این داستان بر اساس واقعیت هست و تصمیم گرفتم تمام اتفاقاتی که افتاد را اینجا بیان کنم و به صورت اپیزودی انتشار داده میشود
اپیزود یک سعید:
اولین بار با موضوع داستان های سکسی از طریق سایت آویزون آشنا شدم،خب جوون بودیم اون موقع (سال٨٧)گوشی های اندرویدی بیشتر مد بود، ی مجموعه داستان سکسی به صورت اپلیکشن بود نصب میکردی و می تونستی بخونی.
و گذشت نامزدی کردم و خانمم هم با این موضوع داستان سکسی آشنا بود و میگفت با دختر خاله ام میخونم.دوره نامزدی گاهی وقتا قبل از سکس داستان میخوندیم و یواش یواش تاثیرش رو من و خانمم که اسمش نازگل بذاریم گذاشت.داستان های ما از اینجا شروع شد که ما یواش یواش بهش اعتیاد پیدا کردیم و داخل روابطمون همیشه ازش بحث میکردیم تا اینکه تصمیم گرفتیم این موضوع را عملی کنیم.داخل سایت بکن تو تاپیک باز کردیم و اسم کاربری قدیمی ما نازگل صراف بود،و برای اولین تجربه تصمیم گرفتیم آنلاین باشه که از همین سایت ی آقای به اسم سعید آشنا شدیم،اصالتا تبریزی بود و وکیل بود و صحبت های ما رو تلگرام بود عکسهای خانمم میفرستادم با خانمم سکس چت میکرد و این روند ادامه داشت.من هم به موضوع وابسته شده بودم و خانمم هم خودش بیشتر از من حال میکرد.
از بدن خانمم بگم تا تصور کنید: دختری سفید پوست و بور با سینه های ٨۵ ،قد ١۶۵، کون گوشتی و کس گوشتی پف کرده و تنگ بود.
این آقا سعید عاشق خانم ما شده بود و ما هم تصمیم گرفته بودیم لذت ببریم و هیچ تاثیری رو رابطه زندگی ما نداشته باشه.
برای اولین بار تصمیم گرفتیم این برنامه رو حضوری انجام بدیم و قرار شد محل انجام این کار تهران باشه ما از شیراز بیاییم،سعید هم از تبریز بیاد و داخل هتل که رزرو کرده بود قرار شد انجام بدیم.
سعید خرج نازگل میکرد و نازگل هم براش سنگ تموم میگذاشت و قبل رفتن به تهران رفت ی ست لباس سکسی و کلی لباس زیرای خوشگل برداشت و آماده شدیم بریم تهران ، و رسیدیم تهران ،سعید اومد فرودگاه مهر آباد و باهم رفتیم هتل تمام مدت چشمش نازگل رو گرفته بود. به محض اینکه اتاق ها را تحویل گرفتیم وارد اتاقمون شدیم،سعید از سنی که گفته بود کمی مسنتر بود اما دیگه کاریش نمیشد کرد . شب داخل هتل غذا رو خوردیم و رفتیم اتاقمون.هر سه ما هیجان داشت چون ی چیز جدید تجربه میکردیم.سعید لباسش عوض کرد اومد در همین حال نازگل و دامن کوتاه تا بالای زانو ی تاپ بندی و سوتین بنفش و شرت بنفش پوشیده بود، قبل اومدنش کسش آب انداخته بود و منتظر بود.
سعید اومد و من هیجان زده برای ی تجربه جنسی که برای همه ی تابو بود، سعید همراهش کمی ویسکی آورده بود و شروع کردیم خوردن و نازگل بین منو سعید روی لبه ی تخت و به محض نشستن سعید با پاهاش نازگل لمس میکرد،من هم داشتم میدیدم برای اینکه یخمون باز بشه من رفتم کنار نازگل و سینه های نازگل لمس کردم و یواش یواش به ما اضافه شد و کس نازگل رو لمس کرد و چند دقیقه بعد نازگل بین ما لخت لخت بود و داشت ناله میکرد،و من بهش گفتم به آرزوی کس دادن کنار من رسیدی ببینیم میخوای چکار کنی؟و شروع کرد کیر سعید خوردن کیر سعید ی کیر کلفت با سری بزرگ و اندازه ١٧سانت بود قبلاً عکسش دیده بودیم.
رفتیم رو تخت سعید از عقب شروع کرد داخل کس نازگل تلمبه زدن و نازگل داشت از لذت از هوش میرفت و منم کیرم گذاشته بودم دهنش و میخورد ،حین سکس از میپرسیدم لذت میبری با سر اشاره میکرد اره.
سعید خوب نازگل کرد و جامون عوض کردیم من رفتم جای سعید و شروع کردم،نازگل عاشق مدل داگی بود بخاطر همین ما هم داخل این پوزیسیون ادامه دادیم و من از تجربه جدیدی که داشته لذت میبردم و کس نازگل پر آب شده بود جوری که کیرم کردم داخل پر از آب نازگل بود و در همین ارضا شدم آبم رو کمرش ریختم و سعید اومد جای من و سعید شروع کرد کردنش و اونم ارضا شد و آبش رو کمر نازگل خالی کرد و بعدش رفت اتاقش و من موندم نازگل و ی دوش گرفتیم و کمی استراحت کردیم.سر شب بود و ما قرار بود تا میشه امشب لذت ببریم، و برای پارت بعدی قرار شد نازگل و سعید تنها باشند و من برم اتاق سعید و اونا یکیشون انجام بدن،قبل رفتن نازگل رفت ی لباس سکسی فانتزی که خریده بود رو پوشید و خودش رو حاضر کرد و کیرم دوباره سیخ شد.
دلم میخواست دوباره بکنمش اما قرار بود تنها سکس کنن چونکه نازگل عاشق این فانتزی بود میگفت من برم کس بدم و بعد برای تو تعریف کنم و تو منو بکنی بود و جرم بدی.
من اتاق رو ترک کردم و سعید فرستادم سراغش و مطمئن بودم داخل پارت اول کمی استرس داشت اونجوری که باید نازگل میکرد نکرد اما الان که تنها شده بود اونو جر میده.ساعت ١:٣٠شب شد و سعید در اتاق زد و من رفتم پیش نازگل به محض وارد شدن دیدم نازگل عرق کرده و نفس نفس میزنه ،به محض ورود بهش لبشو خوردم و بهش گفتم جنده خانم حال کردی،گفت بیا هنوز سیر نشدم بازم میخام گفتم تعریف کن :گفت سعید به محض اینکه وارد اتاق شد رفتم بغلش،(بدن سعید چون قبلاً وزنه برداری کار کرده بود خیلی خوب بود) مثل بچه بودم شروع کرد لبم خوردن بدون اینکه توجه ای به لباسم کنه انداختم رو تخت و شروع کرد به خوردن کسم دیگه نمیتونستم خودمو کنترل کنم گاهی جیغ میزدم اما نگران بودم صدامو اتاقای کناری بشنون بخاطر همین خودم کنترل میکردم.بعد از اینکه کسم خورد بصورت ۶٩شدیم همش میگفت تو مال من شدی زن منی دیگه ، کیرش خیلی کلفت و خوب بود تا بالاخره راضی شد بکنه داخل کسم و من نشستم رو کیرش و تا ته رحمم احساس میکردم و سعید با سینه هام بازی میزدی و پوزیسیون عوض کردیم و بصورت داگی شدم و سعید از عقب کسمو جر میداد و بهم میگفت من عاشق این بدنتم تو چقدر خوب ساک میزنی جنده تو زن جنده کی هستی ؟که من میگفتم سعید`; از عقب داخل کسم تلمبه میزد که احساس کردم انگلشتش گذاشت روی سوراخ کونم اول جا خوردم اما چون کون دادن دوست داشتم اجازه دادم انجام بده و یواش یواش سوراخم آماده کرد و لذت میبردم یهویی سر بزرگ کیرش گذاشت رو سوراخم و کرد داخل (در حین تعریف کردن من نازگل رو میکردم و میگفتم ادامه بده جنده خانم)کونم و کلفتیش حس کردم اما ی لذت همراه درد بود که قابل وصف نبود چون همیشه منتظر این فانتزی بودم سعید یواش یواش با آب کسم کونم روان کرد میکرد،سعید اینقدر لذت میبرد که اصلا حواسش نبود ی لحظه احساس کردم پشتم داغ شد بله سعید داخل کونم ارضا شد و همهی آبشو خالی کرد و بیحال افتاد روم وبعد بلند شد کمی نوازشم کرد بعد اومد اتاقش و تو اومدی.
این اولین تجربه ما بود و فردا از هتل خارج شدیم و به شیراز برگشتیم و تا مدتها در مورد سعید و اونشب در حین سکس حرف میزدیم و لذت میبردیم و تا مدتها نازگل با سعید تلفنی در ارتباط بود اما سعید اصرار داشت یه بار با نازگل تنها مسافرت بره و اونجوری سکس کنند،بخاطر همین موضوع روابطمون با سعید کم کردیم.
ادامه اپیزود بزودی…
نوشته: z-1987
12 پاسخ به “سرگذشت فانتزی های ما”
دهن سرویس از شیراز که حرکت کردی به سمت تهران این همه شهرهای دیگه سر راهت بود تو هر شهری نازگل میدادی یکی بکنه و تو برگشت هم همین طور با نازگل خانم یک تور کوس دادن کامل انجام میدادی پول زیادی عاید می شد،تازه کیرهای اقوام مختلف(قشقایی،اصفهانی،لرستانی،اراکی،قمی) تجربه میکرد خانم جانت
یه mard دهنت سرویس ترکیدم 😂😂😂
اون موقع گوشیهای اندرویدی بیشتر مد بود… مگه الان چیز دیگه ای بیشتر مده؟!
یا انجام دادی نوش جونتون یا فانتزی انجام دادنشو داری که کار درستی نیست انجام نده
ی mard:کاربر عزیز این داستان مال ١٣٩۵ هست و اون موقع این حرکتها تابو بود نه مثل الان که همه عشق این فانتزی دارند،اگه ادامه داستان پیگیری کنی متوجه میشی گل پسر
خوشا بحال سعید خداشانس بده
من که راست کردم و دارم حال میکنم . دروغ شم قشنگ و تحریک کنندست
زوج اسلیو از کرج یا تهران هست ؟
عالی بود ادامه بده
پوزیسیون چیه مرد حسابی 😂 😂 😂 پوزیشن
هر مجلفی قلم دستش میگره همچین میگه بر اساس واقعیت تصمیم گرفت اپیزود. اخه جقی طرف ۲۰ ساله زن گرفته هنوز نتوانسته حرف زدن فانتزی رو بکون تو مغز زنش بعد تو توی نامزدی زنتو جنده کردی. من نمیدونم یه کنترل کیفی. چیزی این سایت نداره دیگه داستان ها یک مشت چرتو پرت شده
خیلی سریع پله های ترقی را پشت سر گذاشتی در دوران نامزدی فانتزی هایت را اجرا کردی ازدواجت هم فراموش کردی ذکر کنی اینو جور که پیش میری الان باید یه جنده خونه تاسیس کرده باشی موفق باشی جفی متوهم