لاپایی دادنم به رفیقم

اقا من کونی نیستم و نخواهم بود
اینو اول خاطره ذکر کردم هواستون باشه
این خاطره بر میگرده با 13 سالگیم
ی رفیقی داشتیم ک انگار چشاش مارو گرفته بود
یه بار اکواریومم ماهیاش میمردن به این
(پارسا) گفتم بیا خونمون ببین چشونه
اومدش و یه چن تا از ماهیاشم اورد بندازه اون
تو ببینه چی میشه
منو اون نداشتیم حرف سکسی زیاد میزدیم
دوسالی هم بزرگ بود
کار به جایی رسید ک گف بیا من تورو بکنم تو هم
منو
گفتم باشه اول من
گف زرنگیا…گف باشه اول تو…ولی اولم تو ساک
میزنی
گفتم کثیفه رفت شست ولی بازم ساک نزدم
گف بیا لاپایی بزنیم
گفتم لاپایی چجورشه
گف بخواب بگم…گفتم عمرا نمیدم
گف نترس بابا نمیکنم توش
خوابیدم و شروع کرد
حس جالبی بود
هنوزم ک هنوزه دوس یادش میفتم خندم میگیره
ولی نامرد وقتی پاشد از روم نداد بهم
منم نامردی نکردم مخ آبجیشو زدم و از کون
کردمش خخخ///
کوتاه و مختصر

نوشته: با معرفت

بازدید 2,211

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

9 پاسخ به “لاپایی دادنم به رفیقم”

  1. رکورد زدی کیری ترین و کوس شعر ترین داستان جهان نوشتی اسمتو باید تو گینس بنویسناکواریوم با ماهییاش تو کونت

  2. حاجی منم بچه بودم یه بار یه پسره منو گول زد برد گذاشت لاکونم (لاپایی) عقب جلو کرد و ۲ بار این کارو کردیم و من چون ۱۰ سالم بود هیچی نمیدونستم و خوشمم نیومد اصلا ولی اصلا تو سوراخم نکردتو کل عمرم بچگیم این بودهالان من کونی هستم؟خیلی اعصابم خورده از اون موقع ولی خب با خودم میگم کون کون بچگی بوده و از سولاخ ندادم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید