سلام اسمم جاوید (مستعار)
الان 29 سالمه ولی داستانی که میخوام براتون بنویسم از 8 سال پیش شروع شده یعنی زمانی که 21 سالم بود .قد 185 و وزن 58 لاغر اندام و چهره کاملا معمولی داشتم .
نمیدونم این حس از کجا شروع شد و چجوری وارد این ماجرا شدم ولی خلاصه بگم از فیلم های پورن مردهای تپل با زن های جوون شروع شد و کم کم رسید به فیلم های مرد های تپل و سن بالا با زن ها ولی اتفاقی یه فیلم دیدم که یه مرد تپل سن بالا با یه پسر جووون سکس میکردن اونجا جرقه ای در ذهن من شکل گرفت و من حسم یه سن بالا های تپل شروع شد و کم کم وارد گروه های تلگرامی دوست یابی شدم و ولی بیشتر چت میکردم و فکر اینکه با یکی حضوری اوکی بشم رو هم نمیکردم .چون اهل یه شهر کوچیک بودم دنبال دوست از شهرهای مشهد و تهران و اصفهان بودم ولی هیچ وقت جرات نکردم حضوری برم پیش کسی .
یه بار با یکی تو مشهد رفتم در حد سافت ولی خیلی خوشم نیومد .من دنبال چیزی بیشتر از سکس خالی بودم .دنبال دوستی رفاقت و یه عشق واقعی بودم .
(شروع داستان اصلی ) توی یکی از همین روزها توی گروه به یکی برخوردم به اسم مستعار علی ۴۵ ساله تپل متاهل و بچه دار از یه شهر تقریبا کوچک مرکز کشور همونی بود که میخواستم .و شروع داستان زندگی من اواخر سال ۱۳۹۶ بود
ولی مشکل ما فاصله بود بیشتر از ۱۰۰۰ کیلومتر فاصله داشتم
ولی برای من مهم نبود و من واقعا عاشقش شده بودم
ساعت ها با هم چت میکردیم عکس میدادیم تصویری صحبت میکردم و به امید روزی بودیم که همو از نزدیک ببینیم
گذشت و گذشت پنج ماه بعد در تیر ۱۳۹۷ تونستیم برنامه بچینیم و توی مشهد همو ببینیم .
(روایت اولین لحظه دیدار )
من ۲ ساعت زودتر رسیده بودم ترمینال مشهد منتظر بودم برسه .استرس داشتم و شوق .پیامک داد اتوبوسمون وارد ترمینال شد .قلبم به شدت شروع کرد به تپش .مشخصات اتوبوس رو میدونستم رفتم بیرون و منتظر شدم یکی یکی آدما اومدن بیرون یهویی قلبم ریخت اونی که پنج ماه منتظرش بودم بالاخره اومد پایین و من از فاصله ۵۰ متری داشتم نگاهش میکردم رفت چمدونش رو از توی صندوق اتوبوس برداره رفتم پشت سرش تا برگشت چشم تو چشم شدیم و من بغلش کردم و روبوسی کردیم و راه افتادیم به سمت بی آر تی ها .و شروع کردیم به صحبت کردن .آدرس هتل رو ازش گرفتم و سوار بی آر تی شدیم سر کوچه هتل پیاده شدیم و یه مسیری رو پیاده کنار هم قدیم زدیم دستم توی دستش بود بینمون سکوت بود تا خود هتل .وقتی رسیدیم من رفتم نشستم و اون کارای پذیرش رو کرد بعد رفتیم تو اتاق بلافاصله که توی اتاق شدیم و در و بستیم پریدم بغلش و اولین بوسه عشق رو از هم گرفتیم 💋💋طعم زندگی بود یه دقیقه ای لبامون رو هم بود بعد رفتیم روی تخت و کنار هم دراز کشیدم منو بغلم کرد و من فقط عطر تنش رو استشمام میکردم برگشت بهم گفت همون طوری هستم که میخوای گفتم بیشتر از اون .
و دوباره رفتیم تو بغل هم و لب بازی بعد گفت بریم دوش بگیریم رفتیم با هم توی حموم و دوش گرفتیم و اومدیم دوباره روی تخت جفتمون حشری بودیم و دلمون اولین رابطه رو میخواست کم کم شروع کردیم از لباش شروع کردم به خوردن بعد کردنش سینه هاشو و. رفتم سراغ کیرش و حسابی شروع کردم به خوردن یه کیر کوتاه ولی کلفت حسابی خوشکل کلی خوردمش
بعد نوبت اون بود شروع کرد به خوردن گردنم سینه هام شکمم بعد حالت ۶۹ شدیم من شروع کردم به خوردن کیرش اونم پماد روان کننده برداشت و شروع کردن به انگشت کردن من ( من در کل سافت بودم تا اون موقع با دو نفر هم بیشتر نبودم .ولی چون واقعا دوستش داشتم و میخواستم لذت کامل رو ببره خودم بهش گفتم هارد سکس کنیم ) و بعد کاندوم گذاشت سر کیرش و گفت خودت بشین روش منم نشستم ولی کیرش کلفت بود تو نمیرفت ذره ذره به سختی سرش جا شد ولی نتونستم تحمل کنم خودش منو بلند کرد و دوباره زل زد تا کمی بی حس بشه بعد پامامو گذاشت رو شونه هاشو و آروم آروم سرش رو تو کرد درد داشتم ولی تحمل کردم یکم همون تو گذاشت و شروع کرد آروم آروم تلمبه زدن منم داشتم نگاش میکردم با سینه هاش بازی میکردم حس بی نظیری بود اینکه ببنیم داره لذت میبره ولی خودم هنوز درد داشتم .اونم با کیرم بازی میکردم و کم کم سرعت تلمبه هاش رو بیشتر کرد بعد دوباره پوزیشن رو عوض کردیم لبه تخت دو زانو خم شدم اونم گذاشت توش و تلمبه میزد کم کم اومد روم من کامل روی تخت خوابیدم اونم کامل خوابید روم و زنش هم زیاد بود من داشتم زیرش له میشدم ولی هر دومون این حالت رو خیلی دوست داشتیم .کم کم صدای ناله هاش بلند شد و آبش اومد ولو شدیم روی تخت .یه پنج دقیقه ای تو بغل هم بودیم بعد گفت حالا تو لاپایی بزار منم از جلو گذاشتم زیر کیرش چهار پنج تا تلمبه که زدم آبم اومد 🙈 دوتایی رفتیم حموم تو حموم کلی بدن همو لیف زدیم و کلی لب و بوس و ماساژ بعد اومدیم بیرون تو بغل هم دو سه ساعتی خوابیدیم .بعدش رفتیم بیرون کلی دور زدیم .پارک ملت . کلی جای دیگه و حرم و بازار و …
سه روز با هم بودیم کلی بهمون خوش گذشت
سه چهار بازی سکس کردیم .موقع خداحافظی من زودتر اتوبوسم حرکت کرد .تا اتوبوس حرکت کرد بغضم ترکید کلی گریه کردم آخه معلوم نبود کی دوباره از نزدیک همو ببینیم
این هم از اولین دیدار ما ممنون که خوندین بقیه داستان رو توی عشق ابدی 2 مینویسم
الان 29 سالمه ولی داستانی که میخوام براتون بنویسم از 8 سال پیش شروع شده یعنی زمانی که 21 سالم بود .قد 185 و وزن 58 لاغر اندام و چهره کاملا معمولی داشتم .
نمیدونم این حس از کجا شروع شد و چجوری وارد این ماجرا شدم ولی خلاصه بگم از فیلم های پورن مردهای تپل با زن های جوون شروع شد و کم کم رسید به فیلم های مرد های تپل و سن بالا با زن ها ولی اتفاقی یه فیلم دیدم که یه مرد تپل سن بالا با یه پسر جووون سکس میکردن اونجا جرقه ای در ذهن من شکل گرفت و من حسم یه سن بالا های تپل شروع شد و کم کم وارد گروه های تلگرامی دوست یابی شدم و ولی بیشتر چت میکردم و فکر اینکه با یکی حضوری اوکی بشم رو هم نمیکردم .چون اهل یه شهر کوچیک بودم دنبال دوست از شهرهای مشهد و تهران و اصفهان بودم ولی هیچ وقت جرات نکردم حضوری برم پیش کسی .
یه بار با یکی تو مشهد رفتم در حد سافت ولی خیلی خوشم نیومد .من دنبال چیزی بیشتر از سکس خالی بودم .دنبال دوستی رفاقت و یه عشق واقعی بودم .
(شروع داستان اصلی ) توی یکی از همین روزها توی گروه به یکی برخوردم به اسم مستعار علی ۴۵ ساله تپل متاهل و بچه دار از یه شهر تقریبا کوچک مرکز کشور همونی بود که میخواستم .و شروع داستان زندگی من اواخر سال ۱۳۹۶ بود
ولی مشکل ما فاصله بود بیشتر از ۱۰۰۰ کیلومتر فاصله داشتم
ولی برای من مهم نبود و من واقعا عاشقش شده بودم
ساعت ها با هم چت میکردیم عکس میدادیم تصویری صحبت میکردم و به امید روزی بودیم که همو از نزدیک ببینیم
گذشت و گذشت پنج ماه بعد در تیر ۱۳۹۷ تونستیم برنامه بچینیم و توی مشهد همو ببینیم .
(روایت اولین لحظه دیدار )
من ۲ ساعت زودتر رسیده بودم ترمینال مشهد منتظر بودم برسه .استرس داشتم و شوق .پیامک داد اتوبوسمون وارد ترمینال شد .قلبم به شدت شروع کرد به تپش .مشخصات اتوبوس رو میدونستم رفتم بیرون و منتظر شدم یکی یکی آدما اومدن بیرون یهویی قلبم ریخت اونی که پنج ماه منتظرش بودم بالاخره اومد پایین و من از فاصله ۵۰ متری داشتم نگاهش میکردم رفت چمدونش رو از توی صندوق اتوبوس برداره رفتم پشت سرش تا برگشت چشم تو چشم شدیم و من بغلش کردم و روبوسی کردیم و راه افتادیم به سمت بی آر تی ها .و شروع کردیم به صحبت کردن .آدرس هتل رو ازش گرفتم و سوار بی آر تی شدیم سر کوچه هتل پیاده شدیم و یه مسیری رو پیاده کنار هم قدیم زدیم دستم توی دستش بود بینمون سکوت بود تا خود هتل .وقتی رسیدیم من رفتم نشستم و اون کارای پذیرش رو کرد بعد رفتیم تو اتاق بلافاصله که توی اتاق شدیم و در و بستیم پریدم بغلش و اولین بوسه عشق رو از هم گرفتیم 💋💋طعم زندگی بود یه دقیقه ای لبامون رو هم بود بعد رفتیم روی تخت و کنار هم دراز کشیدم منو بغلم کرد و من فقط عطر تنش رو استشمام میکردم برگشت بهم گفت همون طوری هستم که میخوای گفتم بیشتر از اون .
و دوباره رفتیم تو بغل هم و لب بازی بعد گفت بریم دوش بگیریم رفتیم با هم توی حموم و دوش گرفتیم و اومدیم دوباره روی تخت جفتمون حشری بودیم و دلمون اولین رابطه رو میخواست کم کم شروع کردیم از لباش شروع کردم به خوردن بعد کردنش سینه هاشو و. رفتم سراغ کیرش و حسابی شروع کردم به خوردن یه کیر کوتاه ولی کلفت حسابی خوشکل کلی خوردمش
بعد نوبت اون بود شروع کرد به خوردن گردنم سینه هام شکمم بعد حالت ۶۹ شدیم من شروع کردم به خوردن کیرش اونم پماد روان کننده برداشت و شروع کردن به انگشت کردن من ( من در کل سافت بودم تا اون موقع با دو نفر هم بیشتر نبودم .ولی چون واقعا دوستش داشتم و میخواستم لذت کامل رو ببره خودم بهش گفتم هارد سکس کنیم ) و بعد کاندوم گذاشت سر کیرش و گفت خودت بشین روش منم نشستم ولی کیرش کلفت بود تو نمیرفت ذره ذره به سختی سرش جا شد ولی نتونستم تحمل کنم خودش منو بلند کرد و دوباره زل زد تا کمی بی حس بشه بعد پامامو گذاشت رو شونه هاشو و آروم آروم سرش رو تو کرد درد داشتم ولی تحمل کردم یکم همون تو گذاشت و شروع کرد آروم آروم تلمبه زدن منم داشتم نگاش میکردم با سینه هاش بازی میکردم حس بی نظیری بود اینکه ببنیم داره لذت میبره ولی خودم هنوز درد داشتم .اونم با کیرم بازی میکردم و کم کم سرعت تلمبه هاش رو بیشتر کرد بعد دوباره پوزیشن رو عوض کردیم لبه تخت دو زانو خم شدم اونم گذاشت توش و تلمبه میزد کم کم اومد روم من کامل روی تخت خوابیدم اونم کامل خوابید روم و زنش هم زیاد بود من داشتم زیرش له میشدم ولی هر دومون این حالت رو خیلی دوست داشتیم .کم کم صدای ناله هاش بلند شد و آبش اومد ولو شدیم روی تخت .یه پنج دقیقه ای تو بغل هم بودیم بعد گفت حالا تو لاپایی بزار منم از جلو گذاشتم زیر کیرش چهار پنج تا تلمبه که زدم آبم اومد 🙈 دوتایی رفتیم حموم تو حموم کلی بدن همو لیف زدیم و کلی لب و بوس و ماساژ بعد اومدیم بیرون تو بغل هم دو سه ساعتی خوابیدیم .بعدش رفتیم بیرون کلی دور زدیم .پارک ملت . کلی جای دیگه و حرم و بازار و …
سه روز با هم بودیم کلی بهمون خوش گذشت
سه چهار بازی سکس کردیم .موقع خداحافظی من زودتر اتوبوسم حرکت کرد .تا اتوبوس حرکت کرد بغضم ترکید کلی گریه کردم آخه معلوم نبود کی دوباره از نزدیک همو ببینیم
این هم از اولین دیدار ما ممنون که خوندین بقیه داستان رو توی عشق ابدی 2 مینویسم
نوشته: جاوید
8 پاسخ به “عشق ابدی جاوید (۱)”
یه کون دادن که اینقدر مشکل نداره 😅🤣
من گی نیستم ولی از کون خوب بدمنمیادبا اینکه عشق بین گی خارو درک نمیکنم ولی نوش جونتون و خوش بگذرونید ، هرجور و با هرکسی
عشق و رابطه دو تا مرد خیلی برام جذبه؛بااینکه همجنسگرا نیستم.
نوشتی کون دادی باهش حمام رفتی بعد رفتید بیرون بازار و حرم وو… آخه حرم رفتن تون دیگه چه بود !نکنه بزای رسیدن بهم و کون دادن بهش نذر هم کرده بودی !!!حتما بعد سکس رفتی حمام غسل کردی و هنگام غسل کردن مستحبات غسل رو هم رعایت کردی و صلوات هم فرستادی 😂
اصلا نیاز نیست که نوشته ات واقعی باشهففط باید حس لذت و سکس رو انتقال بدهلایک دادم اماااااهیجان نداشت و خوب نبود
قشنگ بود
قربون آقا برم . آقا شما رو طلبیده بود . کاش دخیل هم میمیبستین 🤣
جاوید جان مشهد اومدی درخدمتم