مامانِ نامرد دوستم

سلام به همگی میخوام براتون ی داستان از بهترین لحظه عمرم بگم
یکی از همسایه ها و دوست بچگی هام ک سه سال ازم کوچیکتر بود ( پارسا) سال اخر دبیرستانم اومد دبیرستان ما ازونجایی ک ما همسایه های خیلی قدیمی بودیم مامان اون اون سال مارو میبرد و میاورد و بعضی وقتا ک خونه ما کسی نبود بخاطر شغل پدر مادرم منو میبرد خونشون
بابا مامان دوستم از هم جدا شده بودن
من هیچوقت ب چشم بد مامان پارسا رو نگاه نمیکردم تا اینکه یروز ک رفتیم خونشون پارسا دستشویی بود ( مامان پارسا هیجوقت جلو من روسریشو بر نمیداشت ) دیدم روسریشو برداشتو موهاشو تاب داد و تا صدای پارسا اومد ک داشت در دستشویی و باز میکرد سرش کرد روسریشو و خندید بهم و رفت سمت اشپز خونه
پارسا هفته ای یبار یا دو هفته یبار از مدرسه میرفت خونه پدرش و مامان پارسا اونو میرسوند تا خونه باباش ک دور نبود ولی منم میبرد ک بعدش برسونتم یبار ک اینجوری شد باز خونه ما هیچکی نبود و منو برد خونشون ،،
مامان پارسا حدود ۴۵ سالش بود قد متوسطی داشت پوستش سفید و توپُر بود ،، بعد نشستم برا جفتموت غذا گرم کرد ،، یادمه اولین لقمه غذارو برام گرفت و خودش گذاشت تو دهنم گف بگو چطوره منم گفتم عالیو مرسی اون روز اتفاق خاصسی نیافتاد و منم نیم ساعت بعد ک بابام زنگ زد بهم رفتم خونمون
اما هفته بعدش ک باز پارسا رفت
رفتم خونشون ناهار رو خوردیم نشستم رو مبلشون اومد نشست روبروم و تلویزیونو روشن کرد و لم داد
وقتی لم داد ممه هاش خیلی خودنمایی کرد و یکم چاک سینش معلوم شد و اونجا بود ک اولین بار خیلی رو مامان پارسا حشری شدم
هی نگاش میکردم وقتی اون تلویزیونو نگا میکرد بعد ک برمیگشت کابل میگرفتم ولی کم کم میفهمید ب بهانه کثیف بودن مبل اومد بقلم نشست گف عه اینجاش کی کثیف شد و پشتشو کرد بمن بعدم همون بقلم نشست منم فقط مواظب بودم کیرم ک بلند شده بود معلوم نشه
اونروزم یکم بیشتر موندم و تنها کاری ک تونستم بکنم موقع بلند شدن از مبل دستمو مالیدم ب کونشو بلند شدم
اونروزم گذشت و هفته بعد دو سه بار دیگ رفتم خونشون و پارسا بود هی بهم دیگ نگا میکردیم فقط منتظر بودم هفته بعد برسه و فقط دو ثانیه دیگ بیشتر کونشو لمس کنم
هفته بعد شد ولی نشد ک برم خونشون و من فقط کارم شده بود جق زدن ب یاد مامان پارسا ی هفته دیگ گذشت و روز موعود رسید
رفتیم خونه با مامان پارسا با. ناهار گرم کرد خوردیم و بازم نشستیم رو مبل ولی اون از همون اول نشست بقلم
خیلیییی حشری شده بودم و نمیفهمیدم دیگ چیکا میکنم هی دستمو میبردم عقب کونشو لمس میکردم ضربان قلبم رو دویست بود
دیدم یکم پشتش مایل شد بمن فک میکردم اینا رویای منه ک یکم لم داده رو من ولی واقعیت بود بیستر کونشو لمس کردم و فشار دادم ی لحظه صورتمو بردم جلو دیدم چشماشو بسته بیشتر کونشو فشار میدادم تا ببینم واکنشش چیه دیدم هیچی و ذوق زده شدم مث چی
دستمو گذاشتم رو شونش کم کم اوردم پایین و از بقل پهلوش ممه هاشو فشار میدادم ولی خیلی ریز
این کارمو ادامه دادم تا اینکه دیگ کسخل شدمو ب خودم گفتم استفاده نکنی پریده احمق شرو کردم گردنشو خوردن از پشت دستمو اروم اروم بردم تو لباسشو سینشو از رو سوتین گرفتم اون یکی دستمم انداختم اونورش و رونشو میمالیدم دستمو گرفت خیلیی اروم برد یکم سمت کسش خیلی کم فهمیدمو دستمو ک میلرزیدو بردم سمت کسش و یکم سرشو اوردم سمت خودم تا درست دستم ب کسش برسه و مجبور شدم اون یکی دستمو از رو سینش بردارم شرو کردم کسشو مالیدن دستشو گذاشت رو دستمو فشار داد منم شرو کردم فشار دادن یکم ازش دور شدم دستمو درست گذاشتم رو کسش و رفتم جلو صورتش تا لب بگیرم دیدم یکم مقاومت میکنه واقعا نفهمیدم واسه چی منم انقد خر شده بودم و لبمو چسبوندم ب لبشو فقط زبون میزدن ب لباش بعد چندین ثانیه اونم دهنشو باز کردو درست لب گرفتیم همینجوری داشتم کسشم میمالیدم
ی لحظه ازم دور شد و دستم دیگ رو کسش نبود و لبامونم جدا شد یکم جاشو درست کرد اومد جلو بغلم کرد بعدش اومد عقب لب ازم گرفت و شرو کرد کیرمو ک از رو شلوار زده بود بیرون مالیدن خیلی حس فوق العاده ای بود من این صحنه هارو دویست بار با دوستدخترام امتحان کرده بودم ولی اون زن یجیزه دیگه بود کیرمو قشنگ مالید ولی ابم نیومد چون دستشو نکرد تو من زیر گردنشو گرفتم بردمش عقب مجبورش کردم دراز بکشه افتادم روش و لباسشو بزار اوردم پایین و سوتینش گرفتم اونور و شرو کردم سینه هاشو خوردن سرشو خم کرد اونم گوشمو میخورد وای هنو یادم میوفته خیلی حشری میشم باز دستمو بردم رو کسش ک بما
لمش رو کردم قشنگ مالیدن تا دیدم یهو ی آه خیلی ارومی کشید و کسش کم کم خیس شد دستمو برداشتم بلندش کردم اونجوری ک خودش بغلم کرده بود بغلش کردم دوباره اوردمش عقب لب گرفتم ازش دستشو گذاشتم رو کیرم دکمه شلوارمو و زیپمو باز کرد دستشو کرد تو شرتمو کیرم اول ماساژ میداد بعد قشنگ داشت واسم میزد دستشو برداشت کرد تو دهنم میک زدم اون انگشتای خوشگلشو بعد یکم تفی کردم دستشو برد رو کیرم و قشنگ بالا پایین میکرد باز لباشو شرو کردم خوردن ابم ک داشت میومد لبشو محکم گاز گرفتمو اونم رف عقبو ی اهی کشید من رفتم سمتش دستمو بکنم تو شورتش ک زنگ خونرو زدن
سریع شورتو شلوارمو درست کردمو پوشیدم اونم خودشو درست کرد من داشتم میمردم از استرس یهو مامان پارسا گف بفرمایید عماد اینجاس فهمیدم بابامه ک زنگ زده بود برنداشته بودمو اومده بود دم در هیچی دیگ رفتم خونمونو بعد اون دیگ هر وقت پارسا نبود منو نمیبرد خونشونو یجور رفتار میکرد انگار هیچی نشده و منم حسابی تو ارزو یبار دیگ مالیدنش موندم و واسه همینم اسم داستانوگذاشتم نامرد.

نوشته: سین لام

بازدید 16,268

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

23 پاسخ به “مامانِ نامرد دوستم”

  1. یعنی تو سال اخر دبیرستان بودی اونوقت میبردن و میاوردنتون، راستشو بگو چند سالته عمو جان. بردن و آوردن بچه ها مال سال اول ابتدایی.

  2. هم ریدم تو نوشتنت جرقی گوزو هم مادرتو با این نوشتنت هم اریدم تو اون دبیرستانی که به مدرک داده (خط تیره) (خط تیره)

  3. سال اخر دبیرستان که بودیم دو تا از همکلاسیامون زن عقدی داشتن. یکیشون زده بود دوست دختر شو حامله کرده بود عقدشون کرده بودن بعد شماها کیف به دست وایمیسادین در مدرسه بیان دنبال تون ؟؟؟ نینی کوچولوها!! میگم سال بعدش که مشمول شدی خودت می رفتی پادگان یا اونجام مامانت صبح ها میبرد میرسوندت!! گنده بک خجالتم نمیکشه!!!

  4. بذار واقعیتو بگمتو حسابی تو کف مامان دوستت بودییه شب خوابشو دیدی اما فقط تونستی بمالیشوقتی اومدی بکنی از خواب پریدی و دیدی که خودتوخراب کردی جقول

  5. باید کیر تو رو با گیوتین زد .پسره جغی ریدم تو تخیلت برو بشین پای درس و مشقت.

  6. بکن تو قبلای جای نویسنده های با ذوق و صاحب قلم بود که خودشون بعضا چند سال نویسنده سه کاف انجیلستان و آویزون بودن

  7. به نظرم اسم داستان بابای نامرد دوستت بوده چون کونت گزاشته. این به واقعیت خیلی نزدیکتره

  8. روز موعود!!..شما از جماعت چشم انتظارایین که اینقدر عادت به عودت موعود عورت دارین…!!؟

  9. اونجا گفتی من داشتم لب میخوردم اون گوش میخورد من چشم اون…یاد کله پزی افتادمضمنا اگه خدایی نکرده خواستی بری دانشگاه تو همون شهر خودتون انتخاب رشته من که بازم مامان دوستت بیاد دنبالت بعد از تموم شدن کلاس که تنها تو خیابون میری انگشتت نکن گل پسر

  10. تویی که مادر دوستت همراهیت میکرد و خونه خودتون تخم نداشتی بمونی،دویست بار با دوسدخترات این حرکت رو زده بودی؟گوزو

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید