اولین باره داستان مینویسم ببخشید اگه اسمها مستعار هست
خب اسم خودمو میزارم و زن داداشم مریم
این داستانی که میخوام تعریف کنم فقط یک بار اتفاق افتاد و دیگه تکرار نشد از خودم بگم قدم ۱۷۵ هیکلم عادی سایز کیرم عادی و زن داداشم ۴۵ ساله قدش از خودم یکم کوتاه تر هیکلش تپل از نظر من خوب
خب بریم سراغ داستان من سه تا زن داداش دارم که مربوط به زن داداش بزرگم (مریم)هست که ۴۵ سالشه
مریم با اینکه سالها تو خانواده مون بود همیشه پوشیده بود هیچ وقت با موی لخت و تاپ و شلوار جلوی ما نمی گشت رفتارشم عادی تو چشم آدما زیاد نگاه نمیکنه چند سال همش تو کفش بودم اما به خودم جرات نمیدادم یعنی واقعا میترسیدم چیزی بگم هم خیانت به برادر هم از ترس آبرو و برادرم و خانوادم هم از اینکه جواب رد بده چند مدت دیگه بهش فکر نمیکردم ولی دوباره بهش حس پیدا کردم
خیلی کم پیش میومد باهاش تنهاش باشم چون خونه شون جدا بود هر وقت میرفتم خونه شون یا برادرم بود یا بچه هاش وقتی هم خودش تنها میومد خونه مون بی دلیل نبود و کار داشت و تو خونه هم شلوغ بود فقط هرزگاهی بهش نگاه میکردم چن بار هم که رسوندمش خونه همش عقب ماشین بود.تا اینکه یه بار خواستم برسونمش خونه رو صندلی عقب وسایل بود مجبور شد جلو بشینه فاصله خونه مون زیاد بود وقتی راه افتادم قلبم تند تند میزد استرس داشتم بهش بگم یا نه نمیخواستم بهش نگاه کنم سکوت بین مون بود تا اینکه یهو گفت چرا ماشینت کثیفه یه لحظه بهش نگاه کردم چشمم به پاهاش خورد یکم مانتوش رفته بود کنار رونش رو دیدم تو شلوار مشکی حالم یه جوری شد ولی زود خودمو جمع کردم اونم حواسش به روبرو بود گفتم فرصت بشه میشورم بعد چن دقه موقع دنده عوض کردن دنده دستم به رونش اتفاقی خورد در حد یک ثانیه رونش نرم بود هیچ عکس العملی نشون نداد نزدیکای خونه شون بودیم یه لحظه تصمیم گرفتم بگم گفتم یا میشه یا نمیشه دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم دستمو کشیدم رو رونش و دستمو کشیدم عقب زود برگشت اخم کرد تو چشمام یه نگاه کرد از صدتا فحش بدتر و هیچی نگفت جلوی خونه شون پیاده شد اصلا بهم نگاه نکرد خداحافظی هم نکرد از اون روز هر وقت میدیدمش بهم نگاه نمیکرد چن بار سلام کردم ولی جواب نمیداد همش میگفتم یعنی در موردم چی فکر میکنه به کسی گفته یا نه…
ببخشید دوستان یادم رفت بگم من مجردم و زن ندارم
چند وقت همش ذهنم درگیر بود میخواستم ازش معذرت خواهی کنم ولی یه جورایی غرورم اجازه نمیداد حتی بهش زنگ بزنم یا تنها ببینمش گذشت بعد از چن ماه یه روز تو خونه تنها بودم زنگ خونه رو زدن آیفون رو زدم نگاه نکردم ببینم کیه بعد از چن لحظه زن داداش اومد داخل یه جورای شوکه شدم بدون خبر دادن اومده بود و همیشه اگه تنها میومد قبل اومدن خبر می داد لباس معمولی پوشیده بود آرایش کم. سلام کردم جواب نداد نشست بعد چن لحظه پرسید مامانت کجاست منم رومو کرده بودم سمت تلوزیون گفتم رفته برای خرید در حد همون چند کلمه و سکوت برقرار شد نمیخواستم بهش نگاه کنم ولی بازم استرس گرفتم تو دلم همش میگفتم الان وقت خوبیه ازش معذرت خواهی کنم ولی قدرت نداشتم بگم تا اینکه گفت باهات کار دارم بیا نزدیک رفتم نزدیک رومو این ور اون ور میکردم که تو چشماش نگاه نکنم
گفت میخوام در مورد اون روز که تو ماشین به پام دست زدی یهو حرفشو قطع کردم گفتم(مریم) زن داداش راستش من من من من کردم گفتم حالم خوب نبود نباید اینکارو میکردم ادامه ندادم
مریم گفت آره نباید این کارو میکردی کارت خوب نبود من زن داداشت هستم ازت انتظار نداشتم منم برای آبروم به کسی نگفتم هم اینکه اتفاق بدی نیفته ولی بگو چرا این کارو کردی؟
چن دقیقه سکوت کردم همش تو دلم میگفتم بگم یا نگم تو چشماش نگاه کردم گفتم مریم ببین من چن وقته بهت حس دارم میدونم کارم اشتباهه ولی دیگه نمیتونم کنترل کنم خودمو بس که بهت فکر کردم میخوام باهات سکس داشته باشم یه بار
سرشو انداخت پایین گفت خجالت بکش برو زن بگیر به جای اینکه چشمت دنبال زن داداشت باشه این کارت خوب نیست و خیانت به برادرته .دیگه واقعا حس بدی داشتم رفتم نزدیکش نشستم گفتم ببین فقط یه بار قول میدم تموم بشه گفت نه چن بار تکرار کردم همش میگفت نه هم خوبیت نداره هم خیانته.
همش تو دلم میگفتم خدا کنه مامانم به این زودی نیاد
این بار قسمش دادم گفتم فقط یه بار دیگه ازت نمیخوام بهم نگاه کرد گفت این کار اشتباهه اگه واقعا قسم میخوری دیگه نزدیکم نشی منم قسم خوردم گفتم همین بار …
خودمو لخت کردم و به مریم نگاه میکردم چون بار اولم بود هم کنجکاو هم خجالتی بارها فیلم های پورن دیدم از لیس زدن کوس و کون خوشم میاد از پوزیشن 69 که مرد کوس و کون زن رو لیس میزنه زن هم همزمان ساک میزنه و برای بار اول دوس داشتم کوس و کون یه زن رو قبل از سکس لیس بزنم .زنداداشم لباساشو در آورد و محو دیدن بدنش شدم سوتین قرمز با شورت توری قرمز برام جذاب بود تو اون بدن خودش سوتین و شورتش رو در آورد سینه های 85 بدن سفید کوس سفید بدن بی مو.همونجور وایساده بود ساکت بود و چشماش رو بسته بود رفتم نزدیکش دستمو گذاشتم رو شونه هاش نرم بودن اون موقع غیرت و آبرو و خیانت از ذهنم پاک شده بود صورتمو بردم نزدیک لبشو بوسیدم همکاری نکرد چن بار لبشو بوسیدم همکاری نمیکرد و بی حرکت بود دیگه توجه نکردم لبشو خوردم چن بار میک زدم لبشو ازش خواستم به پشت بخوابه که سینه هاشو بمالم و بخورم آروم دراز کشید سرمو مالیدم به سینه هاش نوک قهوه ای سینه هاش خیلی تو چشم بود اروم شروع کردم به میکدن سینه هاش دوس داشتم دستشو بکشه رو سرم اما معلوم بود راضی نبود یکی از دستاشو گذاشته بود روی صورتش نمیخواست چیزی ببینه سینه هاشو میخوردم و میمالدم نوک سینه هاشو آروم گاز گرفتم خیلی لذت داشت وقتی سینه های نرم و بزرگش رو صورتم بود با دست چپم کیرمو میمالیدم پاشدم رفتش کنار سرش کیرمو گذاشتم کنار لبش با دست صورتشو سمت خودم کردم بهش فهموندم ساک بزنه ولی با حرکت سرش فهمیدم میل نداره خیلی حشری بودم بلند شدم شاید فکر کرد کارم تموم شده یاد یه فیلم پورن افتادم که مرد با خامه رو ریخت رو کون زنه تو یخچال خامه بود دیروز خریده بودم زود رفتم آوردم با چشماش نگاهم میکرد ببینه چکار میکنم به پشت دراز کشیدم گفتم بیا برعکس رو من بخواب وقتی برعکس روم دراز کشید حالت 69 یه حس فوق العاده بود دوستانی که تجربه کردن میدونن چی میگم اولین بار کون و کوس لخت و سفید و بی مو سمتم بود با اینکه بعضیا میگن بوی خدبی داره ولی زیاد بوی خاصی نداشت و عادی بود دوس نداشتم سکسمون تو سکوت باشه ولی ساکت بود چن بار صدا زدم مریم(زنداداش) ولی چیزی نمیگفت لای کونش رو باز کردم یه سوراخ تقریبا صورتی و تنگ معلوم بود کون نداده چون اگه کون داده بود رنگش تیره میشد با دستم یکم کونش رو دادم بالا و زبونمو از کوس تا سوراخ کونش رو لیس زدم کیرمم در حال انفجار بود ولی ساک نمیزد چن بار لیس زدن رو ادامه دادم خامه کنار دستم بود بازش کردم کارتنش رو فشار دادم ریختم رو کونش فک کنم سرمای خامه رو حس کرد یکمم از خامه ریخت رو صورت خودم لای کونش رو باز کردم بقیه خامه رو زدم به سوراخ کون و شروع به خوردن کردم یه لذت خاصی داشت که توصیفش سخته ازش خواهش کردم کیرمو بخوره بالاخره تو دستش گرفت فک کنم ناشی بود چون خوب ساک نمیزد ولی لذت داشت منم مشغول خوردن کوس و کونش بودم یکم بدنش لرزید معلوم بود ارضا شده دوس داشتم کونش رو انگشت کنم میدونم سکس از کون بار اول به این راحتی نیس و طول میکشه برای همین انگشت اشاره مو با زبونم خیس کردم انگشتمو گذاشتم رو سوراخ کونش دستشو اورد عقب که دستمو پس بزنه ولی توجه نکردم انگشتمو تا نصف کردم تو کونش یه جیغ ریزی زد زود کونشو بست انگشتمو در اوردم کونشو دوباره باز کردم یکم بیشتر اورد سمتم انگار از لیس زدن خوشش اومده بود دوباره کوس و کونشو لیس زدم هوس کردم دوباره کونشو انگشت کنم فقط سر کیرمو ساک میزد میخواستم تا ته بخوره اما نمیخورد انگشتمو دوباره خیس کردم و یهو کردم تو کونش دوباره جیغ زد گفت نکن تنگه دوس ندارم در بیار انگشتتو کونشو بسته بود ولی انگشتم توش بود به زور انگشتم تو کونش تکون میخورد انگشتمو در اوردم بلند شدم حالت داگییش کردم کیرمو یکم مالیدم به کوسش خیلی حس خوبی بود و آروم کردم تو کوسش خیسی کوسش زیاد بود تملبه میزدم ازش خواستم عقب جلو کنه ولی نکرد اروم تلمبه میزدم رو ابرا بودم سوراخ کونش خودنمایی میکرد انگشتمو گذاشتم رو سوراخ کونش دستمو پس زد که کاری نکنم کم کم داشت آبم میومد کیرمو در آوردم خوابوندمش به پشت کیرمو گذاشتم وسط سینه هاش دستاشو گذاشتم کنار سینه هاش گفتم فشار بده کیرم وسط سینه های نرم و بزرگش بود تند تند عقب و جلو میکردم یهو آبم ریخت بالای سینه هاش و زیر گردنش احساس سبکی میکردم انگار خسته نبودم بعد از سکس بلند شدم براش دستمال کاغذی اوردم خودشو پاک کرد و لباساشو تنش کرد و زود رسوندمش خونشون تو ماشین چیزی نگفت دیگه هم تکرار نشد این تنها سکس من با زنداداش مریم بود امیدوارم خوشتون اومده باشه چون کاملا واقعی بود فحش هم بدین اشکال نداره ممنون که وقت کردین و خوندین
ادامه دارد
نوشته: 2aaa
24 پاسخ به “رابطه با زن داداش”
یه بار کردی دیگه تکرارنشد؟!کلم مغزجان! مثلا خواستی بگی یکبار کردم دیگه نداد که واقعی نشون بده!؟نه پسرجان اینجا همه استادن بااین کس شعر ها نمیتونی خواننده را قانع کنید…کسی که تا اینجای رابطه پا بده بعدشم روی هردوتون به هم باز میشه و این رابطه بد یا خوب ادامه دارمیشه…کس ننویس
مزخرف عنمغز
کونی تا الان میگی اولین بارت بودم سکس کردی حالا داری از تجذبیاتت میگی که کون سیاه کیر زیاد دیده؟ مطمعنم کونی هستی که. تجربه داری. کون گشاد دختر لب نده کص هم نمیده مگر اینکه جنده باشه.
خدایا، پروردگارا، ای آفریدگار جهان هستی، این همه مشنگ را چطور و چرا و به چه منظوری آفریدی؟
دروغ بود و تخیلات بافته یک مغز تو کف
اول و آخر اون کسی که این توهم سایز ۸۵ سینه رو انداخت تو کله این جقیا رو گاییدم.کوسکش تو عمرش سکس نکرده تنها قاه ای که فتح کرده جقیدن با فیلم سوپر بوده بعد سریعا سایز سینه زن داداشه رو دقیق بیان میکنه!!!تازه از خودش تئوری هم در میکنه چون کون نداده کونش قهوه ای بود، اگه کون داده بود سیاه مبشد!! مگه قراره ماشین دودی و قطار دیزلی برن تو کون طرف که سوراخشو سیاه کنن!!!
اگر خامه را وارد داستان نمی کردی میشه گفت واقعی بود،این خامه ریختن روی کوس و کون زن و لیسیدن واسه جنده ها و فیلم های پورن حرفه ای در عرف جامعه ما معنا نداره،در این که کف زن داداشتی شکی نیست اما جرات ابراز نکردی و همه این مزخرفات را در واقع از خودت در وکردی گشادعلی خان
نه بابا چرا فحش بدیم😅همه باورکردن که این مدل که گفتی کردیش 😂😂😂
اصلا داستانت راست و خودتم گفتی همون یه بار بود بعد پایینش نوشتی ادامه داره یعنی چه، نکنه زن داداشت ایدز داشت تو هم مبتلا شدی و قسمت بعدی از سختیهای بیماریت میخوای بگی
به زن داداشت گفتی یه بار بده بزنیم اونم اول گفت زشته و خیانته ولی بعدش گفت اگه یه باره اشکال نداره!!مهره مار داشتی یا اینکه زن داداشت همون موقع اون خامه رو کرده تو کونت و داداشت هم بخاطر این بیناموسیت روت تلمبه میزده
زمانی که به کونش خامه زدی میگفتی یه کم برات برینه قاطی میکردی با خامه حس خوردن نوتلا بهت می داد شاید بیشتر لذت میبردی ،برام قابل درک نیست یه آدم چطور به خودش اجازه میده به حریم یه انسان دیگه ،بدون رضایتش تجاوز کنه ، این چن دقیقه لذت و شهوت چقدر می ارزه
پلشت جقی،خار اون مخ نداشته است رو گاییدم با این کصشعر نوشتنت
مگه تموم نشد🤔اونادامه داردآخرش چیه پس
کصکش خواهر کسه یعنی ماکه سوراخ کونمون تیره یه کون دادیم خودمون خبر نداریم🤣🤣🤣🤣🖕🖕🖕
کس مغزهای جاکش که تا تهه همه داستان ها رو می خونید و بعدش به نویسنده هاش فحش می دید، دقیقا فازتون چیهحرومزاده ها من که می دونم موقع خوندن یه دستتون تو شلوارتونه و دارید جق می زنید، آخر داستان هم که آبتون اومده از حرص اینکه چرا عرضه نداشتید کس بکنید فحشش رو به نویسنده بدبخت می دیدبه کس همه کستون می خندید که وقتی شعورش رو ندارید داستان می خونید. کسی مجبورتون کرده؟ کس کشا خب نخون داستانتو خودت بیا اگه خایه داری داستان یکی از سکسات رو اینجا بنویس تا ببینی چطور هم فکرات به عن و گوه می کشنت و خواهر و مادرت رو یکی می کننشیرین مغزای به درد نخور، طرف کتاب چاپ می کنه می فهمه ۶۰ تا ایراد داشته توی نسخه های بعدی ویرایشش می کنهچه انتظاری از یه داستانی دارید که صرفا واسه جق زدن شما جقی ها نوشته شده؟شما اگه خیلی هنرمندی اکانتت رو ببند برو کونت رو بده
این رفیقمون مرتضی مشهد از کجا میدونه سوراخ کونش تیرس! ، بکن تو هر روز داره دارکتر میشه
کیرم؛توکوس وکون زن داداشت(مریم).
کصخل
داستان ازاین قراره که بخشی ازمغزتو روبامغزخرپیوند زدن
در ضمن کیرم تو کص خوارومادر Nafare3-esf
خوب بود…همین که وقت گزاشتی و نوشتی برای بچه های بکن تو دمت گرم …برات مهم نباشه فحش دادن یه مشت چاقال …چون فقط یه چاقاله که میتونه از همه توقع داشته باشه که همه چیز وفق مرادش باشه …و اگه نباشه شروع میکنه به فحاشی …چرا ؟؟چون مجازیه و این چاقالها در دنیای واقعی جرات نمیکنن به کسی فحاشی کنن…خلاصه که خیالت نباشه .ایول 👍👍👍
ممنون که یادمون دادیهر وقت دست روی رون هر زنی بکشیمچند ماه جواب سلام ما رو نمیدهبعد خودش میاد خونه و میخوابه😆👉
دیسلایک ۲۱ مبارکمیدونی چرا یدونه لایک هم نداری 🤔
داستانهای بکن تو هم شده در حد پسرای ۱۶ ساله حقی