سلام خدمت دوستان تو این داستان نام ها به جهت حفظ هویت افراد مستعار هست ولی داستان واقعی هست امیدوارم خوشتون بیاد
اسم من آرش هست و ساکن اصفهان هستم کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک سیالات دارم و تو شرکت نفت کار می کنم. سال ۹۶ بود که یه سالی از استخدامم می گذشت و خانواده گیر داده بودن باید ازدواج کنی و من هر چی به خانواده ام میگفتم بدون داشتن خونه و ماشین نمیتونم ازدواج خوبی داشته باشم قبول نمی کردن. پدرم یه خونه سه طبقه داره که میگفت بعد ازدواج تو یه طبقه ساکن بشو خواهرم دانشجوی پزشکی همدان بود و خانواده ازش خواسته بودن که برام یه دختر از تو دانشگاهشون پیدا کنه. خواهرم نرگس همکلاسیش رو به من پیشنهاد داد نرگس دختری سبزه با قد صد و شصت و اندام متوسط بود نرگس پدر نداشت و دو تا برادر و یه خواهر داشت و اهل بهار همدان بود . خواهرم با هماهنگی نرگس شماره اش رو به من داد و چت هامون با هم شروع شد و بعد از دو هفته چت کردن رفتم همدان و حضوری هم رو دیدیم و به همراه خواهرم با نرگس رستوران رفتیم و ناهار خوردیم بعدش هم راجع به چیزهای مختلف از درس و دانشگاهش گرفته تا آینده صحبت کردیم و نظر نرگس رو راجع به خودم پرسیدم که نظرش مثبت بود و نرگس قرار شد به خانواده اش بگه که برای خواستگاری بریم ولی وقتی نرگس به خانواده اش گفت برادر بزرگترش با چنین ازدواجی مخالف بود و نظرش این بود که باید همسر خواهرش یه پزشک باشه و مهندس نباشه. از اونجایی که نرگس از من خوشش اومده بود و من هم ازش خوشم اومده بود و دلبسته ی هم شده بودیم قرار شد به رابطه مون ادامه بدیم تا نرگس داداشش رو راضی بکنه. اون روز گذشت و من برگشتم اصفهان ولی کماکان با چت و تلفنی در ارتباط بودیم. یه ماهی گذشت و شب چله نزدیک بود و من قرار بود برای شب چله همدان برم با مادرم رفتیم همدان و غروب به همدان رسیدیم و به همراه خواهرم و نرگس تو همدان گشت زدیم و برای نرگس من یه عطر و یه شال و مانتو خریدم و شام همگی به رستوران رفتیم. بعد از شام برای اقامت مون یه سوئیت اجاره کردم . از نرگس هم خواستم شب بیاد پیش ما اولش قبول نکرد و گفت که به خوابگاه میره ولی با اصرار من قبول کرد. سوئیت دو تا اتاق خواب داشت و برای شب چله من آجیل و میوه گرفتم و همگی کلی گفتیم و خندیدیم و آجیل و میوه خوردیم. سوئیت قدیمی بود و آشپزخانه اش مثل یه اتاق بود و اوپن نبود. من و نرگس تا آخر شب نشسته بودیم و دل می دادیم و قلوه می گرفتیم. مادر و خواهرم گفتن که میخوان بخوابن و من و نرگس مشغول صحبت های عاشقانه مون بودیم و من از لاک ناخن نرگس و فرم چهره و لب ها و رنگ رژ لبش تعریف کردم. با خوابیدن مادر و خواهرم دل رو به دریا زدم و از نرگس خواستم که دستش رو بگیرم که اونم قبول کرد. حسابی جو بینمون عشقولانه بود و یه جورایی از بودن کنار هم لذت می بردیم. در ادامه به نرگس گفتم خیلی دوستش دارم و زندگی بدون اون برام محاله ازش خواستم که ببوسمش و اون لپش رو جلو آورد و من بوسیدمش که بازم دل رو به دریا زدم و لبش رو هم بوسیدم و لبامون تو هم قفل شد. یه جورایی پررویی کردم و دستم رو به سینه ی نرگس زدم که عصبانی شد و دستم رو پس زد و گفت زیاده روی نکن و با ناراحتی و قهر رفت که بخوابه. فردای اون روز نرگس باهام سرد رفتار کرد و با خواهرم خوابگاه رفتن و من و مادرم به اصفهان برگشتیم. تو چت هم نرگس باهام سرد شده بود و از این که به سینه اش دست زده بودم ناراحت بود. یه جورایی حس عذاب وجدان داشت و میخواست رابطه رو کات کنه و بعد کش و قوس فراوان و بی مهری تو چت هاش رابطه رو کات کرد. من از خواهرم خواستم که بره با نرگس صحبت کنه و به رابطه مون برگرده خواهرم از من علت کات رو پرسید و من گفتم بهتره از خود نرگس بپرسی. بعد از این که خواهرم با نرگس صحبت کرد بعد از دو روز دوباره رابطه ام با نرگس برقرار شد و با هم چت می کردیم. من از نرگس خواستم که برادرش رو راضی بکنه که باز هم به برادرش که گفته بود برادرش مخالفت کرده بود. من و نرگس قرار گذاشتیم که رابطه مون رو تا فارغ التحصیلیش ادامه بدیم و بعد حتی در صورت مخالفت برادرش هر جور شده با هم ازدواج کنیم.
برای این که نرگس معذب نباشه گفتم بین خودمون یه صیغه محرمیت بخونیم هر چند من به این چیزها اعتقادی ندارم. دفعه بعد که همدان رفتم یه صیغه محرمیت با نرگس خوندیم و من برای این که پیش هم راحت تر باشیم یه سوئیت گرفتم.
بعد از خوردن ناهار تو رستوران به سوئیت رفتیم و نرگس مانتو و شالش رو درآورد و رو کاناپه نشستیم من شروع به نوازش موهای نرگس کردم بعدش لبامون تو هم قفل شد و من گردن نرگس رو بوسیدم که نرگس یه آه ریزی کشید. بعدش دستم رو برای سینه ی نرگس بردم که نرگس این بار هیچ مخالفتی نکرد. از نرگس خواستم بریم تو تخت که نرگس گفت فقط بالاتنه رو اجازه داری.
رو تخت رفتیم و با هم لب تو لب شدیم و تو بغل هم حسابی داغ کرده بودیم از نرگس خواستم تاپش رو در بیاره و وقتی درآورد خودم سوتینش رو باز کردم. سینه های نرگس سایز ۷۵ و سبزه بودن و هاله ای قهوه ای رنگ داشتن. یه سینه ی نرگس رو مک می زدم و سینه ی دیگه رو می مالیدم. یه دستم هم روی باسن بزرگ نرگس بود و باسنش رو هم از روی شلوار می مالیدم.
تو کوله ای که با خودم آورده بودم کاندوم هم گذاشته بودم و رفتم یه کاندوم آوردم و شلوار و شرتم رو درآوردم و رو کیرم کاندوم کشیدم و از نرگس خواستم که به پشت تو بغلم side by side قرار بگیره. از روی شلوار کیرم رو لاپای نرگس جلو عقب می کردم. هر چند خشک بود ولی لذت بخش بود و چون خیلی هات شده بودم بعد از چند دقیقه آبم اومد.
بعد از این سکس از رو شلوار رفتیم همدان گردی و تا شب با نرگس بودم و بعدش رسوندمش خوابگاه و خودم به سویت برگشتم. شب خوابیدم و فردا بعد از ظهر دوباره نرگس اومد پیشم باز هم به سکس بالاتنه و لاپایی از رو شلوار گذشت و شب که شد نرگس رو به خوابگاه بردم و خودم به سوئیت برگشتم و خوابیدم. فردا صبحش از نرگس تلفنی خداحافظی کردم و به اصفهان رفتم باز تو چت با هم در ارتباط بودیم و نه روز بعد آف من رسید به همدان رفتم. این بار باز سوئیت گرفتم و رفتم سراغ نرگس. بعد از کمی همدان گردی رفتیم چرم برتونیکس و برای نرگس یه جفت کتونی خریدم. بعدش به سوئیت آمدیم و نرگس مانتو و شالش رو درآورد باز رفتیم رو تخت و لب تو لب شدیم و نرگس تاپ و سوتینش رو درآورد. این بار از نرگس خواستم که با هم لاپایی بدون لباس سکس داشته باشیم. اولش نرگس مخالفت کرد ولی بهش اطمینان دادم که بیشتر از لاپایی جلو نمیرم. ناگفته نماند نرگس سکس از عقب رو دوست نداشت. بعد از کلی معاشقه و خوردن سینه های نرگس شلوار و شرتش رو هم درآوردم. نرگس کسش سیاه بود ولی لابیاهای جمع و جور و متقارنی داشت. سراغ کسش رفتم و با دست کسش رو می مالوندم. نرگس حسابی داغ کرده بود و آب کسش راه گرفته بود و دستم رو خیس کرده بود. منم شلوار و شرتم رو درآوردم و یه کاندوم رو کیرم گذاشتم و با لوبریکانت پایه آبی (محلول در آب) که قبلا گرفته بودم یه کم کیرم رو چرب کردم و لاپایی مشغول سکس شدیم. بعد از چند دقیقه آبم اومد ولی من چون خیلی هات بودم با وجود این که آبم تو کاندوم اومده بود هم به سکس ادامه دادم. یه مقدار که گذشت کاندوم چون با آبم لیز شده بود در اومد و یه مقدار کس نرگس با آبم خیس شد. نرگس استرس زیادی گرفت که نکنه یه وقت با آبم حامله بشه سریع رفت خودش رو شست و اومد لباس پوشید و گفت بریم بیرون میخواد از داروخونه قرص ضد بارداری LD بگیره. رفتیم و قرص گرفت و یه آبمیوه براش گرفتم و قرص رو خورد. فردای اون روز دیگه با هم سکسی نداشتیم و نرگس به سوئیت نیومد چون استرس داشت نکنه حامله شده باشه. قابل توجه دوستان باید بگم که اسپرم حرکت میکنه و حتی اگه روی کس هم ریخته بشه ممکنه از سوراخ های پرده بکارت رد بشه و خودشو از رحم به تخمک برسونه و باعث حاملگی بشه. من تو چت با نرگس درارتباط بودم و سعی میکردم نگرانیش رو رفع کنم. گذشت و من فرداش رفتم اصفهان و آف بعدی هم نرگس گفت که نمیخواد بیای همدان و گفت که درس دارم باید درس بخونم چون نزدیک امتحانش بود. استرس و ترس ناشی از این که نکنه حامله شده باشه باعث شده بود که پریود نرگس عقب بیفته که یه هفته دیرتر نرگس پریود شد و خیالش از بابت عدم حاملگی راحت شد. من به فکرم رسیده بود که پرده ی نرگس رو بزنم چون دختری که بکارت نداره نیاز به اجازه ی ولی یا همون سرپرست برای ازدواج نداره. از طرفی نرگس هم چون پدر نداشت اجازه ی ازدواجش با برادرش بود. برادرش هم که مخالف ازدواج ما بود. نرگس حتی به سکس کامل و پاره کردن پرده اش هم راضی شد. یه روز برادر نرگس اتفاقی به همدان میره و نرگس رو با کتونی برتونیکس و مانتو و شالی که من براش خریدم میبینه و چون نرگس عطری که من براش خریده بودم رو زده بوده مشکوک میشه و میفهمه که نرگس با من در ارتباطه. یه سیلی به نرگس می زنه و شماره من رو هم از گوشی نرگس درآورد و به من زنگ زد و هرچی فحش و بد و بیراه بود به من گفت و من رو تهدید کرد که در صورت ادامه ی رابطه با نرگس ازم شکایت میکنه یا این که یه بلایی سرم میاره
و از من خواست این رابطه رو تموم کنم. خانواده ی من که این رفتار برادر نرگس رو دیدن به من گفتن که در صورت ازدواج زندگی موفقی نخواهم داشت و برادر نرگس مانع زندگی من و نرگس میشه و حالا دیگه خانواده ی من هم مخالف این ازدواج شدن و بعد کش و قوس فراوان و گریه و زاری نرگس رابطمون کات شد. و منی که حتی میخواستم با زدن پرده ی نرگس هرجور شده اونو به دست بیارم هم توسط خانواده ام و خواهرم مجبور به کات کردن با نرگس شدم. در ادامه تلاش های من برای ازدواج توسط خواهرم با یه رزیدنت تخصص داخلی آشنا شدم و با همون هم ازدواج کردم که داستانش رو بعدا براتون مینویسم. امیدوارم از داستانم خوشتون اومده باشه. موفق و پر عشق باشید.
اسم من آرش هست و ساکن اصفهان هستم کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک سیالات دارم و تو شرکت نفت کار می کنم. سال ۹۶ بود که یه سالی از استخدامم می گذشت و خانواده گیر داده بودن باید ازدواج کنی و من هر چی به خانواده ام میگفتم بدون داشتن خونه و ماشین نمیتونم ازدواج خوبی داشته باشم قبول نمی کردن. پدرم یه خونه سه طبقه داره که میگفت بعد ازدواج تو یه طبقه ساکن بشو خواهرم دانشجوی پزشکی همدان بود و خانواده ازش خواسته بودن که برام یه دختر از تو دانشگاهشون پیدا کنه. خواهرم نرگس همکلاسیش رو به من پیشنهاد داد نرگس دختری سبزه با قد صد و شصت و اندام متوسط بود نرگس پدر نداشت و دو تا برادر و یه خواهر داشت و اهل بهار همدان بود . خواهرم با هماهنگی نرگس شماره اش رو به من داد و چت هامون با هم شروع شد و بعد از دو هفته چت کردن رفتم همدان و حضوری هم رو دیدیم و به همراه خواهرم با نرگس رستوران رفتیم و ناهار خوردیم بعدش هم راجع به چیزهای مختلف از درس و دانشگاهش گرفته تا آینده صحبت کردیم و نظر نرگس رو راجع به خودم پرسیدم که نظرش مثبت بود و نرگس قرار شد به خانواده اش بگه که برای خواستگاری بریم ولی وقتی نرگس به خانواده اش گفت برادر بزرگترش با چنین ازدواجی مخالف بود و نظرش این بود که باید همسر خواهرش یه پزشک باشه و مهندس نباشه. از اونجایی که نرگس از من خوشش اومده بود و من هم ازش خوشم اومده بود و دلبسته ی هم شده بودیم قرار شد به رابطه مون ادامه بدیم تا نرگس داداشش رو راضی بکنه. اون روز گذشت و من برگشتم اصفهان ولی کماکان با چت و تلفنی در ارتباط بودیم. یه ماهی گذشت و شب چله نزدیک بود و من قرار بود برای شب چله همدان برم با مادرم رفتیم همدان و غروب به همدان رسیدیم و به همراه خواهرم و نرگس تو همدان گشت زدیم و برای نرگس من یه عطر و یه شال و مانتو خریدم و شام همگی به رستوران رفتیم. بعد از شام برای اقامت مون یه سوئیت اجاره کردم . از نرگس هم خواستم شب بیاد پیش ما اولش قبول نکرد و گفت که به خوابگاه میره ولی با اصرار من قبول کرد. سوئیت دو تا اتاق خواب داشت و برای شب چله من آجیل و میوه گرفتم و همگی کلی گفتیم و خندیدیم و آجیل و میوه خوردیم. سوئیت قدیمی بود و آشپزخانه اش مثل یه اتاق بود و اوپن نبود. من و نرگس تا آخر شب نشسته بودیم و دل می دادیم و قلوه می گرفتیم. مادر و خواهرم گفتن که میخوان بخوابن و من و نرگس مشغول صحبت های عاشقانه مون بودیم و من از لاک ناخن نرگس و فرم چهره و لب ها و رنگ رژ لبش تعریف کردم. با خوابیدن مادر و خواهرم دل رو به دریا زدم و از نرگس خواستم که دستش رو بگیرم که اونم قبول کرد. حسابی جو بینمون عشقولانه بود و یه جورایی از بودن کنار هم لذت می بردیم. در ادامه به نرگس گفتم خیلی دوستش دارم و زندگی بدون اون برام محاله ازش خواستم که ببوسمش و اون لپش رو جلو آورد و من بوسیدمش که بازم دل رو به دریا زدم و لبش رو هم بوسیدم و لبامون تو هم قفل شد. یه جورایی پررویی کردم و دستم رو به سینه ی نرگس زدم که عصبانی شد و دستم رو پس زد و گفت زیاده روی نکن و با ناراحتی و قهر رفت که بخوابه. فردای اون روز نرگس باهام سرد رفتار کرد و با خواهرم خوابگاه رفتن و من و مادرم به اصفهان برگشتیم. تو چت هم نرگس باهام سرد شده بود و از این که به سینه اش دست زده بودم ناراحت بود. یه جورایی حس عذاب وجدان داشت و میخواست رابطه رو کات کنه و بعد کش و قوس فراوان و بی مهری تو چت هاش رابطه رو کات کرد. من از خواهرم خواستم که بره با نرگس صحبت کنه و به رابطه مون برگرده خواهرم از من علت کات رو پرسید و من گفتم بهتره از خود نرگس بپرسی. بعد از این که خواهرم با نرگس صحبت کرد بعد از دو روز دوباره رابطه ام با نرگس برقرار شد و با هم چت می کردیم. من از نرگس خواستم که برادرش رو راضی بکنه که باز هم به برادرش که گفته بود برادرش مخالفت کرده بود. من و نرگس قرار گذاشتیم که رابطه مون رو تا فارغ التحصیلیش ادامه بدیم و بعد حتی در صورت مخالفت برادرش هر جور شده با هم ازدواج کنیم.
برای این که نرگس معذب نباشه گفتم بین خودمون یه صیغه محرمیت بخونیم هر چند من به این چیزها اعتقادی ندارم. دفعه بعد که همدان رفتم یه صیغه محرمیت با نرگس خوندیم و من برای این که پیش هم راحت تر باشیم یه سوئیت گرفتم.
بعد از خوردن ناهار تو رستوران به سوئیت رفتیم و نرگس مانتو و شالش رو درآورد و رو کاناپه نشستیم من شروع به نوازش موهای نرگس کردم بعدش لبامون تو هم قفل شد و من گردن نرگس رو بوسیدم که نرگس یه آه ریزی کشید. بعدش دستم رو برای سینه ی نرگس بردم که نرگس این بار هیچ مخالفتی نکرد. از نرگس خواستم بریم تو تخت که نرگس گفت فقط بالاتنه رو اجازه داری.
رو تخت رفتیم و با هم لب تو لب شدیم و تو بغل هم حسابی داغ کرده بودیم از نرگس خواستم تاپش رو در بیاره و وقتی درآورد خودم سوتینش رو باز کردم. سینه های نرگس سایز ۷۵ و سبزه بودن و هاله ای قهوه ای رنگ داشتن. یه سینه ی نرگس رو مک می زدم و سینه ی دیگه رو می مالیدم. یه دستم هم روی باسن بزرگ نرگس بود و باسنش رو هم از روی شلوار می مالیدم.
تو کوله ای که با خودم آورده بودم کاندوم هم گذاشته بودم و رفتم یه کاندوم آوردم و شلوار و شرتم رو درآوردم و رو کیرم کاندوم کشیدم و از نرگس خواستم که به پشت تو بغلم side by side قرار بگیره. از روی شلوار کیرم رو لاپای نرگس جلو عقب می کردم. هر چند خشک بود ولی لذت بخش بود و چون خیلی هات شده بودم بعد از چند دقیقه آبم اومد.
بعد از این سکس از رو شلوار رفتیم همدان گردی و تا شب با نرگس بودم و بعدش رسوندمش خوابگاه و خودم به سویت برگشتم. شب خوابیدم و فردا بعد از ظهر دوباره نرگس اومد پیشم باز هم به سکس بالاتنه و لاپایی از رو شلوار گذشت و شب که شد نرگس رو به خوابگاه بردم و خودم به سوئیت برگشتم و خوابیدم. فردا صبحش از نرگس تلفنی خداحافظی کردم و به اصفهان رفتم باز تو چت با هم در ارتباط بودیم و نه روز بعد آف من رسید به همدان رفتم. این بار باز سوئیت گرفتم و رفتم سراغ نرگس. بعد از کمی همدان گردی رفتیم چرم برتونیکس و برای نرگس یه جفت کتونی خریدم. بعدش به سوئیت آمدیم و نرگس مانتو و شالش رو درآورد باز رفتیم رو تخت و لب تو لب شدیم و نرگس تاپ و سوتینش رو درآورد. این بار از نرگس خواستم که با هم لاپایی بدون لباس سکس داشته باشیم. اولش نرگس مخالفت کرد ولی بهش اطمینان دادم که بیشتر از لاپایی جلو نمیرم. ناگفته نماند نرگس سکس از عقب رو دوست نداشت. بعد از کلی معاشقه و خوردن سینه های نرگس شلوار و شرتش رو هم درآوردم. نرگس کسش سیاه بود ولی لابیاهای جمع و جور و متقارنی داشت. سراغ کسش رفتم و با دست کسش رو می مالوندم. نرگس حسابی داغ کرده بود و آب کسش راه گرفته بود و دستم رو خیس کرده بود. منم شلوار و شرتم رو درآوردم و یه کاندوم رو کیرم گذاشتم و با لوبریکانت پایه آبی (محلول در آب) که قبلا گرفته بودم یه کم کیرم رو چرب کردم و لاپایی مشغول سکس شدیم. بعد از چند دقیقه آبم اومد ولی من چون خیلی هات بودم با وجود این که آبم تو کاندوم اومده بود هم به سکس ادامه دادم. یه مقدار که گذشت کاندوم چون با آبم لیز شده بود در اومد و یه مقدار کس نرگس با آبم خیس شد. نرگس استرس زیادی گرفت که نکنه یه وقت با آبم حامله بشه سریع رفت خودش رو شست و اومد لباس پوشید و گفت بریم بیرون میخواد از داروخونه قرص ضد بارداری LD بگیره. رفتیم و قرص گرفت و یه آبمیوه براش گرفتم و قرص رو خورد. فردای اون روز دیگه با هم سکسی نداشتیم و نرگس به سوئیت نیومد چون استرس داشت نکنه حامله شده باشه. قابل توجه دوستان باید بگم که اسپرم حرکت میکنه و حتی اگه روی کس هم ریخته بشه ممکنه از سوراخ های پرده بکارت رد بشه و خودشو از رحم به تخمک برسونه و باعث حاملگی بشه. من تو چت با نرگس درارتباط بودم و سعی میکردم نگرانیش رو رفع کنم. گذشت و من فرداش رفتم اصفهان و آف بعدی هم نرگس گفت که نمیخواد بیای همدان و گفت که درس دارم باید درس بخونم چون نزدیک امتحانش بود. استرس و ترس ناشی از این که نکنه حامله شده باشه باعث شده بود که پریود نرگس عقب بیفته که یه هفته دیرتر نرگس پریود شد و خیالش از بابت عدم حاملگی راحت شد. من به فکرم رسیده بود که پرده ی نرگس رو بزنم چون دختری که بکارت نداره نیاز به اجازه ی ولی یا همون سرپرست برای ازدواج نداره. از طرفی نرگس هم چون پدر نداشت اجازه ی ازدواجش با برادرش بود. برادرش هم که مخالف ازدواج ما بود. نرگس حتی به سکس کامل و پاره کردن پرده اش هم راضی شد. یه روز برادر نرگس اتفاقی به همدان میره و نرگس رو با کتونی برتونیکس و مانتو و شالی که من براش خریدم میبینه و چون نرگس عطری که من براش خریده بودم رو زده بوده مشکوک میشه و میفهمه که نرگس با من در ارتباطه. یه سیلی به نرگس می زنه و شماره من رو هم از گوشی نرگس درآورد و به من زنگ زد و هرچی فحش و بد و بیراه بود به من گفت و من رو تهدید کرد که در صورت ادامه ی رابطه با نرگس ازم شکایت میکنه یا این که یه بلایی سرم میاره
و از من خواست این رابطه رو تموم کنم. خانواده ی من که این رفتار برادر نرگس رو دیدن به من گفتن که در صورت ازدواج زندگی موفقی نخواهم داشت و برادر نرگس مانع زندگی من و نرگس میشه و حالا دیگه خانواده ی من هم مخالف این ازدواج شدن و بعد کش و قوس فراوان و گریه و زاری نرگس رابطمون کات شد. و منی که حتی میخواستم با زدن پرده ی نرگس هرجور شده اونو به دست بیارم هم توسط خانواده ام و خواهرم مجبور به کات کردن با نرگس شدم. در ادامه تلاش های من برای ازدواج توسط خواهرم با یه رزیدنت تخصص داخلی آشنا شدم و با همون هم ازدواج کردم که داستانش رو بعدا براتون مینویسم. امیدوارم از داستانم خوشتون اومده باشه. موفق و پر عشق باشید.
نوشته: آرش
5 پاسخ به “رابطهی بی سرانجام”
محض اطلاع بگماجازه دختر به دست باباشه اگه نباشه دست پدربزرگش و اگه هیچکدوم زنده نباشن دست خود دختره استربطی به برادرش نداردو اینم بگم اگه دختری از راه نا مشروع پردش زده باشهبازم در حکم دختر باکره هست یعنی اجازه باباش لازمه
این کستان ۷ فروردین چاپ شده بودبازم تکراری کردندتو پاچه مون 😂👉
وای چه سکسایی کردی ایول لاپایی از رو لباس کیرت نترکید اونوثت
داستان کپی شده هستش و تکراری
چه لزومی داره که روابط شخصی خودتون و اینجا مطرح کنید دوستان عزیز ؟ ! باور کنید اصلا هم این کار جالب نیست و زمینه جدایی شما را همین موضوعات در ظاهر ساده فراهم میکند. بخاطر حفظ زندگی شخصی خودتان و روابط زناشویی خودتان را از نگاه دیگران حفظ کنید تا خدای ناکرده همین ها موجب نشود که افراد دیگر وارد حریم زناشویی شما شوند و که آنوقت پایان رابطه زندگی خودتان را بدست و قلم خودتان اینجا رقم میزنید و عشق زندگیتون و برای همیشه از دست میدهید. خیلی اگر کرم دارید که اینجا از سکسهای خوبی که دارید بنویسید میتوانید چند رابطه خیالی را واقعی جا بزنید و قسم هم بخورید که راسته ما هم قول میدهیم قبول کنیم و حتی جو گیر شویم نظرات تخمی خودمان را هم ارائه کنیم تا بدون نظر نباشید و ناکام از دنیا نروید . شما را هم بکن و بده درجه یک خواهیم شناخت اینو بهتون از طرف تمامی مجمع بکن توان و مجمع تشخیص مصلحت لاپام و کلیه آقا زاده ها و خانم زاده های خشتک دریده بکن تو هم هم قسم میشویم که اینگونه باشما همراهی کنیم تا مجبور نشوید روابط شخصی و حریم خصوصی و شرت و سوتین خانم خوشگلتون و اینجا به اشتراک نگذارید که دیگه صاحب اش نخواهید بود . از ما گفتن ، خود دانید