سلام به همه دوستان بکن تو و ادمین که این سایت را برای کسانی که کمبود تجربه جنسی و سکس دارن با بدست آوردن تجربه به نیازهاشون دسترسی پیدا کنند . قبل از شروع عذر خواهی میکنم چون تجربه نوشتن ندارم و فقط دلم میخواد تجربه ای که داشتم را برای شما بگم و اگه کلمه ای را اشتباه تایپ کردم مرا مورد بخشش قرار بدن .
من میترا هستم ۳۵ ساله با اندامی نه چاق و نه لاغر ولی پاهای درشت و سفیدی دارم . چهره ام هم زیباست چون هر وقت تنها بیرون میرم از درخواست شماره تلفنم از هیچ مردی در امان نیستم سایز سوتین هم ۷۵ که خوشبختانه سینه هام حالت افتادگی پیدا نکرده .تنها ایراد بدنم جای خطی است که در شکمم بخاطر سزارین به جا مانده . در حال حاضر با همسرم زندگی مشترک خود را داریم . پانزده سال پیش بعد از عروسی با همسرم افشین به خانه خودمان رفتیم و در شب اول همسرم توانست که منو از باکرگی در بیاره . مثل همه عروس و دامادها هر دو داغ بودیم و روزی دوبار با تمایل زیاد عمل سکس را در دو یا سه دقیقه انجام میدادیم . و من چون تجربه این کار را نداشتم فکر میکردم که طبیعیه و همه مردها با چندین بار تلمبه زدن تخلیه میشن و زنها هم با مالش به ارگاسم میرسن . اینم بگم که شب اول بخاطر کوچکی کیر همسرم به راحتی توانست پرده مرا پاره کنه و من هم با کمترین سوزش و درد توانستم تحمل کنم .
قبل از ازدواجم بخاطر تهیه جهیزیه و کمک به پدرم در یه شرکت به عنوان منشی که وظیفه ام جواب تلفن ها و نگهداری از پرونده های شرکت بود استخدام شدم . بخاطر ازدواجم دو هفته مرخصی گرفتم که بعد از اتمام مرخصی مجددا مشغول کار شدم البته همسرم هم مخالفتی نداشت . بعد از چهار ماه گذشت ازدواجم مدیرعامل اعلام کرد که فردا جلسه هیئت مدیره تشکیل میشه و فقط خانم .… باید در جلسه حضور داشته باشه بقیه نباید به شرکت بیان . همه خوشحال شدن بجز من که باید میآمدم به شرکت .
هنگام خداحافظی از مدیرعامل به من گفت خانم … فردا ساعت یازده تشریف بیارین . در ضمن من قصد جسارت ندارم فقط از شما خواهش میکنم فردا کمی به خودتون برسین و با لباس شیک به شرکت بیایین . من با تکان دادم سرم از شرکت خارج شدم یادمه اون شب هم با شوهرم سکس دو سه دقیقه ای انجام دادیم و خوابیدیم . به خاطر توصیه مدیرعامل کمی به خودم رسیدم و در لباس پوشیدن دقت بیشتری برای ست شدن انجام دادم وقتی به شرکت رسیدم خود مدیرعامل درب شرکت رو باز کرد و با سلام مرا به داخل دعوت کرد پس از نیم ساعت مرا صدا کرد و گفت لطفا بشین تا در مورد جلسه کمی صحبت کنیم . من هم با اشتیاق به حرفاش گوش میدادم که به آرامی از پشت میزش بلند شد و در کنارم روی مبل سه نفره که در اتاقش بود نشست . من خودم را جمع و جور کردم . گفت خانم … مدتیه که من تو نخ شمام و حقیقتا دل منو بردی با شنیدن این حرفش سعی کردم بلند شم ولی دستش را دور گردنم انداخت گفت نگران نباش هیچ اتفاقی نمی افته . من با لحن تندی گفتم آقای مدیر من شوهر دارم این چه حرکتیه ؟ گفت میدونم شوهرداری ولی لطفا دلم میخواد تفاوت من و شوهرت را تجربه کنی . گفتم یعنی چی و با فحش و ناسزا و حتی یه سیلی در گوشش سعی کردم که خودم را از دستاش بیرون بکشم ولی مرا محکم گرفته بود و اجازه بلند شدن را نمیداد . مرتب میگفت صبور باش و کمی با من مهربان . فک کن من شوهرتم و اصلا به این فک نکن که خیانت در حق شوهرت میشه . پس از ربع ساعت اختلاف و کشمکش با قدرت بدنی و فشار دستاش مانتو و روسری مرا از تنم جدا کرد و با یک دستش هر دو دست مرا گرفته بود و با دست دیگرش تن و بدن مرا ماساژ میداد . واقعا از نظر جسمی خسته شده بودم و دیگر توان جلوگیری از ادامه کارش را نداشتم . راستی اسمت میترا هستش اره ؟ میترا جون من کار خودم را با لذت انجام میدم و از تو میخوام که با من لذت ببری تا خاطره خوبی تو ذهن تو بمونه ولی اگر نخواهی لذت بری مطمئن باش که از مرد و سکس زده میشی طوری که با شوهرت هم دیگه نمیتونی سکس لذت بخشی داشته باشی . اون موقع معنی حرفاش برام نامفهوم بود و فقط به فکر خلاص شدن بودم . مرا روی همان مبل سه نفره به زور دراز کش کرد و چون بخاطر جلسه پیراهن دامن دار پوشیده بودم دامنم را بالا زد ولی من با دستهایم اجازه نمیدادم . با عصبانیت گفت میتونم با یه سیلی به عنوان تلافی در گوشت تو را وادار بکنم ولی دلم نمیاد پس اینقدر خلاف خواسته من عمل نکن و اجازه بده کارم را شروع و تمام کنم . من هم به تصور اینکه مثل شوهرم با دو سه تا تلمبه زدن تخلیه میشه شل کردم و هر دو دست خود را روی صورتم گذاشتم تا هیچ چیز را نبینم . ولی کاملا متوجه شدم که لباسهای خود را درآورد و با دو دستش شورتمو از پام کشید بیرون . کیر داغش را به کوسم میمالید و با یه فشار داخل شدن آن را حس کردم . من تلاش میکردم که احساسم را بروز ندم ولی سعی میکرد با حرفاش منو تحریک کنه . میگفت میترای کوس قشنگه چه کوس تنگ و سفید و خوشگلی داری . شوهرت هم مثل من میکندت . بابا لذت کیرمو ببر بعداً پشیمون میشی و افسوس میخوری ها . ولی من منتظر بودم که آبش بیاد تا تموم بشه . حدود ده دقیقه ای میشد که کیرش در کوسم حس میکردم و تو ذهنم میگفتم این چرا آبش نمیاد چقدر با افشین ( شوهرم ) تفاوت داره . خلاصه فک کنم بعد از یک ربع گفت از قرص جلوگیری استفاده میکنی گفتم نه آبتو نریزی داخل . با چند تکان محکم کشید بیرون و روی شکمم و چند قطره ای روی پیراهنم تخلیه کرد . جعبه دستمال را از روی میزش برداشت و گفت خودت را تمیز کن ولی بلند نشی ها زود میام منظور حرفشم را نفهمیدم و شروع کردم به پاک کردن خودم و به دنبال شورتم که نمیدونستم کجا انداخته . از دست شویی آمد و گفت عه مگه نگفتم بلند نشو بخواب که اصل کاریش مونده مرا با زور خوابوند و گفت من همیشه در دو مرحله سکس میکنم با تعجب نگاهش میکردم ، پاهای مرا باز کرد و انتهای کیرشو با دست گرفته بود و دوباره فشار داد .اینبار کیرش را دیدم که کاملا بلند و شق بود کمی از کیر افشین بزرگتر بود ولی خیلی تفاوت داشت در عملکرد . اینبار با شدت و سرعت بیشتری میکرد و مدام قربون صدقم میرفت و از کس تنگ و سفیدم تعریف میکرد نتوانستم احساس خودم را مخفی کنم بعد از دو سه دقیقه با تلمبه های شدید و سرعتیش ارضا شدم و فقط ازش میخواستم کمی صبر کند تا بتوانم تحمل کنم ولی توجهی به خواسته من نداشت و تکان میداد حدود یه دقیقه ای در حال لرزش و ارگاسم بودم آخه برای اولین بار بود که با کیر به ارگاسم میرسیدم . خیس عرق بودم و واقعا نمیدونستم چه عکس العملی در برابر این تعرض جنسی داشته باشم او همچنان در حال تلمبه زدن بود و گاهی بخاطر خستگی جای پاهایش را عوض میکرد برای بار دوم و سوم و چهارم ارضا شدم و التماس میکردم که دیگه بس کن و تموم کن دارم میمیرم آخه تو چه جور کمری داری که اینطوری برای بار دوم هنوز مشغولی گفت من گفتم بعد از اتمام کار تفاوت من و شوهرت را خودت میفهمی مجددا با نعره کیرش را بیرون کشید و به روی شکمم خالی کرد . من هم فقط شورتمو برداشتم بطرف دستشویی دویدم .
لباسم را که میپوشیدم گفت اگه به شوهرت یا کس دیگه ای گله کنی و این مسئله را بگی مطمعن باش خواهم گفت که خودت مرا تحریک کردی و مرا با انگیزه خاص شهوت روی خودت کشیدی .
پس از خارج شدن یه حالی بودم نمیدونم کجا بودم گیج گیج و با خجالت و سرافکندگی و خیانت و گاهی هم با رضایت از اینکه عجب کیر خوشمزه ای که برای اولین بار چنان لذتی برام ساخت که هیچ وقت فراموش شدنی نیست . کلی از مسیر را پیاده آمدم و در این افکار غوطه ور بودم . نمیدونم چطوری به خونم رسیدم و با همان لباسها زیر دوش رفتم .
برای آرام کردن خودم تصمیم گرفتم که از فردا به شرکت نرم ولی به این فکر افتادم که اگه نرم ممکنه افشین شک کنه و بپرسه که چی شده که یکدفعه ای شرکت را ترک کردی . هزار جور فکر به سرم زد ولی تصمیم گرفتم که برای مدت کوتاهی به شرکت برم ولی با مدیر عامل قهر کنم و به هیچ یک از خواسته های کاریش عمل نکنم و در ادامه استعفای خود را بنویسم . ولی این کار درستی نبود چون وقتی مرا صدا میکرد و من جواب نمی دادم همکارانم میگفتن مگه کری مدیر عامل صدات میکنه . چند روزی به همین طریق گذشت و من نامه استعفای خود را روی میزش گذاشتم . یه نگاهی به من کرد و گفت باشه آخر وقت در موردش صحبت میکنیم .
بعد از یک ساعت پاکتی را روی میزم گذاشت و گفت این مال شماست .پاکت را برداشتم داخل آن یک چک به مبلغ دویست هزار تومان بود . عصبی شدم و پیش خودم گفتم خیال کرده من بخاطر پول مجددا به شرکت آمدم ؟ ولی چک را در کیفم گذاشتم و به خودم گفتم من که استفا میدم چرا چک را قبول نکنم او باید هزینه تعرض به مرا پرداخت کنه .تقریبا یک ربع به پایان ساعت کاری مونده بود که مرا صدا کرد رفتم اتاقش گفت بفرمایید بنشینید گفتم نیازی نیست با شدن گفت بتو میگم بشین . پس از نشستن کلی حرف زد و فقط میخواست خودش را توجه کنه و مرا در درخواست سکس مجدد همراهی کنه . از پشت میزش بلند شد درب اتاقش را بست .گفت همه رفتن و فقط من و تو هستیم دستم را گرفت و به طرف میزش برد . واقعا نمیدونم چرا هیچ عکس العملی نتوانستم نشون بدم و مثل یه زنی که منتظر کسی برای لخت کردنش باشه بودم و فقط به چند روز پیش فکر میکردم حال و هوای لذت آن چند روز در من ظاهر شده بود . مرا بلند کرد و روی میز نشاند شلوارش را درآورد و با ور رفتن با سینه های من بوسه بر گردن و کوشم حس شهوت در من را پدیدار می کرد شلوارم را در آورد . و با لیسیدن کوس و پاهایم غرق در شهوت شدم . کیرش را به طرفم آورد و گفت کمی برام ساک بزن . من که هیچ وقت برای شوهرم ساک نزده بودم بخاطر خالی نشدنش در دهانم از این کار خودداری کردم پاهای مرا بالا برد و ایستاده کیرش را در کوسم با چند بار عقب و جلو کردن جای داد . وای عجب حسی برام بوجود آمده بود با نگاهم از او تشکر میکردم و او هم با حس پیروزی و قالب بر من به کار گاییدن من ادامه میداد
من میترا هستم ۳۵ ساله با اندامی نه چاق و نه لاغر ولی پاهای درشت و سفیدی دارم . چهره ام هم زیباست چون هر وقت تنها بیرون میرم از درخواست شماره تلفنم از هیچ مردی در امان نیستم سایز سوتین هم ۷۵ که خوشبختانه سینه هام حالت افتادگی پیدا نکرده .تنها ایراد بدنم جای خطی است که در شکمم بخاطر سزارین به جا مانده . در حال حاضر با همسرم زندگی مشترک خود را داریم . پانزده سال پیش بعد از عروسی با همسرم افشین به خانه خودمان رفتیم و در شب اول همسرم توانست که منو از باکرگی در بیاره . مثل همه عروس و دامادها هر دو داغ بودیم و روزی دوبار با تمایل زیاد عمل سکس را در دو یا سه دقیقه انجام میدادیم . و من چون تجربه این کار را نداشتم فکر میکردم که طبیعیه و همه مردها با چندین بار تلمبه زدن تخلیه میشن و زنها هم با مالش به ارگاسم میرسن . اینم بگم که شب اول بخاطر کوچکی کیر همسرم به راحتی توانست پرده مرا پاره کنه و من هم با کمترین سوزش و درد توانستم تحمل کنم .
قبل از ازدواجم بخاطر تهیه جهیزیه و کمک به پدرم در یه شرکت به عنوان منشی که وظیفه ام جواب تلفن ها و نگهداری از پرونده های شرکت بود استخدام شدم . بخاطر ازدواجم دو هفته مرخصی گرفتم که بعد از اتمام مرخصی مجددا مشغول کار شدم البته همسرم هم مخالفتی نداشت . بعد از چهار ماه گذشت ازدواجم مدیرعامل اعلام کرد که فردا جلسه هیئت مدیره تشکیل میشه و فقط خانم .… باید در جلسه حضور داشته باشه بقیه نباید به شرکت بیان . همه خوشحال شدن بجز من که باید میآمدم به شرکت .
هنگام خداحافظی از مدیرعامل به من گفت خانم … فردا ساعت یازده تشریف بیارین . در ضمن من قصد جسارت ندارم فقط از شما خواهش میکنم فردا کمی به خودتون برسین و با لباس شیک به شرکت بیایین . من با تکان دادم سرم از شرکت خارج شدم یادمه اون شب هم با شوهرم سکس دو سه دقیقه ای انجام دادیم و خوابیدیم . به خاطر توصیه مدیرعامل کمی به خودم رسیدم و در لباس پوشیدن دقت بیشتری برای ست شدن انجام دادم وقتی به شرکت رسیدم خود مدیرعامل درب شرکت رو باز کرد و با سلام مرا به داخل دعوت کرد پس از نیم ساعت مرا صدا کرد و گفت لطفا بشین تا در مورد جلسه کمی صحبت کنیم . من هم با اشتیاق به حرفاش گوش میدادم که به آرامی از پشت میزش بلند شد و در کنارم روی مبل سه نفره که در اتاقش بود نشست . من خودم را جمع و جور کردم . گفت خانم … مدتیه که من تو نخ شمام و حقیقتا دل منو بردی با شنیدن این حرفش سعی کردم بلند شم ولی دستش را دور گردنم انداخت گفت نگران نباش هیچ اتفاقی نمی افته . من با لحن تندی گفتم آقای مدیر من شوهر دارم این چه حرکتیه ؟ گفت میدونم شوهرداری ولی لطفا دلم میخواد تفاوت من و شوهرت را تجربه کنی . گفتم یعنی چی و با فحش و ناسزا و حتی یه سیلی در گوشش سعی کردم که خودم را از دستاش بیرون بکشم ولی مرا محکم گرفته بود و اجازه بلند شدن را نمیداد . مرتب میگفت صبور باش و کمی با من مهربان . فک کن من شوهرتم و اصلا به این فک نکن که خیانت در حق شوهرت میشه . پس از ربع ساعت اختلاف و کشمکش با قدرت بدنی و فشار دستاش مانتو و روسری مرا از تنم جدا کرد و با یک دستش هر دو دست مرا گرفته بود و با دست دیگرش تن و بدن مرا ماساژ میداد . واقعا از نظر جسمی خسته شده بودم و دیگر توان جلوگیری از ادامه کارش را نداشتم . راستی اسمت میترا هستش اره ؟ میترا جون من کار خودم را با لذت انجام میدم و از تو میخوام که با من لذت ببری تا خاطره خوبی تو ذهن تو بمونه ولی اگر نخواهی لذت بری مطمئن باش که از مرد و سکس زده میشی طوری که با شوهرت هم دیگه نمیتونی سکس لذت بخشی داشته باشی . اون موقع معنی حرفاش برام نامفهوم بود و فقط به فکر خلاص شدن بودم . مرا روی همان مبل سه نفره به زور دراز کش کرد و چون بخاطر جلسه پیراهن دامن دار پوشیده بودم دامنم را بالا زد ولی من با دستهایم اجازه نمیدادم . با عصبانیت گفت میتونم با یه سیلی به عنوان تلافی در گوشت تو را وادار بکنم ولی دلم نمیاد پس اینقدر خلاف خواسته من عمل نکن و اجازه بده کارم را شروع و تمام کنم . من هم به تصور اینکه مثل شوهرم با دو سه تا تلمبه زدن تخلیه میشه شل کردم و هر دو دست خود را روی صورتم گذاشتم تا هیچ چیز را نبینم . ولی کاملا متوجه شدم که لباسهای خود را درآورد و با دو دستش شورتمو از پام کشید بیرون . کیر داغش را به کوسم میمالید و با یه فشار داخل شدن آن را حس کردم . من تلاش میکردم که احساسم را بروز ندم ولی سعی میکرد با حرفاش منو تحریک کنه . میگفت میترای کوس قشنگه چه کوس تنگ و سفید و خوشگلی داری . شوهرت هم مثل من میکندت . بابا لذت کیرمو ببر بعداً پشیمون میشی و افسوس میخوری ها . ولی من منتظر بودم که آبش بیاد تا تموم بشه . حدود ده دقیقه ای میشد که کیرش در کوسم حس میکردم و تو ذهنم میگفتم این چرا آبش نمیاد چقدر با افشین ( شوهرم ) تفاوت داره . خلاصه فک کنم بعد از یک ربع گفت از قرص جلوگیری استفاده میکنی گفتم نه آبتو نریزی داخل . با چند تکان محکم کشید بیرون و روی شکمم و چند قطره ای روی پیراهنم تخلیه کرد . جعبه دستمال را از روی میزش برداشت و گفت خودت را تمیز کن ولی بلند نشی ها زود میام منظور حرفشم را نفهمیدم و شروع کردم به پاک کردن خودم و به دنبال شورتم که نمیدونستم کجا انداخته . از دست شویی آمد و گفت عه مگه نگفتم بلند نشو بخواب که اصل کاریش مونده مرا با زور خوابوند و گفت من همیشه در دو مرحله سکس میکنم با تعجب نگاهش میکردم ، پاهای مرا باز کرد و انتهای کیرشو با دست گرفته بود و دوباره فشار داد .اینبار کیرش را دیدم که کاملا بلند و شق بود کمی از کیر افشین بزرگتر بود ولی خیلی تفاوت داشت در عملکرد . اینبار با شدت و سرعت بیشتری میکرد و مدام قربون صدقم میرفت و از کس تنگ و سفیدم تعریف میکرد نتوانستم احساس خودم را مخفی کنم بعد از دو سه دقیقه با تلمبه های شدید و سرعتیش ارضا شدم و فقط ازش میخواستم کمی صبر کند تا بتوانم تحمل کنم ولی توجهی به خواسته من نداشت و تکان میداد حدود یه دقیقه ای در حال لرزش و ارگاسم بودم آخه برای اولین بار بود که با کیر به ارگاسم میرسیدم . خیس عرق بودم و واقعا نمیدونستم چه عکس العملی در برابر این تعرض جنسی داشته باشم او همچنان در حال تلمبه زدن بود و گاهی بخاطر خستگی جای پاهایش را عوض میکرد برای بار دوم و سوم و چهارم ارضا شدم و التماس میکردم که دیگه بس کن و تموم کن دارم میمیرم آخه تو چه جور کمری داری که اینطوری برای بار دوم هنوز مشغولی گفت من گفتم بعد از اتمام کار تفاوت من و شوهرت را خودت میفهمی مجددا با نعره کیرش را بیرون کشید و به روی شکمم خالی کرد . من هم فقط شورتمو برداشتم بطرف دستشویی دویدم .
لباسم را که میپوشیدم گفت اگه به شوهرت یا کس دیگه ای گله کنی و این مسئله را بگی مطمعن باش خواهم گفت که خودت مرا تحریک کردی و مرا با انگیزه خاص شهوت روی خودت کشیدی .
پس از خارج شدن یه حالی بودم نمیدونم کجا بودم گیج گیج و با خجالت و سرافکندگی و خیانت و گاهی هم با رضایت از اینکه عجب کیر خوشمزه ای که برای اولین بار چنان لذتی برام ساخت که هیچ وقت فراموش شدنی نیست . کلی از مسیر را پیاده آمدم و در این افکار غوطه ور بودم . نمیدونم چطوری به خونم رسیدم و با همان لباسها زیر دوش رفتم .
برای آرام کردن خودم تصمیم گرفتم که از فردا به شرکت نرم ولی به این فکر افتادم که اگه نرم ممکنه افشین شک کنه و بپرسه که چی شده که یکدفعه ای شرکت را ترک کردی . هزار جور فکر به سرم زد ولی تصمیم گرفتم که برای مدت کوتاهی به شرکت برم ولی با مدیر عامل قهر کنم و به هیچ یک از خواسته های کاریش عمل نکنم و در ادامه استعفای خود را بنویسم . ولی این کار درستی نبود چون وقتی مرا صدا میکرد و من جواب نمی دادم همکارانم میگفتن مگه کری مدیر عامل صدات میکنه . چند روزی به همین طریق گذشت و من نامه استعفای خود را روی میزش گذاشتم . یه نگاهی به من کرد و گفت باشه آخر وقت در موردش صحبت میکنیم .
بعد از یک ساعت پاکتی را روی میزم گذاشت و گفت این مال شماست .پاکت را برداشتم داخل آن یک چک به مبلغ دویست هزار تومان بود . عصبی شدم و پیش خودم گفتم خیال کرده من بخاطر پول مجددا به شرکت آمدم ؟ ولی چک را در کیفم گذاشتم و به خودم گفتم من که استفا میدم چرا چک را قبول نکنم او باید هزینه تعرض به مرا پرداخت کنه .تقریبا یک ربع به پایان ساعت کاری مونده بود که مرا صدا کرد رفتم اتاقش گفت بفرمایید بنشینید گفتم نیازی نیست با شدن گفت بتو میگم بشین . پس از نشستن کلی حرف زد و فقط میخواست خودش را توجه کنه و مرا در درخواست سکس مجدد همراهی کنه . از پشت میزش بلند شد درب اتاقش را بست .گفت همه رفتن و فقط من و تو هستیم دستم را گرفت و به طرف میزش برد . واقعا نمیدونم چرا هیچ عکس العملی نتوانستم نشون بدم و مثل یه زنی که منتظر کسی برای لخت کردنش باشه بودم و فقط به چند روز پیش فکر میکردم حال و هوای لذت آن چند روز در من ظاهر شده بود . مرا بلند کرد و روی میز نشاند شلوارش را درآورد و با ور رفتن با سینه های من بوسه بر گردن و کوشم حس شهوت در من را پدیدار می کرد شلوارم را در آورد . و با لیسیدن کوس و پاهایم غرق در شهوت شدم . کیرش را به طرفم آورد و گفت کمی برام ساک بزن . من که هیچ وقت برای شوهرم ساک نزده بودم بخاطر خالی نشدنش در دهانم از این کار خودداری کردم پاهای مرا بالا برد و ایستاده کیرش را در کوسم با چند بار عقب و جلو کردن جای داد . وای عجب حسی برام بوجود آمده بود با نگاهم از او تشکر میکردم و او هم با حس پیروزی و قالب بر من به کار گاییدن من ادامه میداد
ادامه دارد
میترا
نوشته: میترا
6 پاسخ به “شروع فانتزی (۱)”
اه میترا چرا اینطوری نوشته ایی همش راهمانطور ک از زبان مدیر عامل نقل کردی مینوشتی.بااینکه توانایی اونجور نوشتن راداشتی چرا اینجوری نوشته ایی ک بگویی حقیقت محض بود
کَندَه کاری هم بلدی ؟ 😂👉
با خواندن داستانت حس چرند بودن نوشته ات در من «پدیدار» شد ! اما از ناسزا گفتن «خودداری» کردم . 😁اینارو از نوشته خودت وام گرفتم .
بد نوشتی
لاشی انگار داری به زبان افغانی مینویسی. این چه کسشریه مگه فارسی دوم دبستانه؟!
خوش بحال مدیر عامل خدا شانس بده