(اقا این داستان نیس واقعیت اگه باورتون نمیشع نخونید)
.
سلام بر اقایون جقی و خانوما اگع هستن اسم من امیر ۱۸ سالمه قدم ۱۸۰ وزنم ۸۶ بدنم پر از مو این از بیوگرافی من و بیوگرافی دوست دخترم ۱۵ سالشه وزنش ۷۵ قدش ۱۶۰اسمش نازنین بریم سر اصل مطلب
.
تقریبا ۱۰ روز از ماه رمضون امثال گدشته بود هر پنج شنبه تو ثارالله منطقمون برنامه هس و دوست دخترم اونجا خادمه یه روز از فامیلمون تو تهران مرد و به پدرم زنگ زدن گفتن بیاین تهران شام غریبان پدرم و مادرم سوار ماشین شدن رفتن تهران من موندم با یه خونه خالی اون روز چهارشنبه بود به رلم گفتم خونمون خالیه اگع دوس داری بریم خونمون اونم گف اگع بتونم باشه تو کونم عروسی بود برا اولین بار بعد ۷ ماه دوس بودن دارم میبرم خونه اقا فردا شد مراسم تو ثارالله ساعت ۹ شروع میشع راستی یه چیز بگم رلم با دوستاش یه گروهن که هر هفته یکیشون شیف دارع از شانس من اون هفته شیف نداشت ساعت ۹ شد من زنگ زدم بر نداشت خورد تو ذوقم ۱۰ دقیقه وایستادم دیدم خبری نیس داشتم برمیگشتم که زنگ زد کجایی منم رفتم دنبالش پیاده افتادیم به راه من ۶قدم ازش عقب تر میومدم که چشمم بهش باشه و با دست میگفتم کدوم سمت برو اقا بعد ۱۰ دقیقه رسیدیم خونه در باز کردم رفتیم خونه من لباسمو عوض کردم نازنین خیلی خجالت میکشید بهش گفتم بیا یه بازی کنیم گفت چی گفتم سنگ کاغذ قیچی گفت خوب بازی کردیم من دوتا ازش سوختم یا باختم لباسمو کامل در اوردم اونم داشت زیر زیرکی نیگا میکردم بعدش من ۳تا برم شلوارشو پیرهنشو و روسریشو در اوردم الان یه دختر خجالتی فقط با شورت کورست کنارمه منم با شورت گفتم اول از سینه شروع کنیم من افتادم مثل شیر به خوردن دیدم نفسش زود زود میزنه بعد از اون رفتم یکم پایین تر نافشو یه بوس گنده گرفتم بعد دست زدم به شورتش دیدم خیس خیسه گفتم ای شلوغ بعد کشیدم کنار چه چیزی دیدم یه کوس ابدار و بدون مو ازش اجازه خواستم گفتم اجازه هس یکم شام بخوریم گفت اجازه منم دست شماس بسم الله گفتم و شروع کردم به خوردن از شما چه پنهون انگار کباب داشتم میخوردم دو سه باری گاز گرفتم جیغ زد گفتم جون اقا چند لحظه خوردم دیدم یه لرزه افتاد به جونش من بلند شدم کیرم شده بود ۱۴ سانت اخرشه مثل بعضیا کیرم مثل خر نیس اقا کیرمو چند لحظه خورد دیدم ابش دارع میاد کشیدم بیرون بوردم ریختم حیاط بعدش اومدم گفت چه زود اومد گفتم قرص نخوردم دوباره شروع کردیم بعد من اوردم چسپ ۵سانتی زدم به کسش که کیرم لیز نخوره بره پردشو بزنه بعدش کرم اوردم زدم دم کونش چند باری انگشت کردم دیگ کونش اماده بود منم شروع کردم اول یواش بواش کردن که دردش نگیره ولی گرفت یزره نگه داشتم تا کونش با شه بعد اروم اروم تلمبه زدم یه سه تا پوزیشن داگی فرغونی و خوابیده شد منم کردم یه ۲۰ دقیقه ابم اومد ریختم تو کونش بعد اون دیگ فرصت پیش نیومد که با هم سکس کنیم الان تقریبا دوماه گذشته بزور دیدمش دوبار ولی میخواستم بگم خیلی دوصش دارم و نمیخوام از دستش بدم
.
سلام بر اقایون جقی و خانوما اگع هستن اسم من امیر ۱۸ سالمه قدم ۱۸۰ وزنم ۸۶ بدنم پر از مو این از بیوگرافی من و بیوگرافی دوست دخترم ۱۵ سالشه وزنش ۷۵ قدش ۱۶۰اسمش نازنین بریم سر اصل مطلب
.
تقریبا ۱۰ روز از ماه رمضون امثال گدشته بود هر پنج شنبه تو ثارالله منطقمون برنامه هس و دوست دخترم اونجا خادمه یه روز از فامیلمون تو تهران مرد و به پدرم زنگ زدن گفتن بیاین تهران شام غریبان پدرم و مادرم سوار ماشین شدن رفتن تهران من موندم با یه خونه خالی اون روز چهارشنبه بود به رلم گفتم خونمون خالیه اگع دوس داری بریم خونمون اونم گف اگع بتونم باشه تو کونم عروسی بود برا اولین بار بعد ۷ ماه دوس بودن دارم میبرم خونه اقا فردا شد مراسم تو ثارالله ساعت ۹ شروع میشع راستی یه چیز بگم رلم با دوستاش یه گروهن که هر هفته یکیشون شیف دارع از شانس من اون هفته شیف نداشت ساعت ۹ شد من زنگ زدم بر نداشت خورد تو ذوقم ۱۰ دقیقه وایستادم دیدم خبری نیس داشتم برمیگشتم که زنگ زد کجایی منم رفتم دنبالش پیاده افتادیم به راه من ۶قدم ازش عقب تر میومدم که چشمم بهش باشه و با دست میگفتم کدوم سمت برو اقا بعد ۱۰ دقیقه رسیدیم خونه در باز کردم رفتیم خونه من لباسمو عوض کردم نازنین خیلی خجالت میکشید بهش گفتم بیا یه بازی کنیم گفت چی گفتم سنگ کاغذ قیچی گفت خوب بازی کردیم من دوتا ازش سوختم یا باختم لباسمو کامل در اوردم اونم داشت زیر زیرکی نیگا میکردم بعدش من ۳تا برم شلوارشو پیرهنشو و روسریشو در اوردم الان یه دختر خجالتی فقط با شورت کورست کنارمه منم با شورت گفتم اول از سینه شروع کنیم من افتادم مثل شیر به خوردن دیدم نفسش زود زود میزنه بعد از اون رفتم یکم پایین تر نافشو یه بوس گنده گرفتم بعد دست زدم به شورتش دیدم خیس خیسه گفتم ای شلوغ بعد کشیدم کنار چه چیزی دیدم یه کوس ابدار و بدون مو ازش اجازه خواستم گفتم اجازه هس یکم شام بخوریم گفت اجازه منم دست شماس بسم الله گفتم و شروع کردم به خوردن از شما چه پنهون انگار کباب داشتم میخوردم دو سه باری گاز گرفتم جیغ زد گفتم جون اقا چند لحظه خوردم دیدم یه لرزه افتاد به جونش من بلند شدم کیرم شده بود ۱۴ سانت اخرشه مثل بعضیا کیرم مثل خر نیس اقا کیرمو چند لحظه خورد دیدم ابش دارع میاد کشیدم بیرون بوردم ریختم حیاط بعدش اومدم گفت چه زود اومد گفتم قرص نخوردم دوباره شروع کردیم بعد من اوردم چسپ ۵سانتی زدم به کسش که کیرم لیز نخوره بره پردشو بزنه بعدش کرم اوردم زدم دم کونش چند باری انگشت کردم دیگ کونش اماده بود منم شروع کردم اول یواش بواش کردن که دردش نگیره ولی گرفت یزره نگه داشتم تا کونش با شه بعد اروم اروم تلمبه زدم یه سه تا پوزیشن داگی فرغونی و خوابیده شد منم کردم یه ۲۰ دقیقه ابم اومد ریختم تو کونش بعد اون دیگ فرصت پیش نیومد که با هم سکس کنیم الان تقریبا دوماه گذشته بزور دیدمش دوبار ولی میخواستم بگم خیلی دوصش دارم و نمیخوام از دستش بدم
نوشته: امیر
37 پاسخ به “سکس با دوست دختر خادم ثارالله”
فامیلتون مرد زنگ زدن گفتن بیاید شام غریبان؟؟ امام حسین فامیل شما بوده ؟؟ یعنی الان خلافت به تو میرسه؟؟
جقی
دیوث کستان میخوای بنویسی حداقل رو دستور زبانت کار کن نکبت
اگه واقعی باشه که خیلی کسخلی. چسب زدی به کسش؟
خدا لگدت کنه دا از خنده کف خونه رو گاز میزنماخه چسب ۵ سانتیاخه کص بدبخت چقدر بود که ۵ سانتی استفاده کردی
فک کنم یدونه ۱ اول سنت اضافه نوشتی!!! ۸ سالگی بیشتر بهت میادکدوم ۱۸ساله اینقد تو نوشتن اینقد پریشان حاله!!!؟نه دستور زبان نه نوشتار درست واژگان!!!اونم از فانتزی مسخرت!! چسب ۵ سانتی رو ظرف غذاخوریت!!رفتی ریختی تو حیاط!!!؟۱۰ خط نوشتی ۱۰۰ تا نکته داشت!!تشریح نکات، خودش قد ی رمان حرف داره.بسم اللهثاراللهالی ماشااللهعلی برکت الله
تا اونجا خوندم که فامیلتون تو تهران سَقَط شد قرمساق جقی
داستان روتاآنجا که بانوشتن ماه رمضون امثال اقدام به تسویداوراق سفید کرده بودی خوندم ومستقیماومدم سراغ کامنتای عزیزان .درتأییدفرمایشات این عزیزان بایدبگم قطع نظرازاینکه اازدانش آموزکلاس دوم ابتدایی نگارش کلمه امثال بجای امسال پذیرفتنی نیست وبالحاظ این حقیقت که اشخاصی که اینجا دورهم جمع میشوندهمگی انسانهای محترمی هستند،لذابه جهت احترام به شعوراین عزیزان پس ازاستحصال سوادمکفی درزمینه توشتاری اقدام به انتقال تراوشات ذهن مجلوق خودنمایید
تندیس کیر طلایی تعلق میگیرد به تو که ننه قحبه ترین داستان کصشعر بکن تو هستی🍆🍆🍆
کسخول اخه کی چسب میزنه رو کس،خدایا مارو با چ کسایی کردی هشتاد میلیون
ینی کیرم دهنت ک شعور مخاطب ب کیرت بودهلاشی اگه پشت سرش میرفتی چجوری با دست بهش میگفتی کجا بره؟آبتو بردی حیاط؟چسب ۵سانتی زدی ب کسش ؟!تا تهش خوندم ک فقط برینم بهت ، کیرم تو خاطراتت، تو ننویس دیگه ناموسا
امِِیـــــــــــــــــــــــــــــــر !! اول سرش بخور و بعد بمیر
کونش چند باری انگشت کردم دیگ کونش اماده بودکونش دیگ بود؟ قطعاً کون خودت تغاره!!یواش بواش کردن که دردش نگیره ولی گرفت یزره نگه داشتم تا کونش با شهبواش؟کردن؟یزره؟با شه؟ببین! همه بهت ریدن، بد هم ریدن، جوری قهوهایت کردن که با هیچ موادّی پاک نمیشه؛ من دیگه بهت رحم میکنم.وقتی نمیتونی گه بخوری، گه میخوری گه بخوری. داستانت واقعیّه؟ گه خوردی با آبا و اجدادت!چسب پنجسانتی حوالهت بادا ابله الدنگ بیسواد نکبت کودن مزخرف داغون شاشو!
چسب پنج سانتی کسکش؟؟؟ 😂
ده روز بعد از ماه رمضونشام غریبانفامیل مرده😂😂تخیلات ذهنتو ملخ گایید یعنی😂
خیلی کصکشی بقول کاربخش بعلم سال پنجم شاشوتمام پنکه و کولر های خونه خودمون و خالم تو کونت بچه جغی افراد هیئت یکی یکی کونت میذاشتن و روزه شون با تو باز میکردن چسب ۵ سانتی هم زدن تو دهنت داد نزنی فقط یه چسب دیگه هم بزن منم دارم میام با دسته تبر بدم کونت 🥶🥴👾🤖
فرار کن پسرمبه چند جرم مختلف دنبالت هستم چند تا شاکی داریاول انجمن دفاع از حقوق حیوانات بخاطر توهین کردنت به آلت معظم له جناب خردوم بنیان زبان و ادبیات پارسیسوم هیات عزاداری ابا عبدلله احسینچهارم انجمن کیر داران بالای بیست سانت ایرانپنجم کون دختر پونزده ساله گذاشتی اونم بار اولش میداده و بیست دقیقه تو کونش تلمبه زدی به همین جرم آخر به روح امام قسم اگه گیرت بیارم شصت دقیقه تمام آلت مبارکم رو تا خایه تو کونت نگه میدارم تا بفهمی بیست دقیقه تلمبه چقدر میتونه درد ناک باشه ولا با دودول چهارده سانتیت
شما و اون دوستدختر جندت زیر سن هستین کلا!گه میخوری داستان مینویسی اینجا!! 😒😏
پشت سرش راه میرفتی بعد با دست میگفتی چپ و راست برو؟؟؟؟داوش همسنیم میدونم چ فشاری روته بت سخت نمیگیرم ولی دیگ کصشر ننویس
ایشالله شادروان بشی که با این داستانت روح ما رو شاد کردی. وای که چقدر خندیدم. چسب ۵ سانتی 😂 رفتی ریختی تو حیاط 😂 پشت سرش راه میرفتی بعد با اشاره دست میگفتی کدوم طرف بره 😂دهنت سرویس. بازم بنویس 😂ولی یه نکته ریزی رو فراموش کردی. اینکه چسب نواری روی کس رطوبت دار و چرب نمیچسبه. دفعه بعد منگنه کن خیالت راحت بشه 😂
بهترین داستان سکسی تمام عمرم ! ❤️
عه امام سجاد تویی؟؟
چسب 5سانتی جواب نمیده کوس خول چسب 123بزن که کاملا پلمپ بشه که تو فقط بتونی لاپایی بزنی 😂 😂 😘
چسب 5 سانتی زدی دم کصش؟لطفا با عکس تشریح کن ببینیم چ کردی 😐
امیر جون اینسری فامیلتون مرد مکان اوکی شد بگو من بیام پیشت جوجو تو خودت مثل شاطر از نون خوردنی تری جیگر فقط چسب یادت نره واسه درزت لازم دارم
آخه ملجوقاز اون رل گفتنت معلومه که کون خوبی داریمیپرسی از کجا متوجه کونت شدمبیا تا بهت نشونش بدمبگذریم از سنو سالتو کون قشنگتچسب پنج سانتی زدی؟؟؟؟؟آخه کونیمادر بخطا مگه گه نخوردی که کسش خیس بودهکسکش تو که نمیتونی کنترلش کنی گه میخوری دختر میاری خونهبعدم مادر بخطا خودت میگی چهارده سانتهچهل سانت نیستش که نشه کنترلشرکردزرافه بااون قد بلندش وقتی میکنی مستقیم میزنه تو کساونوقت تو ولد زنا چهارده کس گیجه گرفته بودی
بخاطر اینکه میدونستی کیر و از دم سوراخ کون اندازه نمیگیرن میخواستم بهت لایک بدم ولی دیدم خیلی ادبیاتت ضعیفهخداوکیلی بیا تو کامنت ها بگو املا چند گرفتی؟اگه راستشو گفتی که با تک ماده قبول شدی بهت یه لایک هم من میدم، راستی بچه ها تک ماده هنوز هست؟ یا رفته به معلم ادبیاتش سه دست کون داده اونم داگی و فرغونی و خوابیده بقول خودش
برو امثال کیرم دهنت تا ثال دیگه
تو ۱۸ اون ۱۵ 😂😂😂چه دوره ای شده😅😅
نه باورمون نمیشه ای باباببخشید نمیشعنه واقعا میخام بدونم کلاس پنجم دبستان را گذروندی؟
دست زدم به شورتش دیدم خیس خیسه گفتم “ای شلوغ”…ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!ای شلوغ؟!…(وضعیت مغزم بدون هیچگونه اغراقی)
بابا نوبرین شماها!تا حالا داستان از مثلا حزب اللهی نداشتیم که حالا دیگه تکمیل شدیم…میتونیم بریم برای جام جهانی چرند نویسی!
واقعا نوشتن این حجم از کصشر هوش زیادی میخواد!!!
دختر ۱۵ ساله نمیشه دوس دخترمابه اینا میگم عمو دوچرخت خوشگله
تا اونجایی خواندم که جامون خالی کباب بود انگار😰😰😰😰😰😰
دختر خجالتی سنگ کاغذ قیچی بازی میکردید بعد باخت لخت شد پرام
کیر جالی اسب لوک خوش شانس تا خایه تو مغزت چسب پنج سانتی رو از کجات در آوردی ملجوق