در جواب اون دوستانی که توی قسمت اول فحش نوشتن و چیزایی که مناسب خانواده ی خودشونه گفتن باید بگم که کسی مجبورتون نکرده و میتونید نخونید داستان رو ، به اونجا رسیدیم که من رفتم خونه ی پیرزنه و مهنازم رفت دوش گرفت و اومد ، یه ست توری مشکی تنش کرده بود و هیچی هم غیر لباس زیر تنش نبود ، اومد نشست کنارم و گفتش چه خبر و از زندگی و زنم پرسید منم گفتم امشب اومدیم خوش بگذرونیم این حرفارو نزنیم بهتره ، من که کلی استرس پیرزنه رو داشتم بهش گفتم یه وقت نیادش؟! اونم گفت نه قرص خواب دادم بهش و حتما باید یه نفر کمکش کنه موقع حرکت ، منم خیالم راحت شد ، به مهناز گفتم میشه منم برم دوش بگیرم ؟ اونم گفت آره برو تو سرویس دوش هم هست و شامپو و … هستش ، منم چون از سرکار مستقیم رفته بودم اونجا و بدنم عرق کرده بود یه دوش ۵ دقیقه ای گرفتم و اومدم ، دیدم میوه و شربت آورده و منتظره منه ، بهم گفت چراغای اتاق خاموش باشه یا روشن ، منم گفتم خاموش کن ولی لای درو باز بزار که یه نور کمی بیاد داخل ، اونم گفت باشه ، بهم گفت مسعود امانتی هایی که گفتم رو آوردی؟ منم گفتم آره و بهش دادم ، اونم یه ذوقی کرد و با ولع شروع به پر کردن پایپ کرد و گفت تو هم میکشی ؟ منم چون قبلا کشیده بودم و میدونستم تنهایی کشیدن زیاد حال نمیده به طرف و این متاع مخصوص سکسه بهش گفتم آره باهات میکشم ،اونم یه ماچ آبدار کرد و فندک رو روشن کرد و شروع کردیم به کشیدن ، فضای وحشتناک و بینظیری بینمون ایجاد شده بود ، اون میذاشت رو لبم و زیرش فندک میگرفت و میگفت بکش ، منم کام سنگین میگرفتم و بر عکس ، یواش یواش سر جفتمون سنگین شد و احساس گرما کردم ، لباسمو درآوردم و با شرت نشستم کنارش و بغلش کردم، اونم بی مقدم از رو شرت کیرمو شروع به مالیدن کرد و با دندوناش آروم سر کیرمو گاز میگرفت ، منم همونجور که داشت کیرمو دندون میزد محکم بغلش کردم و شروع کردم به خوردن لباش ، یه بدن فوق العاده سفید و سینه های سفت و یه کوس واقعا خوردنی و تنگ ، همونجور که داشتم لباش رو میخوردم با دست راستم نوک سینشو گرفتم و شروع به مالیدن کردم و با دست چپم آروم از زیر شرت شروع به مالیدن کوسش کردم ، نمیدونید چه حالی میداد از یه طرف فازگرفتن با شیشه و از یه طرف شهوتی بودن جفتمون ، دیدم مهناز گفت تورو خدا کوسمو بخور ، منم سریع رفتم سراغ کوسش و آروم شروع به زبون زدن و میک زدن کوسش کردم ، هیچ ایرادی نمیشد از بدن و کوسش گرفت واقعا آس بود ، دیدم گفت مسعود شیشه بکشیم دوباره ؟منم گفتم باشه همونجور که لخت بود ازپشت بغلش کردم و کیرمو گذاشتم لای پاش اونم پایپ رو داد دستم و با دست راستش فندک رو گفته بود و با دست چپش کیرمو میمالید، منم با دست چپم چوچولشو میمیمالیدم،اونهایی که اهل این داستانن میدونن من چی میگم ، بعد از کشیدن دیدم شورتمو کامل از پام درآورد و برای اولین بار کیرمو دید و گفت وای عجب کیر نازی داری و شروع به خوردنش کرد ، من که روی ابرا بودم بهش گفتم ۶۹ بشیم ، اونم گفت باشه حدود ۲۰ دقیقه باهم ۶۹ شدیم و خیس عرق شدیم اون واقعا وحشی شده بود ، تخمامو میخورد و با زبونش سوراخم رو که قبلش با موبر تمیز کرده بودم لیس میزد ، واقعا بهترین سکس عمرم رو داشتم تجربه میکردم ، یهو دیدم منو خوابوند و روی کیرم نشست و شروع به بالا پایین کردن کوسش روی کیرم کرد ، بعدش دیدم میخواد آبم بیاد خوابوندمش و گفتم میخوام کوستو بخورم ، اونم پاهاشو کامل باز کرد و من شروع به خوردن کردم ، همزمان انگشتامم داخل کوسش میچرخوندم و اونم جیغ میزد از لذت ، منم دستم رو گذاشتم رو دهنش که پیرزنه با صداش بیدار نشه ، همونجور که داشتم میخوردم یهو شروع به لرزیدن کرد و گفت یه پارچه بده ، یهو دیدم از کوسش با فشار شاش زد بیرون و منم دیدم اگه تنهاش بذارم ناراحت میشه از پشت بغلش کردم و تو بغلم شروع به پیچ و تاب کرد و بعد ۱ دقیقه آروم شد و گفت ببخشید که شاشیدم ،منم گفتم نه عزیزم عیب نداره عالی بودی و خیلی خوبه که ارگاسم شدی ، دیدم اونم شروع کرد به بوسیدنم و گفت الان میام ، مهناز رفت سرویس و خودش رو شست و اومد و گفت حالا نوبت توعه ارضا بشی ، دیدم رفت پایپ رو شست و یه مقدار جنس ریخت و گفت بکشیم ؟ منم گفتم باشه ، دیدم پایپ رو داد دستم و گفت خودت بکش ، منم شروع کردم کشیدن که دیدم آروم شروع کرد به خوردن نوک سینه هام و بازی با موهای سینم ، آروم آروم رفت پایین و کیرمو گرفت و نوکش رو زبون زد ، واقعا استاد سکس بود ، بعد که قشنگ کیرمو خیس کرد آروم نشست روش و بالا پایین کرد ، همشم میگفت آبت نیادا ، منم تو اوج بودم ، یهو گفتم قمبل کن داگی بکنم ، اونم قمبل کرد دیدم سوراخ کونش واقعا تمیز و بدون موعه، منم شروع کردم لیس زدن و دیدم آه و نالش دوباره بلند شد و گفت مسعود عاشقتم تا الان کجا بودی ؟ منم دیدم کیرم تو شق ترین حالته شروع کردم به تلمبه زدن و دیدم داره آبم میاد بهش گفتم چیکار کنم ، اونم گفت بریز توش قرص میخورم ، منم با خیال راحت خودمو خالی کردم و افتادم روش ، بعد ۵ دقیقه که حال جفتمون به حالت عادی برگشت نگاه به ساعت کردم دیدم ۵ صبحه ، که گفتم دیر شد نه ؟! اونم گفت نه ساعت ۶ پیرزنه بیدار میشه که ببرمش دستشویی و قرصاش رو بخوره ، تا اونموقع یه چرت بزن ، منم که اصلا خواب از سرم پریده بود بخاطر کشیدن مواد، گفتم نه لباسامو بپوشم آماده بشم که ۶ برم ، یه آبمیوه خوردم و لباسامو آروم پوشیدم و جوراب و کفشامم تو خونه پام کردم که تو راهرو کسی نبینتم ، همو بغل کردیم و از شبی که برای هم ساختیم تشکر کردیم و از راه پله آروم رفتم جلو در و رفتم سمت مترو که برم سرکارم ، این اولین خاطره از سکسمون بود و اتفاقات دیگه ای مثل تریسام و ضربدری و… با مهناز هم افتاد که اگه دوست داشتید براتون تعریف کنم .
نوشته: مسعود
9 پاسخ به “سکس با پرستار (۲)”
خاک توسرت آخه کس جنده خوردن داره چندش که با آبوتاب هم تعریف میکنی از خوردن کس هزار دسته خوردش، حالمونو بهم زدی ننویس دیگه مستراح .… 😕
(چون قبلا کشیده بودم و میدونستم تنهایی کشیدن زیاد حال نمیده)چرا میل خودت رو با گفتن این حرفها میخوای توجیه کنی.(متاع مخصوص سکسه)فقط یکی از فازهاش سکسه.(فضای وحشتناک و بی نظیری)دو کلمه متضاد در وصف حالت ایجاد شده.بنظرم درست نیست.ولیروی هم رفته داستان قشنگی بود جونم.
داشتی لب می گرفتی فهمیدی کصش تنگه؟بابا شماها خیلی کارشناسید 😂
خوب بود
چه میکنه این جنس خوب. ساقی بیاد این رو گردن بگیره
تا مصرف شیشه خوندمیکی از بدترین سکس هایی که داشتم با یه زن شیشه ای بودبدنشون بو میده حتی بعد ار حمام و نفسشون هم بوی سگ مرده میدهحالم بد شد تا اسم شیشه آوردیحیف اون زنی که تو داریخائن
خوب بود؛مهنازدوست داشتنی وبوسیدنی است.
کسکش چرا تبلیغ مواد میکنیآخه لعنت بهت از شیشه خطرناکتر خودشهبدترین نوع از اعتیاد رو دارهموادی که با فقط یک بار مصرف به شدت وابسته اش میشی
پس شاشید که اونم فرار کرد 🤣🤣