سلام من صدف هستم 18 سالمه …نمیدونم از کجا باید شروع کنم ولی داستانی که براتون میگم کاملا واقعیه و آذر ماه سال 91 برام اتفاق افتاده…من تا حدی با دوست پسرم راحت بودم و صمیمی…یعنی خیلی راحت همدیگرو بغل میکردیم و لب و بوس و…ولی تا حالا منو نکرده بود…یعنی خیلی شخصیت وشعورش بالاست و به زور کاری رو انجام نمیده…یه روز که مامان بابام رفته بودن خونه خالم…من تو خونه تنها شدم زنگ زدم بهش گفتم که بیاد…تا فاصله ای که اون برسه رفتم حموم و حسابی خودمو تمیز کردم…یه ساپورت پوشیدم با دامن لامبادا…با یه تیشرت خیلی خوشگل…خوشبختانه اونروز همسایه های فضولمون نبودن…سریع درو باز کردم و اومد تو…رفتیم رو تخت من اول یکم دراز کشیدیم…و حرف زدیم که دیدم کم کم داره شروع میکنه راستش خودمم بدم نمیومد که تجربه اش کنم…تیشرتمو درآورد و ساپورت و دامنمم کشید پایین…از سفیدیم به وجد اومده بودداشت چشاش ازحدقه میزد بیرون…اینم بگم یه دختر خوش هیکلم یعنی هیچ فرقی بامانکنا ندارم پاهایه خوش فرم و کشیده کمر باریک…هیچ اضافه وزنی تو من نمیبینید…خلاصه اینکه افتاد به جونه سینه هامو و سینه های کوچیکمو کرده بود تو دهنش…منم لباسشو درآوردم و شلوارشم خودش درآورد…خوابید رومو منم داشتم گردنشو میخوردم و گوششو لیس میزدم…حسابی حشر شده بود دیونه شده بود…کیرشو حس میکردم که چقدر سفت و داغ شده…حشر شده بود حرفایه سکسی میزد و منم باورم نمیشد که واقعا میخواد منو بکنه…چون هیچوقت اینکارو نکرده بود با اینکه باهم تنها شده بودیم…ولی خیلی حشریش کرده بودم…داشتم تو دلم به خودم فحش میدادم که خودم کردم که لعنت برخودم باد که دیدم رفت از روی میز توالت کرمو برداشت پاهامو داد بالا خودش رو زانو نشست و یکمی به کیرش زدو یکمی هم به سوراخ کونه تنگه من…سرکیرشو گذاشت رو سوراخمو فشار میداد ولی نمیرفت تو منم هی التماسش میکردم که تورو خدا نکن چون واقعا ترسیده بودم…هرکاری کرد نرفت تو…یه انگشتشو کرد تو کلی جیغ زدم…تا یکمی باز شد…اندفعه پاهامو با دستاش گرفت بالا و با تمام قدرتش فشار داد تو…کیرش تا نصفه تو کونم بود و من داشتم جیغ میزدم …اشکم دراومده بود ولی انگار هرچی التماسش میکردم نمیشنید…انگار بیشتر حشری تر میشد با صدایه ناله هام و جیغام…داشتم نصف میشدم…منی که حتی تو ان کردنم مشکل داشتم حالا یه کیر کلفت تا خایه توو کونم میرفت و درمیومد…انقدر جیغ زدم و لی اون بیشتر منو میکرد… دیگه پاره شده بودم سوزش داشت کونم…اونم ناله هاش بیشتر شد و هردومون با هم ارضا شدیم…آبم ریخته بود رو کیرش اونم آبشو رو شکمم خالی کرد…بعدشم با دستمال تمیز کردیم خودمونو و رفتیم دستشویی اومدیم دوباره تو اتاق و لخت تو بغله هم خوابمون برد…منم ناهاریو که مامانم تو یخچال گذاشته بود و گرم کردم و با هم خوردیم…بعدش باز رفتیم تو تخت و کلی حرفایه آرامبخش بهم زدیم…خیلی بهمون حالدادو…بعدشم راهیش کردم تا رفت.اگه خوشتون اومد بازم براتون مینویسم.ممنون
نوشته: صدف
28 پاسخ به “سکس با دوست پسره کیرکلفتم”
جوووون ادرس بده منم بیام بکنمت عزیززززززممممم
پس صدف رو باز کرد و مروارید داخلش رو برد B-)
اگر موقع کون دادن جیغ بزنید لذتش برای مرد نمیدونم چرا ولی بیشتر میشه،،میخوای دربیاره گریه کن، جواب میده،،،،،…من نمیفهمم چرا فقط دخترای زیبا و خوش اندام و پسرهای خوش تیپ و کیر 20 سانتی داستان مینویسن،،،بقیه ملت سکس ندارن!!!؟؟؟؟؟؟
خب خوبه دوس پسرت با شعور بود و به زور کاری نمیکرد والا وایمیساد ننه بابات بیان راه گوزیدن اونارو هم اتوبان میکرد…بذار نسترن بیاد بهت میگه شوهرش راجع به کون دادن و گرم کردن غذای تو یخچال چه نظری داره…
باشه عزیزم تو خیلی تنگی.اصلا مثل سوزن هستی خوبه؟!اصطلاح ان کردن رو از کجا اوردی؟/ نسترن چقدر میگیری تا نظر ندی و اعصاب منو خورد تر از اینی که هست نکنی؟
نسترن نسترن نسترن…
“از سفیدیم به وجد اومده بودداشت” دیگه ادامه ندادم
بچه ی ناخلف کااااااااااااملا با نظرت موافقم :Dبه حول و قوه ی الهی و روحیه ی ظریف خانوما و… انشاالله به نسترن خانوم بر میخوره و ناراحت میشنو جمع میکنن میرن سر خونه زندگیشون 😉
نسترن آخه مگه تذکره الاولیا تو حلقت گیر کرده!! ای خدا ما چیکار کنیم از دست تو آخههههههه…چه گناهی کردیم…چیکار باید بکنیم که تو دیگه اینجا پیدات نشه؟!!یا اگرم پیدات می شه اظهار فضل نکنی…بخدا تا آدم میاد با خوندن کامنت دوستان یکم حال کنه و لذت ببره یهو می رسه به شر و ورای این خانم(یا آقا) و کلا ریده می شه به احوالش…
آه نه نسترن جانم از من ناراحت مباش :(تو را به قران قسم میدهم که پیشنهاد من بنده ی حقیر را قبول کنی و با من دوست شوی :D/ارررره منم چون باهام رفیق نشدی دارم به قول خودت خودمو پاره میکنم و فریاد میکشم نه؟؟؟!!!خانوم محترم تو که با هر کامنتت، میزنی من و نویسنده رو پاره میکنیکامنت هات که کامنت نیس… ده کیلومتر تایپ میکنی با ادبیات عجیب و غریب…شک دارم خودت هم بفهمی چی داری میگیخانوم جان شما بفرما برو چهار تا مجله ی زرد و مزخرف خانواده ی سبز و روز های زندگی بخر که چهار نفر مثل خودت اونجا داستان میفرستن و مخاطب اون مجله ها هم ادم هایی مثل خودت هستنداین حرف من نیست. یه نگاه بنداز… خیلی از کاربر ها از دستت شاکی شدن دیگهمن هر وقت میام بکن تو و کامنت های تو رو میبینم چنان قیافم توی هم میره که از رئیسم گرفته تا بابام کسی جرات نداره بهم نزدیک بشه و حرفی بزنهبس کن دیگهتو توی این سایت از اولش دنبال جلب توجه بودی( نسخه ی سانسور شده ی کامنت اصلی 😀 )
saeed3292 دو کلمه هم از مادر عروس :*
برو دیگه هنوز ایستاده کامنت میذاره تهدید به لشکر کشی میکنه وااااااالاشـــبـــــــــــــ خــــوشــــــــــــ
انقدی که خودت تعریف کردی از دادنت نگفتی لیدی باربی!!!
جناب عاغای نازلی؟ =))همین مونده بود که بگن نازلی دختر نیست =))اخه خر نفهم تو که نمیدونی داری با کی دهن به دهن میشی انواع لقب های خودت رو به من نسبت میدیاونقدر هم اسکل نیستم که نفهمم کاربری سعید هم خودتیاسکل خیلی از کاربر ها توی تیر ماه عضو سایت شدن مشنگ…در ضمن من هیچ داستانی توی این سایت نذاشتم که تو بخوای نظر بدی :)تو اگه بخوای در مورد من یا نوشته های من نظر بدی که من میرم خودم رو از بالکن پرت میکنم و خلاص :|/نمیخوام فحش بدم… ببند اون دهنتو
بچه ی ناخلف بعید نیست والا :Dباشه!
نسترن دو حالت دارهیا دهنت رو میبندی و گم میشییا دهنم رو باز میکنم و از بکن تو محوت میکنممنتهی من مثل تو نیستم که دهنم رو به هر حرفی باز کنم و هر توهینی بکنمهی میگه دارم میرم دارم میرمبرو گم شو دیگه
من یه جمله گفتم دهنم رو باز میکنم تو چرا این همه به کونت فشار اومد عزیزم؟ :)که یه کیلومتر فحش واسم ردیف کردی… اینقدر سوختی؟ :X” کونی و اشغال من همسایه نسترن هستم و تو که هیچ صدتا مثل تو اشغال کله رو میرینم بهشون… “اگه همسایه ی نسترن هستی چه جوری داری با کاربری نسترن کامنت میذاری؟ :)عزیزم برو با کاربری سعید انلاین شو بعد بیا بگو همسایه ی نسترن هستم :*
خلاصه نسترن کس ننت!
هه هه نه عمه ات بود داشت منو فحش کش میکرد حتما…من اهل کل کل نیستماونم با ادم هایی مثل تو که دهنشون چفت و بست نداره و چاک دهنشون رو باز میکنن و…تا این جا هم هر چی گفتم واسه این بوده که زود تر کس و کونت رو از این سایت جمع کنی و بریاخه ادمین گفته تبلیغات ممنوعه :Dتو هم که داری خودت رو پاره میکنی تا یکی پیدا شه تو رو بکنه ;)راستی خیلی ضایعه که ادم بگه داره میره ولی هی برگرده… :Dدیگه هیچی نمیگم اهل خاله زنک بازی نیستمامیدوارم واقعا بری… بوس :*/ راستی حالا که داری میری این هدیه رو از طرف من داشته باشhttp://upload7.ir/images/69383716871887946012_thumb.gif:* 😉
ریدم تو کون تنگت و تو اون داستانت
ببین 2 ساعت نبودم نسترنو پوشک کنم چه ریدمانی زده به اینجا…آخه دختره ی روانی مگه بچه ها چه خواسته ای ازت داشتن به جز اینکه شر و کم کنیو دیگه اینجا نبینیمت که از 7 سوراخت مایه گذاشتی واسه فحش دادن…بعدشم به خدا من اگه می دونستم توی شهرکو سعادت آبادو کجا و کجا اینقدر شهره عام و خاصی همون کامنتم اینجا نمی ذاشتم…یه ابنه ای کون نشور(saeed3292) هم یه زرو زرایی کرده بود اینجا که فعلا به خاطر روی گل نازلی و ناخلف هیچی نمی گم با اینکه می دونم احتمالا اونم یا پروفایل دومته یا… چون اینجا کسیو ندیدم تو رو آدم حساب کنه…تا نزدم راه گوزتو اتوبان همت کنم برگرد بیمارستان روزبه درمانتو ادامه بده که خیلی دیر شده…
یه نصیحت از من به تو…حرف دلت رو بزن حتی اگه دشمن داری…
:)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) البته به خودتون نگیرید منظور منو اون چند نفر میدونن دختر نما هم هستن
ببین چه خبر بوده اینجا…
چه گیس و گیس کشی ایه،،،،بابا بیخیال صلوات بفرستید،،،،اصلا این داستان رو خوندید،،،بیاید روبوسی کنید،،،
وقتی جلوی یه دختر کم میارن و با فحش هم حریفش نمیشن، زر زر میکنن که طرف پسره…دلم براتون میسوزه :Xمن مثل خیلی ها عقده ندارم که جنسیتم رو عوض کنم ;)دنبال سکس هم نیستم که خودمو دختر جا بزنماز پروفایلم و طرز حرف زدن و نوشتنم میتونین جنسیت منو بفهمین :Dاونایی که حواسشون جمع هست میدونن به نظر شما نیازی نیست کوچولو های جلقی :*
اوه اوه جنگه؟؟؟ یکی درست بگه ما هم بفهمیم خب…از مزایای غیبت روزانه,بی خبری شبانه ست… اینقدر فحش دادین یادم رفت از داستان این بنده خلف! خدا بگم…اما داستان,کمی تا قسمتی تخمی-تخیلی…و ایضا تکراری,مرسی
خب کوسخل جان توکه میگی آبت ریخته روی کیرش هر…که مثل تونباشه میفهمه که پسری وکون دادیضمناکسی که دردزیادی میکشه ارضانمیشه…درپایان عصای چارلی چاپلین تاانحنای دسته چرب نکرده توی کونتهمه بگین آآام م م یی یی یی یی نن نن نن نن