سکس محسن و خواهرزنش (۲)

باسلام همه دوستان و سایت بکن تو داستان قبلی گفتم بعضی واسم فوش بد بیجا نوشته بودن اول بی سواد نیستم لیسانس مدیریت دارم دوم گوشیم جوریه که من بعضی جملات را می نویسم خود سیستم گوشی تغییر میدم وارد میکنه بعد اون کسی که نوشتی خواهر زن حرمت داره تو اگر شهوت بگیر پاش بیفته از خواهر مادر خودت گذشته نداری اگر تو حرمت سرت میشود هیچ وقت تو این سایت نمیامدی پس بیخود نقش پلمپ بازی نکن هرکس فوش بدوبیجا مینویسه بدان صدبرابر بهت میخوره با عرض معذرت از همه دوستان و سایت عزیز
داستان منو خواهر زنم سهیلا و من تو کف اون انقدر طول کشید که من ۴۰سال شدم واز اون زمان تا الان ۷سال گذشت وسه تابچه دارم سهیلا دوتا داره تا شوهرش تو یه تصادف فوت شد و سهیلا اومد خانه باباش خانه ما ویلایی حیاط دار دو طبقه خلاصه بعد مدت چند ماه از اومدن سهیلا می گذشت تا یه روز که هیچ کس خانه نبود سهیلا توی حیاط خانه با یه شربت سوتین اومده بود و انگار از حمام اومده بود بیرون لباس هاش روی طناب پهن میکرد من سر زده کلید انداختم در اومد داخل وقتی که منو دید انگار برق گرفت دوید داخل خانه منم اومد داخل رفتم بالا کسی نبود اومد پایین در زدم رفتم داخل گفتم هیچ کس خانه نیست گفت زن عموم سفر صلوات آش رشته داشته همه بچه ها بردن رفتن گفت چای میخوری گفتم اره گفتم ببخشید نمیدونستم لختی وگرنه نمیامدم داخل دیدم گفت نه بابا پیش میاد یهو از دهنم پرید گفتم ولی انصافا خیلی اندام هیکل خوبی داری موقع لختی خوب معلوم خوشبحال هرکس صاحب تو بشه خدا بیامورزه اگر تصادف نمی کرد صد سال دیگه زند میماند دیدم هیچی نگفت اومد نشست چای آورد گفت نه بابا انقدر تو میگی نیستیم گفتم نه خدایی یه پا مانکنی برو واسه مدل شدن اصلا بهت نمیاد دوتا بچه آوردی گفت جدی میگی فکر نمی کردم انقدر خوب باشم کل بدنم شهوت گرفته بود همش اون بدن لخت دویدن باسن خوشگل بدن سفید میامد جلو چشمام کیرم بد سیخ شده بود دیدم یه نگاه بهم انداخت زیر چشمی گفت غم بی شوهری تازه یخورده لاغر از بین بردن بدنم وگرنه قبلا خیلی خوبتر بودم گفتم واست سخت نیست گفت چرا بدجور داره اذیتم میکنه بعضی وقتا رفتم کنارش نشستم دست خودم نبود انگار اونم منتظر بود دستم روی شانه هاش گذاشتم گفتم ناراحت نشو اخه ما باهم خیلی راحت هستیم هر حرفی به هم میگیم اون با بدون روسری تاب جلو میگرده اونم سرشو گذاشت رو شانه ام آروم دستم کشیدم روی موهاش با گردنش دیدم هیچ حرکت عکس العمل نشان نداد مریم گوشش گرفتم می‌مالیدیم دستم کشیدم رو سینه هاش هیچی نگفت سرشو بلند کردم لبام گذاشتم رو لب هاش اونم از خدا خواسته زبانشو داخل دهنم می چرخوند یخورده که لب گرفتیم کامل لخت شدیم شرط کردم دوباره لب گرفتن بعد رفتم گردن گوشش خوردم آروم رفتم سراغ پستون ها مثل ندید بدید انقدر لیس زدم خوردم با چندتا بوس رفتم سراغ کص سفید تپل بدون یه مو همون موقع زده بود با دوتا دستام اینور اونور کص کشیدم زبانم داخل کردم چوچوله اش قشنگ لیس میمیکیدم حدود یه یه رب انقدر خوردم که لرزید ارضاع شد بده بلند شد کیرم گرفت تا آخر تو دهنش کرد انقدر قشنگ ساک میزد خایه هام تو دهنش میکرد کیرم لیس میزد که انگار دکترا ساک زدن داشت بعد رو مبل دارم کشید پاهاش بالا کرد کیرم گذاشتم روبرو سوراخ کص آروم فشار دادم یه اخ کشید که میخواستم همون لحظه ارضاع بشم شروع کردم تلنپه زدن انقدر کردم که دوباره ارضاع شد چهار دست پا سگی وایسادم دوباره کردم التماس میکرد که بسته دیگه توان ندارم تا درازش کردم رو مبل دوباره کردم داخل کص اش روش دراز کشیدم پستوناش تو دهنم کردم تلنبه میزدم تا ارضاع شدم همشو داخل کص اش ریختم داد کشید دیگه کار از کار گذشته بود گفت اشکال نداره سیر آب شدم قرص می‌خورم دیگه بعد ده دقیقه همون جور لخت کنار هم دراز کشیدیم بعد چندتا بوس کردم رفتم بالا یه دوش گرفتم اومد پایین چندتا بوس کردم رفتم سر کارم از اون موقع به بعد دوسه بار دیگه سکس داشتیم هر وقت موقعیت پیش بیاد میکنمش خلاصه زن دومم شده تو فکرم صیقه کنم تا گناه نباشه ممنون از همه دوستان و سایت عزیز

نوشته: خودم

بازدید 18,078

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

16 پاسخ به “سکس محسن و خواهرزنش (۲)”

  1. تو حرف زدنِ خودتو نگاه کن : از خواهر مادر خودت “گذشته نداری” !بعدم نه اصلا هم اینطوری نیست احتمالا ایل و تبارِ خودت اینطورین که وقتی شهوتی میشن به خواهر مادرِ خودشونم رحم نمیکنن وگرنه بقیه مردم اینطوری نیستن.بعدم اینکه حرمت چه ربطی به این سایت داره؟؟ یعنی عقل و شعورت پایین نیست “کیریه” !! ننویس دیگه پفیوز

  2. خوار کمبه ، بعنی سر در اون دانشگاهی که مدرک داری ازش ، کیر پدر پسر شجاع تو کونت دروغگوی نمایشگاه ماشین دار خونه دوبلکس و دو طبقه یه گوشی درست درمون بخر اینجوری تایپ نکن ، تلنپه میزدم ، آخه ورا تو انقدر بیناموس و خواهر کسه ای زن جنده دروغگو

  3. احمق بیشعور مگه تو مورمونی که دو تا خواهر همزمان زنت باشن؟؟ گوشیت صیغه رو مینویسه صیقه یا خود داهاتیت بی سوادی؟؟ مگه میشه وقتی یه خواهر زنت باشه خواهر دوم رو هم بگیری حالا عقد یا به قول خود کون نشورت صیقه؟؟؟به خود نگاه نکن هرکی میکنتت داداشاشم میاره دخترا رو نمیشه با دو تا خواهر همزمان محرم باشی!!

  4. چی میزنی کسخول شیزو فرنی؟؟؟تو قسمت اول که شهریور منتشر شد زدی ۳۳ سالته، یه ماه نشده میگی ۷ سال از اونموقع گذشته ۴۰ سالت شدهبنظر خودت باید داستانتو باور کرد و بهت فحش نداد؟

  5. به شعور خواننده احترام بزار. بعد نوشتنت و قبل آپلود ویرایش کن داستانتو

  6. من فکر کردم قسمت اولو قبلا خوندم ولی نخونده بودم . انتقاد کردی که بچه ها گفتن بیسوادی و…باید بگم ان سوادی یه ان نوشت با کلی غلط . مردک هپورتی داشتی موهای خواهرزنترنگ می کردی یه دف زدی تو فازامدن خونتو قرص دادن مطمئنی خودت قرص نخوردی ؟بدجور گیج میزنی.برا قسمت دوم که بدتر اخه چس مغز تو قسمت اول کردی و بعد رفتی خونش تا تورو دید دوید رفت چیزی بپوشه ؟اخه گوز مغزی هم تا این حد بعدشم میخوای بنویسی بنویس دروغ بنویس مشکلی نیست داستانه .ولی زنت زیر برو بچش بکن تو بشه با مادرزن و خواهر زنت اگه درست حسابی ننویسی

  7. شاشیدم سردر اون موسسه ای که به تو لیسانس دادمشکل از گوشیت نیستاز عقلتهمرتیکه ازگل آخه خواهر زن و مگه میشه صیغه کنیبقول توی مشنگصیقه

  8. با خواهر زنت سکس کنی زن خودت بهت حرام میشه اونوقت چطوری میشه صیغه کرد. دوست عزیز اگه صحبت از حرام و حلاله تا وقتی که زن یک مرد در قید حیاط باشه نمیتونی با خواهرش ازدواج کنی حتی اگه زنت رو طلاق داده باشی نه ازدواج و نه صیغهخود صیغه هم یه کلاه شرعیه که به دلایل زیادی رد و باطل میدونم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید