ساک دلخواه که زوری تموم شد

با سلام محمدم 25 سالمه این خاطره از عیده

من یه پسری ام عاشق کیرای کلفت و ساک زدن ولی از دادن خوشم نمیاد
عید رفتیم شمال و قرار شد با 2 تا پسر داییم و 3 تا رفیقاش با 4 تا دختر ویلا بگیریم استخردار کلا 8 نفر

شب شد و همه جمع شدیم بیلیارد بازی کردیم فوتبال دستی زدیم بعد پسر داییم گفت بریم داخل استخر همه لباسارو در آوردیم با شورت بودیم دخترا هم که ست یهو کیر پسر داییم از رو شورت دیدم یه کیر کلفت و باد کرده که قشنگ برا دخترا راست کرده بود مشخص بود ولی من حشری شدم جای دخترا و خارش گرفتم راستش تا حالا همچین کیر کلفتی ندیده بودم ولی فامیلم بود زشت بود آبروم میرفت برا همین جلو خودمو گرفتم رفتیم استخر اومدیم گفتیم بشینیم عرق بخوریم وقتی که عرق خوردیم این رفیقای پسرداییم بی مزه بازی درآوردن هول بازی درآوردن بعد یکیشون مست بود به دخترا کسشعر گفت اینا بهشون برخورد قهر کردن رفتن همه اعصابشون تخمی شد گفتن کون لقشون بیایم خودمون مشروب بخوریم اینا
حالا پسرداییم کنارمه با یه شلوارک منن تو فکر کیرش که چه قد گنده بود و خوب بود خلاصه گفتم باید یه نقشه ای پیاده کنم روش زدیم تو فاز جوگیری تو نمیتونی عرق بخوری تگری میزنی اینم جوگیر شروع کرد هی پشت هم پیک خوردن هی پیک خورد آخر مست شد از مستی زیاد همونجا بی حال شد و تو حال خودش نبود همه هم تو حال خودشون بودن کسی به فکر خواب نبود من گفتم بچه ها من علیو می‌برم داخل تو اتاق بخابه حالش بدتر نشه همه گفتن ببرش اره این بد مستو گفتم خودمم خستم این دخترا هم که کیر زدن بهمون میرم بخابم گفتن باشه کشون کشون بردمش رو تخت اتاق بالا انداختمش رو تخت از پنجره دیدم همه هنوز نشستن پردرو کشیدم درو بستم دیدم دیگه علی خاب خابه چراغو خاموش کردم گفتم حالا نوبت جندگی توعه شلوارشو کشیدم پایین تو همون حالت خاب هم خیلی بزرگ بود یه زره کشوندنمش رو لبه تخت قشنگ رفتم زیر تخماش و شروع کردم خوردن و لیس زدن تا دیدم کیرش نیمه راست شد و ساک زدنو شروع کردم ته حلقی میزدم براش و با اوقی که میزدم کیرشو پر تف ساک میزدم و رو ابرا بودم دیگه کامل کیرش راست شد و من حشری تر شده بودم هی به خودم میگفتم جونننن بخورش جنده همش مال توعه تو همین حس بودم یهو یکی از رفیقای پسرداییم در باز کرد که پسر داییم ببینه منو تو اون حالت دید یه زره چشماشو مالید و مثلا خودشو زد به ندیدن درو بست و رفت منم استرس شدید گرفتم درو قفل نکرده بودم گفتم نکنه به همه بگه ولی از اون ور کیر پسرداییمم راست بود گفتم ولش کن مست بود برگشتم سر وظیفم و انقد ساک زدم تا ابش خالی شد تو دهنم و با دهنم کل کیرشو و ابشو تمیز کردم که فردا شک نکنه

پنجره رو نگاه کردم دیدم کسی نیست معلوم بود همه رفتن داخل منم دیگه یواشکی دیدم لای در کسی نیست و اومدم بیرون و رفتم اتاق بغلی طبقه بالا و با گوشیم داشتم بازی میکردم اونایی که آب کیر خوردن میدونن میچسبه ته گلو من هی تشنم میشد میرفتم پایین آب بخورم تا اینکه رفتم پایین یهو دیدم همونی که درو باز کرد اسمش مجید بود چسبید بهم گفت اگه حرفمو گوش ندی میدونم چطوری ابروتو ببرم گفتم چی داری میگی بابا مست کردی گفت اره کیرش تو حلقت بود مست بودم ولی خر نبودم و دهنمو گرفت و دستمو گرفت به زور برد اتاق خودش طبقه پایین درو قفل کرد گفتم چیکار داری میکنی حیوون گفت ببین 4 تا دختر رفتن شبی که قرار بود همشونو بکنیم کنسل شد حالا باید رو تو خالی کنم حشرمو شلوارتو در بیار تا نکنمت نمیزارم بری گفتم خفه شو من نمیدم فقط ساک میزنم اونم اگه دهنت قفل باشه وگرنه اینجا سروصدا میکنم همه بیدار شن گفت باشه فقط ساک ولی باید لخت بشی جلوم منم چاره ای ندارم جلوش لخت شدم و اونم هی دست می‌مالید به کونم و میگفت جنده کونی شلوارشو درآورد یه زره با کیرش لاپایی زد تا کیرش راست شد و گفت حالا وقتشه جنده نمیزاشت من کاری کنم خودش وحشی شده بود اومد کیرشو کرد تو حلقم و شروع کرد خودش عقب جلو کردن و هی میگفت اره ببین اون جنده ها نباشن این جنده هست بالا جنده بخورش هی تلمبه هاش بیشتر می‌شد من اومدم صورتمو بکشونم عقب با دستاش کلمو قفل کرد که نتونم تکون بدم کلمو و خودش هی تلمبه میزد تو دهنم موهامو گرفت و انداخت رو تخت سرمو گذاشت لبه تخت و تخماشو گذاشت رو چشام گفت تخمم نیستی جنده میبینی خودتو و بعد گذاشت جلو دهنم تخماشو گفت لیسش بزن ببوسش منم کاراشو انجام می‌دادم آخر کیرشو کرد تو حلقم و دیگه در نیاورد همونطوری تا ته کیرشو گذاشته بود تو حلقم من داشتم خفه میشدم ولی اون به تخمش بود بعد 20 30 ثانیه در آورد گفت چطور بود دوست داشتی خفه شدن زیر کیرو
منم نفس نفس داشتم میزدم که اومد منو انداخت از تخت پایین زانو زدم دوباره جلو کیرش و گفت تا قطره آخر آبمو میخوری و منم شروع کردم ساک زدن بعد چند ثانیه که داشت ابش میومد کیرشو تا ته کرد تو حلقم نگه داشت گفت آفرین جنده خانم کل آبش خالی شد تو ته حلقم کارش که تموم شد بلندم کرد لباسامو داد دستمو از اتاق انداخت منو بیرون منم دیگه فقط از رو خستگی لباسمو پوشیدم رفتم صبح که مستیش پرید اومد از دلم درآورد و دیگه باهم اوکی شدیم چندباری براش خوردم و خاطره خوبی بود

نوشته: محمد

بازدید 8,869

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

5 پاسخ به “ساک دلخواه که زوری تموم شد”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید