فرشته خوشبختی من شیدا

بعد از فوت ناگهانی برادر زنم موسی همسرم مهرنوش که تنها کس و کارش بود در حال عزاداری و گریه بود که ازش یه وکالت گرفتم که کارهای کفن و دفن و غیره انجام بدم البته الکی بود می خواستم ببینم شکم بهش درست بود یا نه؟
موسی تا 40 سالگی که فوت کرد نه زنی داشت نه بچه ای و من تنها یه پسر 6 ساله داشتم بنام آرین اما خیلی وقت بود بهش شک داشتم که حتما زن داره اما نمیدونم چرا پنهانشون میکنه و نمی خواد کسی اونارو بشناسه حتی ما که تنها افراد زندگیش بودیم توی گاو صندوق خونش یه صیغه نامه پیدا کردم که هر 5 سال تمدید شده بود و هنوز 3ماهش مونده بود و بنام خودش و خانم شیدا فلانی که 35 سالش بود و از فامیلش معلوم بود دختره ماله یکی از روستاهای اطرافه و عکسش خیلی قشنگ نبود یه قولنامه اجاره یه خونه هم بنام موسی بود که حدس زدم باید خونه اون خانم باشه چون یه منطقه فقیر نشین شهر بود رفتم به اون آدرس گفتم منزل خانم شیدا فلانی؟ گفت بله گفتم من شوهر خواهر موسی هستم تعارف کرد رفتم داخل دیدم یه خانم زیباتر از عکس صیغه نامه و یه پسر سندروم داون هم هست که گفتند این پسرمه عرفان گفتم ایشون پسر موسی هستن؟ گفت بله وضعشون خیلی خوب نبود وسایل خونشون وسایل قدیمی خونه ما بود که موسی گفته بود مستحق سراغ داره میده به اونا.
نمیدونستم الان باید چیکار کنم برم بگم که موسی پسر داره؟ یا نگم؟ با این دو تا زن بخصوص زن موسی که مادر بچشه چیکار کنم؟ در گام اول بهش گفتم که موسی فوت کرده و همگی رفتیم سر خاکش بعد از اون شیدا خیلی گریه می کرد که من با این بچه چطور زندگیمو بگذرونم؟ چیکار کنم؟ و از این حرفا خلاصه روز اول به اشک و آه و گریه گذشت و رفتم خونه خواستم به مهرنوش درباره پسر موسی بگم که گفتم برای چی بگم؟ چرا برای خودم سر خر اضافه کنم میرم دوزار میندازم جلوشون و دکشون میکنم و تمام البته خود اونا هم بخاطر شرایط پسرش تمایلی نداشت که شناخته بشن فرداش یه سر دیگه رفتم خونشون دیدم کارشون با یه قرون دوزار راه نمیفته اما می تونم یه جوری کارشون راه بندازم که بساط عیش و نوشم فراهم باشه و چه کسی بهتر از شیدا بردمشون ویلای دوستم که یه تلویزیون بزرگ هم داشت گفت خدا خیرت بده پسرم تلویزیون خیلی دوست داره بخصوص دیدن برنامه کودک گفتم پس از اینجا خوشتون اومده؟ گفت آره خیلی خوبه گفتم پس خدا رو شکر برای عرفان برنامه کودک گذاشتم و صداشو بلند کردم و گفتم بشین نگاه کن و با شیدا رفتم توی اتاق لخت شدم گفت آقا من هنوز صیغه موسی م بعدشم چند ماه عده است الان نمی تونم گفتم شرط من همینه با من می خوابی این خونه زندگی ماله خودت بچتم از اون سگدونی نجات پیدا میکنه و میتونه هر روز کارتون ببینه قبول نمی کنی برتون می گردونم توی همون سگدونی خودتون یکم نگاه کرد چیزی نگفت کیرم کردم توی دهنش گفتم خوب بخورش و خیسش کن چون می خوام بکنمش توی کونت خوب نخوری کون خودت پاره میشه یه جوری خوردش از کیرم آب می چکید روی تخت خوابوندمش و کیرم فرو کردم توی کونش تنگ بود گفتم جووووون این یعنی کووووون شروع کردم تلمبه زدن تلویزیون داشت عمو پورنگ نشون میداد اردک تک تک و عرفان داشت میدید و باهاش میخوند منم داشتم توی کون خوشگل و تنگ شیدا تلمبه میزدم با اینکه فشار زیادی تحمل میکرد اما سعی می کرد صدایی ازش در نیاد فکر می کرد عرفان میشنوه که انقدر محکم زدم به کونش که جیغ بزن جیغ بزن نمیزد کیرمو تا ته توی کونش چندین بار محکم کوبیدم که جیغ زد بازم یکم تلمبه زدم آبم اومد ریختم توی کونش و خوابیده بودم روش بهش گفتم انقدر حال داد که دوست ندارم بلند بشم می خوام یه بار دیگه بکنم هیچی نمیگفت حس کردم داره گریه میکنه که از روش بلند شدم بغلش کردم و ازش لب گرفتم دست زدم به کوسش موهاش بلند بود گفتم برو حمام تمیزش کن خیلی بهم حال دادی الان امشب هر چی تو گفتی هر چی تو خواستی ازم پرسید آقا شما نمی خوای منو صیغه کنی؟ گفتم از الان آقا نداریم بهم میگی محسن جانم نه نمی خوام صیغت کنم شیدا جان من برات رفاه و آسایش فراهم میکنم تو هم باهام می خوابی همین روشنه نیاز به صیغه نداره قراره برام بچه بیاری که صیغت کنم؟ گفت نه گفتم آفرین پس قرار نیست اتفاقی بیفته که صیغه لازم باشه تو نیاز منو برطرف میکنی منم نیاز تو رو اینجوری بی حسابیم چیزی نگفت و عرفان هم برد حمام و عرفان بعد حمام خوابید بعدش شیدا اومد بیرون رفت توی وسایلش یکم آرایش کرد و اومد پیشم نشست گفتم اینجا پیشم نشین برو توی اتاق گفت خودت گفتی محسن جانم که امشب حرف حرف من و اومد روی پام نشست و پسوناشو می چسبوند به صورتم گفتم دوست داری برات بخورم گفت اوهوم یه نگاهش کردم گفتم درباره اون موضوع مشکلی نداری؟ گفت فعلا نه حرف شما درسته همه جوره روم حساب کنید پسوناشو گاز میدادم و می خوردم اونم کوسشو روی کیرم میمالید کیرمم راست شده بود که گفتم بریم توی اتاق گفت نه یکم دیگه بخور بریم توی اتاق دیگه نمی خوری پستونشو گاز گرفتم گفتم بریم توی اتاق بریم توی اتاق گفت باشه باشه بعد میگه امشب حرف حرف تو گفتم من الان کوس می خوام باید بکنم توش گفت میدونم بزن بریم محسن جانم دوست داشتم داگی بشه که گفت دوست داره بخوابه پاهاشو باز کنه بکنم توی کوسش و منم همینکارو کردم داشتم تلمبه میزدم توی کوسش نگاش توی نگام بود گفت بکن بکن تمام عقده هاتو توی کوسم خالی کن عقده کوسایی که می خواستی بکنی اما زنت بهت نداد اون حرف میزد من شهوتم بیشتر میشد و تند تر تلمبه میزدم بهش گفتم آبمو میریزم توی کوست گفت بریز من تشنه آبتم تندتذ تلمبه زدم آبم اومد ریختم توی کوسش و افتادم روش نای بلند شدن نداشتم و خوابم رفت از اون روز در هفته یکی دو بار به شیدا و عرفان سر میزدم و با سکس با شیدا خودم شارژ می کردم و میرفتم کم کم بهش علاقمند شدم واقعا زن خوبی بود هر وقت هر چیزی می خواستم نه نمی گفت و به بهترین شکل انجامش میداد و هر دو راضی بودیم یه روز بهم زنگ زد گفت خواهرم اومده پیشم میشه نیای؟ گفتم آره باشه عزیزم نمیام دو سه روزی گذشت که زنگم زد گفت خواهرم بعد از فوت پدرم پیش مادر بزرگم زندگی می کرده می خواستن به زور شوهرش بدن فرار کرده اومده پیش من گفت می خوای بیای بیا اما جان شیدا شب نمون می خوام بهش بگم تو خیری هستی که اینجا بهمون داده و خودش کلی داستان ساخته بود در جهت موجه جلوه دادن رابطه منو خودش رفتم اونجا خواهرش دیدم دقیقا شبیه خودش بود اما با چشم سبز گفتم خب از نظر من مشکلی نداره اما این پیشت بمونه چطور ما؟ که گفت نگران اون نباش حله حالا چیکار کنم بنظرت؟ واقعا چیزی به ذهنم نمیرسید و یه نیم ساعتی نشستم و رفتم شب بهم زنگ زد محسن جانم منو صیغه نمیکنی فدای سرت حاضری خواهرم سمانه عقد کنی؟ گفتم عقد؟ نه بابا جواب مهرنوش چی بدم؟ والا من زندگیم با تو و مهرنوش راضیم همه جوره اونو دیگه نمی تونم گفت واقعا ازم راضی؟ گفتم آره تو بهترینی گفت خیلی خوشحال شدم محسن جانم گفتم فدات بشم شیدا جانم گفتم برای سمانه می تونم یه کار کنم چی خونده؟ گفت انسانی گفتم ببین چه رشته ای دوست داره می تونم به یه بهانه هایی از مهرنوش پول بگیرم خرج دانشگاه آزادشو بدم درس بخونه گفت باشه بهش میگم جوابشو بهت میدم که فرداش دوباره زنگ زد گفت میگه نمی خواد درس بخونه گفتم شرمنده دیگه نمی تونم کمکی کنم اولش خواستم سمانه بگیرم و مهرنوش طلاق بدم چون روز به روز مشکلاتمون بیشتر میشد و میگفت من اینجا غریبم و می خواست بره پیش خالش ترکیه اما خب من شیدا میشناختم اما از سمانه شناختی نداشتم چون به ظاهرش و نوع حرف زدنش معلوم بود از اون پدرسوخته های درجه یکه و امکان داشت همه چیزو خراب کنه و حتی رابطم با شیدا لو بره و مهرنوش بفهمه واسه همین دور این فکر خط کشیدم
بعدش فهمیدن کجاست و فامیلاشون اومدن بردنش و ما یه نفس راحت کشیدیم روز تولد شیدا بردم صیغش کردم و گفتم بیا اینم صیغه خیالت راحت شد؟ گفت صیغه برام مهم نبود دوست داشتم بهم احساس مالکیت داشته باشی گردنم بگیری بگی ماله خودتم گفتم عه؟ اینجوریاست؟ پس حالا من یه بچه هم می خوام شوکه شد گفت شوخی میکنی؟ گفتم نه جدی گفتم پرید بغلم کرد و کلی گریه کرد گفتم چته دیووونه گفت بعد از عرفان خیلی به موسی گفتم بذار بازم بجه دار بشیم شاید اون یکی سالم بود قبول نمی کرد کفتم حالا میریم توی کار بچه سازی گفت من پایه ام رفتیم شام خوردیم و برای عرفان هم آوردیم عرفان خوابید شیدا گفت بیا قبلش بریم حموم بعد گفتم باشه پس من اول بعدش اون رفت و اومد بیرون و با همون حوله اومد توی اتاق با حوله خودشو خشک کرد و حوله انداخت و لخت ایستاد جلوم منم مات و مبهوت نگاش می کردم گفت دوست داری؟ گفتم خیلی گفت پس بهن رحم نکن کیرتو یه جوری بکن تا ته توی کوسم که 2 قلو بشه بچمون گفتم دو قلو؟ نه بابا چه خبره؟ خوابید روی تخت پاهاشو جفت کرد خوابیدم روش کیرمو گذاشتم لای کوسش گفتم امشب چه حسی داری؟ گفت حس خوشبختی گفتم آخ جووووون من امشب یه زن خوشبخت میکنم اومدم بالاتر و کیرمو گذاشتم توی دهنش گفتم زیاد سر کیرمو با زبونت تحریک نکن می خوام یه کاری کنم اول تو ارضا بشی گفت باشه یکم که خیسش کرد آروم کردم توی کوسش و آروم آروم تلمبه میزدم و حرف میزدیم گفت خیلی دوست دارم محسن جانم امشب بهترین شب زندگیمه هم ماله تو ام هم می خوام بجه دار بشم گفتم قبلا هم ماله من بودی گفت نه اون موقع زنی بودم که بخاطر رفاه خودش و پسرش با یه مرد غریبه می خوابید الان من واقعا زنتم تو ماله منی محسن و اینو خیلی دوست دارم گفت یه چیزی بگم؟ نکنه دوباره بچمون؟ گفتم نه بچه من سالمه گفت پس تندتر بزن دارم میام گفتم آخ جووووون و تند تند تلمبه زدم تا هم اون ارضا شد هم من آبم اومد و ریختم توی کوسش گفتم اینم دخترم گفت دوست داری دختر باشه؟ گفتم آره گفت خیلی دوست دارم محسن دوست دارم برای خوب بودنت امشب تا صبح بهت کوس بدم اما زر میزد بعد از دومین بار کردن کوسش دوتایی خوابمون برد دو سه ماهی گذشت که یه روز رفتم خونه دیدم خوشحاله گفت من حاملم گفتم از کجا میدونی؟ گفت میدونم دیگه گفتم باشه فردا میریم سونوگرافی رفتیم راست می گفت باردار بود چند وقت بعد فهمیدیم دختره دوران بارداری بشدت خوبی سپری کرد و دخترم آتوسا به دنیا اومد و مثله خالش چشماش سبز بود و هم اینکه صحیح و سالم بود.
واقعا خوشبختی الانمو مدیون برادر زنم موسی هستم برای اینکه باعث آشنایی من و شیدا شد.
واقعا دو تا زن داشتن سختی های خاص خودشو داره اما لذت هاش به سختی هاش می ارزید به خصوص اینکه شیدا زن دومم بود که لذت هر سکس باهاش بیشتر از سکس یه سالم با مهرنوش بود الان یه پسر از مهرنوش دارم یه دختر از شیدا تازه پسر موسی هم پیش من داره زندگی میکنه.
هیچ دو نفری تصادفی با هم آشنا نمیشن.

نوشته: محسن

بازدید 17,686

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

15 پاسخ به “فرشته خوشبختی من شیدا”

  1. 1- دفن کردن وکالت نمیخواد اسکل 15 ساله اون انحصار وراثته!2- دوستتم مرده بود که ویلاش دائمی خالی بود اینا زندگی میکردن اونجا؟3- فکو فامیلش شیدای مظلوم بچه معلول دارو نبردن سمانه هار و پررو رو بردن؟4- بچه معلول بود زنش که عاقل بود! نمیتونست به عنوان وارث و مادر بچه مرحوم بیاد خونه زندگیو کل اموالشو بخواد؟ باید با پول کون دادن به تو زندگی میکرد؟

  2. به قول دوستمون سنگ لحد موسی تو کون دروغگو با این‌ طرز نوشتنت بعید می دونم حتی کوس دیده باشی چون یدفه گذاشتی کونش دوم یک در هزار دستانت راست ادم کثیفی هستی یه زن بی پناه رو خفت کردی

  3. بچه ها راست میگه وکالت میخواد ،اگه یه وقتی اونی ک مرده دبه کرد زنده شد تکلیف چیه حداقل این مدرک داره ک من خاکت کردم کسکش…🤣🤣🤣خدایی وقتی میای تو این سایت تازه میفهمی با چه افراد داغونی داریم تو کشور زندگی میکنیم، بعد ما انتظار داریم با همچین کسخلایی انقلاب کنیم شرایطمون بهتر شههمین ک تا الان با این جماعت کشور از این گهی ک هست گه تر نشده خودش یه برده

  4. یعنی یه کسشعری نوشتی که تمام حروف الفای جمع شدن و به نمایندگی از خودشون چندتا را انتخاب کردند که بگن خواهر و مادرت را گائیدیم

  5. جناب امیر ۱۸ باید به اطلاع مبارکتون برسونم در ازدواج صیغه زن از مرد و برعکسی از همدیگر ارث نمیبرند اما فرزند حاصل از صیغه دقیقا مثل فرزندان عادی ارث میبرند

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید