش رو با اب که تو ماشین داشتم شست و حرکت کردیم به سمت خونه.
دوستان این آغاز رابطه ما بود اگه خوشتون اومد تو نظرات بگید تا دفعه بعد ادامه رابطمون و یه عکس از بدن سفید و سکسی مبینا بزارم.

نوشته: مهرداد

بازدید 19,846

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

11 پاسخ به “مبینا زن شوهردار”

  1. آخه جقی بدبخت کیری یه پیام دادی طرف لباس تنخور نزار تلگرام دادید حرف زدید باهم دفعه بعد رفتی تو اولین قرار بچشو هم داد دستت بزاریش مهد؟ خوب کونی زاده حوصله نوشتن نداری ننویس دیگه کیرم تو دهنت این چه کصشری بود تنه گفتی

  2. افتضاح بود چه جوری میشه اولش بگه این که هم دیگروببینیم هم خیانت حساب میشه بعد یهو دستش روگذاشت روکیرت واست ساک زدبعدنزاشت باهاش وربری مگه داریم مگه میشه به نظرم بایداسم داستانت روگذاشت کانگروهافوتبال بازی می کنند

  3. با سلام من امیرم 20 ساله از مشهدبرای تابستون دنبال یک رابطه با یک خانم مطلقه یا یک شوگرمامی هستم لطفا اگه خانمی خواست بیاد پیویم تو تلگرام🌷❤️

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید