اسمم هونامِ.
دوست دخترم شیوا.
22 سالمه.
20 سالشه.
قدش 160 وزنش 54 سینه های 75.
باسن بزرگ و برجسته.
کسِ بدون مو و خوردنی.
دو هفته از دوستیمون میگذشت.
بهش گفتم واقعا پاهای کوچولو و ناز و سفیدت دیوونم میکنه.
دوست دارم بخورمشون میذاری؟
گفت پاهامو؟ گفتم آره واقعا سکسین.
گفتش باشه من واست جونمم میدم هرکاری بخوای برات میکنم چون عاشقتم.
تنها که شد رفتم خونشون. شلوار پوشیده بود با یه بلوز صورتی.
در و بست بغلش کردم. لبای همو خوردیم و رفتیم رو تخت. درازکشید و لباشو میخوردمو سینه هاشو میمالیدم. رفتم پایین و انگشتای پاشو دونه دونه خوردم.چشماشو بسته بود و لبشو گاز میگرفت. لباساشو آروم درآوردم و گفتم میخوام باهات سکس کنم.اولش بهم گفت چیشد از خوردن پا رسید به سکس؟گفتم خب چیکار کنم تا حالا خودتو از دید من ندیدی که بدونی چقدر سکسیی!
لخت شدیم و واسم ساک زد. تخمامو میخورد.
69شدیم و کس و کونشو لیس میزدم.
سوراخ کونشو میخوردم و همزمان کیر و تخمام توی دهنش بود.
ارضا شدم
گفتم بازم برام بمال تا سکس کنیم.
بازم مالید و خورد تا دوباره کیرم راست شد.
خوابوندمش.
پاهاشو گذاشتم دهنم و کیرم و جلوی کسش.
یواش یواش کردم تو و تلمبه زدم.
شیوا ناله میکرد.
آه آه اممم آه
انگشتای نرمشو میخوردم و تلمبه میزدم.
تلمبه هام تند تر ومحکم تر شد.
ارضا شد و ارضا شدم.
آبمو ریختم رو سینه هاش.
یک ساعت بغلم خوابید.
ساعت 6 شد.
خدافظی کردیم و رفتم.
شیوا…
سه سال میشه که نیست…
سه سال میشه که پرکشیده ازین دنیا
دوست دخترم شیوا.
22 سالمه.
20 سالشه.
قدش 160 وزنش 54 سینه های 75.
باسن بزرگ و برجسته.
کسِ بدون مو و خوردنی.
دو هفته از دوستیمون میگذشت.
بهش گفتم واقعا پاهای کوچولو و ناز و سفیدت دیوونم میکنه.
دوست دارم بخورمشون میذاری؟
گفت پاهامو؟ گفتم آره واقعا سکسین.
گفتش باشه من واست جونمم میدم هرکاری بخوای برات میکنم چون عاشقتم.
تنها که شد رفتم خونشون. شلوار پوشیده بود با یه بلوز صورتی.
در و بست بغلش کردم. لبای همو خوردیم و رفتیم رو تخت. درازکشید و لباشو میخوردمو سینه هاشو میمالیدم. رفتم پایین و انگشتای پاشو دونه دونه خوردم.چشماشو بسته بود و لبشو گاز میگرفت. لباساشو آروم درآوردم و گفتم میخوام باهات سکس کنم.اولش بهم گفت چیشد از خوردن پا رسید به سکس؟گفتم خب چیکار کنم تا حالا خودتو از دید من ندیدی که بدونی چقدر سکسیی!
لخت شدیم و واسم ساک زد. تخمامو میخورد.
69شدیم و کس و کونشو لیس میزدم.
سوراخ کونشو میخوردم و همزمان کیر و تخمام توی دهنش بود.
ارضا شدم
گفتم بازم برام بمال تا سکس کنیم.
بازم مالید و خورد تا دوباره کیرم راست شد.
خوابوندمش.
پاهاشو گذاشتم دهنم و کیرم و جلوی کسش.
یواش یواش کردم تو و تلمبه زدم.
شیوا ناله میکرد.
آه آه اممم آه
انگشتای نرمشو میخوردم و تلمبه میزدم.
تلمبه هام تند تر ومحکم تر شد.
ارضا شد و ارضا شدم.
آبمو ریختم رو سینه هاش.
یک ساعت بغلم خوابید.
ساعت 6 شد.
خدافظی کردیم و رفتم.
شیوا…
سه سال میشه که نیست…
سه سال میشه که پرکشیده ازین دنیا
نوشته: هونام
13 پاسخ به “شیوای عزیزم”
انتظار نداری که با این متن بدون انسجامت که معلوم نیست با حال کصناله یا شق درد نوشتیش ، سیل اشک و ناله و فغان بکن توون روانه داستانت بشه عزیزم؟
کاش بیاد توروهم ببره ک دیگه ننویسی¤¡¤
تلاش ناشیانه نویسنده در انتهای داستان واسه فحش نخوردن.
کردم کرد. خوردم خورد. مالیدم مالید. آخرش هم که چاشنی چسناله اضافه کردی که لابد تم رو از کصشعر به دراماتیک تغییر بدی. اومدی داری فانتزی های آلوارو موراتا رو با اون ذهن ملجوقت به صورت کصتان روایت میکنی؟؟
سکس پولی محشره
چون اسمت کیریه چیزی بهت نمیگم بیشتر ناراحت بشی
اول اینکه کیرم تو اسمت چاقی اسم فضایی دوماینکه جاکش دوست دخترت جنده بوده از کس کردی کون گلابی
خوبه ک بی پرده رفت اون دنیا وگرنه نکیر و منکر کسکش پردشو میزدن
من مطمئنم یه ایران دیگه هم داریم… اونجا راحت پا میدن
حاجی اسمتو کی انتخاب کرده؟هرکیبوده از نطفه بنیانت رو ابی گذاشته
ینی عمام رو تو گور لرزوندی با این کصشعرت
22 سال پیش اسم تو رو گذاشتن هونامخیلی باکلاسی تو
مزخرف کامل