سلام به همه دوستان سکسی این خاطره واسه وقتیه که من دانشجو دانشگاه گیلان بودم و تو رشت خونه مجردی داشتم من طبقه اول بودم و تو همکف یه خانم تقریبا 35 ساله با یه پسر بچه10-11 ساله زندگی میکردن خانمه همیشه آرایش غلیظی داشت اصلا تحویل نمی گرفت و پا نمیداد از نظر تیپ و قیافه خیلی خوب بود و واسه کردن عالی بود یه خانمی بود بعضی وقتها میومد بچه این رو با خودش می برد و فرداش میاورد اون شبا از خونش صدای آه و اوه خفیف میومد که وقتی گوشم رو میذاشتم زمین میشنیدم اتفاقی. خونه این خانم تو همکف بود و وقتی از در وارد میشدی سمت چپ در ورودیه اون بود سمت راست پله اگه از زیر پله میرفتی اونور یه پنجره داشت که رو به پارکینگ بود یه روز از دانشگاه اومدم خونه در ورودی رو که باز کردم حس کردم از انور پارکینگ یه صدایی میاد در رو محکم بستم یهو دیدم پسرش از ته پارکینگ اومد بیرون و با دست اشاره کرد که ساکت باشم کلی کنجکاو شدم چون معلوم بود از پنجره داره یه چیزی نگاه میکنه کمین نشستم تا پسره واسه بازی رفت بیرون خیلی آروم رفتم تو پارکینگ قلبم داشت کنده میشد میترسیدم کسی بیاد یا زنه من رو ببینه آروم از گوشه پنجره نگاه کردم دیدم به به خانم خوابیده بود رو یه پسری داشت با کیر پسره بازی میکرد و با هم ور میرفتن این شروع تو کف رفتن من بود رفتم تو نخ زنه فهمیدم پسرش این قضیه رو میدونه و اونروز قرار نبوده خونه باشه خلاصه من رفتم تو کارش مراقب بودم که کی میاد میره چه وقتایی تنهاست تا بالاخره اون شب خاص رسید طبق معمول پسرش با اون خانمه رفته بود و این دوست پسرش رو آورده بود خونه ساعت 10 شب بود دیدم صدای دعوا از خونشون میاد و مرده از در اومد بیرون یه فحشی داد و رفت در رو محکم بست کمی با خودم کلنجار رفتم که چکار کنم رفتم پایین در زدم خیلی شلخته و نارحت در و واکرد و عصبانی گفت بله هول شدم گفتم ببخشید آب خونه شما هم گلالوده گفت برم ببینم تو اون چند لحظه مغزم جواب نداد درو که واگذاشت منم رفتم تو در و آروم بستم یهو اومد دید من تو هستم با حالت مسخره کردن و عصبانی گفت بیا تو تعارف نکن منم دلم رو زدم به دریا بهش گفتم من میدونم پسرت رو میفرستی خونه کسی شبا پسر میاری خونه چشماش از تعجب و عصبانیت باز شد اومد طرفم دستش رو برد بالا گفت گمشو ببینم من دستش رو گرفتم پیچوندم پشتش شد به من کمی تقلا کرد با فحش من هلش دادم جفتی خوردیم کف خونه بی شرف شروع کرد داد زدن منم دستم رو گرفتم جلو دهنش و اونیکی دستش رو بیشتر پیچوندم گفتم خفه نشی دستت رو میشکونم تو اون وضعیت کیرم افتاده بود لای کونش اینم تقلا میکرد من راست کرده بودم و بیشتر بهش فشار میاوردم یه تاپ و شلوار راحتی تنش بود بلندش کردم با دست پیچونده و دهن گرفته انداختمش رو تخت تا آزاد شد باز بهم حمله کرد ولی حس کردم زیاد زور نمیزنه مشکوک بود و دیگه داد نمیزد دوباره هلش دادم افتاد رو تخت دو ت دستشو با یه دستم گرفتم نشستم رو شکمش با بدبختی شلوارش رو درآوردم یه شرت صورتی پاش بود بهم میگفت آبروتو میبرم و بیچارت میکنم منم گفتم دیگه تا اینجاش اومدم نمیشه ولت کنم تا نکنمت دیگه توان تقلا نداشت دستمو از رو شرت گذاشتم رو کسش داغ داغ بود با صدای حشری گفت آاااخخخ نکن عوضی فهمیدم داره شل میشه شروع کردم از زیر تاپ با یه دست پستوناشو مالیدن با حالت خنده و گریه گفت توروخدا نکن ولم کن گفتم تقلا نکن کارمو کنم برم دستمو بردم زیر شرتش گذاشتم رو چوچول کسش شروع کردم تند تند مالیدن یهو انگار خاموش شد گفت آه ه ه ه خیلی آشغالی حس کردم دستاش دیگه توان ندارن ولشون کردم همونجوری تند تند کسش رو میمالیدم دستاش رو باز کرد بود رو تختی رو فشار میداد با لحن تحریک کننده ای می گفت نکن توروخدا دارم دیوونه میشم فهمیدم دیگه تمومه شورتش و تاپش رو بدون مقاومت درآوردم کیرم داشت منفجر میشد لباسام رو درآوردم هرکاری کردم کیرم رو نخورد من کسش رو میمالیدم دیگه کاملا خیس خیس شده بود گفت زودتر بکن تو دارم میمیرمم منم پاهاش رو وا کردم سر کیرم رو گذاشتم آروم فشار دادم توو گفت آه ه ه ه ه ه چقدر داغه منم کیرم داشت میسوخت چندتا تلمبه زدم همزمان با سوراخ کونش بازی کردم با خیسی کسش سوراخ کونش رو لیز کرم آروم یکی از انگشتام رو کردم تو گفت اووفف خوبه خوبه دوس دارم . اینقدر اینکارو کردم حس کردم چند بار لرزید و ارضا شد منم دیگه نمیشد تحمل کنم آبم رو با فشار خالی کردم رو شکمش و سینه هاش به بغل کنارش دراز کشیدم موهاشو از جلو صورتش زدم کنار گفتم امیدوارم ببخشی گفت فقط پاشو زودتر برو و فکر هم نکن تکرار میشه .البته راست گفت چون دیگه تکرار نشد و بعد از 2 ماه هم رفتن ازونجا. ببخشید اگه بد بود ولی واقعی بود. نظر یادتون نره.
نوشته: مراد برقی
22 پاسخ به “صدای ناله همسایه”
کس مغز چرا چرت میگیمردک جقی سبک مفز
سیهتیر بابام ده.کلا دروغ بود
نه واقعا قشنگ بود چرا دوستان کم لطفی میکنن ???
جالب بود زورکی حال میده من کردم
وا پسرهاى جقى چه خوابهايى مى بينن
از گیلان کسی نبودپول خوبی میدم
والا خوب بود بد نبود اما اين لرزيدن ها رو من نفهميدم فقط تو داستانهاي اينجا ميشنوم هرزني ارضا ميشه يكم خودشو سفت ميكنه ديگه، حالت ويبره بهش دست نميده كه
این واقعا خوب بود زورکی خیلی حال مییده منم تجربه کردم اگه جای خلوتی باشه که کسی به دادش نرسه خیلی با حال است خوب بود
چه ادم باید بدبخت باشه که زوری یکی رو بکنه
جغي اينقد با افكاره زن همسايه جلغ زدي كه مخت گاييدس،كيري كس مغز دماغ پينوكيو تو كونت
چیزی که خودشون راضین خشونت نمیخواد معلول ذهنی
کس کش جقی.تو مه گفتی خونه همسایه همکف بود بعد گوشتو میزاری زمین صداشو میشنوی؟؟؟؟؟ یهنی چی؟؟؟ مگه خونتون طبقه بالاشه؟؟؟؟ جقیdash1
واییییییییییییی تجاوز وایییییییییییییییی
داستان به کنار دوساعته دارم فکر میکنم حالت خنده و گریه دیگه چطوریه!!!؟؟؟crazy
ازسکس زوری متنفرم !!!
خب اونایی که دوس دارن برن با دوس دخترشون سکس خشن کنن
lez vaqei ke pesar nabashe tu in site nist?
منم سکس خشن دوس دارم نه اینکه یکی از در بیاد بکنه منوخیلی نامردی جقی
دمت گرم چه ارنولدی هستی تو
منم سكس خشن دوست دارم ولي با مادرت
چرا هر کی میگه زنه ارضا شد و لرزید؟مگه رو کوس ما موتور ویبره وصله آخه کوسکشا؟والا ب عمرم نلرزیدم موقع ارضا شدنتوام دانشجو بودی و کفه کوسی سر اومدی بکن تو و راست کردی و با یادو نام خدا جغ زدیهرکی تو داستانش میگه یارو لرزید،کوس میگه
والا تا جاییکه من دیدم خانوما موقع ارضاء شدن بیشتر چنگ میزنن تا لرزیدنblush