اسمم شاهین و خواهرم آیسان که 5 سال از من کوچکتره
سال 72 بود که 12 ساله بودم مامان من حمام میبرد
تابستان تو حموم لخت شده بودم مامان گفت شورت بپوشیم که آیسان بیاد تو منم پوشیدم
آیسان اومد تو حموم ماما گفت آیسان میخوای تو شستشوی شاهین کمکم کنی
گفت آره
ماما لیف داد گفت دست بکن تو شورتشو بشور
یکم که لیف زد به ماما گفت یه چیزی تو شورتش داره بزرگ میشه
ماما اومد کمی شورتم کنار زد دید بله کیرم دراز شده
گفت آیسان چیزی نیست فقط دودول شاهین بزرگ شده اشکال نداره
گفتم مامان جیش دارم
آیسان گفت چطوری جیش میکنه آخه دودولش بزرگ شده
مامانم گفت شاهین شورتت دربیار جیش کن
آیسان هم نگاه کرد کمی کیسه بکشه دیدم دودول ام داره تکون می خوره و مایع سفید رنگ ریخت
ماما گفت ای بابا الان باید بلوغ جنسی برسی
بعد از تموم شدن حموم گفت شاهین بلوز بپوش شلوار و شورت بیرون بزار موهاتو خشک کنم دودولم شل و آویزان
چشم آیسان افتاد گفت فکر کنم دودول شاهین شکسته
ماما گفت نه عزیزم اون اسپرم ها رو دیدی بعد از اون تا چند ساعت آویزان میمونه
داشتم بازی میکردم دوست آیسان اومد منو بدون شورت و شلوار دید اومد بهم دست زد سیخ کردم
سال 72 بود که 12 ساله بودم مامان من حمام میبرد
تابستان تو حموم لخت شده بودم مامان گفت شورت بپوشیم که آیسان بیاد تو منم پوشیدم
آیسان اومد تو حموم ماما گفت آیسان میخوای تو شستشوی شاهین کمکم کنی
گفت آره
ماما لیف داد گفت دست بکن تو شورتشو بشور
یکم که لیف زد به ماما گفت یه چیزی تو شورتش داره بزرگ میشه
ماما اومد کمی شورتم کنار زد دید بله کیرم دراز شده
گفت آیسان چیزی نیست فقط دودول شاهین بزرگ شده اشکال نداره
گفتم مامان جیش دارم
آیسان گفت چطوری جیش میکنه آخه دودولش بزرگ شده
مامانم گفت شاهین شورتت دربیار جیش کن
آیسان هم نگاه کرد کمی کیسه بکشه دیدم دودول ام داره تکون می خوره و مایع سفید رنگ ریخت
ماما گفت ای بابا الان باید بلوغ جنسی برسی
بعد از تموم شدن حموم گفت شاهین بلوز بپوش شلوار و شورت بیرون بزار موهاتو خشک کنم دودولم شل و آویزان
چشم آیسان افتاد گفت فکر کنم دودول شاهین شکسته
ماما گفت نه عزیزم اون اسپرم ها رو دیدی بعد از اون تا چند ساعت آویزان میمونه
داشتم بازی میکردم دوست آیسان اومد منو بدون شورت و شلوار دید اومد بهم دست زد سیخ کردم
نوشته: کیوان
17 پاسخ به “لخت شدنم جلوی خواهرم آیسان”
کودک کسخل نمی خواد داستان بنویسی. هر وقت از نظر ذهنی و فیزیکی 18 سالت رد شد بیا
کیرم دهنت این چه کسشرییی بود
پرتاب شدم 😂
چه مامان لاشی داریراستی آیسان الان چیکاره شده ؟
توهمات یه کصخل و جقی و کونی به اسم شاهین😂
حاجی منکه شهید شدم اصنولی خب شما ادامه بدیدولی داشم خواهشاً تو مهد رو تموم کن حداقلبعد به دین مبین جق بگراآخه این چی بود نوشتی کوووووووونی😐😒
تا دوازده سالگی مادرت حمومت میکرد 😳 خودت فلج بودی احیانا
روز بعدش آیرم اومد خونتون مامانت نبود. دید دودولت آویزونه،کون سفید و سوراخ سرخت را دید ، شق کردبرداشت نشوندت رو کیرش، ۲۱سانت رو با کلاهک هسته ای چنان تپاند تو روده بزرگت ,که الان چهار روزه سر دستشویی از کونت خون میریزه🤣🤣❗❗جوووون دوست داری⁉️
خب داداش اوکی الان میشه یه ما بگی ما چیکار کنیم؟
بابا این ول کنید شاید هم ده سالش نباشه واقعا و این چیزها هم از پسر همسایه یاد گرفت فقط ادمین چقدر کس خوله به عنوان داستان چیو میزاره
بابا این بچه هارو جم کنید از سایت کسخل بِلفِطره
بیخیال بقیه داستان ها شدم اصن کی اجازه اانتشار میده به اینا
تعجب نکنید اینها عوارض جنگ ۱۲ روزه هستن چند سال طول میکشه تا درست بشن
اینجا شده محفل دودول بازی
وااای. ترکیدم . یعنی آخراش جوری یهو خندم گرفت که مامانم از اتاقش یهو داد زد لا اله الله این بچه دیوانه شده میخنده البته به رشتی میگفت 😂 😂 😂 ****
پیامک بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حالم بد بودبا خوندن این کصشرات خدا رو شکر همه غمام یادم رفت 🤣🤣🤣