سلام وحید هستم .۳۶ سال سن دارم. خیلی جزئیات را نمیگم که طولانی نشه . از عنوان داستان مشخصه راجع به چیه ماجرا . این یه جور اقرار هم هست . دوستانی که قصد دارن کامنت بزارن و توهین کنند نیاز به نکوهش و اتهام و تهمت و حرفای دیگه نیست و اگه شما از این حرفا مبرا هستی
و اشتباه نکردی و دست بکارایی نزدی بابت شهوتت یا چیزای دیگه خوش بحالت و نیازی نیست انتقاد بکنی و ابراز فضل و وجود بکنی . به خوبی و پاکی خودت ما را بی خیال باش و فقط بخون . دوست داشتی لایک نکن .
از قدیم سه تا ماشین سنگین توی خانوادگی پدری داشتیم و دنبال کار و بار بودم همیشه و بالاخره خودم دو تا کامیون با کمک ارثیه خریدم.
خب هر کسی به یه چیزایی علاقه داره به یه چیزایی هم علاقه نداره . من چهار تا عمه دارم . آخرین عمه من ۵ سال از من بزرگتر هست و چون بچه آخر خانواده بود خیلی هوای کارش را داشتن و ته تغاری خانواده بود و درس خوند و آزادی هم داشت . از حق نگذریم واقعا عمه من خیلی هیکل و پوست و مو و چهره زیبایی داره و اسمش سمانه هست . من زمانی که نونهال و نوجوان که بودم خب زیاد با عمه بازی کردیم و دوست بودیم چون سن ما زیاد اختلاف نداشت . اونم از من رو نمیگرفت و وقتی بالغ شد من اون حس را بهش پیدا کردم و فرای دوست داشتن از دیدنش یا حتی پیشش نشستن و حرف زدن یه حال دیگه هم میشدم . بعد که جوانتر شدم و اونم به اوج زیبایی خودش رسید و خواستگار زیاد پیدا کرد منم توی دلم دوست داشتم ای کاش می شد من باهاش ازدواج کنم ولی غیر ممکن بود . دروغ هم بلد نیستم بگم و رو راست به عشقش و اندامش که دیده بودم جق میزدم . گذشت تا اینکه اون درس خوند و جایی شاغل شد و شغل باکلاسی هم داشت و منم درگیر زندگی و سر کار و روزمرگی و عمه با یکی از همکاراش ازدواج کرد ولی نه چندان موفق و سه سال با شوهرش که زندگی کردن از همدیگه جدا شدند . شرایط عمه جوری بود که زیاد نمیتونستن بهش تحکم کنند و زیر بار نرو بود و خوب از لحاظ مالی و کاری هم مستقل شد . با فامیل هم بابت فضولی ها شون و نصیحت هاشون رفت آمدی نداشت .
من یه دوست دختر داشتم که خیلی پایه بود و اسمش نیلوفر بود . خیلی خوشگل نبود ولی پایه همه کاری بود . نیلوفر و من خیلی این طرف اون طرف رفتیم و با هم خیلی خوش گذروندیم و گاهی هم حرف ازدواج و آمال آرزو های خودمون را میگفتیم و یه شب که بیرون بودیم من پیش نیلوفر اقرار و اعتراف کردم که از بچگی روی عمه سمانه کراش داشتم و بازی بازی حرف شد که اگه اون اوکی بده تو واقعی میکنیش ؟ منم بدون دروغ و انکار گفتم آره. نیلوفر این حرف را جدی گرفت و بهم یه روز گفت اگه عمه ت را اوکی کردم که بکنیش چی بهم جایزه میدی و طلب جایزه شد و بازم شوخی و جدی قرار شد اگه اینکار را ردیف کنه منم براش یه سالن کوچیک بود یکسال اجاره کنم تا نیلوفر توش کارش را راه بندازه . یعنی پول پیش و کرایه یکسال اون سالن را من پرداخت
کنم اگه نیلوفر اینکار را اوکی کرد . قول و قسم و حرف قطعی زدیم و نیلوفر گفت من بهتر مرد ها می دونم چطور میشه زن ها را نرم کرد . یه هفته بعد بهم گفت منو بهونه ازدواج و تحقیق راجع به فلان شخص فامیل شوهر سابق عمه سمانه آشنا کن تا شروع کنم و تو هم فکر قول خودت باش و پول سالن را ردیف کن . خلاصه من با بهونه اینکه گفتم عمه جون شما میشناسی فلانی فامیل شوهر سابق را و این خانم نیلوفر منشی دفتر دوستم هست دست نیلوفر و عمه را گذاشتم توی دست همدیگه . بعد ۳ هفته نیلوفر گزارش کار داد با عمه ردیف شده و مهمونی هم میاد .
هم تعجب کردم هم یه کم نگران شدم دردسر نشه ولی اون حس و تشویق نیلوفر که داره اوکی میشه منو امیدوارم میکرد. دو سه تا مهمونی عمه و نیلوفر به خرج من رفتند ولی من نمیشد برم و خب نیلوفر مخ عمه را حسابی زده بود و دوست شده بودند . اینم بگم که نیلوفر درسته خیلی ناز نبود ولی سر زبون دار بود در ضمن از لز کردن با زن و دختر دیگه هم بدش نمیومد و خودش میگفت حس لز را نه به همه زنی ولی به زن و دختر خوشگل داره . بالاخره حرف منم پیش اومد و نیلوفر منو با عمه مثلا دعوت کرد یه مهمونی و پارتی و عمه سمانه و من به هر نحوی بود جدای فامیلی دوستی پیدا کردیم از نوعی که قرار نیست کسی جز خودمون بدونه و عمه سمانه هم بدش نمیومد با آدم مطمئن بی دردسر گاهی تفریح و دورهمی بره . حدود ۴ ماه بعد اولین قرار من و عمه و نیلوفر دیگه برنامه دورهمی ما منظم شد و نیلوفر و عمه هم شراب دو سه تا شات می خوردن و چندتایی هم دوست خانوادگی داشتیم که مرتب در هفته و ماه با چند تاشون دورهمی میگرفتیم. البته ما فقط دونگ میدادیم و شرایط میزبانی نداشتیم و بیشتر مهمان بودیم. یه شب وقت برگشت عمه سمانه و نیلوفر خیلی حرفای سکسی زدن و فهمیدم اونا هم هوس کردن ولی دیر وقت بود و امکانش نبود که بمونیم دور هم و یه جایی کار را یکسره کنیم . نیلوفر فردای اون شب بهم گفت من یه برنامه جور میکنم و این دفعه بریم خونه خالی و کار را یکسره میکنیم . گفتم نخوریم به پریودی عمه و کار صورت نگیره؟ نیلوفر گفت نه من آمار دارم و میگیرم پریود نباشه . خدایی خیلی میترسیدم ولی این حس طولانی علاقه به عمه منو ترغیب میکرد ادامه بدم . یه جمعه شب رفتیم یه چایخانه و باغ تالار و بعد نیلوفر بهونه کرد که اینجا خوب نیست و بزن برقص نیست و بریم خونه جایی مشروب بخوریم و فردا صبح شنبه است و باید عمه خانم بره سر کار و یه جورایی عمه را گذاشتیم لای منگنه که بریم خونشون و عمه هم اوکی داد و رفتیم آپارتمان عمه سمانه سه تایی . نیلوفر وقتی رفتیم داخل لباس در آورد و گفت وای گرما خفه شدیم. عمه هم خب با لباس راحتی خونگی شد .دامن و تاپ و بعد کم کم یه کم شراب و عرق آوردیم وسط و عمه و نیلوفر خوردن و من گفتم باید حواسم باشه به رانندگی موقع برگشتن و فقط دو تا شات شراب خوردم . نیلوفر بعد نیم ساعت بهم یواشکی گفت و بعد اشاره کرد که وقتش الان هست و تو فقط همکاری کن . بعد هم دست انداخت گردن و بغل من یه کم ماچ بازی کردیم و بعدش رفت عمه را بغلش کرد و اونا هم ماچ کرد و دست زد به بدنش و من خندیدم . نیلوفر کارش را خوب بلد بود و صد بار مرور کرده بود . میدونست که چه وقت چیکار کنه . خدایی عمه سمانه خودش هم دلش میخواست و از ماچ و لبی که با نیلوفر بهم دادن مشخص بود که دوسداره و بعد چند دقیقه عشق بازی حالت رفت و برگشت نیلوفر بین من و عمه سمانه حرف رسید به اینکه نیلوفر گفت من امشب هوس کردم و خودش را زد به اینکه مست هم هست . بعد هم باز کرد همه را و فقط با شورت و سوتین شد و اول عمه سمانه گفت با وحید راحت باشین و برین اتاق خواب ولی نیلوفر گفت وحید راحت نیست اینجور و خندیدیم و گفت شما دوتا خجالت میکشین پیش هم و لباس در بیارین دیگه و گیر داد و عمه سمانه را با سوتین و شورت کرد و منم هم با زیرپوش و شورت نشستم . نیلوفر بیشتر گیر میداد به عمه سمانه و با اون عشق بازی میکرد و من هم داشتم به آرزو خودم میرسیدم. نیلوفر بالاخره خم شد روی عمه همین مدلی که دور هم روی قالی نشسته بودیم و دست کرد توی تاپ عمه و سینه های خوش فرم و درشت عمه را از زیر تاپ در آورد و لب گذاشت رو لب عمه و بوسیدن و بوسیدن و بوسیدن و انگار که من اونجا حضور نداشتم و کم کم عمه سمانه خودش را روی فرش ریلکس در اختیار نیلوفر دراز کشیده قرار داد و منم سریع پریدم پشت نیلوفر و شورت نیلوفر را در آوردم و اونم پاهاش را باز کرد به حالت داگی که بتونم بخورم واسش و عمه هم دراز کشیده بود و نیلوفر روی صورتش خم شده بود و لب میدادن بهم و دست نیلوفر با سینه عمه بازی میکرد. بوی کوس نیلوفر دیونه م کرد . مشخص بود خودش هم حشری شده و دلش میخواد و منم واسش حسابی لیس میزدم تا اینکه دستش را کرد توی شورت عمه و دیگه من هوش از سرم رفت و فقط صبر کردم تا نیلوفر کارش را بکنه . عمه سمانه هم حشری بود هم مست مشروب بود و خودش کمک کرد نیلوفر شورت از پاش در بیاره و پاهاش را جوری گرفت که مشخص بود منتظره نیلوفر براش لیس بزنه و نیلوفر هم الحق سنگ تموم گذاشت و پرید لای پای عمه و شروع کرد به خوردن کوس ناز عمه که یه کم پشمالو بود و چند روزی بود شیو نکرده بود . بعدش نیلوفر به من گفت قرار نشد نگاه کنی فقط و کیرت را بده سمانه جون بخوره و عمه فقط ناله میکرد و انگار نظری نداشت و من سریع کیر شق شده را بردم جلوی دهن عمه و اونم اول با دستش چند بار مالید و بدون حرف سرش را بسمت بالا خم کرد و برای من ساک زد و موقع ساک تخمام را هم مالید هم لیس زد و فهمیدم خودش اینکاره است و بعد چند دقیقه دلم خواست کوس عمه را بخورم و به نیلوفر گفتم منم میخوام بخورم و جا عوض کردیم و نیلوفر هم رفت و نشست دهن عمه و من برای عمه میخوردم و عمه هم بعد چند ثانیه بدون اینکه حرفی بزنیم بهش خودش سوراخ کوس نیلوفر را شروع کرد به لیس زدن و منم از پایین براش کوسش را با عشق خوردم و از لذت آه و ناله هاش یادم نمیره و بعد چند دقیقه پا شدم و نیلوفر هم کمک داد و پاهای عمه را بالا گرفتم و تا تخماش را کردم توی کوسش که خدایی تنگ بود و ده دقیقه که کردم با همکاری نیلوفر و مالیدن همزمان بدنش و چوچوله عمه سمانه ارضا شد . پنج دقیقه نشد منم توی همون حالت پاهای بالای عمه کمر زدم و ارضا شدم . نیلوفر حال نیومده بود و بعد ارضای من واسش خوردم و مالیدم همزمان تا ارضا شد .سه تایی لباس پوشیدیم و منو نیلوفر خداحافظی کردیم و اومدیم . به شرطی که با نیلوفر بستم حدود ۱ ماه بعد عمل کردم . بازم سکس داشتیم و اتفاقات دیگه هم پیش اومد . ولی این تجربه بهترین سکس من بود. گاهی حس بد پشیمانی و منفی میاد سراغم . ولی نمیتونم دروغ بگم لذتش هم برام بی نهایت بود.
و اشتباه نکردی و دست بکارایی نزدی بابت شهوتت یا چیزای دیگه خوش بحالت و نیازی نیست انتقاد بکنی و ابراز فضل و وجود بکنی . به خوبی و پاکی خودت ما را بی خیال باش و فقط بخون . دوست داشتی لایک نکن .
از قدیم سه تا ماشین سنگین توی خانوادگی پدری داشتیم و دنبال کار و بار بودم همیشه و بالاخره خودم دو تا کامیون با کمک ارثیه خریدم.
خب هر کسی به یه چیزایی علاقه داره به یه چیزایی هم علاقه نداره . من چهار تا عمه دارم . آخرین عمه من ۵ سال از من بزرگتر هست و چون بچه آخر خانواده بود خیلی هوای کارش را داشتن و ته تغاری خانواده بود و درس خوند و آزادی هم داشت . از حق نگذریم واقعا عمه من خیلی هیکل و پوست و مو و چهره زیبایی داره و اسمش سمانه هست . من زمانی که نونهال و نوجوان که بودم خب زیاد با عمه بازی کردیم و دوست بودیم چون سن ما زیاد اختلاف نداشت . اونم از من رو نمیگرفت و وقتی بالغ شد من اون حس را بهش پیدا کردم و فرای دوست داشتن از دیدنش یا حتی پیشش نشستن و حرف زدن یه حال دیگه هم میشدم . بعد که جوانتر شدم و اونم به اوج زیبایی خودش رسید و خواستگار زیاد پیدا کرد منم توی دلم دوست داشتم ای کاش می شد من باهاش ازدواج کنم ولی غیر ممکن بود . دروغ هم بلد نیستم بگم و رو راست به عشقش و اندامش که دیده بودم جق میزدم . گذشت تا اینکه اون درس خوند و جایی شاغل شد و شغل باکلاسی هم داشت و منم درگیر زندگی و سر کار و روزمرگی و عمه با یکی از همکاراش ازدواج کرد ولی نه چندان موفق و سه سال با شوهرش که زندگی کردن از همدیگه جدا شدند . شرایط عمه جوری بود که زیاد نمیتونستن بهش تحکم کنند و زیر بار نرو بود و خوب از لحاظ مالی و کاری هم مستقل شد . با فامیل هم بابت فضولی ها شون و نصیحت هاشون رفت آمدی نداشت .
من یه دوست دختر داشتم که خیلی پایه بود و اسمش نیلوفر بود . خیلی خوشگل نبود ولی پایه همه کاری بود . نیلوفر و من خیلی این طرف اون طرف رفتیم و با هم خیلی خوش گذروندیم و گاهی هم حرف ازدواج و آمال آرزو های خودمون را میگفتیم و یه شب که بیرون بودیم من پیش نیلوفر اقرار و اعتراف کردم که از بچگی روی عمه سمانه کراش داشتم و بازی بازی حرف شد که اگه اون اوکی بده تو واقعی میکنیش ؟ منم بدون دروغ و انکار گفتم آره. نیلوفر این حرف را جدی گرفت و بهم یه روز گفت اگه عمه ت را اوکی کردم که بکنیش چی بهم جایزه میدی و طلب جایزه شد و بازم شوخی و جدی قرار شد اگه اینکار را ردیف کنه منم براش یه سالن کوچیک بود یکسال اجاره کنم تا نیلوفر توش کارش را راه بندازه . یعنی پول پیش و کرایه یکسال اون سالن را من پرداخت
کنم اگه نیلوفر اینکار را اوکی کرد . قول و قسم و حرف قطعی زدیم و نیلوفر گفت من بهتر مرد ها می دونم چطور میشه زن ها را نرم کرد . یه هفته بعد بهم گفت منو بهونه ازدواج و تحقیق راجع به فلان شخص فامیل شوهر سابق عمه سمانه آشنا کن تا شروع کنم و تو هم فکر قول خودت باش و پول سالن را ردیف کن . خلاصه من با بهونه اینکه گفتم عمه جون شما میشناسی فلانی فامیل شوهر سابق را و این خانم نیلوفر منشی دفتر دوستم هست دست نیلوفر و عمه را گذاشتم توی دست همدیگه . بعد ۳ هفته نیلوفر گزارش کار داد با عمه ردیف شده و مهمونی هم میاد .
هم تعجب کردم هم یه کم نگران شدم دردسر نشه ولی اون حس و تشویق نیلوفر که داره اوکی میشه منو امیدوارم میکرد. دو سه تا مهمونی عمه و نیلوفر به خرج من رفتند ولی من نمیشد برم و خب نیلوفر مخ عمه را حسابی زده بود و دوست شده بودند . اینم بگم که نیلوفر درسته خیلی ناز نبود ولی سر زبون دار بود در ضمن از لز کردن با زن و دختر دیگه هم بدش نمیومد و خودش میگفت حس لز را نه به همه زنی ولی به زن و دختر خوشگل داره . بالاخره حرف منم پیش اومد و نیلوفر منو با عمه مثلا دعوت کرد یه مهمونی و پارتی و عمه سمانه و من به هر نحوی بود جدای فامیلی دوستی پیدا کردیم از نوعی که قرار نیست کسی جز خودمون بدونه و عمه سمانه هم بدش نمیومد با آدم مطمئن بی دردسر گاهی تفریح و دورهمی بره . حدود ۴ ماه بعد اولین قرار من و عمه و نیلوفر دیگه برنامه دورهمی ما منظم شد و نیلوفر و عمه هم شراب دو سه تا شات می خوردن و چندتایی هم دوست خانوادگی داشتیم که مرتب در هفته و ماه با چند تاشون دورهمی میگرفتیم. البته ما فقط دونگ میدادیم و شرایط میزبانی نداشتیم و بیشتر مهمان بودیم. یه شب وقت برگشت عمه سمانه و نیلوفر خیلی حرفای سکسی زدن و فهمیدم اونا هم هوس کردن ولی دیر وقت بود و امکانش نبود که بمونیم دور هم و یه جایی کار را یکسره کنیم . نیلوفر فردای اون شب بهم گفت من یه برنامه جور میکنم و این دفعه بریم خونه خالی و کار را یکسره میکنیم . گفتم نخوریم به پریودی عمه و کار صورت نگیره؟ نیلوفر گفت نه من آمار دارم و میگیرم پریود نباشه . خدایی خیلی میترسیدم ولی این حس طولانی علاقه به عمه منو ترغیب میکرد ادامه بدم . یه جمعه شب رفتیم یه چایخانه و باغ تالار و بعد نیلوفر بهونه کرد که اینجا خوب نیست و بزن برقص نیست و بریم خونه جایی مشروب بخوریم و فردا صبح شنبه است و باید عمه خانم بره سر کار و یه جورایی عمه را گذاشتیم لای منگنه که بریم خونشون و عمه هم اوکی داد و رفتیم آپارتمان عمه سمانه سه تایی . نیلوفر وقتی رفتیم داخل لباس در آورد و گفت وای گرما خفه شدیم. عمه هم خب با لباس راحتی خونگی شد .دامن و تاپ و بعد کم کم یه کم شراب و عرق آوردیم وسط و عمه و نیلوفر خوردن و من گفتم باید حواسم باشه به رانندگی موقع برگشتن و فقط دو تا شات شراب خوردم . نیلوفر بعد نیم ساعت بهم یواشکی گفت و بعد اشاره کرد که وقتش الان هست و تو فقط همکاری کن . بعد هم دست انداخت گردن و بغل من یه کم ماچ بازی کردیم و بعدش رفت عمه را بغلش کرد و اونا هم ماچ کرد و دست زد به بدنش و من خندیدم . نیلوفر کارش را خوب بلد بود و صد بار مرور کرده بود . میدونست که چه وقت چیکار کنه . خدایی عمه سمانه خودش هم دلش میخواست و از ماچ و لبی که با نیلوفر بهم دادن مشخص بود که دوسداره و بعد چند دقیقه عشق بازی حالت رفت و برگشت نیلوفر بین من و عمه سمانه حرف رسید به اینکه نیلوفر گفت من امشب هوس کردم و خودش را زد به اینکه مست هم هست . بعد هم باز کرد همه را و فقط با شورت و سوتین شد و اول عمه سمانه گفت با وحید راحت باشین و برین اتاق خواب ولی نیلوفر گفت وحید راحت نیست اینجور و خندیدیم و گفت شما دوتا خجالت میکشین پیش هم و لباس در بیارین دیگه و گیر داد و عمه سمانه را با سوتین و شورت کرد و منم هم با زیرپوش و شورت نشستم . نیلوفر بیشتر گیر میداد به عمه سمانه و با اون عشق بازی میکرد و من هم داشتم به آرزو خودم میرسیدم. نیلوفر بالاخره خم شد روی عمه همین مدلی که دور هم روی قالی نشسته بودیم و دست کرد توی تاپ عمه و سینه های خوش فرم و درشت عمه را از زیر تاپ در آورد و لب گذاشت رو لب عمه و بوسیدن و بوسیدن و بوسیدن و انگار که من اونجا حضور نداشتم و کم کم عمه سمانه خودش را روی فرش ریلکس در اختیار نیلوفر دراز کشیده قرار داد و منم سریع پریدم پشت نیلوفر و شورت نیلوفر را در آوردم و اونم پاهاش را باز کرد به حالت داگی که بتونم بخورم واسش و عمه هم دراز کشیده بود و نیلوفر روی صورتش خم شده بود و لب میدادن بهم و دست نیلوفر با سینه عمه بازی میکرد. بوی کوس نیلوفر دیونه م کرد . مشخص بود خودش هم حشری شده و دلش میخواد و منم واسش حسابی لیس میزدم تا اینکه دستش را کرد توی شورت عمه و دیگه من هوش از سرم رفت و فقط صبر کردم تا نیلوفر کارش را بکنه . عمه سمانه هم حشری بود هم مست مشروب بود و خودش کمک کرد نیلوفر شورت از پاش در بیاره و پاهاش را جوری گرفت که مشخص بود منتظره نیلوفر براش لیس بزنه و نیلوفر هم الحق سنگ تموم گذاشت و پرید لای پای عمه و شروع کرد به خوردن کوس ناز عمه که یه کم پشمالو بود و چند روزی بود شیو نکرده بود . بعدش نیلوفر به من گفت قرار نشد نگاه کنی فقط و کیرت را بده سمانه جون بخوره و عمه فقط ناله میکرد و انگار نظری نداشت و من سریع کیر شق شده را بردم جلوی دهن عمه و اونم اول با دستش چند بار مالید و بدون حرف سرش را بسمت بالا خم کرد و برای من ساک زد و موقع ساک تخمام را هم مالید هم لیس زد و فهمیدم خودش اینکاره است و بعد چند دقیقه دلم خواست کوس عمه را بخورم و به نیلوفر گفتم منم میخوام بخورم و جا عوض کردیم و نیلوفر هم رفت و نشست دهن عمه و من برای عمه میخوردم و عمه هم بعد چند ثانیه بدون اینکه حرفی بزنیم بهش خودش سوراخ کوس نیلوفر را شروع کرد به لیس زدن و منم از پایین براش کوسش را با عشق خوردم و از لذت آه و ناله هاش یادم نمیره و بعد چند دقیقه پا شدم و نیلوفر هم کمک داد و پاهای عمه را بالا گرفتم و تا تخماش را کردم توی کوسش که خدایی تنگ بود و ده دقیقه که کردم با همکاری نیلوفر و مالیدن همزمان بدنش و چوچوله عمه سمانه ارضا شد . پنج دقیقه نشد منم توی همون حالت پاهای بالای عمه کمر زدم و ارضا شدم . نیلوفر حال نیومده بود و بعد ارضای من واسش خوردم و مالیدم همزمان تا ارضا شد .سه تایی لباس پوشیدیم و منو نیلوفر خداحافظی کردیم و اومدیم . به شرطی که با نیلوفر بستم حدود ۱ ماه بعد عمل کردم . بازم سکس داشتیم و اتفاقات دیگه هم پیش اومد . ولی این تجربه بهترین سکس من بود. گاهی حس بد پشیمانی و منفی میاد سراغم . ولی نمیتونم دروغ بگم لذتش هم برام بی نهایت بود.
نوشته: وحید
13 پاسخ به “عمه را کردم”
تکراری و قدیمی
قسمت دومش کی میاد؟از کجا میشه دانلود کرد؟
شیر تو ادبیاتت
نخواستی وارد جزییات بشه اینقدر طولانی شده!!!
نوش جونت اگه نمیکردی بعدها پشیمون میشدی
تو که گفتی عمه است را با شرت و سوتین شد پس چطور بعدش سینه اش را از تو تاپ دراورد؟؟؟ عجیبببس
آخه برادر من رفتی کپی کردی داستانو فقط اولش کس وشعرشو بیشتر کردی … سگ دست همون کامیون تو کونت … تو کون برهنه ارثت کجا بود که دوتا کامیون خریدی … دف کامیون دومی تو کون آدم دروغگو
خوب بود حداقل خالی بندی نبود، لایک
داداش مگه چن میلیارد ارث رسید بهت💀
جالب بود.
بابا شاگرد راننده همه چی اوکی بود ولی ولی اینکه دوتا کامیون داری باز وقت داری چرت و پرت بنویسی یکم رو مخه ولی تو هپروت مواد خوب بکن و کاسبی هستی
فقط اومدم بگم کیرم تو کپشنی که زدی 😂😂
“منم هم با زیرپوش و شورت نشستم” ! با زیرپوش !؟ 💩