با سلام اسم من علی و زنم رویا از اندام زنم بگم خیلی رو فرمه با سینه های 85 و کوس تنگ و کون گنده قد 170 یک روز با زنم سکس میکردیم و فیلم سوپر نگاه میکردیم دوتا مرد با یک زن سکس میکردن این صحنه ها زنمو بیشتر حشری میکرد و خوب سکس میکرد باهام یک روز حین سکس گفتم دوست داری یک کیر دیگه بره تو کوست اولش ناراحت شد ولی بعدش یواش یواش حشری میشد و میخواست بعد کلی سکس و فانتزی نفر سوم با رویا تصمیم گرفتیم این فانتزی و به واقعیت تبدیل کنیم ولی به هم خیانت نکنیم حالا مونده بود نفره سوم کی باشه که بشه بهش اعتماد کرد تو این صحبتها بودیم که رویا گفت من یک دوست پسر دوران دبیرستان داشتم یادم افتاد که قبلان در موردش بهم گفته بود اسمش رضا بود از اونجایی که شهر ما کوچکه در مورد رضا پرسجو کردم دیدم هنوز مجرده البته ر موردش با رویا خیلی ص کرده بودیم که قابل اعتماده و این حرفا.شماره رضا رو به هر طریقی گیر آوردم به رویا گفتم خودت باهاش ص کن اولش میترسید بعد خیالش ازم راحت شد بهش زنگ زد و کلی ص که قرار گزاشتن همو ببینن رویا یک آرایش معمولی کرد و رفت و منم یواشکی دنبالش رفتم که رویا هم متوجه نشد سوار ماشینش شد منم یک دربست گرفتم و رفتم دنبالشون بعد کلی چرخ زدن یک جایی نگرداشت و باهم ص میکردن منم تاکسی و راه انداختم و رفتم نزدیک ماشین پشت یک درخت بهشون نگاه میکردم میخواستم بدونم کارهایی که میکنن و زنم بهم میگه یا ازم قایم میکنه و بهم خیانت میکنه 20دقیقع نگاهشون کردم فقط ص میکردن یک دفعه دیدم رضا چشم رویا رو بوس کرد و دوباره راه افتادن و منم سوار شدمو اومدم خونه دیدم رویا خونه هست گفتم چطور شد اونم عین واقعیتو گفت و اینم گفت که به رضا گفتم شوهرم در جریانه من با تو هستم بعد کلی ص تلفنی قرار شد من و رضا رو درو شویم اولش رضا میترسید و راه نمیومد ولی بعد دو سه با همو دیدن یواش یواش راه افتاد و بوس کردن رویا و لب گرفتن رویا شروع ماجرا بود یک روز قرار گذاشتیم اومد خونمون بعد کلی ص کردن و پذیرایی رویا وسط ما نشسته بود من بوسش کردم و ازش لب گرفتم بعد رضا ازش لب گرفت و یواش یواش لختش کردیم و رفتیم اتاق خواب و چراغهارو کم کردیم رویا رو لخت کردیم بعد علی و من لخت شدیم و من از پشت علی هم از جلو بغل کرده بودیم و کیرهامون لای پاش بود بعد من کوسشو خوردم رضا هم سینهاشو رضاکوسشو خورد رویا به زانو نشست زمین و کیرهای مارو تو دستش گرفت وبه نوبت ساک میزد رویا بلند شد و یک پاشو گذاشت رو پایه تخت و رضا کیرش از من کوچک بود کرد تو کوسش رویا بد جور حشری شده بود ناله میکرد برگشت طرف من منم کردم تو کوسش بعد رو تخت داگی شد و رضا گذاشت تو کوسشو رویا هم واسم ساک میزد و زود زود جاهامون عوض میکردیم بعد من خوابیدم رویا نشست رو کیرم و من تلمبه میزدم رویا به رضا گفت تو هم بگن تو کونم رضا هم کرد تو کونشو باهم همزمان میکردیمش رویا هم نهایت لذت میبرد و بعد چند دقیقه آب رضا اومد خالی کرد رو کمر رویا چند دقیقه بعد آب من اومد منم خالی کردم رو سینه هاش و این بود ماجرای mfmما بعد اون دو بار هم با هم شدیم اگه خواستین واسطون می نویسم الانم رضا ازدواج کرده و یک شهر دیگه است باهاش در تماس هستیم اگه بتونه زنشو راضی کنه ضربدری میکنیم.این داستان عین واقعیته نوشتم واسطون امید وارم لذت برده باشین.
نوشته: علی
24 پاسخ به “سکس mfm منو زنم و دوس پسرش”
کونکش سختت بود از کلمه صحبت استفاده کنی همش ص ریدی؟ دسته ص بره توکونت
bi qyrt
علی کجا بود این وسط؟
شاشووو (clap)
مرسی قشنگ بود ممنون
درکتاب الشجر فی طول قامت الذکر نقل است از ابن الباسن تپان که روزی به خدمت شیخنا هاردست فاکر (دام افاضاته) بودیم که مریدی داخل گشت درحالی عجیب که سرش سرخ شده بود بسان التی افراشته … به سان احترام قمبلی به سوی شیخ نمودندی و به رسم ادب بوسه ی بر الت شیخ نشاندی سپس روبه شیخ کرده و گفت یا شیخنا ای که هیچ جنبنده ای از زیر الت مبارکت نه توان جنبیدن باشد او را سوالی دارم… رخصت پرسش داد ان مرید گفت یا شیخ مدتی است در سایت بکن تو از برکات صابون های جدید ملجوقینی پیدا شدند که حشیش شیاف کردندی و دستی بر الت و دستی بر کیبورد تخیلات تخمی خویش تایپ بنمونندی و سایز ها گفتندی بس شگفت و تبلیغ کس و کون و کیر خود کردندی و بخورد ملت الت به دست همی دادندی مریدان را خشتکی نمانده از بهر کثرت دریدن حکم چه باشد؟شیخنا هاردست فاکر دستی بر الت نیم متری خود کشید و قدری خایه ها را جابجا کردندی تا خون به مغر برسد سپس رو به مرید کرد و فرمودند هرگاه چنین شد انگشت شصت خود پایین فورد اورده در سراخ باسنشن بنهید انها را بگویید فاک اف لیتل بیچ اند ساک مای دیک ! اگر دیدی افاقه نکرد انها را به نزد من بیاورید تا الت خویش از پشت تپانده تا به مغرشان برسانم باشد که هدایت گردند مرید بسی خوشی بدو دست داد و خشتک خود بر سر کشید و نعره ها زد و انگشت حیرت در باسن خویش تپانید کیر بوسان از حضور شیخ مرخص شد تا مریدان را این مژده بدهد!
من و خانمم هم چند بار mfmداشتیم داستانت یکم شبیه داستان ماست.ولی قسمت سکست خیلی ضعیف بود .باز خسته نباشی
توی داستان نوشتنت دقت کن حتما قبل ارسال دوباره بخون…من خوشم نیومد…
از ص نوشتنت معلومه اصلا حوصله نداشتي. فوري تمومش كردي. اما بهتر از كس شعرا بود
وسطای داستان خودشو گم کرد، میگفت علی اونو از پشت گرفت و من از جلو.علی که خودت بودی 🙄
علی کیه، رضا کدومه، ص چی میگه این وسط… دیگه ننویسی جون کس زنت قسم…
ک وس ننت با میمنتحالا بیا با هم ص کنیمک ونکش
نمیدونم چرا ولی احساس میکنم خیلی تخمی بود.
اونجای ننه. آدم دروغگو
ننویس دیگه 😐
تو که جای صحبت از مخفف ص استفاده کردی با اضافه وقتت چیکار کردی جغی هان؟؟؟؟
بعد علي و من لخت شديم…!بعد رضا از جلو كرد تو كسش!!كيرم دهنت كس كش توهمي با اين داستان نوشتنت
از نظر سکسی خوب بود هر جند خیلی با عجله نوشته بودیش. از نظر نوشتاری زیاد تعریفی ندشت مطمئنا خیلی بهتر از اینا میتونی بنویسی . خسته نباشی…
منم تجربشو داشتم، و طرف رو تو این سایت اشنا شدم، ادم خوش هیکل و کیر درستی بود، و خوب کمری داشت، من از شدت توانش و قدرت مردونگیش سریع ابم میومد و اونم جلوم زنمو دوبار تو ی سکس ارضا میکرد، و خیلی بد حشر بود. اعتماد بهش سخت بود و بعد اشنایی تست ایدز و هپاتیت هم گرفتم ازش بعد ادامه و ،،،
dadach ali ki bud?gandbang bude?! “)
اخ باور کردم خیلی باحال بود
نظر شما چی
نظر شما چیه؟
کسی هست مارو تو بازی را بده