فرزاد و رعنا (۲)

درود بر شما رفقا ، عیدتون مبارک . خواهش میکنم اگه داستان قبلیم رو که نوشتم رو نخوندین برید اول اونو بخونید ، زیاد نیست بعد بیاین اینو بخونید ، چون تو کامنت های اون داستان اولم دیدم بعضیا نوشتن تکراری بود و کپی کردی !! اول اینکه من تازه با این سایت آشنا شدم و شاید ۵ تا هم داستان نخوندم . اینقدرم بیکار نیستم بیام داستان کسی دیگه رو کپی‌کنم . هر اتفاقی که برام افتاده بود مو به مو گفتم . شما به همه شک دارید . همونطور که قبلا هم گفتم میتونستم داستان رو یه جوری بنویسم که عشق کنید ولی دلیلی نمیبینم چرت و پرت بگم . من ۳۳ سالمه و بچه ۲۰ ساله نیستم بیام توهم بزنم و آرزوهامو بنویسم . این خاطره هم برا ۱۳ سال پیش بود و بچه بودم
در ضمن بله سال ۹۰ مجازی نبود
شاید فیسبوک و یاهو تو سیستم های خونگی بود ولی مجازی فراگیر نبود و حتی گوشیای لمسی هم مد نشده بود من خودم نوکیا n73 داشتم که از سال ۹۳ کم کم دیگه گوشیای لمسی و وایبر و لاین مد شد ، پس خواهشا اینقدر دنبال زیر بغل مار نباشید . من داستان واقعیم رو تعریف میکنم تا بتونم اون حسی که داشتم رو منتقل کنم تا عشق کنید . ولی متاسفانه ما ایرانیا این اخلاق بد رو داریم دیگه .‌ ببخشید سرتون رو درد آوردم
ادامه داستان رو میگم
من خواستم از درب خونشون بیرون برم که دیدم ای بابا همون لات و لوتای کوچه نشستن یکم پایین تر از روبروی خونه اینا زیر درخت توت
هیچوره نمیتونستم برم بیرون . چون خونه ۵۰ متری راه فرار نداره که . فقط یه حیاط بود که اونم می افتاد رو محله . زود زنگ زدم به یکی از رفیقام گفتم برو یه نیسان آبی کرایه کن بیا درب خونه ما . تا اینکارو کنه نیم ساعت طول کشید . فکر کنید ما چه استرسی داشتیم . زن مردم رو کردم و حالام گیر کردیم تو خونشون و یکی دو ساعت دگ هم شوهرش از سرکار میاد . اینم بچش بیدار شده تو حیاط بازی میکنه !! از طرفی صدای مادر خودمو از کوچه با خانومای دیگه میشنوم !! اصلا یه وضع خیلی بدی بود . تو دلم هزار بار توبه کردم . دوستم با نیسان رسید . از زیر در که خم شدم نگاه کردم دقیقا نیسان جایی پارک کرده که من از در بیرون برم اونا نمیبینن . با هزار ترس و بسم الله و … از خونه زدم بیرون . اونم بصورت نشسته !! اومدم بیرون دیدم کسی ندید و نفهمید . اونموقع کرایه این نیسان وانت ها شاید ۱۰ تومن بود . از خوشحالی ۵۰ تومن دادم بهش گفتم اقا برو دیگه کارمون حل شد . رفیقمو کلی بوسیدم و … ۲ ۳ روز گذشت تا اینکه بهش گفتم من سیر نشدم . این سکس نشد باید یبار دگ بکنیم . گفت نه دیگه نمیشه . از من اصرار از اون انکار . گفت خب کجا بریم . گفتم بچتو بده خواهرت نگه داره . ساعت ۱۰ صبح میریم تا ۲ برمیگردیم . گفتم از دامادمون کلید باغشو میگیرم میریم اونجا . گفت باشه . آقا اون روز رسید و قشنگ خودمو تمیز اینا کرده بودم . دو سه تا کوچه اونورتر اینو سوار ماشینم کردم ( ماشین رفیقم ) چون خودم موتور داشتم . و دیدم وااای چه آرایشی کرده . یه زن چادری خوشگل که بوی عطرش کیرمو شق میکرد . اصلی وقتی نشست گفتم جون مادرت بازیش بده . اینم میخندید میگفت لوس نشو . فکرشو بکنید . یه جوان ۲۰ ساله کوص ندیده ( یکی تو کامنتا بهم گفته بود جقی کوص ندیده !! توم اگه سال نود ۲۰ سالت بود کوص نمیدیدی ) اصلا باورم نمیشد قراره بکنمش . گفت یه ساعت رفتم حموم و لباس نو پوشیدم و … اینارو میگفت من تو ماشین دیوونه تر میشدم . خلاصه رفتیم باغ رسیدیم ماشینو پارک کردم رفتیم تو . انقدر حشری بودیم اصلا تو راه چیزی نخریدم واسه خوردن !!! رفتیم تو نفهمیدم چجوری فقط لباساشو درآوردم . چون سری قبل گفته بود ملافه باید بکشی و کوصمو نبینی فکر میکردم شاید چون زایمان اینا کرده وضعش بده . ولی شورتشو کشیدم پایین دیدم شکمش و اندامش مثل دخترای ۱۶ ساله ست . دفعه ی اول اصلا نتونسته بودم خوب ببینم . فقط اینو فهمیدم که خوابوندمش و شروع کردم به خوردن کوصش . چه کوسی داشت . تمیز بدون یدونه خط و خال و تمیز . وای چه حس عجیبی داشت . اولش زبون میزدم فقط . ولی دیدم خیلی حس خاصی داره شروع کردم به خوردن . یه جوری داد میکشید که چادرشو گذاشته بودیم جلو دهنش . موهامو چنگ میزد منم خوابیدم و دارم میخورم.کوصش چه ابکی شده بود . یعنی یه کیر ۳۰ سانتی کلفت میخواست که من نداشتم . مال من نهایتش ۱۳ یا ۱۴ سانت بود ولی کلفت . تو همین حین که میخوردم یهو گفتم وااااااای . گفت چی شد . ترسید اصلا . گفتم بازم اسپری و قرص یادم رفت . خندید گفت آوردم . قند تو دلم آب شد . اسپری رو از کیفش درآورد و منم اینقدر اسپری کردم به زیر کیرم . یه دیقه بعد کیرمو حس نمیکردم . با خودم گفتم این شد یه چیزی . انقدر خوشحال بودم . واقعا براتون اون لحظه رو آرزو میکنم . میدونستم حداقل نیم ساعت آبم نمیاد . ی کس خوشگل جلوم بود اونم مال یه دختر ۲۲ ساله که تازه ۲ سالیه ازدواج کرده
خلاصه وقت کردن شد . خوابوندمش پاهاشو آورد بالا گذاشتم رو شونم و دم کوصش کیرمو هل دادم رفت توش . اصلا کیرم خودش سر خورد رفت تو . انگار کوصش تشنه کیر بود . اسپری زده بودم و زیاد چیزی حس نمیکردم . احساسم بیشتر بخاطر آه و ناله هاش بود و اینکه خیلی دوسش داشتم . یادم می فتاد زن همسایمون زیر کیرم خوابیده عشق میکردم . آقا چه تلمبه ای میزدم . کوصش آب انداخته بود . درمیاوردم دوباره محکم میکردم توش . اونم داد میزد میگفت فرزاد توروخدا منو بگیر !! بیا شوهرم شو
منم میگفتم باشه. چشاشو بسته بود سرشو تکون میداد فقط
بلندش کردم گفتم دستاتو بزن دیوار و کونتو بده عقب اینکارو کرد دیدم کوصش از زیر زده بیرون وااای . جووون چه سوراخ کون تمیزی داشت . دستامو فشار دادم رو لپ کوناش و کردم توش . میزدما . عرق بود که از صورتم شره میکرد رو کونش
تو همون حالت درآوردم بکنم تو کونش گفت نه دردم میاد . خواهش کردم . گفت فقط آروم . گفتم باشه . سرشو خواستم بکنم دیدم داره ناله میکنه . اصلا نمی رفت تو . تف زدم سر کیرم دوباره امتحان کردم دیدم سرش رفت یه داد بلند کشید گفتم تکون نخور . همون حالت وایساده بودیم . نگاه میکردم میدیدم کیرم داخل کونشه بیشتر تحریک میشدم . میگفت فرزاد تورو قرآن نکن پاره شدم . گفتم فقط یه سانت بکنم توش . با ترس و دلهره گفت باشه . یکم فشار دادم که رفتم جلو کیرم در اومد . فهمیدم واقعا دردش میاد . حالا نمیدونم بعضیا چجوری میگن تا دسته کردم تو کون فلان دختر !!! گفتم بخواب داگی بکنم . خودشم عاشق این پوزیشن بود . خوابید کمرو داد پایین کونش قلمبه زد بیرون . تف زدم دستم و مالیدم به کوصش و کردم توش . یکم زدم دیدم داره پاهاش کم کم میلرزه !! گفتم چی شده . دوتا آه کشید گفت اومد ‌ . جووووون . منم فهمیدم ارضا شده . سه چهار دقیقه محکم با تمام توان زدم . کوصش واقعا گشاد شده بود . میکشیدم بیرون آبش قطره ی آروم میریخت بیرون . گفتم کجا بریزم گفت بریز توش !! خیلی حشری بود خیلی بیشتر از من . نمیدونم حالا قرص خورده بود یا نه . ولی اینکارو نکردم کشیدم اینقدر خالی کردم رو کمرش که پاهام داشت میلرزید و آبم هی میومد . انگار ۵ سال ارضا نشده بودم . بعدش مثل جنازه ولو شدیم زمین
۱۰ دقیقه بعد بلند شدیم و همه چی رو مرتب کردیم و اومدیم همونجا که سوار کرده بودم پیادش کردم رفتم ماشین دوستمو دادم با موتور برگشتم خونه دیدم سر کوچه داره بچشو میبره خونه . نگاه کرد خندمون گرفت و … اینم یه خاطره صددرصد واقعی . اگه راضی کننده بود لطفا لایک بزارید و یه کامنتم بزارید تا سکس تو ۲۴ سالگیم با دختر عمه ام که طلاق گرفته بود رو هم بنویسم . ارادت 🌹🙏

نوشته: فرزاد

بازدید 12,757

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

4 پاسخ به “فرزاد و رعنا (۲)”

  1. دمت گرم آقا دمت گرماون کس حلی هم که می‌نویسه چرندیات یه کس ندیده اینو زیر همه خاطرات می‌نویسه به دل نگیرعالی بوددختر عمه تو هم بنویس

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید