سلام میخوام در مورد رابطه پسر با پسر یه خاطره واقعی و جذاب تعریف کنم . قبلاش یه موضوع هست که بهش اشاره میکنم.
رابطه گی یه رابطه دوست داشتنی هست ولی یک سری موضوعات داره که هنوز جا نیفتاده نه از طرف برخی مفعول رعایت میشه نه فاعل
مثلا
طرف نوشته من مفعول هستم. بهش پیام میدی ، اولا خیلی تند و عصبی برخورد میکنه ! دوست نداره خودش رو معرفی کنه .
دوم حالا به سن و سایز کیر خیلی گیر میده مثلا من کمتر از 17 نمیدم !
سن بیشتر از 20 نباشه . در حالی که میشه بین 40 و 20 سال یه رابطه دوستانه و عاشقانه باشه
سوم اینکه بهش میگی ساک بزنم یا ساک بزن قبول نمیکنه اه بدم میاد . بهش میگی لب بده خوشش نمیاد اه اوق میزنم . سریع داگ استایل میشه میگه بکن زود باش .
اما فاعل ها . اولا احساسات طرف مقابل مهم نیست براش . فقط دنبال کردن هستند نه عشق بازی . دوم خیلی حاشیه میرن مثلا به خواهر یا مادر طرف گیر میدن. خب تعریف مفعول هست بی غیرت که نیست علاقه به این حس داره . سوم با اندام طرف مقابل بازی نمیکنند براش ساک نمیزنند مثلا .
من خودم طرفدار رابطه دوطرفه هستم و فانتزی های خاص خودم رو دارم کلا 9 بار رابطه جدی داشتم که 3 با به عنوان مفعول بودم و 4 بار به عنوان فاعل بودم و دو بار به صورت دو طرفه . که هر کدام لذت های خودش رو داشت .
اما خاطره رابطه دو طرف و جذاب .
خب دوستان وارد جزئیات نمیشم که نوع آشنایی ووو خلاصه میکنم
یکی از دوستام یه کارت استخر 10 جلسه بهم داد. منم شروع کردم به استخر رفتن .
روز سوم .
یه پسری بود واقعا زیبا و جذاب من وقتی دیدمش خیلی خوشم اومد ازش کل اون ساعت رو نگاهش میکردم و خیال پردازی های متفاوت . من هر روز صبح ها استخر میرفتم بجز جمعه ها .
روز چهارم ندیدمش .
روز پنجم
نیم ساعتی بود رفته بودم که اومد استخر وقتی دیدمش دوباره رفتم تو حس . خیلی سعی میکردم بهش نزدیک بشم . هردو تو قسمت کم عمق بودیم یکی دو بار بدنم خورد بهش . لبه استخر قدم میزدم که دیدم میخواد بیاد از آب بیرون ولی سمت نردبان نیست . سریع برگشتم و دستش رو گرفتم و کشیدم بیرون . چند دقیقه هم تو سونا باهم بودیم .
روز ششم. آشنای
این دفعه زودتر از من اونجا بود . به بهانه اینکه هر روز میایی باهم گپ زدیم . دیگه کل اون ساعت با هم بودیم و در مورد موضوعات مختلف حرف زدیم. ازش پرسیدم فردا هم میایی گفت اره ساعت 10 فردا همان ساعت اونجا بودم البته ده دقیقه زودتر
روز هفتم هشتم نهم و دهم
دیگه باهم صمیمی شده بودیم در مورد همه چی حرف زده بودیم مخصوصا سکس . اینکه زیاد اهل دوست دوختر نیست و یکی هست حرف میزنه .
در مورد سایت های پورن کدوم بهتره و رابطه پسر با پسر
ده جلسه من تمام شده بود ولی دوست داشتم بیام. آخر جلسه بهش گفتم بازم دوست داری بیایی گفت اگه تو میایی باشه . گفتم اسمت رو نگفتی بهم. اسمش احسان بود .
ازش شماره تماس خواستم. گفتم شمارت رو بده منم شماره پسر خوشگل رو داشته باشم. زنگ زد بهم و من هم ذخیره کردم.
بهم گفت سه روز نیستم .
شب دوم بود پیام داد که سایتهای که میگفتی کدوم هستند برای پسر گفتم سایت مهم نیست برو femboy و emo بزن
سه روز بعد
باهم که بودیم کلی در مورد رابطه پسر با پسر حرف زدیم و احسان هم تایید میکرد و میگفت براش جذاب هست .
همان شب من چند تا عکس و فیلم کوتاه فرستادم و دیگه رسما سکس چت کردیم یه جور های . از حس ها و علاقه خودش گفت و منم گفتم و بهش گفتم پیش من بودی بغلت میکردم و از این حرف ها دو ساعت حرف میزدیم .
روز دوازدهم
داخل آب رفتم سمتش و داشتیم حرف میزدیم که آروم دست کشیدم به شکمش چند بار این این کار رو کردم . دستم رو اوردم رو کیرش شق کرده بود منم شق کرده بودم و کیرش رو لمس کردم و فشار دادم و با خنده و شوخی از هم فاصله گرفتیم . بهش میگفتم بدن نازی داری و اونم میگفت که تو هم عالی هستی. خلاصه شب همان روز بعد از صحبت در مورد رابطه گفت فردا بعد از استخر اوکی هستی گفتم اره
روز سیزده شروع رابطه
تو استخر ازش پرسیدم کجا قرار هست بریم گفت میریم میبینی
رفتی یه خیابان نسبتا خلوت جلو یه مغازه بسته . کرکره داد بالا رفتیم داخل و بست . مغازه باباش بود . لباس زنانه و مخصوصا لباس زیر زنانه هم داشت . شیک نبود مثل تانکرهای قدیمی. باباش رفته بود خرید و اون روز نبود . بهم گفت نسکافه میخوری رفت چای ساز رو روشن کرد منم گفتم لبهای تو خودش باید مزه قهوه بده . خندید و رفتم جلو و لبهای هم رو خوردیم واقعا لذت بخش بود . هم زمان دستم رو کیرش بود و احسان هم با کیر من بازی میکرد . دو سه دقیقه فقط لبهاش رو میخوردم و حال میکردم .
گفت یه پیشنهادی بدم قبول میکنی . گفتم باشه بگو. رفت و چند تا لباس زنونه اورد شورت و سوتین و ازین تاپ های مدلی گفت ببین کدوم تنت میشه .
ذوق کرده بودم . رفتم پوشیدم. سوتین که نشد . شرت یه دونه خوشگل اندازم شدم و با یه تاپ گیپور مانند تقریبا گشاد شده پوشیدم وقتی من رو دید ، گفت وای باورم نمیشه خیلی جذاب شدی
خودش هم یه یه شورت خیلی خوشگل و تاپ های که سوتین دارن پوشید اومد . من شق شق بودم.
لبهای های هم رو خوردیم و بغلش کردم هم زمان لبش رو میخوردم سینه هاش رو فشار میدادم و میمالیدم و کیرش رو .
تاپ رو از تنم در اورد و سینه هام رو خورد چون هر دو یه کوچه سینه و برجستگی داشتیم .
نشست زمین و از رو شرت کیرم رو لیس میزد و یهو کیرم رو با شرت کرد دهنش. همون لحظه من ابم اومد. بهش گفتم داره میاد میاد و اومد
از شدت شهوت . فکر نمیکردم اینقدر زود بیاد. دست نزده خخخ.
شرت هم کثیف شد . شرتم رو کشید پایین و کیرم رو فشار داد تقریبا خالی شد و شروع کرد به خوردن . عجب لذتی داشت . کسانی که تجربه کردن میدونن چی میگم . کشیدم سمت بالا و لب گرفتم ازش .
سینه هاش رو خوردم و نشستم کیرش رو خوردم اول از رو شرت. در اوردم و کردم دهنم و حسابی ساک زدم براش. اب احسان هم اومد. خالی کردم و دوباره ساک زدم و دوباره بغل تو بغل . چای ساز هم داشت ابش رو میکشید و دو تا نسکافه زدیم و دوباره لبش رو خوردم
توضیح . لباس های که آورده بود مشکل دار بودن. ایراد داشتند
قرار شد استخر رو تعطیل کنیم فعلا . شبها باهم حرف میزدیم
چهار روز بعد
خونه ما خالی شد بهش گفتم اومد خونه . تا رسید خونه. چسبوندم به دیوار و لبهاش رو خوردم و پاهاش رو باز کردم از رو شلوار کیرش رو مالیدم و لختش کردم و خودم هم لخت شدم
بردمش حمام همدیگر رو شستیم و چسبیدم دیوار و از سینه هام شروع کرد به خوردن تا شکمم رو نافم و کیرم رو خورد و عجب خوردنی پاهامو باز کرد و هم کیرم رو میخورد و هم به خایه هام و رون هام لیس میزد و ابم اومد و منم کیر اون رو خوردم و ابش رو اوردم. اومدیم بیرون بردم اتاقم . تخت نداشتم یه پتو باز کرده بودم کنار هم دراز کشیدیم و همدیگرو بغل کردیم وای که چه لذتی داره کیره ها به هم میخوردن . یه پام وسط پاهاش بود و فشار میدادم و برعکس میشدیم . احسان میفتاد رو من . چرخ میزدیم واقعا لذت بخش بود. سایز کیر ها مون هر دو یکی بود برا من شاید یک سانت بزرگتر و لی کلفتر از کیر احسان بود .
تازه داشتیم حال میکردیم که مامانم زنگ زد و گفت یه وسیله جا گذاشتم و اون رو سریع بیار خونه ابجیت .
یک هفته بعد
اون یک هفته فقط تلفنی حال میکردیم تا اینکه بهم گفت فردا خونه خالی هست از صبح تا عصر. من هم رفتم
یه شلوارک با تاپ پوشیده بود ناز ناز بود . نشستم رو مبل و گفتم بیا بشین بغلم و شروع کردم نازش کردن و لب گرفتن دستم رو میکشیدم رو پاهاش با شکمش بازی میکردم سینه هاش رو فشار میدادم و کیرشو نوازش میکردم . دستم رو گرفت و برد اتاقش و لختم کرد و نشست رو تخت و کیر رو خورد و سر کیرم رو لیس میزد و ونصف کیرم رو دهن می کرد و میک میزد خواستم بلند ش کنم گفت نه دوست دارم ابت رو بیارم و همین هم شد حسابی خورد و ابم اومد و باز هم ادامه داد .
خوابیدم روش و منم از لباهاش شروع کردم و اومدم رو کیرش و کیرش رو خوردم و دیگه لخت کنار هم بودیم بهم گفت قرار هست فقط بخوریم گفتم نه پس اول تو شروع کن .
رو تخت حالت داگی شدم و اومد چسبید بهم . کیرش رو میکشید رو باسنم یه ژل اورد و زد به کیرش و بعد خیس کرد و اروم اروم داشت میکرد تو . یکم سرش رو کرده بود تو و داشت اروم اروم عقب جلو میکرد. منم همکاری کردم و خودم جلو و عقب رفتم یکم بعد دیگه کیرش جا گرفته بود و اروم اروم عقب جلو میکرد و من هم لذت میبردم . یکی دو بار هم یه ضربه محکم زد تا اینکه آبش اومد و ریخت رو کمرم .
خب حالا نوبت من بود. احسان هم داگ استایل شد و از ژل منم زدم و اروم اروم فشار دادم بره داخل . شروع کردم عقب جلو کردن با ریتم آروم کیرم رو فشار میدادم داخل و بیرون میکشیدم . هر دو غرق لذت بودیم
شروع کردم تند تند کردن . کیرم کامل جا گرفته بود و تند تند میکردمش که یهو گفت صبر کن و رفت جلوتر و برگشت کمر به پشت اومد لبه تخت و پاهاش رو داد بالا و گفت میخوام ببینمت .
پاهاش رو خودش گرفت بود و من باز آروم آروم کردم داخل کونش و شروع کردم به تلمبه زدن . چشاش خمار بود و این بدتر من رو حشری میکرد .
یکم باسنش رو کشیدم بالا افتادم روش و لباش رو خوردم سرم رو محکم گرفته بود و ول نمیکرد و زبونم رو میک میزد .و شروع کردم تند تند کردمش تا قبلش کیرش شق شق بود تند تند که کردمش کیرش تقریبا خوابید و فقط ناله میکرد . کون حسابی جا باز کرده بود منم افتاده بودم روش و با تمام وجودم میکردمش و هر دو ناله میکردیم که آب اومد تا بکشم بیرون یکم خالی کردم تو و بقیه هم بیرون همه جا پاشید
و همون لحظه احسان گفت بازم ادامه بده دوباره کردم تو کونش هنوز شق شق بودم یکم دیگه عقب جلو کردم دیگه کیرم از حس افتاد و دراز کشیدم روش و لباش ها رو خوردم و چند دقیقه بدون حرف فقط بغلش کرده بودم .
یکم بغلم هم دراز کشیدیم ظهر شده بود .
بلند شد و چایی گذاشت رفتیم و دوش گرفتیم و هم دیگر رو شستیم و باز یکم بغل و لب. زنگ زد و یدونه پیتزا سفارش داد با سیب زمینی ناهار رو خوردیم. برد اتاق خواب مامانش دو نفره بود تختش و گفت اینجا راحت هستیم. یکی دو بار هم با مامانش تلفنی حرف زده بود .
دراز کشیدم رو تخت و از پشت بغلش کردم و گوشش رو خوردم و با دستم نوازشش میکردم برگشت سمت من و لب گرفتیم . رفتیم آشپزخانه و سیگار روشن کردیم البته قبلش هم دو نخ کشیده بودیم .
گفت خشن دوست داری گفتم بدم نمیاد .
رفت دستشویی و دراز کشید منم رفتم دستشوی . برگشتم اتاق و دیدم سرش لبه تخت هست دراز کشیده و با کیرش بازی میکنه.
شرتم رو در اوردم و از بالای سرش خم شدم و کیرش رو گرفتم و فشار میدادم و میمالیدم و کیر خودم هم رو صورتش بود و و شروع کرد خوردن کیرم منم حسابی عقب جلو میکردم تو دهنش . برگردوندم طرف خودم و پاهاش رو دادم بالا کیرش رو کشیدم سمت خودم و شروع کردم خوردنش
ابش رو اوردم . بهش گفتم میخوام بکمنت. خندید گفتم باشه میخوام بکنمت و ژل رو زدم و اروم کردم داخل و شروع کردم به عقب جلو کردن یکم که شل تر شد کمرش رو دادم بالا و حسابی کردمش دیگه یکی دو بار با چشم های خمار گفت آرومتر. منم میگفتم مگه خشن دوست نداری میخوام بکنمت و دوباره لباش رو خوردم . ابم داشت میومد که گفت بریز توش . منم خالی کردم توش و یکم دیگه تلمبه زدم .عاشق خماری چشماش شده بودم . ولو شدم رو تخت حال نداشتم واقعا حال نداشتم یکم بعد پاشد و نشست رو باسنم و ماساژم میداد
تقریبا عصر شده بود و باباش زنگ زد که میام دنبالت و احسان هم گفت نه خودم میام .
پا شدیم جمع جور کردیم و از خونه زدیم بیرون . آخر شب که باهم حرف میزدیم در مورد رابطه گفت دوست داری نشسته هم تجربه کنی گفتم یعنی بشینیم رو هم دیگه گفت اره دیگه رو مبل یا صندلی
و ادامه داره
رابطه گی یه رابطه دوست داشتنی هست ولی یک سری موضوعات داره که هنوز جا نیفتاده نه از طرف برخی مفعول رعایت میشه نه فاعل
مثلا
طرف نوشته من مفعول هستم. بهش پیام میدی ، اولا خیلی تند و عصبی برخورد میکنه ! دوست نداره خودش رو معرفی کنه .
دوم حالا به سن و سایز کیر خیلی گیر میده مثلا من کمتر از 17 نمیدم !
سن بیشتر از 20 نباشه . در حالی که میشه بین 40 و 20 سال یه رابطه دوستانه و عاشقانه باشه
سوم اینکه بهش میگی ساک بزنم یا ساک بزن قبول نمیکنه اه بدم میاد . بهش میگی لب بده خوشش نمیاد اه اوق میزنم . سریع داگ استایل میشه میگه بکن زود باش .
اما فاعل ها . اولا احساسات طرف مقابل مهم نیست براش . فقط دنبال کردن هستند نه عشق بازی . دوم خیلی حاشیه میرن مثلا به خواهر یا مادر طرف گیر میدن. خب تعریف مفعول هست بی غیرت که نیست علاقه به این حس داره . سوم با اندام طرف مقابل بازی نمیکنند براش ساک نمیزنند مثلا .
من خودم طرفدار رابطه دوطرفه هستم و فانتزی های خاص خودم رو دارم کلا 9 بار رابطه جدی داشتم که 3 با به عنوان مفعول بودم و 4 بار به عنوان فاعل بودم و دو بار به صورت دو طرفه . که هر کدام لذت های خودش رو داشت .
اما خاطره رابطه دو طرف و جذاب .
خب دوستان وارد جزئیات نمیشم که نوع آشنایی ووو خلاصه میکنم
یکی از دوستام یه کارت استخر 10 جلسه بهم داد. منم شروع کردم به استخر رفتن .
روز سوم .
یه پسری بود واقعا زیبا و جذاب من وقتی دیدمش خیلی خوشم اومد ازش کل اون ساعت رو نگاهش میکردم و خیال پردازی های متفاوت . من هر روز صبح ها استخر میرفتم بجز جمعه ها .
روز چهارم ندیدمش .
روز پنجم
نیم ساعتی بود رفته بودم که اومد استخر وقتی دیدمش دوباره رفتم تو حس . خیلی سعی میکردم بهش نزدیک بشم . هردو تو قسمت کم عمق بودیم یکی دو بار بدنم خورد بهش . لبه استخر قدم میزدم که دیدم میخواد بیاد از آب بیرون ولی سمت نردبان نیست . سریع برگشتم و دستش رو گرفتم و کشیدم بیرون . چند دقیقه هم تو سونا باهم بودیم .
روز ششم. آشنای
این دفعه زودتر از من اونجا بود . به بهانه اینکه هر روز میایی باهم گپ زدیم . دیگه کل اون ساعت با هم بودیم و در مورد موضوعات مختلف حرف زدیم. ازش پرسیدم فردا هم میایی گفت اره ساعت 10 فردا همان ساعت اونجا بودم البته ده دقیقه زودتر
روز هفتم هشتم نهم و دهم
دیگه باهم صمیمی شده بودیم در مورد همه چی حرف زده بودیم مخصوصا سکس . اینکه زیاد اهل دوست دوختر نیست و یکی هست حرف میزنه .
در مورد سایت های پورن کدوم بهتره و رابطه پسر با پسر
ده جلسه من تمام شده بود ولی دوست داشتم بیام. آخر جلسه بهش گفتم بازم دوست داری بیایی گفت اگه تو میایی باشه . گفتم اسمت رو نگفتی بهم. اسمش احسان بود .
ازش شماره تماس خواستم. گفتم شمارت رو بده منم شماره پسر خوشگل رو داشته باشم. زنگ زد بهم و من هم ذخیره کردم.
بهم گفت سه روز نیستم .
شب دوم بود پیام داد که سایتهای که میگفتی کدوم هستند برای پسر گفتم سایت مهم نیست برو femboy و emo بزن
سه روز بعد
باهم که بودیم کلی در مورد رابطه پسر با پسر حرف زدیم و احسان هم تایید میکرد و میگفت براش جذاب هست .
همان شب من چند تا عکس و فیلم کوتاه فرستادم و دیگه رسما سکس چت کردیم یه جور های . از حس ها و علاقه خودش گفت و منم گفتم و بهش گفتم پیش من بودی بغلت میکردم و از این حرف ها دو ساعت حرف میزدیم .
روز دوازدهم
داخل آب رفتم سمتش و داشتیم حرف میزدیم که آروم دست کشیدم به شکمش چند بار این این کار رو کردم . دستم رو اوردم رو کیرش شق کرده بود منم شق کرده بودم و کیرش رو لمس کردم و فشار دادم و با خنده و شوخی از هم فاصله گرفتیم . بهش میگفتم بدن نازی داری و اونم میگفت که تو هم عالی هستی. خلاصه شب همان روز بعد از صحبت در مورد رابطه گفت فردا بعد از استخر اوکی هستی گفتم اره
روز سیزده شروع رابطه
تو استخر ازش پرسیدم کجا قرار هست بریم گفت میریم میبینی
رفتی یه خیابان نسبتا خلوت جلو یه مغازه بسته . کرکره داد بالا رفتیم داخل و بست . مغازه باباش بود . لباس زنانه و مخصوصا لباس زیر زنانه هم داشت . شیک نبود مثل تانکرهای قدیمی. باباش رفته بود خرید و اون روز نبود . بهم گفت نسکافه میخوری رفت چای ساز رو روشن کرد منم گفتم لبهای تو خودش باید مزه قهوه بده . خندید و رفتم جلو و لبهای هم رو خوردیم واقعا لذت بخش بود . هم زمان دستم رو کیرش بود و احسان هم با کیر من بازی میکرد . دو سه دقیقه فقط لبهاش رو میخوردم و حال میکردم .
گفت یه پیشنهادی بدم قبول میکنی . گفتم باشه بگو. رفت و چند تا لباس زنونه اورد شورت و سوتین و ازین تاپ های مدلی گفت ببین کدوم تنت میشه .
ذوق کرده بودم . رفتم پوشیدم. سوتین که نشد . شرت یه دونه خوشگل اندازم شدم و با یه تاپ گیپور مانند تقریبا گشاد شده پوشیدم وقتی من رو دید ، گفت وای باورم نمیشه خیلی جذاب شدی
خودش هم یه یه شورت خیلی خوشگل و تاپ های که سوتین دارن پوشید اومد . من شق شق بودم.
لبهای های هم رو خوردیم و بغلش کردم هم زمان لبش رو میخوردم سینه هاش رو فشار میدادم و میمالیدم و کیرش رو .
تاپ رو از تنم در اورد و سینه هام رو خورد چون هر دو یه کوچه سینه و برجستگی داشتیم .
نشست زمین و از رو شرت کیرم رو لیس میزد و یهو کیرم رو با شرت کرد دهنش. همون لحظه من ابم اومد. بهش گفتم داره میاد میاد و اومد
از شدت شهوت . فکر نمیکردم اینقدر زود بیاد. دست نزده خخخ.
شرت هم کثیف شد . شرتم رو کشید پایین و کیرم رو فشار داد تقریبا خالی شد و شروع کرد به خوردن . عجب لذتی داشت . کسانی که تجربه کردن میدونن چی میگم . کشیدم سمت بالا و لب گرفتم ازش .
سینه هاش رو خوردم و نشستم کیرش رو خوردم اول از رو شرت. در اوردم و کردم دهنم و حسابی ساک زدم براش. اب احسان هم اومد. خالی کردم و دوباره ساک زدم و دوباره بغل تو بغل . چای ساز هم داشت ابش رو میکشید و دو تا نسکافه زدیم و دوباره لبش رو خوردم
توضیح . لباس های که آورده بود مشکل دار بودن. ایراد داشتند
قرار شد استخر رو تعطیل کنیم فعلا . شبها باهم حرف میزدیم
چهار روز بعد
خونه ما خالی شد بهش گفتم اومد خونه . تا رسید خونه. چسبوندم به دیوار و لبهاش رو خوردم و پاهاش رو باز کردم از رو شلوار کیرش رو مالیدم و لختش کردم و خودم هم لخت شدم
بردمش حمام همدیگر رو شستیم و چسبیدم دیوار و از سینه هام شروع کرد به خوردن تا شکمم رو نافم و کیرم رو خورد و عجب خوردنی پاهامو باز کرد و هم کیرم رو میخورد و هم به خایه هام و رون هام لیس میزد و ابم اومد و منم کیر اون رو خوردم و ابش رو اوردم. اومدیم بیرون بردم اتاقم . تخت نداشتم یه پتو باز کرده بودم کنار هم دراز کشیدیم و همدیگرو بغل کردیم وای که چه لذتی داره کیره ها به هم میخوردن . یه پام وسط پاهاش بود و فشار میدادم و برعکس میشدیم . احسان میفتاد رو من . چرخ میزدیم واقعا لذت بخش بود. سایز کیر ها مون هر دو یکی بود برا من شاید یک سانت بزرگتر و لی کلفتر از کیر احسان بود .
تازه داشتیم حال میکردیم که مامانم زنگ زد و گفت یه وسیله جا گذاشتم و اون رو سریع بیار خونه ابجیت .
یک هفته بعد
اون یک هفته فقط تلفنی حال میکردیم تا اینکه بهم گفت فردا خونه خالی هست از صبح تا عصر. من هم رفتم
یه شلوارک با تاپ پوشیده بود ناز ناز بود . نشستم رو مبل و گفتم بیا بشین بغلم و شروع کردم نازش کردن و لب گرفتن دستم رو میکشیدم رو پاهاش با شکمش بازی میکردم سینه هاش رو فشار میدادم و کیرشو نوازش میکردم . دستم رو گرفت و برد اتاقش و لختم کرد و نشست رو تخت و کیر رو خورد و سر کیرم رو لیس میزد و ونصف کیرم رو دهن می کرد و میک میزد خواستم بلند ش کنم گفت نه دوست دارم ابت رو بیارم و همین هم شد حسابی خورد و ابم اومد و باز هم ادامه داد .
خوابیدم روش و منم از لباهاش شروع کردم و اومدم رو کیرش و کیرش رو خوردم و دیگه لخت کنار هم بودیم بهم گفت قرار هست فقط بخوریم گفتم نه پس اول تو شروع کن .
رو تخت حالت داگی شدم و اومد چسبید بهم . کیرش رو میکشید رو باسنم یه ژل اورد و زد به کیرش و بعد خیس کرد و اروم اروم داشت میکرد تو . یکم سرش رو کرده بود تو و داشت اروم اروم عقب جلو میکرد. منم همکاری کردم و خودم جلو و عقب رفتم یکم بعد دیگه کیرش جا گرفته بود و اروم اروم عقب جلو میکرد و من هم لذت میبردم . یکی دو بار هم یه ضربه محکم زد تا اینکه آبش اومد و ریخت رو کمرم .
خب حالا نوبت من بود. احسان هم داگ استایل شد و از ژل منم زدم و اروم اروم فشار دادم بره داخل . شروع کردم عقب جلو کردن با ریتم آروم کیرم رو فشار میدادم داخل و بیرون میکشیدم . هر دو غرق لذت بودیم
شروع کردم تند تند کردن . کیرم کامل جا گرفته بود و تند تند میکردمش که یهو گفت صبر کن و رفت جلوتر و برگشت کمر به پشت اومد لبه تخت و پاهاش رو داد بالا و گفت میخوام ببینمت .
پاهاش رو خودش گرفت بود و من باز آروم آروم کردم داخل کونش و شروع کردم به تلمبه زدن . چشاش خمار بود و این بدتر من رو حشری میکرد .
یکم باسنش رو کشیدم بالا افتادم روش و لباش رو خوردم سرم رو محکم گرفته بود و ول نمیکرد و زبونم رو میک میزد .و شروع کردم تند تند کردمش تا قبلش کیرش شق شق بود تند تند که کردمش کیرش تقریبا خوابید و فقط ناله میکرد . کون حسابی جا باز کرده بود منم افتاده بودم روش و با تمام وجودم میکردمش و هر دو ناله میکردیم که آب اومد تا بکشم بیرون یکم خالی کردم تو و بقیه هم بیرون همه جا پاشید
و همون لحظه احسان گفت بازم ادامه بده دوباره کردم تو کونش هنوز شق شق بودم یکم دیگه عقب جلو کردم دیگه کیرم از حس افتاد و دراز کشیدم روش و لباش ها رو خوردم و چند دقیقه بدون حرف فقط بغلش کرده بودم .
یکم بغلم هم دراز کشیدیم ظهر شده بود .
بلند شد و چایی گذاشت رفتیم و دوش گرفتیم و هم دیگر رو شستیم و باز یکم بغل و لب. زنگ زد و یدونه پیتزا سفارش داد با سیب زمینی ناهار رو خوردیم. برد اتاق خواب مامانش دو نفره بود تختش و گفت اینجا راحت هستیم. یکی دو بار هم با مامانش تلفنی حرف زده بود .
دراز کشیدم رو تخت و از پشت بغلش کردم و گوشش رو خوردم و با دستم نوازشش میکردم برگشت سمت من و لب گرفتیم . رفتیم آشپزخانه و سیگار روشن کردیم البته قبلش هم دو نخ کشیده بودیم .
گفت خشن دوست داری گفتم بدم نمیاد .
رفت دستشویی و دراز کشید منم رفتم دستشوی . برگشتم اتاق و دیدم سرش لبه تخت هست دراز کشیده و با کیرش بازی میکنه.
شرتم رو در اوردم و از بالای سرش خم شدم و کیرش رو گرفتم و فشار میدادم و میمالیدم و کیر خودم هم رو صورتش بود و و شروع کرد خوردن کیرم منم حسابی عقب جلو میکردم تو دهنش . برگردوندم طرف خودم و پاهاش رو دادم بالا کیرش رو کشیدم سمت خودم و شروع کردم خوردنش
ابش رو اوردم . بهش گفتم میخوام بکمنت. خندید گفتم باشه میخوام بکنمت و ژل رو زدم و اروم کردم داخل و شروع کردم به عقب جلو کردن یکم که شل تر شد کمرش رو دادم بالا و حسابی کردمش دیگه یکی دو بار با چشم های خمار گفت آرومتر. منم میگفتم مگه خشن دوست نداری میخوام بکنمت و دوباره لباش رو خوردم . ابم داشت میومد که گفت بریز توش . منم خالی کردم توش و یکم دیگه تلمبه زدم .عاشق خماری چشماش شده بودم . ولو شدم رو تخت حال نداشتم واقعا حال نداشتم یکم بعد پاشد و نشست رو باسنم و ماساژم میداد
تقریبا عصر شده بود و باباش زنگ زد که میام دنبالت و احسان هم گفت نه خودم میام .
پا شدیم جمع جور کردیم و از خونه زدیم بیرون . آخر شب که باهم حرف میزدیم در مورد رابطه گفت دوست داری نشسته هم تجربه کنی گفتم یعنی بشینیم رو هم دیگه گفت اره دیگه رو مبل یا صندلی
و ادامه داره
نوشته: مهران
5 پاسخ به “رابطهی عاشقانهی دوطرفه”
👍❤️✨👌 عالی و جذاب
خیلی خوب و عالی ولی کاش سنتون رو هم میگفتی
داستانت خوبه ولی خیلی خوب ننوشتی انشات ضعیفهولی همینکه دروغ نگفتی ک خونمون نیاورانه تخت یک میلیاردی دارم پسره الان اروپاس و باباش کارخونه داره حال کردم 👌
با حال بود
منم با یه جوون حدود سه سال بودم باهم دوست بودیم عاشق سن بالا بود منو خیلی دوست داشت چند بار با هم سکس کردیم اخرین سکسمون خیلی خوب بود خیلی طول کشید و خیلی حال داد چندین پوزیشن بهش حال دادم واقعا دوست خوبی بودیم برای هم حالا هم دوست هستیم ولی از موقعی که ازدواج کرد که حاضر نیست با هم سکس کنیم سکس باید با عشق و دوست داشتن باشه