صحرا:
امروز قراره برای اولین بار باهم تو خونه تنها باشیم
قراره دم در مدرسه بیاد دنبالم و با هم بریم خونشون،پدرو مادرش رفتن شهرستان،چقد استرس دارم
تاصبح خوابم نبرده پا میشم میرم زیر دوش که هم خواب از سرم بپره و هم بدنم تمیز و خوشبو باشه
توی آینه به بدنم نگاه میندازم، اندام تو پر و پوست سفیدم زیر نورطبیعی خورشید خیلی جذاب شده، لوسیون روبرمیدارم به همه بدنم میزنم
موهای بلند خرماییمو که تا روی باسنم رسیده رو با باد سشوار خشک میکنم و بعد گیسش میکنم اخه میدونم حامد چقد عاشق موهای گیس شدمه
یه ست لباس زیر قرمز توری برمیدارم سوتین رو که میبندم سینه های سفید و گردم توی رنگ قرمز میدرخشن, لبخند میزنم و ازتصور عکس العمل های عشقم ذوق میکنم
لباس مدرسه رو میپوشم تا از پله ها پایین میرم ، احمداقا سرویس مدرسه با بی اعصابی همیشگیش ایستاده دم در
سریع سوار میشم و غرق فکرم تا میرسم دم در مدرسه اروم سمت در حرکت میکنم تا احمد آقا بره ، یکم پایینتر از در مدرسه حامد با پیکان باباش ایستاده منتظر من ، قند تو دلم اب میشه…
اروم و قایمکی از در مدرسه میرم سمت ماشین سوارمیشم و بهش میگم بزن بریم!
با یه لبخند ملیح نگام میکنه یه نفس عمیق میکشه ،
حامد:جان دلم چشم . چقد دلم برات تنگ شده
صحرا:من بیشتر عشقم.
دستم تو دستشه و همونجور که داره رانندگی میکنه میگه عزیزم مطمئنی میخوای بریم؟ نمیخوام فک کنی چیزی رو بهت تحمیل میکنم
صحرا: اره عزیزم تو چیزیو تحمیل نمیکنی خیالت راحت.
می رسیم دم خونشون، خونشون جنوب شهره و خیلی از خونه و مدرسه من دور ، پدرش کارگره و مادرش خونه دار
مامانم وقتی رابطمونو فهمید کلی باهام دعوا کرد که بابات عمرا قبول نمیکنه و این پسر در حد خانوادمون نیست
اما اصلا برام مهم نیست ، من عاشق حامدم!
دستمو میگیره و سریع وارد خونه میشیم چون اول صبحه کوچه خلوته
میریم داخل خونه ، میشینم روی مبل و میره واسم نوشیدنی میاره
مقنعمو در میارم و میزارم روی مبل و موهامو مرتب میکنم
وقتی از اشپزخونه میاد و منو میبینه می ایسته سر جاش
حامد: چقد تو زیبایی صحرا
اروم نزدیکم میشه و دست میکشه به گیس بلند موهام
یه دستشو میزاره دور کمرم منم دستامو دور گردنش حلقه میکنم
چشمامو میبندم و لبامو میزارم رو لباش
اروم لبامو میبوسه تو چشام نگاه میکنه تا مطمئن بشه از حسم منم اروم لبخند میزنم ایندفعه محکم تر لبهامو میبوسه
لب پایینمو مک میزنه و محکم لبامو میخوره
همونجوری اروم میشینم روی مبل و بعد درازم میکنه روی مبل
لبهامو ول نمیکنه…
از نگاه حامد:
باورم نمیشه صحرا، اینجوری رها توی اغوش منه
دارم دیوونه میشم لبهای قشنگشو مک میزنم و اروم میزارمش روی مبل
دست میکشم به تنش و هر لحظه انگار دارم خواب میبینم
خودش دکمه اول مانتوشو باز میکنه و من بقیشو باز میکنم
تن سفیدش زیر روپوش تیرش برق میزنه
وای خدای من
هر دکمه ای که باز میکنم از گردنش میبوسم
وای زیر مانتوش هیچی نیست جز یه سوتین توری قرمز
چند ثانیه فقط نگاه میکنم و میبینم با یه لبخند جذاب داره نگام میکنه
حامد: میخوای منو دیوونه کنی صحرا؟
صحرا میخنده
اروم بدنشو میماله بهم و میفهمم حس کرده که کیرم داره شلوارمو جر میده
سینه هاشو میمالم و گردنشو میخورم و اروم صدای ناله هاش بلند میشه
به گردنش خیلی حساسه و وقتی میفهمم بیشترمیخورم گردن سفیدشو
میرم پایینتر و یکی از سینه هاشو درمیارم از سوتین
نوک سینش کوچیک و قهوه ای خیلی کمرنگه
سیخ شده اوووف
نوکشو میکنم دهنمو مک میزنم ، صحرا بلند آااااه میکشه
دیگه نمیتونم خودمو کنترل کنم وحشیانه سینه هاشو مک میزنمو میخورم و اونم زیرم اه میکشه و بدنشو میماله به بدنم و دیوونه ترم میکنه
دستش اروم میره سمت شلوارم و دکمه شلوارمو باز میکنه و دستشو میبره توی شلوارم و کیر شق شده کلفتمو میگیره تو دستش
یه اه بلند میکشم و تو چشاش نگاه میکنم
صحرا: چقد کلفته حامد
لباشو میخورم محکم و اون با دستاش کیرمو میماله
حامد:میخوای از نزدیک ببینیش؟
سرشو تکون میده از روش بلند میشم و می ایستم جلوش
کیرمو میگیره تو دستش و اروم میمالش چشام خمار شده
اروم سرشو نزدیک میکنه و لبای قشنگش رو میزاره روی سر کیرم
یه اه بلند ناخودآگاه میکشم
صحرا اروم سر کیرمو مک میزنه دارم دیوونه میشم
بی اختیار دستمو میزارم لای موهاش و سرشو به کیرم فشار میدم
کیرم بیشتر تو دهنش میره و شروع میکنه ساک زدن ااااه
حس میکنم خوشش اومده اروم تو دهنش تلمبه میزنم
و اونم کیرمو میخوره
تندتند کیرمو تو دهنش میکنم و درمیارم ااااه
اونم کم نمیاره و کیرمو با قدرت مک میزنه اوووف
دستم روی سینه هاشه و باهاشون بازی میکنم و کیرمو میخوره
اااه دیگه طاقت ندارم… کیرمو درمیارم و بغلش میکنم و میبرمش رو تختم
حامد: دیگه نمیتونم صحرا من همه وجودتو میخوام!
صحرا: من مال توم حامد همه وجودم مال توه…
امروز قراره برای اولین بار باهم تو خونه تنها باشیم
قراره دم در مدرسه بیاد دنبالم و با هم بریم خونشون،پدرو مادرش رفتن شهرستان،چقد استرس دارم
تاصبح خوابم نبرده پا میشم میرم زیر دوش که هم خواب از سرم بپره و هم بدنم تمیز و خوشبو باشه
توی آینه به بدنم نگاه میندازم، اندام تو پر و پوست سفیدم زیر نورطبیعی خورشید خیلی جذاب شده، لوسیون روبرمیدارم به همه بدنم میزنم
موهای بلند خرماییمو که تا روی باسنم رسیده رو با باد سشوار خشک میکنم و بعد گیسش میکنم اخه میدونم حامد چقد عاشق موهای گیس شدمه
یه ست لباس زیر قرمز توری برمیدارم سوتین رو که میبندم سینه های سفید و گردم توی رنگ قرمز میدرخشن, لبخند میزنم و ازتصور عکس العمل های عشقم ذوق میکنم
لباس مدرسه رو میپوشم تا از پله ها پایین میرم ، احمداقا سرویس مدرسه با بی اعصابی همیشگیش ایستاده دم در
سریع سوار میشم و غرق فکرم تا میرسم دم در مدرسه اروم سمت در حرکت میکنم تا احمد آقا بره ، یکم پایینتر از در مدرسه حامد با پیکان باباش ایستاده منتظر من ، قند تو دلم اب میشه…
اروم و قایمکی از در مدرسه میرم سمت ماشین سوارمیشم و بهش میگم بزن بریم!
با یه لبخند ملیح نگام میکنه یه نفس عمیق میکشه ،
حامد:جان دلم چشم . چقد دلم برات تنگ شده
صحرا:من بیشتر عشقم.
دستم تو دستشه و همونجور که داره رانندگی میکنه میگه عزیزم مطمئنی میخوای بریم؟ نمیخوام فک کنی چیزی رو بهت تحمیل میکنم
صحرا: اره عزیزم تو چیزیو تحمیل نمیکنی خیالت راحت.
می رسیم دم خونشون، خونشون جنوب شهره و خیلی از خونه و مدرسه من دور ، پدرش کارگره و مادرش خونه دار
مامانم وقتی رابطمونو فهمید کلی باهام دعوا کرد که بابات عمرا قبول نمیکنه و این پسر در حد خانوادمون نیست
اما اصلا برام مهم نیست ، من عاشق حامدم!
دستمو میگیره و سریع وارد خونه میشیم چون اول صبحه کوچه خلوته
میریم داخل خونه ، میشینم روی مبل و میره واسم نوشیدنی میاره
مقنعمو در میارم و میزارم روی مبل و موهامو مرتب میکنم
وقتی از اشپزخونه میاد و منو میبینه می ایسته سر جاش
حامد: چقد تو زیبایی صحرا
اروم نزدیکم میشه و دست میکشه به گیس بلند موهام
یه دستشو میزاره دور کمرم منم دستامو دور گردنش حلقه میکنم
چشمامو میبندم و لبامو میزارم رو لباش
اروم لبامو میبوسه تو چشام نگاه میکنه تا مطمئن بشه از حسم منم اروم لبخند میزنم ایندفعه محکم تر لبهامو میبوسه
لب پایینمو مک میزنه و محکم لبامو میخوره
همونجوری اروم میشینم روی مبل و بعد درازم میکنه روی مبل
لبهامو ول نمیکنه…
از نگاه حامد:
باورم نمیشه صحرا، اینجوری رها توی اغوش منه
دارم دیوونه میشم لبهای قشنگشو مک میزنم و اروم میزارمش روی مبل
دست میکشم به تنش و هر لحظه انگار دارم خواب میبینم
خودش دکمه اول مانتوشو باز میکنه و من بقیشو باز میکنم
تن سفیدش زیر روپوش تیرش برق میزنه
وای خدای من
هر دکمه ای که باز میکنم از گردنش میبوسم
وای زیر مانتوش هیچی نیست جز یه سوتین توری قرمز
چند ثانیه فقط نگاه میکنم و میبینم با یه لبخند جذاب داره نگام میکنه
حامد: میخوای منو دیوونه کنی صحرا؟
صحرا میخنده
اروم بدنشو میماله بهم و میفهمم حس کرده که کیرم داره شلوارمو جر میده
سینه هاشو میمالم و گردنشو میخورم و اروم صدای ناله هاش بلند میشه
به گردنش خیلی حساسه و وقتی میفهمم بیشترمیخورم گردن سفیدشو
میرم پایینتر و یکی از سینه هاشو درمیارم از سوتین
نوک سینش کوچیک و قهوه ای خیلی کمرنگه
سیخ شده اوووف
نوکشو میکنم دهنمو مک میزنم ، صحرا بلند آااااه میکشه
دیگه نمیتونم خودمو کنترل کنم وحشیانه سینه هاشو مک میزنمو میخورم و اونم زیرم اه میکشه و بدنشو میماله به بدنم و دیوونه ترم میکنه
دستش اروم میره سمت شلوارم و دکمه شلوارمو باز میکنه و دستشو میبره توی شلوارم و کیر شق شده کلفتمو میگیره تو دستش
یه اه بلند میکشم و تو چشاش نگاه میکنم
صحرا: چقد کلفته حامد
لباشو میخورم محکم و اون با دستاش کیرمو میماله
حامد:میخوای از نزدیک ببینیش؟
سرشو تکون میده از روش بلند میشم و می ایستم جلوش
کیرمو میگیره تو دستش و اروم میمالش چشام خمار شده
اروم سرشو نزدیک میکنه و لبای قشنگش رو میزاره روی سر کیرم
یه اه بلند ناخودآگاه میکشم
صحرا اروم سر کیرمو مک میزنه دارم دیوونه میشم
بی اختیار دستمو میزارم لای موهاش و سرشو به کیرم فشار میدم
کیرم بیشتر تو دهنش میره و شروع میکنه ساک زدن ااااه
حس میکنم خوشش اومده اروم تو دهنش تلمبه میزنم
و اونم کیرمو میخوره
تندتند کیرمو تو دهنش میکنم و درمیارم ااااه
اونم کم نمیاره و کیرمو با قدرت مک میزنه اوووف
دستم روی سینه هاشه و باهاشون بازی میکنم و کیرمو میخوره
اااه دیگه طاقت ندارم… کیرمو درمیارم و بغلش میکنم و میبرمش رو تختم
حامد: دیگه نمیتونم صحرا من همه وجودتو میخوام!
صحرا: من مال توم حامد همه وجودم مال توه…
نوشته: قوی سیاه
3 پاسخ به “عشق اول (۱)”
اول داستان از زبون دختر شروع میشه ، یعنی صحراوسط داستان کیر صحرا داره شلوارش و جر میدهقشنگ معلومه تو کفی و دستتم به هیچ جا بند نیست ، دو دستی شروع به تایپ کردی وسط داستان گفتی جق بزنم مخت گوزیده و ریدی به داستانت ، خواهشا دیگه ننویس ،
اواسط داستان به بعد از نگاه حامد شده و نوشته شدهاز نگاه حامددوست عزیز بادقت بخون بعد بیا حمله کنداستان اروتیک هست نه صرفا پورن خالی و یسری تخیلات تخمی تخیلی
خوب بود ادمه بده ❤️