راشل، همسایه‌ی زیبا

سلام من امیدم ۳۳ ساله. دانشجوام تو یکی از شهرای استرالیا. از نظر ظاهر سعی میکنم به خودم برسم و خوب بپوشم و اضافه وزن نداشته باشم ولی کاملا معمولی ام. یه مدت بود که از زندگی تو خوابگاه دانشجویی خسته شده بودم واسه همین رفتم یه استودیو نزدیک مرکز شهر اجاره کردم. یه روز پنجشنبه بود یکی در خونمو زد و وقتی در رو باز کردم دیدم یه دختر بلوند خوش هیکل و سکسی ولی فیس معمولی پشت در بود. سلام کرد گفت من راشلم همسایه دو تا خونه اونور تر گفت دو روزه اومده و دوستش خونه گرفته بود و درخواست اینترنت و وای فای کرده بود. وای فایش اومده بود ولی نمیدونست چجوری کانکت شه. سیم کارتم سفارش داده بود ولی هنوز دستش نرسیده بود. لهجش داد میزد از وسط فرانسه اومده. خلاصه رفتم چک کردم دیدم همچی درسته و بعد زنگ زدیم به اون پرووایدرش که فهمیدیم هنوز وصل نشده و گفت ممکنه تا ۲ روز کاری طول بکشه. دیدم خیلی استرس گرفته و گفت که امروز یه میتینگ مهم داره و اینا…من گفتم بیا به نت من وصل شو و حجم نامحدودم دارم و راحت باش . خلاصه که خیلی خوشحال شد و کلی تشکر کرد و منم رمزو بهش دادم و بهش گفتم شمارمم داشته باش کاری داشتی بگو و برگشتم. عصرش پیام داد واتس اپ و تشکر کرد که اره خیلی کارم رو راه انداختی و اگه نبودی نمیدونستم چیکار کنم و اینجور حرفا که بهش گفتم کاری نکردم و ممنون که اومدی اینجا زندگی کنی و ساختمون رو زیبا کردی که خوشش اومد و یکم صحبت کردیم فهمیدم تنهاست و تو یه شرکت لباس و مدلینگ کار می کرده که فرستادنش تو شعبشون اینجا. فردا جمعه بعد از اینکه برگشتم خونه یه ته چین پختم و بهش پیام دادم خونه ای؟ گفت اره و بهش گفتم من شام ایرانی پختم با خودم گفتم شاید الان وسیله اشپزی نداشته باشی و گفت اره خسته بودم حوصله نداشتم حتی برم بیرون و میخواستم یه چیزی سفارش بدم برای شام. بهش گفتم خوب میای اینجا یا واست بیارم. گفت میام تا یه ساعت دیگه. خیلی وقت بود سکس نداشتم و دلمو صابون زدم که شاید اوکی بشه و امشب یه کس فرانسوی کردیم…رفتم یه دوش گرفتم و ادکلن زدم و لباس خوب پوشیدم …در زد و وقتی در رو باز کردم دیدم جون چه چیزی…یه پیرهن قرمز که چاق سینه هاش پیدا بود و از پایینم تا رونش بود. پوست سفیدش تو اون لباس قرمز خیلی سکسیش کرده بود. اومد شام خوردیم و یکم راجع به تجربه مهاجرت و شرایط زندگی اینجا و تاثیر زبان فرانسه تو زبون فارسی گفتم بعد از غذام تعریف کرد و منم گفتم تفریحم اشپزیه و این داستانا …بعد واسش یه شات پرزکو ریختم و واسه خودمم ریختم و نشستیم رو مبل… گفت ممنون دعوتم کردی و آخر هفته خیلی بده ادم تنها باشه و منم تازه اومدم کسیو نمیشناسم …بهش گفتم راست میگی ولی با این انرژی ای که داری کلی دوست پیدا میکنی و کلی خوش میگذره بهت… بهم گفت تو تنهایی گفتم اره تو چی؟ گفت من دوست پسرم پاریسه…گفت چرا دوست دختر اینا نداری؟ گفتم والا وقتشو ندارم همش دارم درس میخونم …بیشتر شاید فرندز وید بنفیتس به کارم بیاد…خندید گفت پس میخوای سکس کنی بعد پاشی بری سر درست…گفتم اره وقت ندارم و تنبلم هستم…برا شوخی گفت بازم یکیو پیدا کنی کلی باید بری بیای اذیت نشی؟ گفتم اونم هست اره ترجیحم یکی تو همین ساختمونه که تو دسترس باشه…گفت یعنی داری پیشنهاد میدی؟ گفتم تو که دوست پسر داری؟ گفت اون دوست پسر فرانسمه اینجا قراره دو سال باشم نمیشه که دو سال از ویبراتور استفاده کنم… و خندیدم و گفتم من که بهت گفتم هر کاری داشتی بگو و گفت من همسایه پر دردسریم ولی هوای همسایمو هم دارم و براش جبران میکنم…گفتم خوب الان جبران کن بهم فرنچ کیستونو یاد بده…صورتشو اورد جلو ازم لب گرفت. یه چند دقیقه رو ابرا بودیم و لب میگرفتیم که دستش رفت رو کیرم و از رو شلوار میمالید و زیپ شلوارمو باز کرد و کیرم رو دراورد و شروع به ساک زدن کرد…چیزی که خیلی دوست داشتم لیدر بودن اون بود و این که چیزی بهش نمیگفتم …منم رونشو میمالیدم و اروم شورتشو دراوردم و دیدم یه کس سفید جلومه…۶۹ شدیم و واسش خوردم و بعد چند دقیقه داشت ابم میومد که یهویی یه حرکت زد و تخمامو کشید یه جوری که انگار اومدن ابم به تاخیر افتاد و چند بار همین کار رو میکرد و خودم تعجب کرده بودم چطوری انقدر دووم اوردم…ولی بعد ۱۰ دقیقه چنان آبم با شدت اومد که بیحال افتادم…اونم اومد نشست رو دهنم و انقدر براش خوردم که اونم لرزید و کنارم دراز کشید… یکی دو دقیقه بعد پرسید دوست داری بازم سکس کنیم یا بسه؟ گفتم دوست دارم ادامه بدیم ولی تو سیگار میکشی که گفت اره خیلی حال میده. رفتیم تو بالکن یه سیگار کشیدیم و پرسید چطور بود. گفتم تا حالا همچی سکسی رو تجربه نکرده بودم و فک نمیکردم ۱۰ دقیقه ساک ممتد رو بتونم تحمل کنم که خندید و گفت اره ببین دوست پسرم چیو از دست داده فلن…خلاصش که رفتیم راند دو و خیلی سکس متفاوتی رو تجربه کردیم…معمولا پوزیشن غالب تو سکسام با دخترای ایرانی میشنری و داگی بود ولی با راشل ۷ ۸ تا پوزیشن مختلفو رفتیم و بعد هر پوزیشن سر کیرمو فشار میداد که ارضامو به تاخیر بندازه…دیگه جونم در اومد واقعا… ولی باورم نمیشد باز که ۵۰ دقیقه داریم سکس میکنیم. دفعه دوم وقتی راشل ارضا شد جوری ناله میکرد که من به شدت تحریک شدم از صداش و اب منم اومد بالاخره. بعدش رفتیم دوش گرفتیم و رفت خونشون و موقع خدافظی گفت برو بشین سر درست…و منم خوشحال بودم که با کون افتادم تو عسل و کلی سکس توپ میکردیم…این وسط میدونستم پسرای دیگم میاره و یبار بهش گفتم دوست دارم تریسام کنیم و داستان اونم دوست دارم تعریف کنم بعدا. دیگه بعد یه سال دوست دختر پیدا کردم و بیخیالش شدم.

نوشته: امید

بازدید 17,451

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

6 پاسخ به “راشل، همسایه‌ی زیبا”

  1. یه چیزی بین فرانسویها جالب و عجیبه. در مورد کشور فرانسه میگن سرزمینی که عشق هرگز نمیمیرد.محاله وقتی دوست پسر دارن، تا زمانی که کامل جدا نشن به هیییچ عنوان خیانت نمیکنن و جالبتر که خیانت به دوسپسر یا دوس دختر توی دادگاه های فرانسه مورد قضاوت قرار میگیره.این مورد شما رو رد نمیکنم اما بشخصه ناراحت میشم وقتی خوندم یه دختر فرانسوی به دایره خیانت پا گذاشته

  2. همینارو میخونن جوونا اینجا که فکر میکنن اونجا کص ریخته و با پای خودشون میان بدن و حتی شده کونم بدن ولی میخوان برن

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید