سبزه ی حشری

سلام به همه بچه های با عشق بکن تو,
اسم من شهرام 24 سالمه و سربازم,خاطره ای که میخوام براتون بگم واسه دوران دانشجوییمه, این داستان بر میگرده به سال 91,تازه دوره ی کاردانیو تموم کرده بودم وارد دوره ی کارشناسی شده بودم توی یه شهر دیگه,ترم اول خوابگاه بودم ولی از ترم دوم با چنتا از همشهریام خونه گرفتیم,یه روز که تو دانشگاه با سهیل و علی(همخونه هام) مشغول کس چرخ بودیم چشم افتاد به یه دختر سبزه که داشت با رفیقاش کنار بوفه شوخی میکردومیخندیدن و ساندویچ میخوردن,قیافه ی شیطونی داشت,قد متوسط با سینه های برجسته,ولی بیشتر از همه چی چشاش ادمو جذب میکرد چشمای درشت و گیرایی داشت,القصه سیخ کردیم باهاش رفیق بشیم,رفتیم بوفه 3تا پپسی گرفتیم اومدیم نزدیکشون نشستیم,شروع کردیم بلند بلند با کنایه صحبت کردن,گفتم اره داش علی اینجا خیلی دخترای بی معرفتی داره 2ترم اینجاییم هیشکی بهمون پا نمیده,همشونم که خسیسن(تابلو شد دیگه دانشجو اصفهان بودم biggrin ) در حین همین صحبتا دیدم داره نگامون میکنه,چشم تو چشم شدیم ( اسمش بیتا بود دانشجوی ترم 3 کاردانی),اومد نزدیک اخماشو کشید تو هم گفتش چرا میگی ما خسیسیم؟گفتم نیستی؟ گفت نه, گفتم پس شمارتو بده!!! نداد بعد از کلی کل کل جدا شدیم, این اولین برخوردمون بود

بعد یه هفته که تو سرویس میدیدمش مخشو زدمو شمارشو گرفتم,بعد از اون روز تا یه ماه تقریبا هر روز همدیگرو میدیدیم میرفتیم کسچرخ تو یکی از این کسچرخا گرفتنمون رو نکردیم دانشجوییم به هر حال زنگ زد خواهرش اومد نجاتمون داد این بهونه ی بود واسه خونه اومدن,هر بار میگفتیم بریم خونه ادا تنگارو در میاورد,خونه ای که گرفتیم یه زیر زمین داشت که سهیل قشنگ تمیزش کرده بود خیلی جای دنجی بود واسه سکس کلی رو نورپردازیش کار کرده بود,روز موعود رسید رفتم یه دوش گرفتم اصلاح کردم,منتظر شدم تا بیاد,ساعت 3ظهر اومد درو باز کردم اومد تو یه بستنی لیتریم اوورده بود,راهنماییش کردم داخل در زیرزمین از داخل خونه باز میشد رفتیم پایین همه چیزو اماده کرده بودم اهنگای مازیار فلاحیو با صدای ملایم گذاشته بودم که خوراک سکس بهش گفتم راحت باشه تا من قلیونو اماده کنم بیارم رفتم بندو بساط قلیونو ردیف کردمو جلدی اومدم,لباساشو عوض کرده بود یه تیشرت با یه شلوار اسپرت ابی بهش میومد,خلاصه نشستیم قلیون کشیدنو بستنی خوردن,راحتش گذاشته بودم که به محیط عادت کنه بعد دو سه دقیقه خودش دستمو گرفت تو دستاش بوسم کرد گفت مرسی که هستی خیلی حس خوبی دارم نسبت به تو,منم تو چشاش نگا کردم دست انداختم دوره گردنش یه بوسه از لباش گرفتم,کم کم شروع کردیم به لب گرفتن,من کام میگرفتم از قلیون میدادم داخل لب بیتا, چه طعمی داره دو سیب لبی خیلی فاز میده اهنگ تورو دوست دارم مازیارم خیلی فاز قشنگی داد بمون,قلیونو گذاشتم کنار دستمو بردم دور کمرش خوابوندمش حسابی داغ کرده بود بیتا داشتم ازش لب میگرفتم که لب بالاییمو محکم گاز گرفت منم شروع کردم به خوردن گردنش,از زیر تی شرت دستمو بردم تو سینه هاشو که کامل سفت شده بود گرفتم,یهویی یه تکون به خودش داد منو زد کنار بلند شد حالا من زیر بودم اون رو تیشرتمو از تنم در اورد دوباره کشیدمش زیر تیشرتشو دراووردم سوتینشو باز کردم افتادم به جون سینش زبونمو دوره سینش میچرخوندم یه مقدار بستنی ریختم روبدنشو شروع کردم به خوردن اخ که چه مزه ای داشت جفتمون داغ کرده بودیم کم کم داشت ناله میکرد خیلی تو حس بودیم دستمو کردم تو شلوارش با یه دستم سینشو گرفت بودم با زبونمم داشتم یه سینشو میخوردم,دستمو که بردم تو دیدم کامل خیس کرده خودشو, خیلی حشری بود گفت شهرام دارم دیوونه میشم بسه دیگه,ولی من ادامه دادم زبونمو اووردم رو نافش با دستام شلوارشو کشیدم پایین یه شورت تنگ تنش بود که خیلی قشنگ بود طرح پرچم برزیل بود شلوارکمو کشیدم پایین شورتمو در اووردم بعد شورت اونم داشتم در میاووردم زبونم لای چاک کسش بود 69 ای خوابیده بودیم اونم داشت ناله میکردو کیرمو میخورد مزه ی ترشح کسش زیر زبونم بود یه مزه ی شو ر دلچسبی داشت هرچی بیشتر میخوردم بیشتر تشنم میشد تو حال خوردنو بازی باچوچولش بودم که دستمو گرفت گفت شهرام شروع کن دارم میمیرم,منم از صدای نالش حسابی سیخ کرده بودم ,بلند شد نشست رو زانو پشت به من منم کاندومو که تو جیب شلوارکم بود کشیدم رو کیرم یه تف انداختم در کونش خواستم با انگشت راهو باز کنم که نذاشت گفت از جلو بذار,منم از خدا خواسته کیرو گذاشتم رو چاک کسش اروم اروم جا کردم بعد چنتا تلمبه سرعتو بیشتر کردم کم کم داشت اهو ناله صداش زیاد میشد بعد دو سه دقیقه ارضا شدم,کشیدم بیرون بیتام دیگه نایی نداشت خوابیدیم بغل هم با موهاش بازی میکردم تو چشاش نگاه میکردم سرشو گرفتم رو سینم بعد نیم ساعت راهیش کردم رفت,خیلی سکس خوبی بود مخصوصا قلیونی که کشیدیم ته فاز بود dash1 تا بعد

نوشته: شهرام

بازدید 5,010

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

14 پاسخ به “سبزه ی حشری”

  1. (رفتیم بوفه 3تا پپسی گرفتیم)وااااو پسر تو دیگه کی هستی، چه بچه بالایی ، 3 تااااااا ، اوه مای گاد پپسییییییییshok

  2. علنن جنده!!!یه تف انداختم در کونش خواستم با انگشت راهو باز کنم که نذاشت گفت از جلو بذار,منم از خدا خواسته کیرو گذاشتم .””یهوبگو طرف جنده است؟!!!

  3. آخرشم آهنگ ازت متشکرم مازیار فلاحی رو گوش میکردین دیگه…آخه تورو چه به این غلطااااا انتر…ملجوقک فاسد.

  4. ببین داداش شهرام اصولا نه تو تا حالا اصفهانی دیدی نه اصفهان اومدی و نه اصن میدونی اصفهان کجاستدخترای اصفهانی هیچ وقت اینجوری با یکی نمیریزن روهم و داستانت کلا کیریهاسم اصفهانم وقتی شنیدی که چند تا گردن کلفت (احتمالا راننده گان محترم کامیون) به زور بردنت توی یه زیر زمین با نورپردازی قشنگ مثل اون که گفتیو کیراشونو زدن تو بستنی لیتری و دادن ساک بزنی و باهم هم زمان گاییدنت، بعد تو ازشون پرسیدی داداش شما بچه های کجایین که اینقدر خوب خواهر مادرمو گاییدین اونام گفتن اصفهانبه هر حال گذرت افتاد اصفهان بگو قدرجونو میخوام اونجا کون کناش بهتر از اصفهانن حسابی کونت میزارنلطف کن دیگه هم خاطرات دادنت به راننده های بیابونم ننویس جاکش پدردوستان سو تفاهم نشه، بعضی. این کس کش پدرا یه چیزای میگن آدم جوش میاره قصد توهین به بقیه ی بچه ها نبودهو من الله توفیق

  5. داستانش بدک نبود طرز نوشتنش هم بیراه نبود! فقط تابلو بود که بنده خدا خواب دیده در حال جلق زدن نوشته

  6. پپسی خریدی رفتی نشستی پیش دختر چشم گونده و گفتی دخترای اینجا خسیسن و تابلو شد بچه اصفهانی ؟ ! دخترک چشم درشتم اومد گفته چرا میگی ما خسیسیم،توهم گفتی اگه راست میگی شمارتو بده اونم نداد ولی بعدش اومد ثابت کنه خسیس نیست بهت کس داد؟!کجاگرفته بودنتون که خواهرش نجاتتون داد؟؟حتما اونم یه دور کس داد به برادران پلیس که ولتون کنن،در آخر کیرمن با خایه هاش تو کون

  7. پپسی خریدی رفتی نشستی پیش دختر چشم گونده و گفتی دخترای اینجا خسیسن و تابلو شد بچه اصفهانی ؟ ! دخترک چشم درشتم اومد گفته چرا میگی ما خسیسیم،توهم گفتی اگه راست میگی شمارتو بده اونم نداد ولی بعدش اومد ثابت کنه خسیس نیست بهت کس داد؟!کجاگرفته بودنتون که خواهرش نجاتتون داد؟؟حتما اونم یه دور کس داد به برادران پلیس که ولتون کنن،در آخر کیرمن با خایه هاش تو کونت البته با نورپردازی

  8. اولا کیر کجم راست توی کونتدوما گوه خوردی ککهسوما با کاندوم سه دقیقه طول کشید فوقش ده دقیقه! خو ریدی همین کارا رو میکنید وقتی به ما میرسن میگن چقدر دیر میادبهتر بنویس

  9. اقا این دلش فش میخواسته و این مطلب نوشته بهش فحش ندید برینید به حالشاما اخه کسکش تو که اینقدر بدبختی که پپسی خریدی کلاس بزاری بدبختو نکته بعدی همون نکته رفیقمون که گفت دخترای اصفهانی انقدر راحت پا نمیدند جلق بزن کونی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید