سلام وقتتون بخیر
اول از همه باید معذرت خواهی باید بکنم چون زیاد بلد نیستم تعریف کنم
من چند سالی میشه با شخصی ب اسم امیر ب واسطه کار تو یکی از فروشگاه های زنجیره ای دوست شدیم ب قدری ک همیشه با هم بودیم تایم های بیکار مون فوتبال یا قهوه خونه یا استخر میرفتیم
منم به واسطه اینکه زنمو طلاق داده بودم تشنه سکس بودم ک دختری رو پیدا کنم باهاش سکس کنم
ک هر کاری کردم پیدا نکردم
امیر رفیقم ک الانم با هم هستیم
سفید و خوشتیپ زیاد تو نخش نبودم تا وقتی ک رفتیم استخر لخت شد پیشم رفت رو مخم گفتم به خودم ک این خود جنسه میتونه منو ارضا کنه
گذشت گذشت تا ی روز موقعه استراحت امیر از قبل قرار گذاشته بودیم بریم ویلاشون خوش بگذرونیم مثل همیشه وسایل خوشگذرانی تهیه کردیم رفتیم چون هوا هم گرم بود لباس راحتی تنمون بود امیر ک شورت و رکابی با هم بودیم تا وقتی حسابی مست شده بود منم زیر زیر نگاه کونش میکردم رفته بود رو مخم ب خودم گفتم امشب نکنم دیگه پریده از دستم
بعد از تموم شدن مشروب و مست شدن بیش از حد امیر اومدم کنارش دراز کشیدم فیلم گی پخش کردم با هم نگاه میکردیم کم کم دستمو بردم لای پاش فهمید اولش ناراحت شد گفت من اینکاره نیستم ولی چون مست بود سریع خودمو لخت کردم رفتم روش دراز کشیدم لبشون گرفتم اونم مقاومت میکرد بعد سینه هاشو خوردم یکم آروم شده بود ولی تا راضیش کردم شورتشو در بیاره پدرم در اومد گفتم عشق بازی میکنیم همدیگر رو ارضا کنیم قبول کرد لختش کردم کیر اونم شق کردم با دستم ابشو خوردم بی حال شده بود منم از فرصت استفاده کردم کیرمو گذاشتم روی کونش بزور کردم تو کونش اولش دست و پا میزد ک دربیارم اما چسبیده بودم بهش ولش نکردم بعد آروم شد شروع کردم ب تلمبه زدن سه دقیقه ای ابم اومد ریختم پشتش منم بی حال کنارش دراز کشیدم مدتیه با هم سرد شدیم ولی هنوز با هم سرکار میریم و هستیم ولی دیگه ویلا نمیریم
اینم خاطره من
اول از همه باید معذرت خواهی باید بکنم چون زیاد بلد نیستم تعریف کنم
من چند سالی میشه با شخصی ب اسم امیر ب واسطه کار تو یکی از فروشگاه های زنجیره ای دوست شدیم ب قدری ک همیشه با هم بودیم تایم های بیکار مون فوتبال یا قهوه خونه یا استخر میرفتیم
منم به واسطه اینکه زنمو طلاق داده بودم تشنه سکس بودم ک دختری رو پیدا کنم باهاش سکس کنم
ک هر کاری کردم پیدا نکردم
امیر رفیقم ک الانم با هم هستیم
سفید و خوشتیپ زیاد تو نخش نبودم تا وقتی ک رفتیم استخر لخت شد پیشم رفت رو مخم گفتم به خودم ک این خود جنسه میتونه منو ارضا کنه
گذشت گذشت تا ی روز موقعه استراحت امیر از قبل قرار گذاشته بودیم بریم ویلاشون خوش بگذرونیم مثل همیشه وسایل خوشگذرانی تهیه کردیم رفتیم چون هوا هم گرم بود لباس راحتی تنمون بود امیر ک شورت و رکابی با هم بودیم تا وقتی حسابی مست شده بود منم زیر زیر نگاه کونش میکردم رفته بود رو مخم ب خودم گفتم امشب نکنم دیگه پریده از دستم
بعد از تموم شدن مشروب و مست شدن بیش از حد امیر اومدم کنارش دراز کشیدم فیلم گی پخش کردم با هم نگاه میکردیم کم کم دستمو بردم لای پاش فهمید اولش ناراحت شد گفت من اینکاره نیستم ولی چون مست بود سریع خودمو لخت کردم رفتم روش دراز کشیدم لبشون گرفتم اونم مقاومت میکرد بعد سینه هاشو خوردم یکم آروم شده بود ولی تا راضیش کردم شورتشو در بیاره پدرم در اومد گفتم عشق بازی میکنیم همدیگر رو ارضا کنیم قبول کرد لختش کردم کیر اونم شق کردم با دستم ابشو خوردم بی حال شده بود منم از فرصت استفاده کردم کیرمو گذاشتم روی کونش بزور کردم تو کونش اولش دست و پا میزد ک دربیارم اما چسبیده بودم بهش ولش نکردم بعد آروم شد شروع کردم ب تلمبه زدن سه دقیقه ای ابم اومد ریختم پشتش منم بی حال کنارش دراز کشیدم مدتیه با هم سرد شدیم ولی هنوز با هم سرکار میریم و هستیم ولی دیگه ویلا نمیریم
اینم خاطره من
نوشته: نیماخان
6 پاسخ به “علاقه به رفیق صمیمی امیر”
فکر میکنم این یه خاطره بود نه داستان تخیلی
با دستم آبشو خوردم 😁نوشته کسخل خان 😂👉
حرومی
فقط نمیدونم چطور با دست آبش خوردی🤣🤣🤣
🐐
بی پدری که مایه نمیخواد