عشق موفرفری من

سلام و عرض ادب،این اولین داستان من هستش و قطعا پر از ایراد از شما عزیزان درخواست میکنم ایراداتم رو کامنت کنید تا در تاپیک های بعدی رعایت بشه،خیلی ممنون❤️

پاییز بود و دو ماه از شروع آخرین سال دبیرستان میگذشت؛ از بچگی عاشق خیاطی و لباس بودم برای همین هم موقع انتخاب رشته خیاطی رو انتخاب کردم و دوستم مریم که با هم همسایه بودیم بخاطر من خیاطی رو انتخاب کرد، طبق روال هر روز صبح و عصر مسیر خونه تا مدرسه و بالعکس رو با هم پیاده می رفتیم
مریم یکسالی بود که با پسری به اسم جاوید دوست بود و تجربه سکس هم داشتن و توی مسیر برگشت از مدرسه جاوید و مریم اگر میخواستن برن پارک یا سینما منم برای اینکه خانواده مریم بهش شک نکنن باهاشون میرفتم، زنگ آخر بود که مریم گفت امروز با جاوید میخوان برن سینما و ازم خواست که باهاشون برم،وقتی رسیدیم مریم و جاوید رفتن بلیط بگیرن و من رفتم تنقلات بگیرم که اونجا برای اولین بار توی زندگیم عاشق شدم،اسمش احمد بود و پنج سال از من بزرگتر بود، خوش قد و بالا استخون بندی درشت و چشمای سبز و موی فرفری که چهرش رو خیلی جذابتر کرده بود محوش شدم و اصلا نمیدونستم چیکار کنم که مریم و جاوید اومدن و خرید کردیم رو رفتیم داخل سالن،تمام مدت فیلم من ذهنم درگیر احمد بود و مریم و جاوید هم مشغول عشق بازی تا فیلم تموم بشه سه بار به بهانه های مختلف از سالن رفتم بیرون تا ببنمش و این رفت و آمدن های مکررم و دستپاچگیم موقع دیدنش باعث شد متوجه علاقم بهش بشه و توی یدونه کارت شمارش و نوشت و بهم داد،وقتی رسیدم خونه سریع گوشیم رو برداشتم و بهش پیام دادم و خودم رو معرفی کردم و خیلی گرم تر از اون چیزی که فکر میکردم جوابم رو داد و تا شب با هم دیگه چت کردیم،خانواده من برعکس خانواده مریم ادمای حساسی نیستن خیلی اهل گیر دادن نبودن و این کار رو برام راحت تر میکرد،صبح توی راه مدرسه ماجرا رو برای مریم تعریف کردم(هیچ چیزی نبود که ما از هم پنهان کنیم و اگر فرصت شد داستان هایی که برامون پیش اومد رو تعریف میکنم) و اونم خیلی از حس خوبی که داشتم خوشحال شد، شدت علاقمون بهم دیگه روز به روز بیشتر میشد ،هر شب موقع خوابیدن با فکر کردن به بغل احمد میخوابیدم و صبح به شوق اینکه بعد از مدرسه همدیگه رو ببینم بیدار میشدم،تقریبا یکماه از شروع رابطمون گذشته بود و به جز بغل کردن و بوسیدن اتفاق دیگه ای بینمون نیفتاده بود و راستشو بخواید هر جفتمون شدیدا دلمون میخواست با هم دیگه سکس داشته باشیم ولی نه من روم میشد بهش بگم نه اون از ترس اینکه من و از دست بدی چیزی میگفت😂وقتی موضوع رو به مریم گفتم بهم گفت بهتره شب که با هم چت میکنید صحبت رو ببری به سمت سکس و وقتی صحبتتون حسابی گرم شد بهش بگو که دوست داری یه تایمی رو بری خونشون و با هم تنها بشید من همین کارو شب انجام دادم و احمد گفت که خونه خودشون چون مادرش همیشه خونس نمیشه و خورد تو ذوقم چند دقیقه بعد بهم پیام داد که جور شد،پرسیدم چی؟ گفت همکارش که گویا با هم دیگه صمیمی بودن مجردی زندگی میکنه و وقتی احمد ازش خواسته اجازه بده ما یکساعتی بریم خونش موافقت کرده،خیلی خوشحال شدم و با احمد خداحافظی کردم و سریع به مریم پیام دادم در جریان موضوع باشه وقتی بهش گفتم خیلی خوشحال شد و کلی خندید ولی بهم سفارش کرد که مراقب باش فقط رابطه آنال داشته باشید و از جلو به هیچ وجه نزار بکنه سعی که تا فردا که میری پیشش چیزی نخوری خلاصه بعد از کلی سفارش ازش خداحافظی کردم و رفتم حموم، به قدری با دقت شیو کردم که حتی یک تار مو هم روی بدنم باقی نذاشتم حسابی خودم رو شستم و از لوسین بدنی که مال مامانم بود استفاده کردم تا حسابی خوش بود باشم بعدش یه شورت و سوتین اسفنجی صورتی رنگی که تازه خریدم بودم رو پوشیدم و اومدم بیرون دیدم و روی تختم دراز کشیدم،اون شب با هزار فکر و خیال خوابیدم و و فردا کل تایم مدرسه دلم میخواست دنیا بره روی سرعت چند برابر تا زودتر ظهر بشه ولی نمیدونم چرا اینجور وقتا برعکس میشه و زمان کندتر پیش میره😂 ظهر شد و توی کلاس سریع با مریم خداحافظی کردم بعدش تا دم در مدرسه دوییدم وقتی رسیدم بیرون دیدم احمد با ماشین همون دوستش اومده دنبالم منو که دید پیاده شده و با لبخند بهم سلام داد و در ماشین رو برام باز کرد و راه افتادیم از لحظه که راه افتادیم تا برسم دستش رو پاهام و بود و روم رو حسابی مالید بقدری که کسم حسابی خیس شده بود و وقتی نگاهم به شلوارش افتاد دیدم که کیر احمد سیخ شده ، خیلی تو مسیر نبودیم و وقتی رسیدیم ماشین رو پارک کردیم رو رفتیم بالا، وارد خونه که شدیم و احمد در و بست از پشت بغلم کرد و شروع کرد به خوردن لاله گوش و گردنم و همین حین دکمه های مانتوم رو باز کردن،دل تو دلم نبود انقدر ضربانم بالا بود که احساس میکردم قلبم میخواد از سینم بزنه بیرون،دکمه ها رو که باز کرد مانتو و مقنعه رو درآورد و من و برگردوند سمت خودش و شروع که به بوسیدن لب هام و با دست چپش گردنم رو نوازش میکرد و دست راستش رو بین موهام بازی میداد شاید یکی دو دقیقه ای گذشت و بعد بغلم کرد و رفتیم توی اتاق خواب، کنار تخت من و گذاشت زمین و شروع کرد دوباره ازم لب گرفتن و همزمان تی شرتم رو درآورد و بعدشم سوتینم رو باز کرد و خودشم لباساش رو درآورد،من خوابوند رو تخت رو شروع کردن به لیس زدن و خوردن سینه هام انقدر خوب اینکارو انجام داد که خیلی زود صدای ناله های ریزم بلند شد خیلی خوب نوک سینه هام رو میک میزد،از روم بلند شد و با دوتا دستاش شلوارم رو از پام درآورد و دوبار افتاد روم از لبهام شروع کرد به بوسیدن و رفت پایین وقتی به پاهام رسید اول قسمت داخل رون پام رو چندبار بوسید که خیلی برام شیرین بود و بعد شورتم رو از پام درآورد وقتی نگاهش به تمیزی و سفیدی کسم افتاد یه جون بلندی گفت که گفتم دیوونه یواش میخوای همسایه ها رو بریزی اینجا😂 خندید و سرش رو برد بین پاهام و شروع کرد به خوردن،با زبونش از بالا تا پایین کسم رو میخورد خیلی خوب اینکارو انجام میداد با دست راستم موهای فرفریش رو گرفته بودم و و با دست چپم ملافه ی روی تشک رو چنگ میزدم خیلی طول نکشید که برای اولین بار طعم ارضا شدن توسط دیگری رو تجربه کردم و این بهترین حسی بود که تا اون لحظه تجربه میکردم احمد که از لرزش بدنم متوجه ارضا شدنم شده بود کنارم دراز کشید و بغلم کنار بغلش دست کمی از ارضا شدن نداشت؛بی جون بی جون بودم و نای حرف زدن نداشتم از بس ناله کرده بودم یکم که گذشت و سرحال شدم احمد به پشت من برگردوند و شروع کردن به با دست به ماساژ دادن کمر و باسنم و شروع کرد به بوسیدن پشتم از گردنم شروع کرد و رفت پایین چندتایی هم اسپنک زد و حسابی سرخم کرد ازم خواست براش ساک بزنم نشستم لبه تخت و اونم ایستاده رو به روم چون سایز کیرش خیلی بزرگ و کلفت نبود تونستم خیلی خوب براش بخورم و ازم خواست با دستام بیضه هاش رو بهم بمالم شاید دو دقیقه ساک شدم و بهم گفت به پهلو دراز بکش دراز کشیدم و خودشم اومد کنارم دراز کشید و با ژل روان کننده کونم رو چرب کرد و کیرش رو خیلی اروم کرد داخل که دردم گرفت و اون لحظه ناخواسته خودم رو سفت کردم کیرش رو بیشتر داخل نکرد و همون جا نگه داشت و شروع که به بوسیدن گردنم و بهم گفت شل کن اروم اروم پیش میرم تا اذیت نشی شل کردم و اروم شروع کرد به تلمبه زدن و همزمان نوازشم میکرد و گردنم رو میخورد پنج دقیقه ای ادامه داد و اون درد برام تبدیل به لذت شده بود،احمد بلند شد لب تخت ایستاد و ازم خواست لبه تخته داگی بشم کیرش و سوراخ کونم رو با ژل پرب کرد و اینبار برخلاف دفعه قبل کیرش رو همون اول تا ته کرد و تند تلمبه زدن و با دست مدام به کون اسپنک میزد نفساش خیلی تند شده بود و یک دقیقه طول نکشید که ارضا شد و آبش رو داخل کون ریخت،وقتی رفتم دستشویی که خودم رو بشوم همراه با آب احمد خون هم میومد و حسابی احساس سوزش داشتم وقتی برگشتم دیدم دراز کشیده روی تخت و بغل باز کرد برام تا برم کنارش دراز بکشم،یک ربعی استراخت کردیم و بعدش احمد رفت سینما و منم رفتم خونه و بعد از اون چند بار دیگه هم تونستیم تو خونه دوست احمد سکس کنیم که اگر فرصت شد تاپیک شون رو مینویسم…

ممنون که وقت گذاشتید و مطالعه کردید مجدد بابت نگارش ضعیف ازتون عذر میخوام

نوشته: امبر

بازدید 8,029

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

5 پاسخ به “عشق موفرفری من”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید