سلام اسم من جواده خب این برمیگرده به سال ۸۹ وقتی ۱۹ سالم بود یک روز از سر شوخی و خنده یه هندونه خریدیم بعد دیدیم خرابه میخواستیم بریم پس بدیم ولی وانتی رفته بود و آخر شب بود منم ناگهان یه فکر به سرم زد و هندونه رو بردم تو اتاق و هندونه رو از وسط با چاقو جیبی توی اتاق که زنگ زده بریدم و کیرمو کردم توی هندونه و با سرعت سامورایی و کیرم آب هندونه ای شد و لباسم هم کثیف شد و رفتم خوابیدم و باز از سر خنده کیرمو کردم تو هندونه و چندین بار این کار رو کرد و مادر هندونه رو گاییدم انقدر که کیرمو کرده بودم توش له شده بود و بردمش بیرون و کلی بهش شوت زدم و ترکید بعد اومدم خونه ولی خانواده ازم سوال پرسیده بودن و پدرم گفته بود هندونه کجاست چون میخوام برم پس بدم بعد فهمیده بودن مادر هندونه رو گاییده بودم یکم اذیتم کردن ولی یکی از بهترین روز های عمرم شده بود و هر جا هندونه میبینم میخندم و یاد همین قضیه میوفتم.پایان
نوشته: جواد
9 پاسخ به “سکس با هندونه (طنز اما واقعی)”
خوشبختانه اصلاً هندونه دوست ندارم و دیگه هم عمراً به فکرم بزنه حتی کمی ازش بخورم🤦🏻♂️😂این چه سمی بود آخه؟حقیقتاً جاش اینجا هم نبود.امیدوارم لاکغلطگیر بیاد و وانت بار حوالهت کنه!👋
چاقو جیبی تو اتاق ک زنگ زده؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سمی ترین داستان بکن تو!این همه ساله اینجا کلی داستان سمی و کسشعر خوندیم ولی این یکی نوبره
خب!پس هندونه رو گائیدی و هر وقت هندونه میبینی، خندهت میگیره؟آخراش گفتی خانواده، اذیّتت کردن؟ قطعاً دادنت دست همون وانتی و اونهم که تمام هندونههاش فاسد و خراب شدهبودن رو بهت فرو کرده. هم هندونههاشفروش رفتن، هم دل خانوادهت شاد شده، هم تو همیشه با دیدن وانت و هندونه، خندهت میگیره!تمام وانتهای ایران به انضمام بارشون و بلندگوشون حوالهت بادا ابله!
اگه طبق این کاصشعر حساب کنیم تاحالا اینجا کاصشعر سمی نخونده بودیم
آفرین به تو بهتر از کردن زنهای خراب و زنهایی که بقیه کردن
آقا شما اصلا سمت نویسندگی نرو واسه خودت میگم.
خب دیوث داستانو اینجوری اغاز و به اتمام برسون:سلام من یه جقی کصمغزم یه بار کیر کردم تو یه هندونه کیری تر از خودم و وانتی هم هندونه کرد تو کونم.وسلام نامه تمام🗿🤝
فکر خوبی بود رفتم تو کارش